Sunday, February 29, 2004
امشب يکي از احمقانه ترين خيمه شب بازي امريکائي بنام پخش جايزه اسکار انجام گرفت و ميليونها انسان در سراسر دنيا شاهد اين سيرک بزرگ بودند .
متاسفم که بگم خيلي ها با حسرت و خيلي ها با تحسين ابلهانه به اين مراسم نگاه کردند .
براي مدت سه ساعت در سالني بزرگ که اين مراسم جريان داشت تمامي هنرپيشگان مرد و زن اين صنعت تحميق که سينماي هاليوود ناميده ميشود گوش تا گوش همه دراز گوش نشستند و به يک سري فيلم که عاليترينش در سطح يک فيلم متوسط اروپائي
است جايزه رد و بدل کردند .
در تمام طول اين خيمه شب بازي تنها و تنها مسئله واقعي از دنياي بيرون ان سالن که مطرح شدسخنان يک کارگردان يک فيلم دکومانتري بود بنام مه جنگ که راجع به مک نامارا و جنگ ويتنام بود و اين کارگردان موقعيت کنوني امريکا را به ان موقع تشبيه کرد و گفت همانطور که در ويتنام در سوراخ افتاديم امروز هم در سوراخ افتاده ايم .
زنان هنرپيشه اي که از نک سر تا کف پاشان را به خيال خود براي زيبا تر شدن جراحي کرده بودند همه يک شکل چون عروسکاني که از يک کارخانه بيرون امده اند حضور داشتند
و درست مانند خاله زنکهاي خود ما که در ميهماني ها يکديگر را ورانداز ميکنند در حالي که لبخندهاي مصنوعي به لب داشتند مشغول ورانداز هم بودند.
و جالبتر از همه هنرپيشه وطني شهره اغداشلو بود که کپي شرقي اين بلوندهاي ابله خود را اراسته بود و قبل از مراسم که با شخصي حرف زد از طراح ايراني لباسش اسم
برد و همين !!!!!!!
مردان هنرپيشه هم دست کمي از زنان نداشتند و اين قهرمانان روي پرده سينمائي
هاليود که معبود ميليونها نفر در جهان هستند نه تنها دست کمي از زنان هاليودي ندارند
بلکه خود الت دست مشتي کمپاني و تهيه کننده ميباشند .
انچه براي من به شخصه اهميت داشت تبليغ هاي بسيار گراني بود که مابين يک همچون
برنامه هائي از تلويزيون پخش ميشود .
سه نوع تبليغ ديدم يکي راجع به پپسي
يکي مشتي زن امريکائي ( که قاعدتا بايد به نوعي فمنيست باشند ) دور ميزي در کافه اي نشسته اند و بحث شان راجع به چگونگي تور کردن مردان است !!!!
وسومي کارگردان صاحب نام و محترمي به نام مارتين اسکورسيس که تبليغ کارت امريکن
اکسپرس را ميکرد !!!.
دوستان کي بشريت از شر اين همه تحميق که به انواع و اقسام اشکال در تمامي دنيا
اعمال ميشود رهائي خواهد يافت . ايا هرگز خواهد يافت
.
به پاگنده عزيزم
چندي پيش طي پيامي برات نوشتم که فيلم اخر برتولوچي به نام روياپروران را به ببين
اين نقد را به تو تقديم ميکنم .
من فکر ميکنم پيام برتولوچي در اين فيلم اين است
اگرچه جنبش دانشجوئي سال ۶۸ و به طور کل ان دوران با پيامي زيبا هم در زمينه
ايده ئولوژي هم در زمينه انساني شروع شد متاسفانه در همان رده بالا ماند و انچه به
بدنه اين جنبش رسيد تغيير شکل داده و در عمل چيزي بيش از زرت و پرتي روشنفکرانه
نشد .
استفاده بيش از حد از مخدر و ازادي بي نهايت جنسي سبب پوسيدگي و از بين
رفتن ان شد .
فيلم بسيار منتقدانه نشان ميدهد که اکثريت بدنه جنبش دانشجوئي دانشجوياني
بودند از قماش کاراکترهاي اصلي فيلم که سخنراني در باره مائو ميکردند - عکس مائو
را به تمام گوشه کنار اطاقشان چسبانده بودند حتي چراغ خواب اطاقشان شکل مجسمه مائو بود ولي بيشترين وقت خود را به نوشيدن شراب و استفاده مخدر و عشقبازي هاي
غير متعارف ميگذرانند.
تاکيد بيش از حد برتولوچي بر سکس و اروتيسم فيلم نشانه اين بود که جز همان عده معدود در بالا باقي چون شاخه هائي بودند که در جريانات باد به اين ور و ان ور ميرفتند
که ان را با پايان فيلم به بهترين شکل نشان داد.
هنگامي که يکي از کاراکترها قصد کشتن خود و برادر و معشوق خود را داشت
ناگهان با صدائي از بيرون همگي از خانه خارج گشته به جنبش در خيابان پيوستند!!!
من حتي فکر ميکنم که انتخاب نام روياپرور از جانب برتولوچي سينيکال بود .
شايد اشاره اي بود به شعر تصور کن جان لنون که بگويد اري ما پيامت را شنيديم
به تو پيوستيم ولي چيزي که بهش پيوستيم گـــه بود.
عزيزم پاگنده اين تحليل من بود بسيار دوست دارم اگر تو فيلم را ديده اي نظرت را
برام بنويسي. شاد باشي نانا
چندي پيش طي پيامي برات نوشتم که فيلم اخر برتولوچي به نام روياپروران را به ببين
اين نقد را به تو تقديم ميکنم .
من فکر ميکنم پيام برتولوچي در اين فيلم اين است
اگرچه جنبش دانشجوئي سال ۶۸ و به طور کل ان دوران با پيامي زيبا هم در زمينه
ايده ئولوژي هم در زمينه انساني شروع شد متاسفانه در همان رده بالا ماند و انچه به
بدنه اين جنبش رسيد تغيير شکل داده و در عمل چيزي بيش از زرت و پرتي روشنفکرانه
نشد .
استفاده بيش از حد از مخدر و ازادي بي نهايت جنسي سبب پوسيدگي و از بين
رفتن ان شد .
فيلم بسيار منتقدانه نشان ميدهد که اکثريت بدنه جنبش دانشجوئي دانشجوياني
بودند از قماش کاراکترهاي اصلي فيلم که سخنراني در باره مائو ميکردند - عکس مائو
را به تمام گوشه کنار اطاقشان چسبانده بودند حتي چراغ خواب اطاقشان شکل مجسمه مائو بود ولي بيشترين وقت خود را به نوشيدن شراب و استفاده مخدر و عشقبازي هاي
غير متعارف ميگذرانند.
تاکيد بيش از حد برتولوچي بر سکس و اروتيسم فيلم نشانه اين بود که جز همان عده معدود در بالا باقي چون شاخه هائي بودند که در جريانات باد به اين ور و ان ور ميرفتند
که ان را با پايان فيلم به بهترين شکل نشان داد.
هنگامي که يکي از کاراکترها قصد کشتن خود و برادر و معشوق خود را داشت
ناگهان با صدائي از بيرون همگي از خانه خارج گشته به جنبش در خيابان پيوستند!!!
من حتي فکر ميکنم که انتخاب نام روياپرور از جانب برتولوچي سينيکال بود .
شايد اشاره اي بود به شعر تصور کن جان لنون که بگويد اري ما پيامت را شنيديم
به تو پيوستيم ولي چيزي که بهش پيوستيم گـــه بود.
عزيزم پاگنده اين تحليل من بود بسيار دوست دارم اگر تو فيلم را ديده اي نظرت را
برام بنويسي. شاد باشي نانا
Saturday, February 28, 2004
دوستان
ايا کسي اين خبر را شنيده که با ميانجيگري ريچارد پرل اتحادي بين
سلطنت طلبان و مجاهدين خلف در حال شکل گيري است .
اگر کسي ميداند به من هم خبر بدهد. مرسي
ايا کسي اين خبر را شنيده که با ميانجيگري ريچارد پرل اتحادي بين
سلطنت طلبان و مجاهدين خلف در حال شکل گيري است .
اگر کسي ميداند به من هم خبر بدهد. مرسي
دوستان عزيزم
به مناسبت گرفتن موضع قاطع بر عليه اخلا گران به عنوان دست گرمي
به شبح ميگويم .
زنده باشي دست مريزاد دوست من .
به مناسبت گرفتن موضع قاطع بر عليه اخلا گران به عنوان دست گرمي
به شبح ميگويم .
زنده باشي دست مريزاد دوست من .
اي پاگنده عزيزم اي عزيز ترين پاگنده هاي تمام عالم من
بابا کجائي بيا يه چيزي بنويس
مگه نميدوني من و دوستان بي صبرانه منتظريم که از پايگاه شعور و خرد
چيزي بشنويم .
دوستت دارم بيـــــــا .
بابا کجائي بيا يه چيزي بنويس
مگه نميدوني من و دوستان بي صبرانه منتظريم که از پايگاه شعور و خرد
چيزي بشنويم .
دوستت دارم بيـــــــا .
دوستان
در مورد اين هاله نيمه پشگل هم بايد بگم
کافيست به مستراحي به نام وبلاگش رفته و با دستکش بخشي را که براي
سگش تولد گرفته اورده و عکسهاي سگش را نگاه کنيد در يکي دو تا از اين عکسها
دستان فربه و سفيد اين تکه گه با انگشتري نمايان است اين دستها به دستان
ماري انتوانت گفته زکي
اين دستها نشان از ان بالاخانه مطلقا خالي دارد اين دستها نشان دهنده ان است
که هنگامي که در خشتک روري مشغول کاوش و تفحص نيست ( که البته بيشتر
مواقع هست ) اگر وقتي پيدا کند به پشت کامپيوتر ميايد و بر مبناي نصايح
پدر جاکشش حرفهائي از قبيل حرفهاي ماري انتوانت که گفت چرا مردم شلوغ ميکنند
در جوابش گفتند زيرا گرسنه هستند و نان پيدا نميشود ماري انتوانت با تعجب
گفت خوب چرا بيسکوئيت نميخورند !!!!!
بزند .
همگي شما به دستان خود نگاه کنيد و تفاوت را به بينيد ايا دستان زني در سن بين
چهل و پنجاه ميتواند اين باشد من به شما قول ميدهم که حتي يک خط هم که
نشان از درد باشد در صورت اين تکه گه مشاهده نميشود .
پس عجيب نيست که دوستش شراگيم در قسمت کامنتهاي زيتون بر مبناي انتقاد
به زيتون گفت :
اگر تو جدي جدي شروع به مطالعه نکني بيست سال ديگر تبديل خواهي شد به
يه چيزي مثل هاله سطحي !!!!!!!!!!
در مورد اين هاله نيمه پشگل هم بايد بگم
کافيست به مستراحي به نام وبلاگش رفته و با دستکش بخشي را که براي
سگش تولد گرفته اورده و عکسهاي سگش را نگاه کنيد در يکي دو تا از اين عکسها
دستان فربه و سفيد اين تکه گه با انگشتري نمايان است اين دستها به دستان
ماري انتوانت گفته زکي
اين دستها نشان از ان بالاخانه مطلقا خالي دارد اين دستها نشان دهنده ان است
که هنگامي که در خشتک روري مشغول کاوش و تفحص نيست ( که البته بيشتر
مواقع هست ) اگر وقتي پيدا کند به پشت کامپيوتر ميايد و بر مبناي نصايح
پدر جاکشش حرفهائي از قبيل حرفهاي ماري انتوانت که گفت چرا مردم شلوغ ميکنند
در جوابش گفتند زيرا گرسنه هستند و نان پيدا نميشود ماري انتوانت با تعجب
گفت خوب چرا بيسکوئيت نميخورند !!!!!
بزند .
همگي شما به دستان خود نگاه کنيد و تفاوت را به بينيد ايا دستان زني در سن بين
چهل و پنجاه ميتواند اين باشد من به شما قول ميدهم که حتي يک خط هم که
نشان از درد باشد در صورت اين تکه گه مشاهده نميشود .
پس عجيب نيست که دوستش شراگيم در قسمت کامنتهاي زيتون بر مبناي انتقاد
به زيتون گفت :
اگر تو جدي جدي شروع به مطالعه نکني بيست سال ديگر تبديل خواهي شد به
يه چيزي مثل هاله سطحي !!!!!!!!!!
دوستان
به دنبال شلوغ بازي و هوچيگري و نوشتن نامه اي سراسر التماس و درخواست به جديدترين تکه گه رژيم جانيان بنام حداد عادل مهشيد گه کله پشگلي ( بروزن موفرفري)
همچون ويجينتي مالا هنر پيشه مشهور هندي بار ديگر در وبلاگ شبح وارد صحنه گشته و ستوني يافته و در حالي که لحن سوزناکي به گفته هايش ميداده مرا مورد حمله به قول خودش قرار داده .
مرا رقت انگيز خوانده که از نظر من ابدا اشکالي ندارد گفته که او توضيح را براي انسانهاي عاقل و با فهم و شعور داده که اين هم اشکالي ندارد زيرا اين به ان معني است که با معيارهاي او من رقت انگيز و بي عقل و شعور هستم و با شناختي که تمامي وبلاگستان بغير از دوستان او از او دارند اين سخنان نشانه اين است که من نه تنها رقت انگيز نيستم بلکه قابل احترام هستم و نه تنها فاقد عقل و شعور نيستم بلکه دارنده ان هستم .
اين تکه گه مجسم با ناله اي زينبي گفته که من زندگيم شده فحش به او و ببينم او چه گفته و چه کرده
اي سنده پشمالو درست گفتي و من با اين کار هر روز از روز پيش تو مزدور بي جيره و مواجب ( شايد هم با جيره و مواجب ) رزيم را رسواتر کرده و خواهم کرد چه مبارزه اي از اين بالاتر که تفاله هائي چون تو شناسائي شده وافشا گرديد .
ويجينتي مالاي ايراني - سوئدي سپس گفته که زندگي من شده فحش به او - اهان حال مچ اين دروغگو را گرفتم او که ادعا ميکرد وبلاگ مرا نميخواند پس از کجا ميداند که من به او فحش ميدادم اي دروغگوئي که از بيشرمي به حداد هاي عادل رفته اي ديدي مچ خود را باز کردي .
نوشته از اين که زني را در هيبت من به بيند گريه اش ميگيرد .
من شخصا اين را ميدانم و ميدانم که گريه ات از بغض و حسد ناشي ميشود چون هر تلاشي تو پاره گه کني از نظر منطق به من که هيچ حتي به يک شاگرد معمولي کلاس اول راهنمائي در ايران هم نخواهي رسيد زيرا در ان کله پشگلي فقط پشگل براي روز مبادا انبار کرده اي و بس .
سپس ترکمون زده که به شخصي قبلا گفته بوده که اگر کسي رو به قبله هم باشد حق توهين به کسي را ندارد . که البته منظورش اين است که در اين رژيم خون و جنون و وجشت اين اخوندا و حداد عادل ها انقدر قوي هستند که مواظب باشيد اگر در زندان شما را دار زدند و بر اثر تصادف هنوز جاني در کونتان باقي بود مبادا مبادا زنهار که کلمه اي توهين اميز به خامنه اي بگوئيد زيرا ادب حکم ميکند که سر را پائين انداخته خود ان نيمه جاني را که در کونتان باقيست با دستان تواناي خود از خود بگيريد.
به دنبال شلوغ بازي و هوچيگري و نوشتن نامه اي سراسر التماس و درخواست به جديدترين تکه گه رژيم جانيان بنام حداد عادل مهشيد گه کله پشگلي ( بروزن موفرفري)
همچون ويجينتي مالا هنر پيشه مشهور هندي بار ديگر در وبلاگ شبح وارد صحنه گشته و ستوني يافته و در حالي که لحن سوزناکي به گفته هايش ميداده مرا مورد حمله به قول خودش قرار داده .
مرا رقت انگيز خوانده که از نظر من ابدا اشکالي ندارد گفته که او توضيح را براي انسانهاي عاقل و با فهم و شعور داده که اين هم اشکالي ندارد زيرا اين به ان معني است که با معيارهاي او من رقت انگيز و بي عقل و شعور هستم و با شناختي که تمامي وبلاگستان بغير از دوستان او از او دارند اين سخنان نشانه اين است که من نه تنها رقت انگيز نيستم بلکه قابل احترام هستم و نه تنها فاقد عقل و شعور نيستم بلکه دارنده ان هستم .
اين تکه گه مجسم با ناله اي زينبي گفته که من زندگيم شده فحش به او و ببينم او چه گفته و چه کرده
اي سنده پشمالو درست گفتي و من با اين کار هر روز از روز پيش تو مزدور بي جيره و مواجب ( شايد هم با جيره و مواجب ) رزيم را رسواتر کرده و خواهم کرد چه مبارزه اي از اين بالاتر که تفاله هائي چون تو شناسائي شده وافشا گرديد .
ويجينتي مالاي ايراني - سوئدي سپس گفته که زندگي من شده فحش به او - اهان حال مچ اين دروغگو را گرفتم او که ادعا ميکرد وبلاگ مرا نميخواند پس از کجا ميداند که من به او فحش ميدادم اي دروغگوئي که از بيشرمي به حداد هاي عادل رفته اي ديدي مچ خود را باز کردي .
نوشته از اين که زني را در هيبت من به بيند گريه اش ميگيرد .
من شخصا اين را ميدانم و ميدانم که گريه ات از بغض و حسد ناشي ميشود چون هر تلاشي تو پاره گه کني از نظر منطق به من که هيچ حتي به يک شاگرد معمولي کلاس اول راهنمائي در ايران هم نخواهي رسيد زيرا در ان کله پشگلي فقط پشگل براي روز مبادا انبار کرده اي و بس .
سپس ترکمون زده که به شخصي قبلا گفته بوده که اگر کسي رو به قبله هم باشد حق توهين به کسي را ندارد . که البته منظورش اين است که در اين رژيم خون و جنون و وجشت اين اخوندا و حداد عادل ها انقدر قوي هستند که مواظب باشيد اگر در زندان شما را دار زدند و بر اثر تصادف هنوز جاني در کونتان باقي بود مبادا مبادا زنهار که کلمه اي توهين اميز به خامنه اي بگوئيد زيرا ادب حکم ميکند که سر را پائين انداخته خود ان نيمه جاني را که در کونتان باقيست با دستان تواناي خود از خود بگيريد.
Friday, February 27, 2004
اهاي با توام
توئي که تو خيابون تو سرما و تنهائي داري ذره ذره ميميري
اهاي با توام
توئي که تو صف هاي طولاني با پاهاي درد کشيده و لبخندي محو ايستادي
اهاي با توام
توئي که تو خيابون نزديک باجه تلفن نشستي و گوشهاتو به ديوار چسبوندي
اهاي با توام
توئي که سر چهار را ايستادي تا کسي براي کمک صدات کنه
اهاي شماها
به دفن کننده هاتون کمک نکنيد
بدون جنگ وا نديد
قلبتون را وا کنيد
ما داريم ميائيم خونه
به ما نگيد که هيچ اميدي نيست
همگي دست در دست خواهيم ايستاد
چون بدون هم همگي برزمين خواهيم افتاد
از اهنگ جاوداني پينک فلويد به نام Hey you شب دوستان خوش
توئي که تو خيابون تو سرما و تنهائي داري ذره ذره ميميري
اهاي با توام
توئي که تو صف هاي طولاني با پاهاي درد کشيده و لبخندي محو ايستادي
اهاي با توام
توئي که تو خيابون نزديک باجه تلفن نشستي و گوشهاتو به ديوار چسبوندي
اهاي با توام
توئي که سر چهار را ايستادي تا کسي براي کمک صدات کنه
اهاي شماها
به دفن کننده هاتون کمک نکنيد
بدون جنگ وا نديد
قلبتون را وا کنيد
ما داريم ميائيم خونه
به ما نگيد که هيچ اميدي نيست
همگي دست در دست خواهيم ايستاد
چون بدون هم همگي برزمين خواهيم افتاد
از اهنگ جاوداني پينک فلويد به نام Hey you شب دوستان خوش
Je dois juste m'asseoir
Je ne dois pas parler
Je ne dois rien vouloir
J'abttis tout mon jeu sur la table.
Aimons-nous les uns les autres.
Je ne dois pas parler
Je ne dois rien vouloir
J'abttis tout mon jeu sur la table.
Aimons-nous les uns les autres.
Thursday, February 26, 2004
با درود بر دوستان عزيزم
خوب دوستان با بحثي که راجع به ازادي بيان بي قيد و شرط انجام شد فکر کنم خيلي چيزها روشن گرديد .
خود شما بهتر ميدانيد که چه نوع افرادي علاقمند هستند که ازادي بي قيد و شرط را محدود کنند .
من دو مطلب در وبلاگ قبلي خود بي پرده خطاب به شبح نوشتم و جوهر انچه که بايد بگويم با روش بي ادبانه خود گفتم .
اينجا خطابم به شماست با شناختي که پيدا کرده ايد من فکر ميکنم که همه شما بايد مصرانه به وبلاگ شبح رفته و به بحث و گفتگو به پردازيد نه الزاما با او بلکه با يکديگر و
حال که اين وبلاگ در ايران وبين جوانان خواننده دارد مخاطبان شما در واقع انان هستند .
اگر شما به اين کار خود ادامه دهيد از دو صورت خارج نيست يا شبح و تفاله هاي دور و برش عصباني شده و رفتار نا خوشايند خواهند کرد
که اين چهره انان را بيشتر اشکار خواهد کرد .
ويا چون حرفهاي شما زيادي روشنگرانه است مجبور خواهند شد که در دکان را تخته کنند
بهر حال تا روزي که در دکانش را تخته نکرده از تصرف اين دکان توسط تفاله ها جلوگيري نمائيد .
و فراموش نکنيد که اين کار روشنگري است و همه ما بايد به سهم خود روشنگري کنيم .
شاد و پيروز باشيد .
خوب دوستان با بحثي که راجع به ازادي بيان بي قيد و شرط انجام شد فکر کنم خيلي چيزها روشن گرديد .
خود شما بهتر ميدانيد که چه نوع افرادي علاقمند هستند که ازادي بي قيد و شرط را محدود کنند .
من دو مطلب در وبلاگ قبلي خود بي پرده خطاب به شبح نوشتم و جوهر انچه که بايد بگويم با روش بي ادبانه خود گفتم .
اينجا خطابم به شماست با شناختي که پيدا کرده ايد من فکر ميکنم که همه شما بايد مصرانه به وبلاگ شبح رفته و به بحث و گفتگو به پردازيد نه الزاما با او بلکه با يکديگر و
حال که اين وبلاگ در ايران وبين جوانان خواننده دارد مخاطبان شما در واقع انان هستند .
اگر شما به اين کار خود ادامه دهيد از دو صورت خارج نيست يا شبح و تفاله هاي دور و برش عصباني شده و رفتار نا خوشايند خواهند کرد
که اين چهره انان را بيشتر اشکار خواهد کرد .
ويا چون حرفهاي شما زيادي روشنگرانه است مجبور خواهند شد که در دکان را تخته کنند
بهر حال تا روزي که در دکانش را تخته نکرده از تصرف اين دکان توسط تفاله ها جلوگيري نمائيد .
و فراموش نکنيد که اين کار روشنگري است و همه ما بايد به سهم خود روشنگري کنيم .
شاد و پيروز باشيد .
Subscribe to:
Posts (Atom)