Detachment
لغت بالا که دي تچمنت تلفظ ميشود از لغاتي است که
در فارسي معادل درستي برايش نداريم
اگر اتچمنت را درگيري بدانيم براي ديتچمنت معادل نادرگير
نارسا است
به هر حال
دي تچمنت يعني که به جائي متصل بوده اي و اکنون
بندها را بريده و رها شده اي از کل اتصال
با اين مقدمه کوتاه ميروم برايتان سه نگاه سه نابغه متفکر
را به کل يونيورس برايتان کمي نشان دهم
از نخستين بارهائي که با کارهاي ميلان کوندرا آشنا شدم
فريفته اين حالت ديتچمنت او شدم
بسياري از ابلهان اين حالت او را نشاني از غرور و فخر و
تکبر ميدانند ولي اشتباه ميکنند
او دي تچت است يعني بدون اتصال و از اين موضع جهان
را مينگرد
بالاخره هرچي باشه هموطن کافکاي سياه و صادق است
مگه نه ؟
نگاه دوم مال کاموست
کامو خيلي سياه تر از کوندورا ميبينه و ابائي از گفتنش نداره
ولي سارتر
سارتري که بايد کلاه را برايش برداشت از انسان و خواست و
و ---- عمل ---- سخن ميگه .
دوست دارم ديتچت باشم و درگير !
ببين ديگه من چه پر روام و چه جاه طلبي هائي دارم !!!!!! نانا
No comments:
Post a Comment