Thursday, November 30, 2006


چس سوز !!!


باز امروز تو نيو همپشاير يه چس مثقال برف اومد
و تو هوستون هم يه چس سوزي اومد و واي واي
چشمتان روز بد نبيند که اين سياه پوستان چه
کاپشن ها و کتهاي پوستي مانند اسکيموها تن
کرده و هي قر ميدهند ميروند و ميايند

به جان خودم من هنوز با شلوار کوتاه و بي جوراب
به خيابان ميروم و گاهي يک کت سبک ميپوشم
اينجا هنوز تابستان است کور شوم اگر دروغ بگويم
رفته بودم داروخانه و هي چپ و راست اسکيموي
سياه ميديدم نميدونيد اينا چه همه ترسو هستند
بسکه بدنشان به گرما عادت کرده يک باد سرد فوري
فکر ميکنند الان يخ ميزنند و خواهند مرد
و آي سليطه بازي در مياورند آي سليطه بازي در
مي آورند آي س.................نانا
آکادمي آوارد!


جونم براتون بگه حالا که اين تنه لش پسر شاملو مرا بي خواب
کرد گفتم براتون يه ماجرا بنويسم

دوستي از زمان پاريس داشتم که يکي دو سالي بعد از من
به امريکا آمد و يکراست رفت لوس آنجلس و نزد فاميلي
سکني گرفت
شرايطش حقيقتا اسفناک بود زيرا تنها فرانسه سخن
ميگفت و فارسي - بي پول بود و خيال ادامه تحصيل را هم
داشت
در رستوران پدر يک دوست فرانسوي در بورلي هيلز که
قهوه و شيريني سرو ميکرد براي رجاله هاي شو بيزنس
استخدامش کردند که با مشتريان به عمد فرانسه حرف
بزند که يعني گارسون هاي ما پاريسي هستند ارواج
مشگ عمه شان و اين دختر بسيار جدي از آنها خواست
که حقوقش را نقد بدهند زيرا اجازه کار ندارد و قبول کردند
حال درست در چنين حالتي که تازه با دختر ايراني ديگري
يک آپارتمان دو اتاق خوابه را کرايه کرده و به سختي روزگار
ميگذراندند ناگهان يکي از نمايشنامه نويسان معروف ايراني
هم با دوستي ديگر به خانه او ميروند زيرا آنها هم غير قانوني
بوده اند و خلاصه که خر بيار و باقالي بار کن از سر شلوغي
اين دختر که تمام روز بايد کار کند براي صنار سه شاهي
و شب هم به اين دو مرد سرويس غذا بدهد چون ميهمان
و دوست هستند و هم با آن يکي دختر ايراني سر و کله بزند
که ببخشيد که اين دو غول بياباني آمده اند اينجا و مزاحم
زندگي ما هستند !!!!!!

در چنين پريشان احوالي و نگراني براي اقامت و قانوني شدن
روزي هنگامي که به سر کار خود با ماشين قراضه اي که دو سه
هزار دلار خريده بوده ميرفته از هر طرفي ميرود خيابانها را بسته
مي بيند و با کلافگي به اولين پليسي که ميرسد ميگويد :

- چرا همه جا را بسته ايد چه خبره ؟

پليس با تعجب نگاهي بسيار عجيب به او ميکند و ميگويد :

- مگر نميداني آکادمي آوارد است امشب ؟

يعني براي پليس تصورش هم غير ممکن بود که کسي با ماشين
نمره لوس آنجلس وسط لوس آنجلس نداند که امشب برنامه
اسکار است در حالي که تقريبا همه جهان از طريق ماهواره آنرا
نگاه ميکنند

و اين دوست من به دليل اينکه هم در ايران و هم در فرانسه به
اکادمي آوارد ميگفتيم اسکار
با کمال ساده لوحي ميگويد :

- ببخشيد آکادمي آوارد چه جايزه اي هست ؟

و اين بار پليس نگاهي بسيار غريب تر به او ميکند و ميگويد

- منظوري نداشتم بفرمائيد برويد و او را مجبور به رفتن ميکند و
پاسخ او را ديگر نميدهد !!!!!!!!!!!!نانا
همه مون انسانيم !



جانم بگه حضورتون که داشتم ميرفتم بخوابم که يه سري
رفتم وبلاگ حسن آقا و يه لينک گذاشته بود از سايت انتخاب
که در آن مردک نره خري با موهاي سپيد که خود را پسر شاملو
ناميده يک سري کس و شعر مفت گوز راجع به پدر هنرمندش
نوشته
گفتم تا قبل از اين که سر و صداي باقي در بياد که احتمالا درخواهد
آمد يه دو سه چيزي براتون بنويسم

اين جاکش هم فاميل با شاملو هرکه هست با همکاري وزارت
اطلاعات ايران براي تخريب شاملوي بزرگ اين گه هاي مفت را
خورده است

ولي فراموش نکنيد نانا عادل است و راست گو

بخش هائي از سخنانش را در مورد شاملو کاملا درست ميدانم
و دست اول هم ميدانم

به عنوان نمونه تضاد شديد او بين آرمان هاي انساني و نفرتش
از کمونيزم در دوره اي او را بسيار گيج و گنگ کرده بوده که براي
همين خانم آيدا راجع به مردم ايران نوشته که اگر در بيست و هشت
مرداد ميمردم

اين رمه آن قدر نميداشت که من ترا ناديده بميرم

يعني توهين مستقيم به کل يک ملت
ميدانيد يعني چي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و راجع به رابطه ظاهري عاشقانه اش با آيدا هم شاهدي دارم
که شايد عده اي بشناسيد و او حميد مير مطهري است که اواخر
شاه به ايران آمد و برنامه هائي تقليدي امريکائي در کانال دوي
تلويزيون درست ميکرد
او با شاملو رفيق جواني بود و خودش ميگفت که شبي که از عرق
خوري بازميگشتيم با دو سه مرد ديگر هنگامي که سر کوچه خانه
شاملو رسيدم او که مست بود راجع به آيدا چنين گفت :

- واي که باز بايد برم با اين لکاته روبرو بشم
و ازرفتن به خانه ابا ميکرده !!!! اين سخنان را حميد مير مطهري
شايد بيست و دو سه سال پيش به من گفت براي من هم ابدا
فرقي نميکرد

زيرا قربانتان روم ما همه انسانيم اگر شخصي يک قابليت خارق العاده
داشت که به معني يک سر و گردن بالاتر از انسان بودن که نيست که
او اين هنر را دارد
مانند زني که هنر پختن غذاي خوب را دارد يا نجاري که هنر نجاري را
دارد
مگر يک نجار از زنش که قبلا عاشقش بوده خسته نميشود که شاملو
نشود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مگر يک نجار در تضاد فکري گير نمي افتد که کس و شعر بگويد ؟؟؟؟

و چون پاسخ ميتواند مثبت باشد پس شاملو يک انسان بود با همه
خوبي و بدي هاي يک انسان
مردم ايران او را مي پرستند زيرا از دل آنان سخن گفته و همراه آنان
بوده
خوب پسرک مادرجنده که چوب را به مرده آنهم پدر مرده خود ميزني
باباي تو همواره در کنار مردم ايران بود
همين براي ما کافيست او مردمي بود براي همين در قلب مردم ما
تا ابد ميماند
ورنه مگر ما از او بهتر در تاريخمان نداشته ايم ؟
حافظ و مولانا و خيام و فروغ و نيما و شاملو چه تو دوست داشته
باشي چه نه ....مانده اند جاکش مو سفيد .......................نانا




شاملو


به چرک مي نشيند
خنده
به نوار زخمبندش ار
ببندي

رهايش کن
رهايش کن
اگر چند
قيلوله ديو
آشفته مي شود

چمن است اين
چمن است
با لکه هاي آتشخون گل

بگو چمن است اين ٬ تيماج سبز ميرغضب نيست
حتي اگر
ديري است
تا بهار
بر اين مسلخ
برنگذشته باشد

تا خنده مجروحت به چرک اندر ننشيند
رهايش کن
چون ما
رهايش کن !


TO ALL YOU ALL.....nana
Detachment


لغت بالا که دي تچمنت تلفظ ميشود از لغاتي است که
در فارسي معادل درستي برايش نداريم
اگر اتچمنت را درگيري بدانيم براي ديتچمنت معادل نادرگير
نارسا است

به هر حال
دي تچمنت يعني که به جائي متصل بوده اي و اکنون
بندها را بريده و رها شده اي از کل اتصال

با اين مقدمه کوتاه ميروم برايتان سه نگاه سه نابغه متفکر
را به کل يونيورس برايتان کمي نشان دهم

از نخستين بارهائي که با کارهاي ميلان کوندرا آشنا شدم
فريفته اين حالت ديتچمنت او شدم
بسياري از ابلهان اين حالت او را نشاني از غرور و فخر و
تکبر ميدانند ولي اشتباه ميکنند
او دي تچت است يعني بدون اتصال و از اين موضع جهان
را مينگرد
بالاخره هرچي باشه هموطن کافکاي سياه و صادق است
مگه نه ؟

نگاه دوم مال کاموست
کامو خيلي سياه تر از کوندورا ميبينه و ابائي از گفتنش نداره

ولي سارتر
سارتري که بايد کلاه را برايش برداشت از انسان و خواست و
و ---- عمل ---- سخن ميگه .

دوست دارم ديتچت باشم و درگير !

ببين ديگه من چه پر روام و چه جاه طلبي هائي دارم !!!!!! نانا


بلوچ گرامي



کاملا با پست ( آخوند هم بشر است ) شما موافقم بايد
به کمک هر مخالفي که اين رژيم سرکوب ميکند برويم
استثنا هم ندارد
اما نکته کوچکي را هم اين کمينه پيشنهاد ميکنم

براي تک تک آخوندان مخالف رژيم کنوني از منتظري به
پائين بايد ايميلي خصوصي بفرستيم که
در ايران آزاد فردا ما شغلي به نام آخونديت نميشناسيم
آخوندها هم ميتوانند براي خود کار کنند و مساجدشان را
خودشان بسازند و همان جايگاهي را که مسجد براي
بي خانمانان قرار بوده داشته باشد براي فقرا فراهم
کنند
و همان فانکشني که امروزه کليسا دارد براي مردم ما
هم داشته باشند والسلام

کاسبي ئي به نام واسطه تو با خدايت ديگر بايد از قانون
اساسي ايران آزاد به دليل خوردن چوبش به مردم ايران
رخت بر بندد
کار کنند و آخوند باشند کسي اعتراضي ندارد
منظورم کار بدني است به ولاي هرچي سيده !!!!!!!!!

اين شرط را اگر بگذاري رفيق بلوچ کارمان بسيار آسان
ميشود يعني جنگ اول به از صلح آخر .................نانا


غافل نشويد ...........نانا




“Words are loaded pistols”


JEAN-PAUL SARTRE


Life can only be understood backwards, but it must be lived

.forwards

ALBERT CAMUS



No matter how much we scorn it, kitsch is an integral part of the human condition


MILAN KUNDERA



بعضي وقتا چه چيزائي چه چيزائي را ياد آدم مياره
آدم که نه يعني منظورم نانا خودمم !!!!
به حق چيزاي نشنيده و نديده و نبوئيده و نخورده و
نکرده و نلمسيده ( از فعل لمسيدن مياد !!) و ......

به هر حال کمي به اين عکس معروف استيو مک کوئين
نگاه کنيد تا بهتان بگم منظورم چيه ؟

عرضم به حضورتان که پدر من طنزي بي نهايت قوي و
خاص خود داشت و از زماني که من يادم ميايد بسيار با
هم ميخنديديم

مثلني برايتان يک مورد را ميگويم تا متوجه شويد چه
ميگويم
زماني که فکر کنم يازده دوازده ساله بودم سينماهاي
زنجيره اي مولن روژ فيلمي از ريچارد برتون را نشان
ميدادند به نام (( با خشم به گذشته بنگر )) از اون
فيلمهاي تخمي پخمي عشقي و انتقامي بود که
پدرم ابدا اينترستي نداشت عليزغم علاقه اش به
سينماي امريکا
و من هي يقه اش را گرفته بودم گاه و بيگاه که بايد
برويم با هم اين فيلم را ببينيم
روزي که سر پله ها يقه اش را گرفتم که :خوب کي
بريم ؟
به سرعت از من دور شد يعني چندين قدم برداشت
و سپس برگشت با يک قيافه اي از (( خشم ))
تقليدي به من نگاه کرد و سپس گفت :
- بيا اينم با خشم به گذشته نگاه کردن ولمون کن
اين فيلم ها را !!!!!!!!!!!!!!!!!!

به هر حال يادم هست که فيلم داستان وست سايد
که به روي اکران همين سينماهاي مولن روژ آمد
مردم اغلب ميگفتند - فيلم داستان وست سايد استوري
را ديده اي ؟
و من و پدرم کلي ميخنديديم ولي روزي به خانه آمد و
گفت ـ امروز آب دارچي اداره مون ميگفت :
- ميگن يه فيلمه به اسم داستان وسيله ساز !!! خيلي
قشنگه !!!!!!!!!

به هر حال ماجراي اين عکس هم اينه که به ژست استيو
مک کوئين دقت کنيد
يک دستش را به بلندي و يک دستش را به کمرش زده
من عادت داشتم که همواره اينگونه مي ايستادم و با کسي
سخن ميگفتم يا به جائي خيره ميشدم
و پدرم همواره مرا که اين گونه ميديد از هر جائي بود خود
را به من رسانده و آهسته در حال رد شدن ميگفت :

- آفتابه

و راست ميگفت عينهون پوزيسيون آفتابه مي ايستادم و
با گفتن آفتابه او من هر بار از خنده کبود ميشدم و از خنده
من باقي آدمها ...................................نانا
خودشان هم ميدانند !


با درود بر تمامي دوستان گرامي

ز تعارف کم ميکنم و مستقيم ميروم روي مبلغ

جانم برايت بگويد که از ديروز تا کنون نشده يک خبر را راجع به اين
نامه احمق کبير حمقي مادرجنده به مردم امريکا يک رپرتر گزارش
کند و پوزخندي هم هرچند نامحسوس يا لحظه اي پاز براي مسخره
به فضا نفرستد ....و از طرفي جان بولتن هم ديشب ميگفت :
- جالبه که اين مرد داره براي مردم ما تعيين ميکنه که چي خوبه چي
بده !!!!!!!!

بگذريم نظر به اهميت ملاقات بوش و نورالمالکي خبرهائي را که دارم
برايتان مينويسم و سپس اين خبر مربوط به ملاقات اين دو را برايتان
کمي جر واجر ميکنم

جانم برايتان بگويد که احتمالا همگي تا حال متوجه شده ايد که يک
گزارش از شخصي توسط نيويورک تايمز به بيرون درز کرده
که در آن ارزيابي کلي از نورالمالکي بسيار بد بوده يعني به شکل
کاملا گنگي او را آدم ايران معرفي کرده اند که عادل هم نيست و
کلي به ضرر سني ها و به نفع شيعه ها شلوغش کرده بوده !!!!
همزماني بيرون آمدن اين گزارش و قرار ملاقات اين دو ديشب در
اردن باعث شده که نورالمالکي به محض رسيدن به اردن به بهانه
اين که فردا بايد با بوش ملاقات کند و ديگر لزومي به شرکت در
ميهماني شام امشب با بوش و عبدالله نيست به هتلش رفته و
کپه مرگش را گذارده
يعني دعوت شام را با قهر براي اين گزارش نيويورک تايمز رد کرده

تمامي ديشب سخن اين بود که نورالملکي بوش را اسناب کرده
است و علتش هم اين گزارش است

به هر حال امروز با هم ملاقات کرده اند و اين سخنان را نظر به
اهميت برايتان کمي جر واجر ميکنم:





((بوش نوری المالکی را رهبری قدرتمند توصيف کرد که می خواهد
عراق آزاد و دموکراتيک را به موفقيت برسد.
بوش: نیروهای آمریکایی در عراق باقی می مانند

جرج بوش، رييس جمهوری آمريکا در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با
نخست وزير عراق تاکيد کرد که نيروهای آمريکايی برای تقويت دولت
عراق در اين کشور باقی می مانند.))


جانم برايتان بگويد که اين رهبر قدرتمندي که بوش به کون اين مردک
بدترکيب بسته است يعني که او با غرب است اوفينا رهبر مادر جنده
ترياکي ايران !!!!!
اين نيروهاي امريکائي هم در عراق باقي مي مانند يعني رژيم
مادرجندگان اسلامي ايران گه خورده ايد و به وسط لنگ زنان کپکي
خود خنديده ايد که خيال کرديد ما ميرويم و شما و نورالملکي عراق
را بخور بخور !!!!!!!

ايران خواسته اي بزرگتر از رفتن امريکا از خاورميانه ندارد او حاضر است
خايه هاي خود اهود المرات را در کانال ماهواره اي بي بي سي ليس
زند اگر تنها به او گارانتي حيات متعفنش را بدهند
ولي نميدهند و نخواهند داد تا به روز ملا عمر بيندازندش اينان پرنسيپ
دارند و با تروريست سخن نميگويند پريود


((وی که در امان با خبرنگاران سخن می گفت ، تاکيد کرد که طرفين برسر
تفويض مسئوليت های امنيتی به نيروهای عراقی به توافق رسيده اند.))



اين هم که يعني اين که ما خواهيم ماند و به عنوان محافظ و حمايت کننده
براي عراقي مستقل و دموکراتيک
تا کور شود چشمان دريده رهبر يکدست اسلامي مادرجنده جنايتکار ايران!


((رييس جمهوری آمريکا، بعد از ظهر روز چهار شنبه وارد امان پايتخت اردن
شد تا گفت و گوهای حساسی را در زمينه برقراری ثبات در عراق با
نوری المالکی نخست وزير آن کشور آغاز کند. ))



بعله ...اين خبر هم يعني اين که ملاقات هاي دو نفره بوش و نورالمالکي
ابدا به توافقي منتهي نشده بود اينک يک ميانجي و سخنگوي دنياي
عرب سني را هم بوش شاهد گرفته که به نورالمالکي بگويند !!! که
ما هم شوخي نداريم
اگر جنگي شود ما دنياي سني يه کوچولو مدرن عرب هم با غرب هستيم
حالا يا برو با رهبر يکدست ايران
يا بيا با ما



((بوش تصريح کرد که يکی از نگرانی های آقای مالکی اين است که آمريکا
در ارايه موارد مورد نياز برای حمايت از مردم عراق کند عمل کرده و در
جلسه مشترک با يکديگربر تسريع بخشيدن به ظرفيت ها برای پايان دادن
به خشونت ها در عراق به توافق رسيديم.))




خوب اينجا هم يک عدد از اون گلايه هاي زن و شوهري از امريکا کرد و
گفت شما خيلي کون گشاد بوديد براي راست و ريست کردن عراق
امريکا هم گفت :
- يس ....سر ....اين...د...يد!!!!!!!!


((وی، نوری المالکی را رهبری قدرتمند توصيف کرد که می خواهد عراق
آزاد و دموکراتيک به موفقيت برسد.))



اينجا هم با اين دو کلمه ((آزاد و دموکراتيک )) چهار ستون کپک زده بدن
مادرجنده اعظم خامنه اي ديکتاتور را بد جوري لرزاند !!!!!!







(( بوش همچنين گفت ايالات متحده تصميم دارد به نوری المالکی کمک
کند تا او در عراق به اهدافش برسد.

رييس جمهوری آمريکا گفت با نخست وزير عراق درباره اهميت سرعت
بخشيدن به آموزش نيروهای امنيتی و ارتش عراق به توافق رسيده اند.))





بعله ...گفت که چون هدفش خوبه ما هم بهش کمک ميکنيم و با او هم
به توافق رسيده ايم و از کونمون بخوريد شما بيت رهبري ها که قند
است !!!!!!!!!



((هم نوری المالکی و هم جرج بوش گفتند درباره راه های انتقال، مسووليت
و تامين امنيت عراق به نيروهای عراقی مذاکره کرده اند.
بر اساس اين گزارش، يکی ديگر از توافقات طرفين بر اين موضوع استوار بود
که عراق نبايد به مناطق خودمختار تقسيم شود. ))




خوب بعله اينجا هم يه چشمه اي از سرنوشت آينده اگر نورالمالکي موفق
نشود که همان تقسيم به نسبت است را به شکل نبايد منشن !!! کرد !!!



((رييس جمهوری آمريکا گفت : نخست وزير عراق به روشنی اعلام کرد
که تقسيم کشورش به چندين بخش که برخی گروه ها آن را مطرح
کرده اند، چيزی نيست که مردم عراق خواهان آن باشند و هرگونه
تقسيم اين کشور تنها به تشديد خشونت های فرقه ای منجر خواهد
شد.))


اين هم يعني اين که گه خوردم اگر بين شيعه و سني استثنا قائل شدم
سني ها هم برادر ما هستند نبايد از هم جدا شويم - نورالمالکي گه خور


((ديدار رييس جمهوری آمريکا و نخست وزيرعراق يک هفته پس از درگيری های
خونين در عراق صورت می گيرد.

اما در حالی که بوش بار ديگر نقش ايران در کمک کردن به عراق برای دستيابی
به صلح را رد کرد، نوری المالکی بر مشارکت همه کشورها از جمله ايران و
سوريه در اين روند تاکيد کرد.))



اين قسمت هم که فقط دلامون غنج ميزنه ....يعني اين باري ديگر يه چيزي
را از ايران رد کردن... ها .....يعني همون که شماها بايد برويد بميريد معني
ميدهد و بس به ولاي خود خود خود جورج واشنگتن !!!!!
ولي خوب از نورالمالکي هم توقع ديگري جز سعي در چپاندن (( رژيم ايران))
اين ميانه نبايد داشته باشيم زيرا او مامور رژيم ايران است در عراق
و خوشبختانه بعد از بيرون آمدن اين ممو که نيويورک تايمز رو کرده فکر نکنم
مدت زيادي بتواند باقي بماند تعويضش خواهند کرد
مگر اينکه گفته باشه ـ فاک ايرانين رژيم !!!!





((نخست وزير عراق گفت:« ما آماده همکاری با هر کشوری بويژه
همسايگان عراق هستيم که معتقد به همراهی با حکومت مرکزی
هستند.» ))



اين هم يک اعلام بي خودي که يعني هرکي ما را به رسميت بشناسه
ما هم باهاش مثلني دوست هستيم و يا عزيز الله همگي بيائيد آينه
به دست بگيريد تا نورالمالکي کچل سرش را ببندد!!!!!!



((روز چهارشنبه گروه مقتدا صدر گفت در اعتراض به ديدار نخست وزير
عراق و رييس جمهوری آمريکا، عضويت خود را در پارلمان و کابينه به
حال تعليق در می آورد.

پنج وزير کابينه و سی قانونگذار نيز مذاکرات آقای المالکی و جرج بوش
را «تحريک آميز» خوانده بودند.))



و اما اين جاني مادرجنده که تمامي عراق را متعلق به شيعيان يعني
خود بچه کونيش ميداند هم کاملا خود را عيان کرد و گفت اگر نورالمالکي
با بوش همکاري کند به جاي رهبر مادرجنده ايران
ما کابينه اش را ساقط خواهيم کرد !!!!!!!
بعله .....اين توافق کاري بين بوش و نورالمالکي بسيار تحريک کننده است
زيرا ناگهان حس گذاردن چاقو زير گلوهاي صدري ها و قلع و قمع را ميدهد
خوب ما هم بوديم تحريک اميزش ميخوانديم مگه نه ؟



((در بيانيه گروه صدر گفته شده که اين گروه «در اعتراض به ديداری که برای
مردم عراق تحريک آميز است، عضويت خود را در پارلمان و کابينه به حال
تعليق در می آورد.»

بدين ترتيب، دولت آقای المالکی، بر سر ملاقات با آقای بوش، دستخوش
يک بحران سياسی شده است. ))



خواهش ميکنم خواهش ميکنم زيپت رو بکش به ما از (( بحران )) نگو
بيست و هفت سال است اين مادرجندگان جنايتکار رژيم ايران با بحران
زندگي کرده
و سرنوشت تمامي ايرانيان را به مرثيه اي سياه و بزرگ تبديل کرده
مرثيه اي سياه و تاريک و کثيف و لزج و نفرت انگيز از عقب ماندگي و
پليدي و خباثت
بيست و هفت سال است که بحران پس از بحران پس ار بحران باعث
ماندنشان شده
ورنه در جهاني که رو به ترقي ثانيه اي است چرا بايد انسان به فکر
گذاردن پاي راست يا چپ به درون خلا باشد ؟

مدرن بودن جهان امثال اينان را نمي پذيرد مانند عضوي هستند که
به بدني بخيه کني و بدن ريجکتش کند و طرف بميرد
قبول اينان يعني مردن آزادي و نوئي

با بحران زندگي کردند و اينک نوبت بزرگترين و آخرين بحران زندگي
ننگينشان است
کارشان تقريبا تمام است و خودشان هم ميدانند گارانتي .......نانا

Wednesday, November 29, 2006





حافظ

در زلف چون کمندش اي دل مپيچ کانجا / سرها بريده بيني بي جرم و بي جنايت
چشمت بغمزه ما را خون خورد و مي پسندي / جانا روا نباشد خونريز را حمايت




Her days of ......... nana
سلاخي ميخنديد !!!!!


و اما فردي که نميشناسم به نام عرفان قانعي فرد
که گويا زبان شناس است و وزارت اطلاعات سالهاست
که موي دماغش است و هي پاسپورتش را ميگيرد و
به بازجوئي ميخواندش و بگير و برو
مطلبي در گويا نيوز نوشته و هي چس ناله هاي جانگداز
کرده و هي از سلاخان وزات اطلاعات تقاضاي ترحم کرده
و در بخش آخر نوشته :


((در کشوری مثل ايتاليا کسی مثل فالاچی با ۱۳ مصاحبه بين المللی
مايه غرور و مباهات ايتاليا است اما من ايرانی با ۱۳۳ شخصيت مشهور
نشستم و گفت و گو کردم و مستحق اين رفتار خشونت و سوتفاهم
نيستم!"))


برادر قانعي فرد جان دليلش را با استناد به سخنان خودت در همين
مقاله برايت مينويسم ولي کو گوش شنوا !!!!!!!

کسي که راجع به وزارت اطلاعات چنين نظري دارد :



((البته در حد بررسی کارشناسی امنيتی ، کسی مخالف جستجو در حوزه
عمومی نيست ؛ اما پا را از جاده انصاف بيرون نهادن و احترامی برای حق
آزادی فردی ، قائل نبودن ، و لجاجت کودکانه کردن و اصرار بر کشف
چيزهای موهوم و يافتن پرسش های ذهنی و از همه مهمتر اتلاف وقت
و بی حرمتی ، چندان درحوزه کارشناسی امنيتی نمی گنجد.
اکنون نيز که جهت ارئه فرهنگ يونانی ام، بايد به دانشگاه آتن بروم و از
طرف ديگر مرا برای سخنرانی درباره فرهنگ نروژی در اول ژانويه به
دانشگاه اسلو دعوت کرده اند و مراسم انتشار مجدد فرهنگ نروژی ام
را می خواهم در آنجا برگزار کنم ، انگار در فراخنای جهان بدون موطن ،
حق پرواز ندارم!))


خوب قربانم گردي الاغ .....تو از کدام کارشناسي براي مشتي سلاخ
که قاتلان
پوينده
مختاري
فروهرها
زهرا کاظمي
قاسملو
ميکونوس
بختيار
فرخزاد
و ....
هستند
تا يهوديان مرکز فرهنگي اسرائيل در آرژانيتن

هان از کدام ؟

تا زماني که اينان را سلاخاني که هستند نبيني و از اينان توقع حقوق
فردي !!!!!!!!! داري ها ..شايسته است مزاحمت شوند .........نانا

جمعش کن !!!!!


نظر به اين که تمامي دستگاه هاي ارتباط جمعي
در ايران و اکثريت خارج از ايران در دستان جنايتکاران
اسلامي ايران نيست
و نظر به اين که تمامي دستگاه هاي تبليغي براي
اين رژيم هم ابدا در دستان آنان نيست حتي براي
موردي مانند زلزله بم !!!!!
و از آنجائي که مردم ما بيست و هفت سال تمام
نيست که از وحشت نيروهاي پاسدار و بسيج
اين جنايتکاران قرباني نميدهد ابدا و اصلا

اين مهدي مادرجنده جامي برداشته اين عکس را
از سقط شدن مشتي مادرجنده بسيجي يا پاسدار
با توطئه مشتي ديگر از امثال خودشان را گذارده
تا مثلني دل مردم را بسوزاند

اونم مردم خارج از کشور را !!!!!!!

خريت را خوب داريد که درست به شيوه دهات اطراف
مشهد

اي من ريدم به کله باباي اين زن عزادار که همان پسر
جاکش قرمساقش
تا حالا قول ميدم ده ها جوان را لت و پار کرده و يکي دو
تا را سر به نيست
اي من ريدم به قبر باباي اين پاسدار و خود اين پاسدار


جمعش کن مادرجنده کچل خجالت بکش از روي ماها که
همگي سر و مرو گنده داريم نيگا نيگات ميکنيم جاکش !!!! نانا


سيب گنديده مهدي مادر جنده جامي
همانجا روي درخت
که ناناي داغش به دلتان مانده کاور پلاستيکي
از رويش را با ضربه خنجري کنار انداخت و به
همه چيزي را که هست نشان داد يعني اين
عکس .

هرکه در راه منافع کل مردم ايران اين روزهاي
سرنوشت ساز قدم نگذارد خائن و دشمن مردم
است و بايد نابود گردد
در تمامي جنگهاي ميهني حتي زني را که با دشمن
بخوابد کچل کرده و نشانه بر او ميزنند و کاملا هم
حق دارند
هنگامي که يک ملت بر ميخيزد که حقوقش را از
گروه ناچيزي رجاله باز پس گيرد هر کاري مجاز است
با (( دشمن )) يعني روبروايستادگانت
بنابراين بايد
زني که با توجيه عشق يا هوس و يا انسان در آغوش
مامور اطلاعات خوابيد را هم مانند همان مامور گردن
زنيم زيرا با اين آدمخوران روبروئيم عزيزانم نزنيم
ميزنند والسلام
من با امثال جامي ها شروع کرده ام کاري هم با کسي
ندارم
ولي به نظر ميرسد به تخته بزنم بد قدرتي هم ما نداريم
ها .....اي داغتان به دلم مانده هاي ورپريده ........نانا


فکر نکنم ؟

از هوستون ...با نفرت براي مهدي مادرجنده
جامي
که آب گرم درش فرو نمايد و فصل به فصل يعني
صبح و ظهر و شب به زير اون کون پاره لاشه لاشه اش
که خودم برايش جر دادم با پوشيدن دستکش البته !!!!
گذارده و يه تشکر ناقابل از غرب که پلاستيک را از نفت
گرفتند و کلي ترقي با همين پلاستيک ملاستيک ها
شد
که حتي ريخت و قيافه ده شما رو هم عوض کرد يعني به
جاي گيوه شروع کرديد کفش ملي !!!!! پوشيدن که صنعت
شهر بدبخت دوران قبلي بود !!!!!!!به هر حال بگذرم که
خلاصه کلام اينه که يه نيگا به اين سه تا رنگ مختلف کن
و متوجه شو که هم پلاستيک از خودشانه و هم درمان کون
جر داده تو
منظورم امريکاست
به اين معني که اگرچه تو با رژيم جانيان اسلامي ايران يکي
هستي ولي براي آرامش کون جر خورده ات هم حتي مجبوري
از دشمنش يعني امريکا و غرب کمک واقعي بگيري الاغ !!!!
فهمستي ؟ فکر نکنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نانا





خيام
اين کوزه چو من عاشق زاري بوده ست/در بند سر و زلف نگاري بوده ست /اين دسته که بر گردن او مي بيني /دستي ست که بر گردن ياري بوده ست




معصوميت


واي بچه ها يه کمي به اين عکس نگاه کنيد
نميدونيد چه همه دلم خواست که الان اونجا باشم
واي از اون سکوت و اون چادر سپيدي که بر روي زمين
کشيده شده و باعث روشن شدن همه اجسام و
جانداران ميشه و همه به نظر خوشگل ميان و روشن
عجب زيباست
به نظر ميرسه که همه چيز داراي معصوميتي است

حال در نظر بگيريد که خود انسان هم انسان معصومي
باشد و پاک که خودش از همه بهتر ميداند زيرا تصميم
بر اين پاکي گرفته است و ديگر يک پاکي در ميان يک
پاکي ظاهري فرصت داده شده از طرف طبيعت به ما
چه احساسي بايد بکند

من که هميشه دلم ميخواست رو به درختان فرياد بزنم :

مرسي مرسي مرسي براي اين همه زيبائي ........نانا




دو چهره يک قاتل


به اين دو عکس خوب نگاه کنيد
بزرگترين قاتل مردم ايران از زمان حمله هاي بيگانگان
به ايران خميني مادرجنده قسي القلب بود که با فريب
مردم شهروند ايران و بر روي شانه هاي خسته و
زخمي آنان به قدرت رسيد و از فرداي به کرسي
نشستن مردم شهروند را شروع به قلع و قمع کرد
در کردستان خون فرزندان کرد اين سرزمين را به زمين
ريخت و يک دکتر با شرف ايراني را که به ياري
زخمي هاي کرد رفته بود کنار ديوار گذارد و تير باران کرد
سپس ترکمن ها و سپس باقي مردم ايران

در بزرگترين فاجعه تاريخ صد سال گذشته ما ده ها هزار
جوان زير سن قانوني را با فجيع ترين وضعي که من خودم
از دهان عده اي از بازماندگان زنداني هاي سياسي توده اي
که به دليل توده اي بودن پدرانشان اعدام نشدند زيرا کفر
چه ميدانم نسبي داشته اند فجايعي را که آن سالها در
زندان هاي اوين و باقي کرده اند شنيده ام
از چشم سنگ اشگ بيرون مياورد به شرافتم قسم

و اين جلاد بزرگ تاريخ معاصر ايران تمامي اين فاجعه را با
دستان اين مرد کريه يعني لاجوردي کرد .

خاطرم هست سالهاي نخستي که از ايران رفته بودم و کمي
گاهي روزنامه ها را ميخواندم
روزي اتوبوسي دو طبقه حوالي ميدان فرودسي مفنجر شد
گويا در آن بمبي بوده و بسياري مردند .....و در روزنامه فارسي
خواندم که از
قول آيت الله منتظري گفته بود : نميدانم چرا هر زمان ما راجع
به وضع زندان ها سئوالي ميکنيم ناگهان بمبي در جائي در ميرود
و عده اي از مردم کشته ميشوند !!!!!!!!!!

بايد اينان را از ايران لايروبي کنيم قيمتش مهم نيست اينان
دشمن ترين دشمنان ما شهر وندان هستند و اين نبرد نبرد
شهر وندي و عقب ماندگي است
هم در جهان به شکل کلي
هم در ايران به شکل خيلي خيلي خيلي خصوصي براي تک تک
ما ايرانيان شهروند

من از امثال مهدي جامي ها و درخشان ها و مهشيد راستي ها
و خورشيد خانم ها و اميد ميلاني ها و سيبيل طلاها و بگير و برو
حرف نميزنم
زيرا اينان خود در جبهه عقب ماندگي هستند

من از خودمان سخن ميگويم که انسان بودن و احترام داشتن ٬رعايت
حقوق ديگران را کردن٬ براي زيبائي ارزش قائل شدن ٬زندگي را صرفا
شکم و زير شکم نديدن ٬و خلاصه کلام دور ميز غذا خوردن !!!!!!!
برايمان بسيار مهم است
آري از خودمان سخن ميگويم و اين نبرد حياتي نهائي براي بازگشت
به همان حيطه انساني که حتي شاه سابق ايران به رسميت
ميشناخت است!!!!!!!! نانا

Tuesday, November 28, 2006


حافظ

گر غاليه خوش بو شد در گيسوي او پيچيد / ور وسمه کمانکش گشت در ابروي او پيوست


When we are born,we cry, that we are come to this great stage of fools.


William Shakespeare



گه زدن به مفاهيم !


به اين سه عکس با دقت نگاه کنيد و ريدن به معاني
را واضح و روشن ببينيد

پرنده در قفس تهي کردن مفهوم پرنده است زيرا زيبائي و ماهيت
پرنده يعني پرواز

گل پلاستيکي هم دقيقا تهي کردن مفهوم گل است زيرا تمامي
زيبائي گل طبيعي بودن آن است

و اما زن تمامي مفهوم زن نرمي و زيبائي و لطافت است مگر به
زن جنس لطيف نميگويند ؟

با اين حجاب نکبتي چه از زنانگي و نرمي اين فقره پيداست ؟؟؟؟ نانا

بابا تو کجائي ؟


به جان خودم فکر کردم گير يه مشت فاطي کماندو افتادي
و چپ و راست دارن بهت تجاوز اسلامي ميکنند !!!!!
يه کمي بنويس دلمون شاد بشه
خودت نيستي نباش به جهنم درک حداقل طنزت رو برامون
برفست ...........نانا



به جون خودم !!!


(( پایان سفر طالبانی و ادامه رویارویی ایران و آمریکا
پايان سفر دو روزه جلال طالبانی، رييس جمهوری عراق به تهران، با
موضع گيری مجدد رهبران ايران و آمريکا عليه يکديگر هم زمان
شده است.))



بفرما ...اينم از اين ...بابا اينا با هم نميتونن بسازن يا جاي اينه يا
جاي اون
هميشه هم بهتون گفتم - جاي نو است چون کهنه محکوم به فنا
است

بابا جان من داغتان به دلم مانده هاي به زمين گرم خورده هي
بهتون ميگم اين که کي چي گفت ؟ ابدا اهميتي نداره مساله
اينه که اينا با کهنگيشون عينهون يه گاري اسبي سر راه مسابقه
سرعت ماشين هاي کورسي ايستاده اند و مزاحم انجام اين
مسابقه هستند
يعني که دست خودشون هم نيست اين مزاحمت ماهيت ذاتي
و وجودي اينان است

اگر روزي دست از اين افکار عقب مانده خود بردارند که ديگر کهنه
نيستند تازه ميشوند يکي مثل همه

ولي آيا مثلني رهبر مادرجنده يکدست ما ميايد بگويد که ببخشيد
بنده گهي بودم گهي به کهنگي اسلام فاندمنتال حال ميخوام
نو بشم و مثلني بشم دونالد ترامپ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب نمياد ديگه قربانتان گردم ترجيح ميده بميره تا بشه ترامپ
و به همين دليل هم قراره بميره جون خودم !!!!!!!!!!!!!!‌ نانا

هيات حاکمه مادرجندگان جنايتکار اسلامي ايران اين روزها ...........................نانا

مسابقه معروف ( سر در کون يکديگر ) براي جوانان ايراني اسپانسر = مهدي مادرجنده جامي ازهلند ...........................نانا


مهدي مادرجنده جامي معتقد است که بشر بايد !! شهرهارا ول کرده و مانند او به دامن دشت و چمن و سبزه !! پناه ببرد ...................................................نانا


سيبيل طلا با خرچنگ ها تجربه جنسي ميکند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا

مهدي مادرجنده جامي با پدرش (که از او عکسي ندارد ) در ده کون بده بل ..بل...بل قبل از آمدن به شهر !!!!!!!!!!!!!!!! نانا


مهدي جامي از پشت !!!!!!! نانا


کبودي هاي گازهاي مرتضوي مادرجنده سلاخ اوين بر روي ماتحت نازنين دکتر ناصرزر افشان ..............................نانا




فشفشه اي که در کون بوگندوي مهدي مادرجنده جامي چپانده ام ................................نانا
از اينجا حتي !!!!!

ديشب کمي به اين گه خوري هاي آخر رهبر مادرجنده
يکدست رژيم جانيان اسلامي ايران که راجع به نظاميان
جاني شان گفته بود فکر کردم

برايم شباهتي مسخره با سال آخر شاه بودن شاه سابق
ايران داشت .

شاه به محضي که متوجه غير عادي بودن تب و تاب جامعه
شد ابتدا هويدا را عزل و دکتر آموزگار را به نخست وزيري
رساند وضع کمي بدتر شد او را عزل و شريف امامي را
به نخست وزيري منتخب کرد
هنگامي که وضع خيلي بد شد و مجبور به آلودن دست خود
به خون شد يعني هفده شهريور بلافاصله به نظاميان پناه
برد و ازهاري را نخست وزير کرد
و هنگامي که کار از کار گذشت به صرافت بختيار افتاد .

خوب اين ملاي مادرجنده يکدست جاکش ديکتاتور هم از اين
قاعده پيروي ميکند
شريف امامي اينان حمقي است
اکنون ميرود براي ازهاري
و بسيار سريع بختيار را که ميتواند گنجي باشد مجبور به
گزينش است
براي اين که خود بهتر از همه ميداند که اون فاشيسمي که
مردم را از آن ميترسانند ها !!!!!! ديگه کار نميکنه !!!!!!!!
ديگه ممکن نيست بتوانند گهي در مورد مردم بخورند
اين اعمال اکنونشان هم رندوم است براي باقي نگه داشتن
اتوريته خود تا جائي که بتوانند

خوب مادرجندگان درست مانند ساختماني که به مرور خوره به
جانش افتاده و خورده و خورده و خورده و ناگهان يک روز فروخواهد
پاشيد هستند
رهبر جاکش قرمساق٬ من ميگم تو اون تنبون سر جاليزي خودت
را محکم نگه دار نميخواد براي ما نظامي بازي در آري جاکش

بدنه نظامي هاتون با ما هستند سر مشتي فرمانده را با تيغ تيز
بريدن کاري براي ما نداره
جاکش کارت تمام است گه به دهانت ميبارد من از نه هزار مايل
دورتر از ايران حتي بوي گهي را که به دهانت ميبارد استنشاق
ميکنم .....................................................نانا
ول کن برو !!!!!!!


واه واه واه که يک عدد دهاتي مادرجنده از دهات اطراف مشهد
که تا به سربازي نرفته بود از مردم شهر نشين چيزي نميدانست
و فقط هم ولايتي هاي خود را ميشناخت !!!!!! رفته سر لگن و
از دهان راجع به لندن گه هائي بزرگتر از اون دهان متعفنش ريده

مرتيکه جاکش اول از بدي لندن نوشته و يهوئي ريده که :




(( لندن امروز مرا به ياد لوس آنجلس هم انداخت. بدترين شهری که
در عمرم ديده ام. درندشت و پرترافيک و وقت کش. فرودگاه اش
هم بدتر از شهرش.))



بعله ...از ده (( کون بده مقام ت بشه بالا)) نه هو گفته و نه هاي
يهويکي از لوس آنجلس بدش اومده انگاري که تو ناف پاريس
شانزدهم به دنيا اومده !!!!!!!!!!
خوب قرمساق کچل عوضي بوگندو ...من ميخوام ببينم حتي اگه
ترا از وسط مشهد هم که حساب کنيم ها با يه درجه تخفيف بهت!!
اساسا اين لوس آنجلس بيريخت بالاخره يه سر سوزني از مشهد
بهتر نيست و با ريخت تر نيست
شهري که مظهرش يه گلدسته و دو گنبد از طلاي خالص است و زير
همين سه دسته خر
مردمي ميان و ميرن که بزرگترين سوقاتي يعني مرض و کثافت و
کچلي و زخم زيل را از بوسيدن اون دسته خرها يکي پشت ديگري
به شهر و دهشان ميبرند به اضافه جنده خانه چيپ دست هشتي
که مشتي زن رضا پرست مقدس با بوي گند و چادر نمازهاي کثيف
اون دور و بر مي چرند و هي به فک و فاميل تو از ده ک ب م ب ب
صيغه ميرن
يعني سوزاک و سفيلس را پخش ميکنند
و نمونه اش هم تو که احتمالا سفليس مادرزادي آخوندي داري !!!

يعني ديگه لوس آنجلس از مشهد هم بي ريخت تره جاکش قرمساق ؟

و بعد ريده اي که :



((فرودگاه اش هم بدتر از شهرش. اين شهرهای بيقواره-بزرگ-شده محصول
دوره خاصی از تمدن بشری است که دير يا زود بايد از خيرش بگذرد. زندگی
در ابعاد کوچک انسانی تر است))


ببينم مرتيکه بي سواد ريدمان ميشه بگي منظورت از اين که بايد بشر
از خيرش بگذرد چيه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جاکش تو چگونه به خود اجازه ميدهي که براي (( بشر )) راه و چاه تعيين
کني مگر تو کي هستي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
البته که تو زندگي در ابعاد کوچک را دوست داري براي اين که وقتي ميائي
شهر سرگيجه ميگيري
تو ده شما کدخدا داريد و نه نه و آق جونتون و مشتي گري گوري مثل
خودت
تو شهر که ميائي يهوئي سرگيجه ميگيري مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دست آخر هم که سر لگن رفته اي که :



((زندگی در شهر بزرگ يا ميان خانه و اداره می گذرد و از شهر بی خبر
می مانی يا اگر مثل من ناگزير شدی از اين سر شهر به سر ديگرش
بروی بايد ساعتها در راه باشی. تماشاگر فقر و بی قوارگی و به هم
ريختگی و مردمی که ميان ساعتهای سنگين روز له شده اند. ))


خوب قرمساق خودت ميگي شهر !!!!! اينجا ده که نيست که تو يه
مشت گوسفند را با ني خودت برداري بري تو کوه و اول يکي دو تا
را بگائي يواشکي پشت تخته سنگ و بعد هم بشيني براي سکينه
دائي قزيت ني بزني تا غروب شه و برگردي بري تو رختخواب شپشوي
خودت سرت را زمين بگذاري البته بعد از يه آبگوشت چرب با پياز و
آروغ هات !!!!!!!!!!

خوب قرمساق شهر يعني اداره يعني ترافيک يعني سينما يعني
اپرا يعني رستوران
يعني بدو بدو جاکش دهاتي
در ضمن تو گه خوردي که براي مردم فقير اروپا و امريکا دل سوزي
کردي جاکش اينا همه شون فقير مادي هستند
تو مادرجنده فقير فکري و ايده اي لازم نکرده براي اونا دلسوزي
کني تو همون با يوروهاي هلندي سرتو گرم کن گه مفت نخور

البته قرمساق يادت باشه ها من خودم به شهرهاي بزرگ کلي ايراد
و انتقاد دارم
ولي انتقاد من از موضع يک شهر وند متمدن که خوب ميداند شهر
يعني چه و ده يعني چه ؟ است
نه مانند تو جاکش دهاتي که به صدقه سر مشتي فک و فاميل
روستائي عقب مانده خود به معروفيت و خير سر کچلت به
سر پرستي يت يک راديو براي ما رسيده اي !!!!

مهدي مادرجنده جامي ...بهت پيشنهاد ميکنم از راديو زمانه استعفا
دهي و بروي
هنگامي که دست به نابودي کسي ميزنم ابدا شوخي ندارم تو در
زماني که از دستت کاري براي مردم ايران بر ميامد رفتي با دشمن
مردم ايران
بنابراين نميگذارم بين ما بماني کارت را تمام خواهم کرد
خوشبختانه کساني را که گفته بودم تمام ميکنم و تمام کردم همگي
حي و حاضر جلوي چشمت هستند مگر نه ؟
ول کن برو تا يه تتمه آبروئي که جلوي مشتي مشهدي الاغ داري
از دست نرود
از ما گفتن ........................................................نانا
با درود بر تمامي دوستان گرامي

حوادث خاورميانه فعلا در مرحله گفتگو يا به عبارتي پاز ميباشد
و من فکر ميکنم اگر آتش افروزئي از جانبي به وقوع نپيوندد
شايد حقيقتا وحشتي که پادشاه اردن به آن اشاره اي داشته
به وقوع بپيوندد
دو سه روزي است که سخن از سه نوع جنگ يکي در عراق بين
شيعه و سني
يکي در لبنان بين شيعه و مسيحي ها
و يکي در فلسطين بين فلسطيني ها و اسرائيل

و به آتش کشيده شدن منطقه ميرود

به هر حال به دليل آرامش فعلني در وب گردي هايم به اين مطلب
از وبلاگ عبدي کلانتري بر خوردم که فکر کردم بد نيست همگي
بخوانيد و منظور مرا از (( آزادي بيان بي قيد و شرط ))‌ دريابيد ....نانا


*********************************



حقّ ِ تمسخُر:

ماجراي کاريکاتورهاي پيامبر اسلام از ديد رانالد دوارکين



عبدي کلانتري ، ۷ مارچ ۲۰۰۶ ـ در مقاله اي که اين هفته در آمريکا منتشر شد، رانالد دوارکين، از مهمترين فيلسوفانِ حقوق در دنياي انگليسي زبان و نام آورترين مفسّر مسايل حقوقي در آمريکا، ابراز عقيده مي کند که اصل آزادي بيان، شرط امکانِ دموکراسي و شرطِ مشروعيتِ يک حکومتِ دموکراتيک است و هرگز نبايد با نيّتِ جلوگيري از تمسخر يا اهانت، آنرا مقيّد کرد. در يک نظام دموکراتيک، براي آنکه مشروعيتِ قوانين همواره برقرار باشد، هيچ کس حق ندارد از گزندِ اهانت مصون بماند.


رونالد دوارکين (Ronald Dworkin)، در کنار جان رالز که چهار سال پيش درگذشت، از سرشناس ترين فيلسوفانِ حقوق و سياست در آمريکا محسوب مي شود. او ادامه دهندهء معاصرِ فلسفهء ايمانوئل کانت است که از ديدگاهي اخلاق شناسانه يا «دئونتالوژيکال» بر خودمختاري، آزادي، و حقوقِ فردي تأکيد مي ورزد. در نظامهاي دموکراتيک، فلسفهء حقوق شاخه اي از فلسفه است که به پرسش هاي بنياديِ نظام قانونيِ يک جامعه پاسخ مي دهد و ارتباط قانون با اخلاقيات را نيز روشن مي کند. فلسفهء حقوق که در غرب سرچشمه گرفته است، همچنين به شرايط و الزاماتِ «آزادي بيان» به عنوان حق نيز مي پردازد.



رانالد دوارکين، در مقاله اي که اين هفته در نشريهء «نيويورک ريويو آو بوکز» (۲۳ مارچ) منتشر شد، در برابر يک اشتباه رايج هشدار مي دهد، اشتباهي که ناشي از بدفهيِ اساس فلسفيِ دموکراسي است: اين که گويا آزادي بيان داراي حدّ و حدودي است و بايد «توازني» ميان حق آزادي بيان و چيزي نامعيّن و تعريف نشده به عنوان «رعايت حالِ فرهنگ هاي ديگر» برقرار کرد، که آزاديِ بيان تبديل به «اهانت» يا «تمسخر» نسبت به گروه، مذهب، يا فرهنگي ديگر نشود.



دوارکين مي نويسد: «آزادي بيان تنها يک مظهر و نشانهء ويژهء فرهنگ غربي نيست که بتوان آن را، از روي گشاده دستي، محدود يا تابع شرط وشروطي کرد، تا از اين راه احترامِ فرهنگ هاي ديگرکه اين حق را نمي پذيرند محفوظ بماند ــ درست شبيه به اينکه در يک نمايشگاه مسيحي براي رعايت حال ديگران يک منورا يا هلال را هم اضافه کنيم. بيانِ آزاد، شرطِ حکومتِ مشروع است. قوانين و سياست ها، مشروع نخواهند بود مگر اينکه از يک روندِ دموکراتيک بيرون آمده باشند؛ و يک روند هرگز دموکراتيک نخواهد بود اگر حکومت، فرد يا افرادي را از بيان اعتقادات اش در بارهء چگونگيِ آن قوانين و سياست ها باز بدارد.»



دوارکين معتقد است آنچيزي که «تمسخر» مي ناميم نوع خاصي از بيان است که محتواي آن را نمي توان با بسته بنديِ ديگري که محترمانه تر باشد ارائه کرد، زيرا اگر بخواهيم شکل آنرا عوض کنيم، ديگر با همان بيان سرو کار نداريم. از همين رو، کاريکاتور در کنار اشکال ديگري از طنز و هجو، طي قرن ها از حربه هاي مهمّ ِ جنبش هاي سياسي، چه باهدف نيک و چه شريرانه، بوده است.



دوارکين مي نويسد: «بنابر اين، در يک دموکراسي هيچ کس، چه قدرت مند و چه فاقدِ قدرت، حق ندارد از گزندِ اهانت مصون باشد. اين اصل به ويژه در کشوري از نهايت اهميت برخوردار است که در راه انصافِ نژادي و اخلاقي تلاش مي ورزد. اگر اقليت هاي ضعيف يا نامحبوب در ميان جمع، بخواهند در برابر تبعيضاتِ اقتصادي يا حقوقي توسط قانون محافظت شوند ــ براي مثال اگر آنها طلب مي کنند که قوانيني آنها را از تبعيض در کاريابي و استخدام مصون نگه دارد ــ بايد بپذيرند که از سويِ مخالفان شان، کساني که مخالفِ تصويب آن قوانينِ حفاظتي هستند، مورد اهانت يا تمسخر قرار بگيرند؛ زيرا فقط جامعه اي که چنين اهانت هايي را، به عنوان بخشي از مناظره عمومي، مجاز مي شمارد است که مشروعيتِ تصويب ِ قوانين موردِ بحث را دارا است. اگر ما انتظار داريم که افراد تبعيضگر يامتعصّب، سرانجام تن به رأي اکثريت و قوانينِ مصوبهء اکثريت بدهند، بايد در روند رأي گيري براي آن قوانين، بيانِ اهانت آميز اين افراد را نيز تحمل کنيم [اگر تحمل نکنيم، آنها نيز موظف نخواهند بود قوانين تصويب شده را گردن بنهند].»



بنا به همين دليل، دوارکين معتقد است در آن عده از کشورهاي اروپايي که انکارِ آدم سوزيِ هيتلري (هالوکاست) غير قانوني شده، بايد آن قوانين را ملغا کرد.



در برابر اين گفته که دين و اعتقاداتِ مذهبيِ افراد، مورد خاصي است که مرکزيتِ وجودِ شخصيِ آنها را شکل مي دهد و بنابر اين بايد براي اين افراد در برابر تمسخر، مصونيت ايجاد کرد، دوارکين اعتقاد دارد چنين استثنايي را نمي توان و نبايد قائل شد. البته ترديدي نيست که کساني که به دينِ افراد توهين مي کنند مي توانند مورد انتقاد قرار بگيرند. اما اين دين است که بايد اصول دموکراسي را بپذيرد، نه اينکه دموکراسي اصول دين را. دوارکين نتيجه مي گيرد: «هيچ ديني حق ندارد تعيينِ تکليف کند که چه چيزي بايد به تصوير در بيايد يا نيايد، به همان شيوه که حق ندارد تعيينِ تکليف کند چه غدايي را مي بايد خورد يا نخورد. اعتقاداتِ دينيِ هيچ فردي نمي تواند اصل آزادي بيان را که شرط امکانِ دموکراسي است کنار بزند.»

Abdee Kalantari

March 7, 2006

Monday, November 27, 2006






آنچه او ريخت به پيمانه ما نوشيديم / اگر از خمر ........


گل سرخ زنده !



عکسي از چند شاخه گل سرخ براي تمامي دوستاني
که اشاره اي در وبلاگشان به کثافت کاري مهدي جامي
سرپرست !!!! راديو زمانه کرده اند .

دوستان کار ما منبعد تا روز مرگ بايد اين باشد يعني فضولي
به نفع مردم ايران والسلام

هيچ توجيهي براي شانه خالي کردن از زير بار مسئوليت
وجود ندارد
براي هر فردي راهي وجود دارد که به شعله روشنگري
دامان زند يعني وظيفه اش را به جا آورد
هيچ يک از ما ٬اگر مهدي جامي سرپرست راديو زمانه نميشد
قرار نبوده که سرپرست شويم!!!!
که براي نفع شخصيمان زوري بزنيم
شما کساني که نوشته ايد و به اين ماجرا اشاره اي کرده ايد
براي نور افکن انداختن بوده فقط

وظيفه خبرنگار يا خبرنگار روکي داوطلب که ما باشيم همين
نور فشاندن است بر ماجراها

باز هم مرسي از هوشياري همگي به اميد ايراني آزاد و رها
از شر مادرجندگان اسلامي ايران و تشکيل يک حکومت از مردم
بر مردم براي مردم ..........................................نانا
با درود بر تمامي دوستان گرامي

سايت راديو فردا از کار افتاده و چون به خبرهاي او عادت دارم
براي جر واجر ( همانند کون پاره مهدي مادرجنده جامي ) مجبور
شدم به بي بي سي بروم و خبري را برايتان کمي بشکافم
تيتر خبر اين است :





((واکنش سرد وزير خارجه آمريکا به گفتگو با ايران))





کاندوليزا رايس تغييری مثبت را در رفتار ايران و سوريه مشاهده نکرده
است
وزير خارجه آمريکا پيشنهاد مذاکره با ايران را مردود دانسته و در
سخنان نخست وزير بريتانيا پيرامون بحران خاورميانه ابراز ترديد کرده
و رييس جمهوری ايران مجددا خواستار خروج نيروهای خارجی از
عراق شده است.
روز چهارشنبه، 15 نوامبر، گزارش شد که کاندوليزا رايس، وزير
خارجه آمريکا، پيشنهاد مذاکره برای جلب همکاری ايران و سوريه
برای پايان دادن به بی ثباتی در عراق را بدون آنچه که تغيير روش
اين دو کشور خواند مردود دانسته است.))



جانم برايتان بگويد که بزودي ديداري در اردن بين امريکا و نورالملکي
و عده اي ديگر قرار است اتفاق افتد
از طرف ديگر به پيشنهاد ايران ...قرار بوده مذاکره سه جانبه در تهران
بين عراق و سوريه و ايران اتفاق افتاد
که از اين قرار نورالملکي به بهانه بسته بودن فرودگاه بغداد!!! در
کشوري که ثانيه اي يک هواپيما و هلي کوپتر از زمين بلند ميشه !!!!
خود داري کرده است

يعني به شکل پوليتکال ريدن به حرف رژيم جانيان اسلامي ايران و در
عين حال حفظ ظاهر که ما علاقمند به مذاکره هستيم مثلني !!!!!
کاندي جون هم يه نيگاه کول کرد و گفت - گه خوردند از اين خبرها نيست
اينا هنوز دستشون تو کونشونه و نشان نميدهد که آدم شده اند !!!!!


((خانم رايس تاکيد کرد که راه حل معجزه آسايی برای خاتمه دادن به خشونت
در عراق وجود ندارد و نشانه ای در دست نيست که ايران و سوريه شرکای
سازنده ای برای استقرار ثبات در عراق و منطقه باشند.))



بفرمائيد ...يه نفسي تازه کرد و گفت - ما نشانه زانو زدن اين مادرجندگان
را تا حال !!!!! نديده ايم
و خودشان هم ميدانند که تا زمين نخورند فايده اي هيچ کاري ندارد !!!!!





((وی گفت "به نظر من سئوال اين است که آيا چيزی در رفتارايرانيان مشاهده
می شود که نشان دهد آنان آمادگی آن را دارند تا به ثبات در عراق کمک
کنند؟"))



اين هم يعني که ما تا با چشم خود چيزي را نبينيم ديگر باور نداريم
زيرا اخانيد هي حرف ميزنند ولي چيزي را به کسي نشان نميدهند
هي مردم ايران را حواله به وقت گل ني ميدهند !!!!!!!




وزير خارجه آمريکا گفت که در حال حاضر، چنين نشانه ای را مشاهده
نمی کند.
در مورد سوريه، خانم رايس گفت که به نظر می رسد که سوريه، به گفته
وی، با نيروهای افراطی متحد شده است.))



بعله اينجا هم برامون تعيين تکليف کرد که سوريه هم آدم نشده و عينهون
دو قاطر جذامي با رژيم ايران از يک کاسه گه ميخورند !!!!


((کاندوليزا رايس همچنين نسبت به سخنان تونی بلر، نخست وزير بريتانيا،
در مورد لزوم تدوين يک استراتژی فراگير و جديد برای خاورميانه ابراز ترديد
کرد.
نخست وزير بريتانيا تلويحا بحران عراق را بخشی از مشکلات وسيعتر
منطقه خاورميانه قلمداد کرده و گفته بود که حل اين مشکلات مستلزم
اتخاذ رويکردی جديد است.))



بعله اين روي کرد جديد را هم که مستر کي سينجر کاملا روشن بيانش
کرده
يعني گفته که حمله به ايران درست مانند يک انفجار خطرناک است و
کاري درست نيست
ولي اگر قراره حمله کنيد زودتر قال قضيه را بکنيد زيرا اينان تا دوسال
ديگر قطعا به بمب دست مي يابند و آنگاه فاجعه بسيار خطرناک تر از
دست زدن به اين حمله است والسلام .



((وی برخورد با مساله مناقشه اسرائيل و فلسطينيان را لازم دانسته و
همچنين خواستار آن شده بود که از ايران خواسته شود بين همکاری
و يا انزوای بين المللی يکی را انتخاب کند.))



اينجا هم مانند معلم ورزشي به بچه بو گندوي جذامي ان دماغي رژيم
ايران که گوشه اي ايستاده و تف پرتاپ ميکند گفت :

- مادر فاکر يا برو دست و روت رو بشور و لباسهاي گهي را از تنت در بيار
و مثل بچه آدم بيا وسط باقي بچه هاي دنيا

يا ترا کمي ميکشيم !!!!!!!!!!!


((وزير خارجه آمريکا در اظهار نظر پيرامون سخنان تونی بلر گفته است که
بين فقدان پيشرفت در روند صلح خاورميانه و بحران عراق ارتباطی
مشاهده نمی کند.))



اينجا هم با کول بودن کامل گفت که بذار سني و شيعه هم را در عراق
بکشند خاک بر سر هر دوي الاغشان
ما ميرويم براي صلح بين کليه کشورهاي عربي و اسرائيل بر سر غائله
فلسطين


((وزير خارجه آمريکا نظرات نخست وزير بريتانيا را ناديده گرفته است

وی گفت بايد در اظهار نظر در اين مورد که پيشرفت در روند صلح خاورميانه
به حل مشکل عراق کمک می کند محتاط باشيم.))


اينجا هم روشو به بلر کرد و گفت :
- شما لطفا ساکت باشيد و نوري روي غائله نپاشيد که ما خودمان
حواسمان است کي نور افکن را ليزر وار روي آنجا متمرکز کنيم !!!!

((خانم رايس افزود که به نظر وی عراق با مشکلات خاص خود دست به
گريبان است.))



اينجا هم گفت که عراق مشگل خود را دارد يعني که عراق در واقع از
اولش هم قرار بوده چهارراه اصلي جنگ باشد که خوب قاعدتا جنگ هم
از آنجا شروع شد و فعلني هم در گيرش هستيم !!!!!




برخی از ناظران سخنان اخير تونی بلر را نشانه تلاش وی برای تاثير گذاری
بر سياست ايالات متحده در خاورميانه و اختلاف نظر دو کشور در مورد
شرايط منطقه خوانده بودند اما مقامات آمريکايی اين نظر را رد کرده اند.))


اين ناظران هم گه خورده اند با مهدي مادرجنده جامي دزد جاکش دهاتي
امريکا و انگليس دو عدد برادر هستند يکي گت و گنده و يکي ريقو تر
والسلام .





سخنگوی وزارت خارجه آمريکا، ضمن تاييد اينکه نگرش ايالات متحده و بريتانيا
نسبت به بحران خاورميانه هميشه اندکی تفاوت داشته، گفته است که
سخنان اخير آقای بلر حاوی تغييری اساسی در سياست آن کشور نبوده
است.))



بفرما ...اينجا هم براي ريختن آب پاکي روي دست همه اساسا به عنوان
وکيل و وصي توني بلر گفت که منظور توني بلر چه بوده و چه نبوده !!!!!!



((روز چهارشنبه، محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، مجددا خواستار
خروج فوری نيروهای خارجی از عراق شد و بحران کنونی اين کشور را
ناشی از حضور نظامی خارجی قلمداد کرد.))



از يه طرف گوز مفت ميده از يک طرف خايه ميماله همين ديروز بود که
باز کونشون رو باز کردند و به امريکا بفرما زدند
يعني حمقي با نصيحت گفت به امريکا کمک ميکنيم که از توي گل بيرون
بياد
بابا وقاحت و بي آبروئي هم خوب چيزيه ؟ آخه چند دفعه آفر ميدهيد
مگه او نگفت از خودتون و کونتون و رژيمتون و ريختتون و هرچي که بوي
گه اسلام ميده بيزارم
مگه نگفت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



آقای احمدی نژاد گفت که آمريکا و بريتانيا به هر کجا که رفته اند جز
بی عدالتی، فساد و ويرانی به همراه نبرده اند.))


بعله ...خاک بر سرشون اين دو کشور را بايد ميامدند ايران و از شما ياد
ميگرفتند به ولاي انتر !!!!! ميامدند و عدالت و پاکي و ساختن را از شما
مادرجندگان ياد ميگرفتند !!!!!




((همچنين، روز سه شنبه وزير خارجه ايران گزارش های حاکی از آمادگی
ايران برای مذاکره با آمريکا در مورد بحران عراق را نادرست خواند.))



واه واه واه که دارم کيف ميکنم که اين همه اينا رو خيط ميکنند
هي پيشنهاد ميدهند هي ريده ميشه بهشون
وووووووووي چه لذتي داره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!نانا
سقوط هواپيمای سپاه پاسداران


تصادف و خرابي دستگاه و اين کس و شعرها همه اش
بول شت .................اين کار يک گروه بر عليه يک
گروه ديگر است که هر دو از مادرجندگان رژيم اسلامي
ايران هستند

علت قاطعيت اين نظر من هم دروغي است که گفته اند

- يعني از نظر ظاهري براي مردم ايران اينان (( خانواده هاي
سپاه بودند که براي گردش ميرفته اند شيراز !!!!!!)) در
حالي که همگي نظامي بوده اند و ميرفته اند جنوب !!!!!
يعني قبل از گور به گور شدنشان کاور آپي براي توجيه
کشيده شده بوده
حالا يهوئي معلوم شده ماموريت نظامي و نظامي ها بوده اند

واه واه واه که گرگها دارند هم را پاره ميکنند !!!!!

يادتونه فيلم تايتانيک ....يادتونه براي در رفتن از تايتانيک چه
همه مردم با هم خباثت ميکردند
حالا از اين به بعد بايد اون چهره کثيف اين مادرجندگان را هم
ناظر باشيم و دلمون هي غنج بزنه به ولاي روشني !!!!!! نانا

Sunday, November 26, 2006


حافظ

راه دل عشاق زد آن چشم خماري/پيداست ازين شيوه که مست است شرابت


“It is only in our decisions that we are important.”



JEAN-PAUL SARTRE



“If there is sin against life, it consists… in hoping for another life and in eluding the implacable grandeur of this life.”

ALBERT CAMUS


There are no small parts. Only small actors


MILAN KUNDERA






















ملا حسني
ديگه موقعشه که برات يه بريژيت فتبارک الله الکون بگذارم کلي از اين مطلبت خنديدم مرسي .........نانا

عکسي نوستالژيک از جواني هاي مهدي مادرجنده جامي که در ده ک ب م ب ب !!!دلاک حمام خزينه ده بود ..........................نانا


احسان مادرجنده نراقي گهفکر رژيم مادرجندگان اسلامي ايران .......نانا




سيبيل طلا پارتنر جنسي بسيار
زيادي دارد !!!!!!!!!
خوب متراژي هم حساب کنيد
فضا زياد دارد کار يکي دو نفر
ابدا نيست !!!!!!!!!!!!!!!نانا


سرپرست راديو زمانه که خود از ده
(( کون بده مقام ت بشه بالا)) است
لندن را بد تشخيص داده و آمستردام
را خوب !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!نانا

تصويري که مهدي مادرجنده دهاتي جامي از خود دارد ...........................نانا

سرپرست راديوزمانه مهدي مادرجنده جامي....نانا

Saturday, November 25, 2006


يه پرنده س٬ يه پرنده س٬ يه پرنده س
که از پرواز خود خسته س ........نانا



معرفي يک فيلم


در سال ۱۹۷۶ مارتين ريت فيلمي با شرکت و کمک وودي آلن
ساخت به نامFRONT
داستان اين فيلم مستقيما به تمامي ما روکي ها و خبرنگاران
حرفه اي ايران مربوط ميشود و ديدنش براي همه يک بايد
است .
در اين فيلم که ماجرايش راجع به کميته مک کارتي و سالهاي
سياه برچسب کمونيست زدن و از اين راه تعرض به آزادي بيان
در امريکا بوده است ميباشد .

وودي آلن نقش يک صندوق دار کاملا غير سياسي را بازي ميکند
که عده اي از نويسندگاني که نامشان در ليست سياه جي ادگار
هوور بوده
به او پيشنهاد ميکنند که از نام او استفاده کنند براي نوشته هاي
خود در روزنامه هاي آن روزگار
و او قبول ميکند
در اين ماجرا روزي ميرسد که او بايد تصميمي حياتي بگيرد و به
قول معروف عليرغم انفعال بايد جبهه خود را مشخص کند .

فيلميست بسيار جدي به طريقه سياه و سفيد ساخته شده و
از نظر من عاليست
البته فيلم ديگري هم در اين رابطه هست به نام (مقصر شناخته
شده با سوظن ) که در آن رابرت دو نيرو بازي ميکند آن هم فيلم
خوبي است
ولي FRONT
حقيقتا فيلمي عالي و از آن مهمتر واقعي است
اگر نديده ايد غفلت نکنيد
برايتان چند عکس از فيلم را ميگذارم .....................نانا
خشونت !


جونم براتون بگه فکر کردم کمي براتون راجع به اين خشونت
بد است و کاريست اخ که به روند (( دموکراسي )) لطمه
ميزند براتون بنويسم .

روزي يک خبرنگار از مهاتما گاندي سالار تمامي ضد خشونت چيان
عالم سئوال کرد اگر تو يک آلماني در زمان هيتلر بودي چه پيامي
براي يهوديان و آزادگان داشتي ؟

ايشان در پاسخ با همان لحن مقدس !!! خود فرمائيدند :

- به همه پيشنهاد ميکردم دسته جمعي خودکشي کنند .

اين پاسخ شوخي نبود اعتقاد حضرت مهماتماي گاندي که بنده به
ايشان براي کارهاي (( آن زمانشان )) کلي هم ارادت دارم بود

خوب اين يعني انفعال
بنابراين تجربه هالوکاست به ما ميگويد که اگر در برابر زور قرار گرفتي
از نظر مهاتماي گاندي بايد قبل از اين که ترا بکشند خودت خودت را
بکشي

من اينجا باکمال خجلت ميگويم که تاريخ نشان داد که مهاتما جان
مطلقا شکر خورده بود و بس
و اگر قرار است بميري حداقل چند دشمن را هم بکش بابا .

هنگامي که از جنگ ميهني سخن ميگويم قصدم دقيقا به وجود آوردن
نهضت هاي ملي مسلحانه در داخل ايران و جنگ تمام عيار براي از
بين بردن زالوهاي نشسته بر صندلي حاکميت ماست

دقيقا تابع النعل به النعل کاري که مردم امريکا در بيرون ريختن انگليسي ها
در امريکا کردند را بايد بکنيم

اين تنها نوع جنگ است که نه تنها بد نيست و زشت و کثيف نيست بلکه
کاملا موجه و سپيد و روشن است و حمايت حداقل تمامي مردم کشورهاي
جهان را دارد
خوش شانسي کنوني ما اين است که اغلب دولت هاي جهان هم با ما
يعني مردم ايران هستند مگر نه ؟

اگر نروند بي برو برگرد دست به يک جنگ گسترده ميهني خواهيم زد و
ايران را لاروبي کامل خواهيم کرد
ورزش کنيد زياد بچه ها بايد همه قوي باشيم بدني و روحي .........نانا

نمايشي از تاريخ سده گذشته و ظهور
دايناسوري تاريخي و گه آلود به نام خميني
مادرجنده جنايتکار دهاتي الاغ .........نانا


فک و فاميل هاي مهدي مادرجنده جامي
از ده (( کون بده مقام ت بشه بالا)) در حال
رقص چوب براي رهبر مادرجنده يکدست
ترياکي جنايتکار ايران .................نانا