Thursday, August 31, 2006


شاملو

مرا اما محرابي نيست ٬
که پرستش من
همه
(( برخوردار بودن )) است .

مرا بر محرابي کتابي نيست ٬
که زبان من
(( امکان سرودن )) است .

مرا بر آسمان و زمين
قرار
نيست
چرا که مرا
منيتي در کار نيست
نه منم من ٬
به زبان تو سخن ميگويم
و در تو مي گذرم
فرصتي تپنده ام در فاصله ميلاد و مرگ
تا معجزه را
امکان عشوه
بر دوام ماند .



مخلوق عزيزم

نام اين تابلو (زندگي رمي شنايدر )ميباشد ونقاشش
مرديست به نام ANDREAS REIMANNکار زيبائي است مگه نه ؟ نانا



بفرما ...اينم هاجر ده خودشان !!! اختصاصي
براي خلبان داغش به جيگرم مانده !!!!!!!!! نانا
مث يک تيکه ماه ها !!!




به به ..به به ....که اين انوش رامين خبرنگار سي ان ان از
تهران يه سري عکس مردم ميفرسته که اين جوان هاي
ايراني دختر و پسر هر کدوم مثل يک تيکه ماه تازه و خوشگل
و جوان
با هيبتي که تنها نگاه اخوند مادرجنده بهشون خونشون
رو به جوش مياره و دق مرگشون ميکنه را
ميبينم و کيف ميکنم

بچه ها ايران مال شماهاست .......کافيه مردم ايران همه با
هم يک فرياد بلند بکشند ................................نانا
رهائي داماد!!!!!!


و اما راجع به اين رامين جهانبگلو تصميم داشتم که مفصل
بنويسم ولي ياد ماجرائي افتادم که فکر کردم برايتان آن
ماجرا را بنويسم به جاي مطلبي راجع به او


فکر کنم قبلا اشاره اي به اين موضوع جائي کرده باشم ولي
اکنون مفصل مينويسم

هنگامي که مادرجندگان رژيم اسلامي ايراني به سرکردگي
خميني مادرجنده دهاتي الاغ آدم کش به سراغ تنها آخوند
متمدن شهر وند
يعني آيت الله شريعت مداري رفتند که درب و داغانش کنند
خاطرم هست انواع و اقسام اتهامات را نه به او ولي به
دامادش که معروف بود زدند از جمله جاسوسي امريکا !!!!

و اين مرد پير معمم که خودم از نزديک زيارتش کرده بودم و
بسيار آرام بود و متمدن

بالاخره بر اثر فشارهاي اينان نامه اي نوشت که متنش يادم
نيست ولي مفهومش را يادم ميايد

در اين نامه خطاب به خميني و دار و دسته قرمساقش گفت:

بابا هرچي شما ميگيد من هستم من خائنم من جاسوسم
من پدر سگم من بي شرفم .....قبول ....لطفا قربون دستتون
اين داماد ما را رهايش کنيد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا
فروکش !!!!




با الهم صل علي محمد خلبان ٬ و الريدمان به السراپاي
الرژيم الجانيان الاسلامي
خبرهاي امروز را جر واجر ميکنم براي شما ورپريده هاي
اين روزها هيجان زده !!!!!!!!!!!


((مهلت شورای امنیت به جمهوری اسلامی برای توقف روند غنی سازی
اورانیوم در ایران، به پایان می‌رسد ))


بعله ...مشتي آخوند مادرجنده که تصور ميکنند که سياست هاي جهاني
هم همان روزه خواني در خانه هاي مردم است
که بروند تحميق بکنند ثروت گرد آورند کس و کار صاحب خانه را بگايند
و در جواب هر اعتراضي بگويند
- خفه ما از طرف خدا آمده ايم !!!!!!! است ٬ است

ولي نميدانند که اين آخرين بازي اين جانيان است و نيکلاس برنز گفت از
اول هفته آينده ميرويم سر حساب رسي٬ و وقت کشي ديگر فينيتو !!!!!






((کوفی عنان با مقامات ارشد اردن در عمان دیدار می کند ))


اين کوفي خاک بر سر هم که درست مثل پيرزني لکنتي که وسط
دعواي يه مشت نوه نتيجه هاي کت و کلفت و قلچماق خود گير
کرده و به همه که قمه در دست دارند هي با دهان بي دندون ميگه :

- نه نه .........جون من دعوا نکنيد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!






((لایه اوزون، لایه حفاظتی کره زمین، در حال ترمیم است ))



خوب بفرما....مجوز هر کثافت کاري با طبيعت و زمين صادر شد !!!!!!








((نماینده سازمان ملل استفاده اسرائیل از بمب‌های خوشه‌ای در
عملیات نظامی علیه حزب‌الله لبنان را «غیراخلاقی» قلمداد کرد ))


بعله که غير اخلاقي است ولي شما بيزحمت يک نک سوزن (( اخلاق))
در همان سازمان مللتان به من نشان دهيد که بگم شما خوبيد و باقي
بي اخلاق !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!








((گلن فورد، بازیگر فیلم جنگل تخته سیاه در 90 سالگی در هالیوود درگذشت ))


بابا مگه اين هنوز زنده بود ؟؟؟؟؟؟ والله از وقتي که من يه فسقلي فلفل
نه زياد تند !!!!! بودم اين واسه خودش يه مرد مسني بود !!!
حالا که من يه عدد فلفل نره خر شده ام ديگه واويلا !!!!!!!!!!!!!!!!!




((هوگو چاوز در دمشق با همتای سوری دیدار کرد ))


واه واه واه......که من از اين چاوز به اندازه اي بدم مياد که حد نداره
جاکش قرمساق درست مثل ماجراي بلوري ها و اهالي ده مش حسن
ميمونه خاک بر سر

مهم نيست کي درست ميگه کي غلط جاکش خودشو از ده مش
حسن ميدونه و هي ميخواد با بلوري ها در بيفته حالمو از هرچي
چپ بود بهم زد قرمساق نره خر !!!!!!!





((در خشونتهای روز چهارشنبه عراق ده ها تن کشته شدند ))



ميدونيد چي ميشه ؟
امريکا رفته پشت پليس مردمي عراق و کمکشان ميکنه تا بر عليه
دار و دست صدر مادرجنده پيروز شوند
اين بار ميخواهند سر صدر را با يو پي است براي خامنه اي مادرجنده
برفستند .







((دانلد رامسفلد گفت: آمریکا با چالشی همانند چالش فاشیسم روبروست ))



خوب بفرمائيد فشن جديد امريکا ...هرکي از اين فاندمنتال ها بدش مياد
اين روزا کلمه فاشيست اسلامي را در باره شون بکار ميبره تا روزهاي خوش
بريدن سر هيتلر ياد همه بياد و افتخارات ناشي از آن
چون دارند ميرن سراغ يک جمهوري که سرانش هر کدوم يه هيتلر کوچولو
هستند و بس . پستان هاي پاملا آندرسن پشت و پناهشان !!!!!!!



((پرونده زهرا کاظمی در نوبت مطالعه شعبه تشخیص قرار گرفت ))



واه واه واه از اين همه سرعت عمل ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سيف زاده که وکيل کاظمي ها است گفته :
اين پرونده بعد از دوسال تازه رفته به تشخيص ديوان عالي کشور !!!!!

ميگما ....دخو جان براشون يه نامه بنويس که اين همه عجله !!!!
در موارد حقوقي ابدا درست نيست ممکنه (( حق )) کسي زبانم
لال زير پا گذاشته شود .





((رامین جهانگلو آزاد شد ))



از سخنان اين بدبخت فلک زده خدا پشت کله اش زده به ايران
سفر کرده و اسير شده !!!!!!
برايتان نوشته اي مفصل به سبک نانا زولا در نظر دارم بي حياها !






((یک نفر در هنگ کنگ به ظن ابتلا به بیماری جنون گاوی بستری شد ))




والله من هنگ کنگ نرفته ام ولي از چيزهائي که شنيده ام احتمالا اين
يک نفر تنها کسي است که ابدا جنوني ندارد چه انساني چه غير انساني
و باقي مردم هنگ کنگ تصور ميکنند که او مثل ديگران نيست و احتمالا
دچار جنون گاوي است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!




((چین گفت: جمهوری اسلامی با حل بحران هسته ای ایران از راه مذاکره
موافقت کرده است ))


خوب مادرجنده بهش نگفتي که ت...و......ل.....ي.....ت




((هفت فلسطینی در حمله نیروها ی اسرائیلی در غزه کشته شدند ))


بيا به نصايح من گوش کرد اين اسرائيل
سه تا مسلح را کباب کرد يه نگاهي به دور و بر کرد چهار تا هم از
گري گوري هاي دور و بر زد و يه گاز داد برگشت پايگاه

خسته نباشيد اي موشه پوشه ها !!!!!!


((حکم محکومیت مدیر مسئول نشریه توقیف شده «ندای اصلاحات»
تایید شد ))



والله اين خبرنگاران اين نشرياتي که من ديدم اي خاک عالم بر سر شما
که اين ها را توقيف ميکنيد
بابا اين خبرنگاران شما براي خنده خوبن
مقامات رژيم اگه عقل داشته باشند هي با اينا مصاحبه ميکنند و وسط
مصاحبه بهشون يه چشم غره ميرن
و منتظر ميشن سالن رو بوي گه در تنبان ريده پر کنه
و شب که دور منقل ترياک نشسته اند کر کر و هر هر بهشون بخندن

خاک برسرتون اينا رو به جاي توقيف آلت خنده کنيد الاغ ها





((رئیس جمهوری اسلامی چند ساعت پیش از پایان ضرب الاجل
شورای امنیت گفت حکومت ایران در برابر فشار غرب تسلیم
نخواهد شد ))



حق داريد به ولاي محمد هفنر ....منم بودم زير فشار تسليم
نميشدم بارک الله به شماها !!!!!!!!!




((وزیر امور خارجه آلمان گفت: نباید بگذاریم حکومت ایران به بمب اتمی
دست یابد
فرانک والتر اشتاینمایر وزیر امور خارجه آلمان در گفتگو با روزنامه بیلد گفت
اگر در گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی روشن شود که جمهوری
اسلامی به خواسته های شورای امنیت عمل نکرده، باید روی اعمال
محدودیت های تجاری واقتصادی در سطح جهانی حساب کند. فرانک
والتر اشتاینمایر گفت با اورانیوم غنی شده دستگاه رهبری کاری جز
ساخت بمب اتمی نمی تواند انجام دهد. ما نباید بگذاریم حکومت ایران
به بمب اتمی دست یابد. وزیر امور خارجه آلمان گفت گفتگو ها با ایران
را پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد سخت تر شده است))




بعله ...اي اشتاين ماير محترم گفتگوها سخت تر شده زيرا اين
جاکش انتري نژاد همان تيکه گهي که هستند را برايتان نشان
ميدهد
ولي اون يکي خاتمي مادرجنده روي گه وجودش تر تميز لباس پوشيده
بود و شما اگرچه متوجه بو يش ولي ابدا متوجه زشتيش نمي شديد

و اين اشتباه شمايان بود شماياني که حداقل عطر را ميشناسيد !!!!!





((وزیر امور خارجه ایتالیا خواهان شرکت این کشور در مذاکرات
هسته ای با جمهوری اسلامی شد ))



برو بابا واف اون کولو .....جاکشا اينا هم اين مدت مشغول گائيدن
دختر خاله و عمه هاشون يواشکي بودند و خبر نداشتند که چي
گذشته يهوئي هراسون اسپرسو رو بالا انداخته پريدن وسط
ميدون و درحالي که زيپ شلوارشون رو بالا ميکشيدند
تازه تازه پيشنهاد مذاکره با مشتي جاني را ميدهند
همگي تون پوتانا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!







((واکنش به عدم تمکین جمهوری اسلامی به قطعنامه توقف غنی‌سازی
اورانیوم شورای امنیت از دید یک استاد فرانسوی
پروفسور رافائل درائی، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی استان
اکس آن پرووانس فرانسه، زیر عنوان نقشه نهائی ایران بعد از دستیابی
به بمب، افق سیاهی از آینده منطقه و جهان به دست می‌دهد. وی
گشایش کارخانه جدید آب سنگین در اراک را پیامی حاکی از اراده قاطع
حکومت ایران برای ادامه مسیر فعالیت‌های اتمی خود می‌داند و می‌افزاید
برنامه‌های یک کشور از مقاصد آن منفک نیست و برای محمود احمدی‌نژاد،
رئیس جمهوری اسلامی، برخورد با جامعه جهانی و حتی جنگ بین
تمدن‌ها ناشی از بینشی است که مدعی است جهان امروز و آینده
بی صبرانه در انتظار بازگشت منهدم کننده، مهدی، به سر می‌برد. ))



واه واه که يه زماني چه همه به اين اکس آن پرووانس سفر ميکردم يادش
به خير
ولي اين رافائل جان لب و چکيده مطلب را حسابي حاليش شده مگه نه؟



((شیرین عبادی گفت در یک نامه با آدرس جعلی به مرگ تهدید شد))



بفرما مادرجنده همداني بازم اومد چس ناله کرد خاک بر سر !!! چند
دفه ميگي بابا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




((اقتصاد ایران در رودروی چالش‌های ناشی از تحریم احتمالی سازمان ملل ))


به قول شهر قصه

نگو که حالم خرابه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!






((گروه‌های هوادار اسرائیل و سیاستمداران آمریکائی از داده شدن ویزای
آمریکا به خاتمی انتقاد کردند
وزارت امورخارجه آمریکا اعلام کرد که در جریان سفر محمد خاتمی، رئیس
سابق جمهوری اسلامی در واشنگتن، تماس رسمی با وی از سوی
مقامات آمریکا برقرار نخواهد شد. شان مککورمک، سخنگوی وزارت
امورخارجه آمریکا، از موسسات و اشخاصی که با خاتمی تماس برقرار
می‌کنند خواست وی را در باره رابطه حکومت ایران با تروریسم
سئوال‌پیچ کنند و پرسش‌هائی را مطرح کنند که پرسیدن آنها در تهران
باعث زندانی شدن سئوال شونده می‌شود. آمریکا سه‌شنبه گذشته
برای انجام چند سخنرانی به خاتمی ویزا داد. اما یک گروه مدافع
حقوق یهودیان به نام «سایمون بیزنتال» به این ویزا اعتراض کرد.
ایلینا راس لتنین، رئیس یک کمیسیون فرعی در مجلس نمایندگان
آمریکا از صدور ویزا برای خاتمی انتقاد کرد و او را تهدیدی برای منافع
ملی و امنیت آمریکا و چهره‌ای مخالف اهداف سیاست خاورمیانه آمریکا
توصیف کرد و ا فزود وی احساسات مردم را علیه آمریکا و اسرائیل
تحریک می‌کند و از کشتن مردم بیگناه حمایت کرده است. ولی
جیمی کارتر، رئیس جمهوری اسبق آمریکا گفت برای دیدار با خاتمی
آماده است.))


بفرما ئيد ور پريده ها ....وقتي ميگم از(( شون ))جون خوشم مياد ميگيد
چرا ؟؟؟؟؟؟؟
بيا به همه ميگه بريزيد سر اين مادرجنده نه نه ان و هي ازش سئوال
کنيد و با سئوال کبابش کنيد تا نتونه دهن گشاد متعفنش را بازدوباره باز
کنه و براي ما از تامل و تساهل برينه

خوب اي خاک بر سران ايراد گير به من که نانا بي ادب باشم

مادرجنده ها ...بفرمائيد اين يک نمونه از اون آزادي بيان که ميگفتم است
که ميتواني به راحتي به سراپاي هر که دوست داري ريده و با سخنانت
به گهش بکشي
و کسي هم ترا ((((( بي ادب )))))) نداند جاکشا فهمستيد بالاخره
يا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

که ادب يک چيز است و سياست يک چيز کاملا جدا

من که فکر نکنم هنوز فهمستيدن کرده باشيد بسکه شما مادرجنده ها
با ادبيد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!







((بررسی روزنامه‌های صبح پنجشنبه ایران ))



ريدم به روزنامه ها و خبرنگارانتون ...حيف وقت نيست جاکشا!!!!!!




((با پایان مهلت شورای امنیت، مذاکره درباره نحوه اجرای مجازات ها علیه
حکومت ایران آغاز می شود: ))




به جون خودم اسم اين مجازات که ميادها .....فوري و فوتي يه تاکستان
پر از انگور نزديکيهاي قزوين مياد جلوي نظرم که همگي تون مثل خر داريد
توش کار ميکنيد ( البته نيمه مست ) منم مثل کلوپاتراي چروکيده روي يک
مبل در ايوان دراز کشيده و با شيشه اي شراب در دستم هي قلپ قلپ
ميرم بالا و به ريش همه شما در دل خنديده ولي در ظاهر به شما ها
يکي يک نمره از بيست به پائين ميدهم و اگر کساني همچون من ول
ميگردند و زحمتي نميکشند بيابم قطعا به او (( صفر )) ميدهم !!!!!
حواستون باشه ورپريده ها !!!!!!!!!!!!!!!!!!






((واکنش فعالان سیاسی و حقوق بشر در آمریکا به آزادی رامین جهانبگلو ))



بابا جان من واکنش چي کشک چي ؟؟؟؟؟يه آدم محترم را گرفتند و بردند
و شکستند
و رها کردند
اين بدبخت را کهنه حيض کردند مانند صدها و هزاران ديگر
اين که تازگي ندارد
حالا يا اين عوض ميشه ؟
يا نه مثل گنجي روي مواضعش استقامت ميکنه
و ميشه يکي از ايراني هاي فعال براي رهائي ايران والسلام






((محمد خاتمی برای سخنرانی درباره گفتگوی تمدن ها به آمریکا سفر
می کند، اما در تمدن جایی برای تروریسم نیست: شان مک کورمک))




ببين ...بي خود نيست که ميگم شون رو دوست دارم مگه الکيه
که من هر کسي را دوست داشته باشم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟






((«انقلاب آرام ایران»: تحلیل نشریه کانادایی از دیدگاه مردم ایران نسبت
به جمهوری اسلامی و جهان غرب
یک نشریه کانادایی درباره نسل جوان ایرانی که به نسخه ای از جوانان
غربی مدرن بدل شده، نوشت: تحولات اجتماعی ایران نشان می دهد
مردم این کشور و به ویژه نسل جوان از آرمان های انقلاب اسلامی
آیت الله خمینی به طور کامل دور شده و ارتش 20 میلیونی سربازان
اسلام و وعده های وی هرگز به عمل تبدیل نشده است.
مجله کانادایی وال ورس در شماره ماه سپتامبر خود در مقاله مفصلی
زیر عنوان «انقلاب آرام ایران» به تغییرات چشمگیر فرهنگی و
اجتماعی چندسال اخیر در کشور و به واکنش نسل جوان در برابر
بحران هسته ای ایران اشاره می کند. وبرا کمپبل نویسنده مقاله که
به مدت شش ماه به شهرهای مختلف ایران سفر کرده، استاد دانشگاه
ونکوور است که پس از بازگشت از ایران، جزئیات مشاهدات خود را تصویر
می کند. خانم کمپبل نوشت ایرانیان ملت پیچیده و گاه با دیدگاه های
متناقضی هستند که در بهبوهه تنش های فزاینده بین جهان غرب
و جمهوری اسلامی به شیوه خطرناکی ابهام آمیز و تیره جلوه می کنند. ))




بفرما ...اين خانم کمپبل هم ترس و وحشت خارج از قاعده ملت ايران
را پيچيدگي و ابهام آميز ميداند
بابا جان من مردم نميتوانستند سخن دلشان را به تو بگويند کي گارانتي
کرده بود که سر از سياه چاله هاي قرون وسطي در نياورند ؟

چه ابهامي چه کشکي ؟
مردم به سادگي ميترسند همان گونه که در زمان هيتلر ميترسيدند





((آخرین نشست مجلس خبرگان سوم با سخنان آیت الله علی مشکینی
آغاز به کار کرد ))



به به ...به به ...از اين کلمه آخرين که ديگه اين ((آخرين ))نشست تاريخي
مشتي مادرجنده کفتار جاني است و بسسسسسسسسسسس






((نمایندگان یهودیان ترکیه در دیدار با اردوغان خواهان مبارزه دولت با افزایش
تبلیغات یهودی ستیزانه شدند ))



بعله اسرائيل هم به عنوان ناظم بعد از اين رفت سراغ مبصر کلاس
و گفت :
- خوب قارداشلر يه کمي هم از بلايائي که سر ما ناظم آمده سخن
بگوئيد
به جاي اين همه تبليغاتي که رژيم جانيان اسلامي بين سکينه دائي
قزي ها و عمقلي غضنفرهاي ترکيه ميکنه
يه کمي از موسي و چه ميدانم اليزابت تايلور و باقي بگيد دلمون يه
کمي وا شه به جان امل ساين !!!!!!!!!!



((هند خواهان همکاری موثر آمریکا و انگلیس برای مبارزه با سازمانهای
تروریستی ساکن پاکستان شد ))



واه واه واه ..اين راج کاپورها هم فوري اين وسط چغلي کردند از
پاکستان !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!







((کوفی عنان از اسرائیل خواست دست از محاصره هوایی و دریایی
لبنان بردارد ))



مادرجنده مگه نگفتم گه خوردي ؟؟؟
بازم که اومدي جاکش !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!






((احتمال سفر رهبر کره شمالی به چین ))


شاشيدم هم به رهبر چين هم رهبر کره شمالي هم
رفسنجاني!!!!!!!!!!!!!!







((اسرائیل اعلام کرد تا اجرای کامل قطعنامه شورای امنیت از لبنان
خارج نخواهد شد ))




خوب معلومه که نبايد خارج شي مگه خر هستي که خارج شي
اعلام کردن نميخواد

من ميگم شروع کن يه سري هاي رايز در جنوب لبنان ساختن که
ديگه حتي نتونن خاک اسرائيل را با چشم هم ببينند !!!!!!






((رئیس جدید ستاد ارتش ترکیه مبارزه با اسلامگرایان و تجزیه طلبان را
در دستور کار خود قرار داد ))



به به ...به به ....چه خبره ؟ از اين مبارزه با جاکشان فاندمنتال تو هر
کشوري
آدم حسابي کيفور ميشه به اون صورت ملکوتي نيکول کيدمن خوشگل
گردن مقتدي صدر در عراق
گردن يک جاکش مثل اون تو ترکيه
گردن حزب الله در لبنان
گردن حمس در فلسطين

و نهايتا گردن قلچماق و کلفت رژيم جانيان اسلامي ايران در ايران
اي ......آخ



((پنج تن از اعضای یک شبکه تروریستی وابسته به گلبدین حکمتیار
رهبر شاخه حزب اسلامی حکمتیار دستگیر شدند ))



من که ميگم اول دار بزنيدشون بعد سرشون رو گوش تا گوش ببريد
که خون ريزي کمتري بشه
درست مثل ذبح کاشر !!!!!!!!!!!!!!!!!!




((جلوگیری از گشایش یک مدرسه اسلامی در لیون بدلیل نبود امکانات
ایمنی و پاکیزگی))


بيا در قلب اروپا هم که مدرسه باز کنند همان اول کار هم کثيف است
و هم نا امن
وقتي ميگم اينا از دوره چادر نشيني تا کنون تغييري نکرده ايد
شما بگيد نه کرده اند ذليل مرده ها !!!!!!!!




((اختلافات عمیق میان احزاب شیعه در عراق: تحلیل رویترز ))


والله من به تحليل رويتر کار ندارم ولي تحليل خودم اين است که امريکا
درست تشخيص داده است

زدن مقتدي صدر مشگل را حل خواهد کرد
اين مادرجنده که جاسوس رژيم ايران در عراق است سر نخش در
دست ايران است
و تا از بين نرود همين آش است و همين کاسه

با از بين رفتن او باقي شيعه ها چون جقيقتا اختلاف نظر دارند دور
هم جمع شده و بالاخره با مذاکره و منطق با هم خواهند ساخت

با رفتن رژيم مادرجندگان اسلامي ايران شعله هاي کثافت کاري در
همه بخش هاي وابسته به اينان فروکش خواهد کرد پريود . نانا

Wednesday, August 30, 2006



شاملو


اما
رعشه افکن
پرسشي
تنوره کشان
گرد بر گرد تو
از آفاق
بر مي آيد :
شهادت داده اند
که وسعت بي حدود زمان را
در گردش چار هجائي سال دريافته اي ٬

شهادت داده اي که راز خدا را
در قالب آدمي به چشم ديده اي
و تداوم را
درعشق .
گه نگاراني بجاي خبرنگاران !!!!!!


واه واه ...که حالم بهم خورد به جان خودم

امروز در يکي از شبکه هاي تلويزيوني کل مصاحبه
مطبوعاتي انتر انتري نژاد مادرجنده را ديدم و حالت
تهوع بهم دست داد

نکبت مادرجنده جاني درست مثل يک گه دان پر از
گه وسط يک سن نشسته بود و جلويش خداد تا
ميکروفن

از دلقک بودنش و شر و ور مفت گفتنش که جاکش
قرمساق شرم هم نميکند و تمامي مردم را خر
فرض ميکند از همه حرفهايش خنده دار تر و الاغانه تر
اين بود که گفت

- امريکا منزوي شده است !!!!!!!

کمي به موقعيت شان نگاه کنيد و وقاحت او را از گفتن
چنين دروغي با کمال بي شرمي متوجه شويد .

ولي از خود اين مادرجنده گه تر و بي شخصيت تر و الاغ تر
مشتي مثلني خبرنگار بودند که از دم ريدم به هيکل
همه شان

اين قرمساق هاي زن و مرد ايراني که به عنوان ارواح مشگ
عمه مادرجنده شان مثلني خبرنگار هستند
مشتي مرد خايه مال که يا به اين پيس اف شت خسته
نباشيد گفتند و بعد سئوال هاي آبکي آبدوغ خياري خود
را از او نمودند
و يا روز دولت مبارک باد !!!!!!!

و مشتي سکينه دائي قزي که خاک بر سرها قادر به
سئوال کردن بدون نگاه به کاغذي که قبلا نوشته اند
نبودند !!!!!!!
خبرنگار که نبايد سئوالش را از روي نوشته بخواند خاک
بر سرها !!!!!!!
اي من ريدم به تمامي شما به اصطلاح خبرنگاران !!!!!

قرمساق ها شما قرار است اين جاکش را با سئوالات
خود وادار به پاسخگوئي بکنيد
نه اينکه اول ازش خايه بماليد و بعد هم با ترس و لرز
يه مشت سئوالات مزخرف و پرت و پورت با هزاران احترام
به او بنمائيد
خاک بر سرها اين جاکش بايد به مردم ايران که ناسلامتي
شما چشم و گوش آنها هستيد حساب پس بدهد .......نانا



مصاحبه اکبر گنجي با امي گودمن در برنامه
دموکراسي حالا
که امروز پخش شد ......................نانا


AMY GOODMAN: Akbar Ganji joins us now in the studio. Hossein Kamaly also joins us to help with translation. We welcome you both to Democracy Now! It’s good to have you with us. Akbar Ganji, welcome. Can you begin by talking about your investigations as a journalist in Iran in the late 1980s?

AKBAR GANJI: [translated] Every revolution, after it succeeds and comes to power, begins to suppress its opposition, the opposition forces. And from early on after the Iranian Revolution, my interest, my attention was drawn to the fact, to the problem with this suppression of dissidents.

And in the beginning, the new regime faced armed opposition from various forces, and there was a period of intense violence from the state toward the dissidents. And quite rapidly, the regime succeeded in oppressing and suppressing any resistance, any opposition. And in the summer of 1988, several thousand prisoners were executed.

After that, in the following decade, they started to eliminate intellectuals and journalists and writers who had no intention to engage in armed resistance, but only had their pens to express their opposition. And they were slain in the most atrocious ways. Some were cut into pieces with knives. And some of them had no political activities whatsoever. They were simply dissidents.

As a journalist and a dissident, I decided to get involved with this. It was a very difficult situation, and we exposed these killings. To say the least, what we did, in writing about the killings, stopped their continuation. However, the demands to form a truth-finding committee and to find out the root causes and the full reasons for committing those crimes never came to pass. And the people involved in the killings just got loose.

After this, my good friend, Saeed Hajjarian, there was an attempt to kill him, and the rest of us, we went to prison. And instead of the killers, we were persecuted. Saeed Hajjarian is now paralyzed and sits on a wheelchair, and the rest of us had to go to prison.

AMY GOODMAN: Your investigation, Akbar Ganji, pointed the finger at the highest levels of the -- at the time the Khamenei administration of Iran.

AKBAR GANJI: [translated] In my view, high-ranking regime officials have been involved in the killings. When I was put on trial for participating in the conference at Berlin, I named several of those high officials in my court appearance. But they never put me on trial for writing about the killings, because that file, that dossier, is so tainted and so problematic that they are scared that if I talk, so much will be exposed. Instead, they convicted me of having divulged state secrets. And, of course, state secrets, where? They meant, by that, my exposition, my expose of the killings. And also they gave me a sentence of 18 months in prison, because of what I had said against or about Mr. Khamenei.

AMY GOODMAN: We're talking to Akbar Ganji, Iranian dissident and investigative journalist, translated by Hossein Kamaly. You have just won in this country the International PEN Prize for your investigative journalism. You also were invited to the White House to talk about the situation in Iran as a leading political dissident there. You refused. Why?

AKBAR GANJI: [translated] From the beginning of my trip to the West, in Europe and in the United States, I had invitations from various heads of state and government officials to meet with them, but I declined all such invitations.

As an intellectual, I am interested and I am involved in the Civil Society Project. I engage in discussions with intellectuals and representatives of civil organizations, nongovernmental organizations. I met with Habermas, Anthony Giddens and David Hild. Tomorrow, I’ll be meeting Noam Chomsky, and on Friday, I’ll be meeting Richard Rorty.

We do not have much trust in governments, and we don't really believe that their interest is in promoting democracy and the cause of human rights. We can see what Christian, Jewish and Muslim fundamentalists have perpetrated in the Middle East by promoting war. On the other hand, we are raising the banner for peace in the world, unlike the Muslim, Christian, and Jewish fundamentalists. Our intention is to bring together the antiwar forces within Iran, from Iran and from the rest of the world, together.

AMY GOODMAN: Akbar Ganji, the U.S. has threatened to attack Iran. The President, President Bush, has called Iran a part of the axis of evil. What does this kind of pressure -- what is your response to this kind of pressure on the Iranian government that you, too, fiercely criticize?

AKBAR GANJI: [translated] We strongly oppose any military invasion against our country. First, it is impossible to invade Iran in the same manner that Iraq and Afghanistan were invaded. The most they can do is to launch missile attacks from afar or to perform pinpoint operations against. But this will not bring democracy. It will only devastate our country. And it's certainly not clear that this would bring down the tyrannical regime.

Democracy cannot be exported with the use of military invasion or with $75 million budgets. The sad situation we witnessed in Iraq is certainly more than enough. We follow a third line. And the third line says no to American foreign policy and says no to the policies of the Iranian regime. We are antiwar. We speak for peace. And in order to bring peace, we need the system in our country to become democratic. However, we are the agents of bringing that democracy, not the United States.

President Bush and Mr. Blair have already admitted that these tyrannical despotic systems have been put in place by the West, and even today that they have realized their past mistake, they intend to solve it through a military solution. But there is no military solution to the problem.

AMY GOODMAN: How can you bring democracy to Iran? How can the pro-democracy movement in Iran be empowered?

AKBAR GANJI: [translated] We have a widespread democratic movement within our country. There are two main weak points for this movement. First is the lack of organization, and there is no leadership. We need to better organize the movement and to elect democratically a leader for this movement, a leader like Gandhi. If we can manage to do this, the road to victory is short.

But we should bear in mind at least one point. Wherever in the Middle East a free election is held, Muslim fundamentalists will inevitably win. In addition to fundamental structural problems, also Western foreign policy is responsible for this. Iran is the only exception in the region. Should there be a free election in Iran, the winner will be democratic and freedom-loving forces. But those parties look at U.S. foreign policies with suspicion.

AMY GOODMAN: You are holding a protest for women in Iran next?

AKBAR GANJI: [translated] The situation of women in Iran is grave and a matter of serious concern. They suffer from two kinds of injustice: one, the injustice perpetrated by the tyrannical system equally to everyone; and then, the injustice perpetrated toward them because they are women. In the constitution of the Islamic Republic, women are deprived of several fundamental rights, also in the civil code and in the Islamic penal code. Under Reza Shah, the veil was removed by force, and under the Islamic Republic, they are forced to wear the veil.

AMY GOODMAN: And when will that protest be?

AKBAR GANJI: [translated] I’m negotiating with forces within and without the country, and it will take place within the next two weeks.

AMY GOODMAN: Akbar Ganji, I want to thank you very much for joining us, Iranian dissident, investigative journalist, held in Iran for years in prison and tortured, now speaking out in this country, refused an invitation by the White House, translated by Hossein Kamaly. I want to thank you both for being with us.
به رفقاي داخل ايرانم با عشق !



شکافتني به نعل و به ميخ زدن هاي کوسه مادرجنده جنايتکار دزد
ميدهم شايد صداي جر واجرش به گوش شما هم رسيد !!!!!!


اين سر دسته دزدان مادر مادرجندگان رژيم اسلامي ايران که حتي
زنده ماندنش در اون دفتر حزب جمهوري اسلامي که همه بودند
هميشه زير پرسش است ؟؟؟؟؟؟

و ممکن است به دليل مائوئيستي زدنش--- مجاهدين الاغ به گوش او
خبر را رسانده باشند که ناگهاني حضور نيافت !!!!!!

و از تمامي کثافت کاريهايش که بگذريم مانند گربه مرتضي علي
ميماند و اگرچه گهي همواره لب استخر گه نشسته و تنها پاهاي
خود را در گه فرو کرده نه مثل خامنه اي که تا گردن در گه است !!!

سخنانش اين است :






((بايد اصل همزيستی مسالمت‌‏آميز با قوميت‌‏ها و اديان ديگر را مبنای
کار خود قرار دهيم،))




اينجا چکش را مستقيم به ميخ ميزند يعني به خودشان ميگويد والسلام




((هاشمی رفسنجانی با بيان اينکه خيزش مسلمانان به خصوص در توده
مردم آغاز شده است، گفت: دشمنان نمی‌‏توانند موج جديدی را که
در دنيای بشری امروز به وجود آمده است، به سادگی از بين ببرد زيرا
اين نيروی عظيم غيرمتمرکز است و هر روز به سمت تجمع،
سازماندهی و استفاده از ابزار جديد و دانش پيش می‌‏رود. ))



اينجا به نعل زد و به غربي ها گفت ما بسيار هستيم و گيرم که سر ما
را هم بزنيد خيلي خيلي الاغ وجود دارند !!!!!!!!






((به گزارش خبرنگار "ايلنا"، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در
نوزدهمين کنفرانس بين‌‏المللی وحدت اسلامی گفت: حوادث لبنان
درسی از سوی امت اسلامی بود که نشان داد راهکارهايی برای
دفاع از حق مسلمين و اسلام وجود دارد، هر چند دشمن مقتدر باشد.
اين حوادث همچنين درسی است برای آنانی که خواب سلطه بر
دنيای اسلام را می‌‏ديدند. ))



خوب اين درس را که شما امت اسلامي به جهان داديد چرا کشور
شما ويران شد و مردم شيعه پا پتي شما کشته شدند و دهان
شما سرويس شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يعني شما ميخواهيد که مردم ديگر از خطاي شما درس بگيرند !!!
منظورت اين است
يعني کون شما پاره شد و اين درسي به مردم جهان داد

خوب اگر اين است چرا ميگوئي امت مسلمان بگو مردم جهان !!!!!





((آنها مشاهده کردند که مسائل به اين سادگی نيست زيرا دنيای اسلام
بيدار شده و راهکارهای احقاق حقوق خود را پيدا کرده است و کمتر
زير بار سلطه استکبار خواهد رفت.))


جاکش باز هم که زدي به نعل و وضعيت گه بار خودت را به شکل بيداري
مردم مسلمان جا ميزني که
اين مردم مسلمان خيلي ها مانند همين لبناني هاي شيعه هستند که
يواش يواش شروع به نفرين شما کرده اند
حمس تان هم که رفته زير کت الفتح
خوب قرمساق
فکر نميکني اگه مقتدي صدر هم سرش را ببرند خودتونيد و خودتون
جاکش قرمساق

در ضمن بهت بگم جاکش اين مردم مسلماني که شما همه جا حتي
در قلب اروپا و امريکا داريد ها
اين براي اين مردم يک نوع فشن بوده که خود را کمي متمايز کنند
از بقيه
با رفتن شما يک فشن ديگر مانند رادها کريشناها مياد و حتي ياد شما
جانيان هم در ذهن اين اسلامي هاي پراکنده دور و بر شما نميمونه

مادرجنده مردم که به الاغ ها وفادار نمي مونند
مدتي يا سواري به الاغ ميدهند و يا سوارش ميشوند و بعد حتي
يادشان هم نميماند
بنابراين روي اين ((مردمان !!)) ميگم زياد حساب نکن جاکش




((رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينکه جنگ اسرائيل و
حزب‌‏الله در لبنان شرايط ويژه‌‏ای را به وجود آورده است، گفت:
حوادث لبنان باعث به وجود آمدن توجهات جديدی در سطح دنيا شده
و شوک بسيار نيرومندی بر غرب وارد کرده است. اکنون محافل
فراوانی در اين زمينه مشغول بحث، تحليل و تصميم‌‏گيری هستند و
در اين شرايط ما بايد به مسائل به جهان اسلام بسيار جدی توجه
کنيم.))


اينجا دوباره زدي به ميخ که خودهاي جاکشتون هستيد و گفتي که
آنچنان گند لبنان در آمده که همه جهان چهار شاخ ما را مي پايند
و شوک غريبي به غربي ها وارد شده که تازه دارند درک ميکنند
که شيطان بزرگ چي ميگفت !!!!!!
و وضعيت قمر در عقرب است بايد کمي به اين تله اي که در آن
هستيم جدي تر فکر کنيم
تا يه وقت خداي من ناکرده مانند ملا عمر نشويم
و يا تيکه تيکه به دست مردم ايران نشويم اي اخويان اسلامي !!!!






((وی افزود: در ميدان عمل مسلمانان در حال نشان دادن لياقت خود
هستند که نمونه‌‏های آن را در افغانستان، عراق, لبنان و فلسطين
می‌‏بينيم و درس‌‏هايی را به مستکبران می‌‏دهند که فراموش کردن
اين درس‌‏ها برای آنان آسان نيست.))



اينجا هم که مستقيم به آدمکشي هاي خود به شکل جنرال اشاره
کرده اي و گفتي که برايت دولت و ملت نداره
هم از ملت ميکشي هم از دولت
بارک الله به تو کوسه جاکش
ماشاالله به تو کوسه جاکش

همين حرفات در دادگاه باعث مرگ فجيعت است قرمساق




((هاشمی رفسنجانی با تاکيد بر اينکه آمريکا و اسرائيل با برنامه
سرکوب و خلع سلاح حزب‌‏الله وارد اين جنگ شدند، گفت: بسيار
روشن است اتفاقی که در لبنان افتاد، اهداف از قبل پيش‌‏بينی
شده داشت اما می‌‏بينيم اسرائيل دچار چه گرفتاری‌‏هايی شده
است البته بايد نسبت به آينده و توطئه‌‏های آنها هشيار باشيم.))



به به به به ......که تو يک تنه متوجه گرفتاري هاي اسرائيل شده اي
اگر يک عدد چوب بيسبال به ماتحت هر دولت مردي در خاورميانه که
هست و نيست چپاندن نامش گرفتاري است !!!!!!!
به والله حق داري
اين اسرائيل به شدت گرفتار است
و دستش در نکند
و به او خسته نباشيد ميگويم
و شلومهاي فراوان ميرسانم

ديگر از توطئه برايت بگويم خوشبختانه امريکا و اسرائيل ابدا اهل
توطئه نيستند
به اندازه اي قوي هستند که تمامي اهداف و اجنداي خود را رک
و مستقيم گفته و به هيکل امثال تو در جا ميرينند
ميگي نه ؟
برو ببين با دادن ويزا به خاتمي چه ريدني به سراپايش هم همزمان
کرده اند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!





((وی افزود: اکنون بسياری از عقلای دنيای غرب راهکار می‌‏دهند
که غرب به دنبال برخورد نباشد اما اينکه تا چه حد اين قدرت‌‏ها
درس بگيرند، معلوم نيست.))



اينجا ديگه محتويات مغزت با محتويات ماتحتت جسابي قاطي
شد و توقع داري کسي که خودش راهکار ميدهد !!!! درس هم
همزمان نميداني از چي يا کي ؟؟؟؟؟؟؟ بگيرئد !!!!!!

جاکش ريدي تو تنبونت به ولاي فائزه !!!!!!!!!!!!!!!




((رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در بخش ديگری از سخنان خود
نوزدهمين کنفرانس بين‌‏المللی وحدت اسلامی را زمينه مناسبی
برای نزديک شدن ملت‌‏ها دانست و گفت: جای يک تصميم مهم و
استثنايی در اين کنگره وجود دارد. قرن‌‏هاست که مردم جهان سوم
به ويژه مسلمانان در کشورهای ديگر که به هر دليل به آنها مهاجرت
می‌‏کنند، گرفتاری‌‏های جدی دارند و يکی از وظايف مهم مجمع
تقريب مذاهب و اين‌‏گونه اجلاس‌‏ها رسيدگی به نيازها, مشکلات,
حقوق و راهکارهای کم کردن مشکلات مهاجران است.
وی افزود: دنيا هيچ‌‏گاه خارج از مهاجرت نبوده و جامعه بشری مشکلات
مهاجران را هميشه ديده است اما امروز به خاطر ارتباطات بيشتر، اين
اختلاط‌‏ها بسيار وسيع‌‏تر شده و آزادی‌‏ها و هشياری‌‏های ملت‌‏ها تصادم
خواسته‌‏ها و اهداف انسان‌‏ها را به وجود می‌‏آورد.))



اينجا هم که ديگه رفتي زدي به صحراي کربلا و راجع به مبحث مهاجرت
استفراغ کردن که بايد بهت بگم

ديگه از تو با صلاحيت تر براي امور مهاجران نبود؟؟؟؟ توئي که سالهاست
مهاجرت که چه عرض کنم
جرات يک سفر تا ترکيه نداري
باسه اينکه دنبالت هستند به اسم جاني يا همان آدمکش هاي وانتدي
قبل ها
تو را چه به اين گه خوردن ها قرمساق بي ريش !!!!!!!!!






((رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينکه شرايط ايجاب
می‌‏کند برای حل مشکلات صدها ميليون مسلمان که در کشورهای
غيراسلامی زندگی می‌‏کنند، راهکارهايی انديشيده شود، گفت:
يکی از نيازهای واقعی امروز در اين اختلاط‌‏های طبيعی, زندگی
مسالمت‌‏آميز است و اگر قرار باشد به خاطر اختلافات فراوانی
که بين ميزبانان و ميهمانان وجود دارد، تنش داشته باشيم، برای
هر دو طرف مشکل‌‏ساز خواهد بود.))



اينجا هم که ديگه انگار نه انگار ايراني وجود داره و ملتي بدبخت و
گرسنه
رفتي روي همزيستي مسالمت آميز اين مسلمان گه و گندي که
به کشورهاي ديگر به ((مهاجرت )) رفته اند و مشگلات آنان

خوب قرمساق اينها را براي کي ميگي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



((هاشمی رفسنجانی افزود: بايد راهی پيدا شود که اين انسان‌‏ها
بتوانند آن‌‏گونه که می‌‏خواهند زندگی کنند و بايد دانست که بدون
تعامل نمی‌‏توان نيازهای حقوقی مهاجران را تامين کرد.
وی افزود: اسلام زمينه اين تعامل را دارد و ما هيچ مشکلی نداريم
که با اصول اسلامی زندگی و مهاجرت کنيم. ما بايد اصل همزيستی
مسالمت‌‏آميز با قوميت‌‏ها و اديان ديگر را مبنای کار خود قرار دهيم
و امت اسلامی را به هم نزديک و از حقوق آنان دفاع کنيم.
هاشمی رفسنجانی با تاکيد بر اينکه بدون ارائه راهکارهای مطلوب،
قابل‌‏پذيرش و اجرايی در کنار ساير ملل، نمی‌‏توانيم حقوق مسلمانان
را در همه جا حفظ کنيم، تصريح کرد: از يک طرف کشورهای مادی
استعمارگر و از طرف ديگر مردم مظلوم مسلمان گرفتار هستند که
در دوران قبل آنها نمی‌‏توانستند در کنار هم زندگی مسالمت‌‏آميزی
داشته باشند اما اکنون ورق برگشته است و مسلمانان به نيروی
خودشان آشنا شده اند و در ميدان چالش ها و اظهارنظرهای امروز
دنيا می توانند مطرح باشند.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينکه ربع جمعيت دنيا
را مسلمانان تشکيل می‌‏دهند، گفت: امروز ۵۷ کشور مستقل
مسلمان وجود دارد و در ده‌‏ها کشور ديگر دنيا هم مسلمانان
زندگی می‌‏کنند. بهترين منابع طبيعی برای زندگی در جغرافيای
مسلمانان است و مسيرهای استراتژيک, بازار عظيم رو به توسعه،
جمعيت رو به رشد و مسلح بودن به سلاح ايمان و ارتباط با خداوند
همه در اختيار مسلمانان است.))


خوب مادرجنده قرمساق

با اين همه کس و شعرهائي که گفتي تو چرا به مهاجرين مسلمان بند
کرده اي
و از کشورهاي مسلمان و مردمش و دولتش که براي امثال تو گوز مفت
هم حواله نميدهند و براي سخنانت يک ريدمان هم نصيبت نميکنند
حرفي نميزني ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هان چرا قرمساق ؟
برات ميگم چرا
چون اين کشورهاي مسلمان به غير از بشر گوزو که اونم داره عوض
کردن ميشه ها !!!!!!!
ابدا و اصلا و اساسا شما مادرجنده گان اسلامي ايران را قبول ندارند
خاک بر سرهاي الاغ !!!!!!!
تو پول مردم ايران را به هر خر و الاغ گرسنه اي بدهي عکست را بالا
ميبرد جاکش
تو پول به کسي نرسان بهت ميگم چه همه شما حرف گوش کن داريد ؟

شصت ميليون مردم ايران را به فلاکت انداخته ايد و از جيب اين گرسنگان
خاصه خرجي ميکنيد و خيال ميکنيد مردم باقي جاها شما را دوست
دارند
شما جاکشاني هستيد که حتي ترحم اون جاکش شهر نو را به مشتي
جنده بدبخت هم نداريد
و او پيش شما از لطافت مانند برگ گل است همان جاکش را ميگويم
ها !!!!!!!!!



((وی افزود: کنگره‌‏ای که می‌‏خواهد مشکلات صدها ميليون مسلمان را
حل کند، بايد وارد اين مساله شود و پيشنهاد می‌‏دهم که در اين کنگره،
جمعی تشکيل شود و با حضور علمای ديگر اديان از جمله مسيحيان,
يهوديان, بوداييان و ديگران، هسته‌‏ای از صاحب‌‏نظران را به وجود آوريم
که برای تعامل بين اديان حرکت کنند زيرا ما حقوق همه را با هم
می‌‏خواهيم و اين خواست اسلام است و خواست شخصی ما
نيست.))


به به به به ...چه دست و دل بازي ها ؟؟؟؟؟يه وخت ناپرهيزي نکني
سرما بخوري جاکش
بايد خيلي پيشرفت باشد از اين که محمد جاکش هفنر تنها نماينده
خدا است تا قبول موسي و عيسي و باقي به عنوان اونا هم
نماينده !!!!!!!به اون ريش هاي زبرت جاکش

ولي قرمساق اين حقوق همه را خواستن که نوشتي ها کلي زدم
زير خنده
ببينم جاکش قرمساق
تو اين همه تو سنده اي؟؟؟؟؟؟

چرا اونائي که به تو و خدات و باقي و خداهاشون ميرينند مانند
چاوز و فيدل جاکش رفيقت و باقي که به طبيعت خدا ميگويند و
باقي و باقي و باقي
چرا هيچ اشاره اي نشده
نکنه خدا نکرده اونا را کور هستي و نميبني قرمساق ؟؟؟؟؟؟؟





((هاشمی رفسنجانی تصريح کرد: ما می‌‏دانيم حقوق اقليت‌‏های
اسلامی درکشورهای ديگر زايل می‌‏شود. ما به عنوان حکومتی
که برای اسلام پيش آمده‌‏ايم و می‌‏خواهيم اسلام را متناسب با
اصل خود پياده کنيم، حاضريم هزينه اين کار را بدهيم و اسباب آن
را فراهم کنيم.))


اينجا هم درست مانند جنده اي که ميگويد براي رضاي خدا بيائيد يک
فصل ما را بگائيد رو به گري گوري هاي مسلمان ديگر کرده اي که
درست به اندازه خودت الاغند و گفته اي که امريکا دارد ميرود ما را
بگايد
ولي ما چاره اي ديگر نداريم
و اگر مرديم بدانيد که براي همه شما الاغ ها مرديم !!!!!
يعني لب گور هم يه منتي سر باقي بگذاري !!!!!!!

يعني همون آخوند بودن!!!!!

يعني مياد خونه تو يه مشت زر ميزنه هم پول ميگيره و هم غذا و
هم لنگ و پاچه دخترت رو سير و سياحت ميکنه و هم اگه زنت
خارشي بود يه زنائي تو صندوق خونه باهاش ميکنه
و هم اگه پسرت خط سبز داشت يه لواطي تو زير زمين با اون هم
ميکنه
و آخرش ميره ازت طلبکاره
واسه اينکه به خونه ات نور خدا را آورده !!!!!!!!

اي من ريدم به خودتون و خداتون جاکشهاي قرمساق رجاله ......



((وی افزود: فشارهايی که جديدا به خاطر افشای توطئه در انگليس,
پيش‌‏آمده است و اظهاراتی مبنی بر اسلام فاشيستی، قلب
مسلمانان را به درد آورده است، پس بايد زمينه را برای تعامل بيشتر
و احقاق حقوق مسلمانان فراهم کنيم.))



از کي تا حالا اگه يک کشتار را رو کني و افشا کني اين باعث
شکستن قلب سياه مسلمانان نام ميگيرد ؟؟؟؟؟؟؟

مشتي جاني بالفطره از قماش خود تو جاکش نقشه داشته اند که
انسان هاي بيگناهي را در هوا منفجر کنند
چرا بايد افشاي اينان قلب مسلمانان را به درد آورد ؟؟؟؟؟؟
و از اون مهمتر
چرا بايد اطلاق فاشيست به شمايان که بيست و هفت سال تمام
است که حتي نه به شکل هيتلر که يهودي ها را کشت
و نه به شکل چنگيز که از دم تيغ همه را گذراند و حداقل زنان را براي
خوش گذارني خود و سپاهيانش نکشت

به شماياني که به بچه و بزرگ و زن و مرد و پير و جوان رحم نکرديد
و برايش نمونه هم دارم

بچه نوزراد = بچه اشرف ربيعي که کشتيد و نوزادش را در بغل لاجوردي
قصاب اوين به جلوي دوربين تلويزيون آورديد
نوجوان = صدها هزار نوجوان را به جرم فروش روزنامه اعدام کرديد
جوان = محمدي ها
پير = فروهرها
مرد = پاکنژاد ها
زن -= زهرا کاظمي ها


پس مي بينيد که شما از هيتلر و چنگيز هم فاشيست تر هستيد
چرا بايد اگر کسي با اسم واقعي صدايتان کرد
قلبتان به درد بيايد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هان جاکش چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نانا
خاتمی در چادر نماز!!!!!!


یعنی دیگه بچه ها این جوری براتون بگم که از این تحقیر و خاک بر سر شدن ....من بیشتر ندیده بودم که امریکا این مادرجندگان جنایتکار اسلامی ایران را بک تو بک میکنه و
این مادرجندگاه ابدا بروی خود نمیاورند

خبری راجع به دادن ویزا به این مرتیکه شارلاتان جنده شاشوی خود فروش این جانیان که حقیقتا به نظر من دیگر حرمتی
به اندازه یک جنده شاشوی واقعی که بدبخت و بیچاره ای بیش نیست ولی این جاکش ابدا بدبخت نبوده و نیست ٬٬ندارد
است که برایتان میشکافمش





((واکنش ها به صدور روادید برای محمد خاتمی .
صدور روادید ورود به آمریکا برای محمد خاتمی رئیس پیشین جمهوری اسلامی خشم بسیاری از مخالفان حکومت تهران در واشنگتن از جمله خشم سناتور ربک سنتروم Rick Santorum را برانگیخته است. ))

یعنی این نه نه ان مادرجنده به هر دلیلی ارواح مشگ عمه اش به امریکا میاید که از نظر من تنها التماسی از جانب رهبر تریاکی یک دست برای ادامه حیات این رژیم است و
بس
مهم ابدا نیست
چیزی که اهمیت دارد اعتراض یکی از سناتورها اساسا به آمدن او به امریکا است
و سخنانش که این گونه است :





((سناتور سنتروم صدور روادید برای خاتمی را خوش آمد گویی به کسی می داند که برای به گفته او یکی از مبلغان اصلی نظام فاشیستی جمهوری اسلامی است.))


این سخنان یعنی این که تمامی مقامات امریکائی اکنون به این نتیجه رسیده اند که رژیم اسلامی ایران چیزی به جز یک جمهوری فاشیستی نیست دقت کنید
و اینجا حتی به مبلغ بودن این تکه گه یعنی
خاتمی مادرجنده اشاره میکند .






(( وی در بیانیه ای که سه شنبه شب منتشر شد نوشت درحالیکه محمد خاتمی بعنوان اصلاحگرا شهرت دارد او آزادی بیان را زیر ضربات سرکوبی گرفت و هفت سال پیش هزاران معترض را بازداشت کرد که شماری از آنها همچنان در زندانهای جمهوری اسلامی پشت میله ها محبوس اند.))


اینجا هم گفت که - مادرجنده تو خود هشت سال تمامی جهان را بازی دادی و در حین همان خنده های شاد و سخنان نرم و نازک مانند بدن مار !!!!!!! دوستانت از زیر مشغول
سرکوب شدید ملت ایران بودند !!!!
تو مادرجنده خیال میکنی که ما به تو دیگر به چشمی غیر از این جانیان نگاه میکنیم
جاکش شاشو





(( وی می نویسد دست کم باید به مسئولان آمریکایی فرصتی برابر داده شود تا با مردم ایران سخن بگویند.))


سپس او رویش را به دولت کرد و گفت :

- خوب حال که این پیس اف شت ...به امریکا میاید که برای مردم ما بگوید که قصدشان بمب ساختن نیست بلکه به برق
احتیاج !!!!! دارند

ما هم باید نماینده ای به ایران فرستیم تا با مردم ایران سخن گویند و مدارک ما را از جلو با چشمان خود مبنی بر آتش افروزی این رژیم به حساب جیب آنان برایشان رو کنیم





(( تام کیسی از سخنگویان وزارت امور خارجه آمریکا گفت بنظر او دانستن این نکته مهم است که جامعه آمریکا جامعه ای باز است و تبادل آزادنه نظر ها و اندیشه ها تمایل دارد.))


این مرد موقر و متین هم با غرور به آزادی جاری در امریکا اشاره کرد و گفت :
- ما آزادی بیان بی قید و شرط داریم و این
شامل خران و قاطران و عرعر آنان نیز
میشود حتی اگر کالبد انسانی داشته باشند !!!!!!!




(( به گفته کیسی آقای خاتمی در سفر به آمریکا فرصتی خواهد یافت تا ازنظر آمریکایی ها درباره جمهوری اسلامی و سلاح های نابودی و کشتار انبوه و تروریسم جهانی آگاه شوند.))


و همین مرد موقر ادامه داد :

بگذارید بیاید دهانش را باز کرد به اندازی فکت و فیگور راجع به خودشان روی میز
میریزیم که کل عمامه را باز کرده و به شکل
چادر نماز سیاهی بر تن کرده و عرق شرم ریزان مانند سکینه دائی قزیش شنا کنان
از طریق آتلانتیک به آبهای خلیج فارس
فرار کند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا
((شيرين عبادی: نامه تهديدآميز دريافت کردم، ايسنا))



شيرين به خبرنگاران گفت :


جونم براتون بگه .....امروز کله سحر که رفتم نان تازه خريدم
و به خانه برگشتم و کره و پنير و خامه و سرشير و عسل و
مربا را گذاشتم روي ميز و بعد رفتم نره خر خود و کره خرهاي
خود را بيدار کردم که پاشين يه صبحانه مختصر !!!! به شکم
بريزند
موقعي که داشتم اون موهاي رنگ گهي ام رو شانه ميکردم
و يه تاپه ماتيک قرمز به لبهاي پلاسيده خودم ميزدم يهوئي
پستچي در زد و برام يه نامه آورد

اول فکر کردم مقرري بردن نوبلم از طرف بيت رهبري است

با خوشحالي در پاکت را باز کردم ولي واي بر من !!!!!!
توي نامه نوشته بود عده اي خيال دارند شصت ميليون نفر
از مردم ايران را بکشند و اسم من هم در اين ميان بود

در حالي که فرياد و صيحه ميکشيدم به صورت خود چنگ
انداخته بودم
نره خرم به سرعت به آشپزخانه دويد و گفت
دردت بخورد به جانم ماده خر عزيزم چه شده ؟؟؟؟؟؟؟
با فرياد گفتم :

- هم اکنون بايد به تمامي دنيا خبر دهيم عده اي ميخواهند
علاوه بر تمامي مردم ايران !!!!! مرا هم که نوبل برده ام
بکشند !!!!
که نره الاغم با کمال تسلط بر خود گفت :

- شيرين قند عسلم ...نترس من و کره خره هات اينجا هستيم
اگه خيلي آدم در آدم شد !! همگي با هم ميريم بيت رهبر و بست
مي نشينيم و گاهي که کره خر ها خوابيدند
يه بستي هم با رهبر ميزنيم عزيزيم - اميدم - بلوندم - خوشگلم
آرام باش .

با اين حرفهاي عاشقانه نره خرم کمي آرام شدم ولي بايد به همه
گوشزد کنم که عده اي ميخواهند شصت ميليون نفر را بکشند و
من هم جزو آنان هستم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا

Tuesday, August 29, 2006



شاملو


مرا به پند فرومايه جان خود مگزاي
که تفته نايدم آهن بدين حقير آذر:
تو راه راحت جان گير و من مقام مصاف
تو جاي امن و امان گير و من طريق خطر !


قانون . حکومت اين ...........
تا ازل !!!!!!!


((محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری آمریکا را به یک مناظره مستقیم
و بدون سانسور دعوت کرد ))


اينطوري براتون بگم که اينا اگه خودشون رو تيکه تيکه هم بکنند ها ....
اين امريکا مطلقا با اينان وارد هيچ گونه گفتگوئي نخواهد شد زيرا هر
سخني با اينان يعني به رسميت شناختنشان که کور خوانده اند

اگر ميخواست اينان را به رسميت بشناسد که رسما سخن از
تغييرشان نميکرد که ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بنابر اين داغ مذاکره با امريکا بر دل هاي سياهشان باقي خواهد ماند
تا با کله به قبرهاي تاريخي خود روانه شوند والسلام . نانا


WOODY ALLEN

Adolescents do get very angry with their parents, and acknowledging this anger is part of acknowledging them. If the anger is not acknowledged then its expression is increased. The parent seems super-strong. The adolescent tries to become the super-attacker.


WOODY ALLEN

A relationship, I think, is like a shark, you know? It has to constantly move forward or it dies. And I think what we got on our hands is a dead shark.
ناناي الگانت !!!!!


و اما فکر کردم برايتان کمي از بلائي که بر سر خود
آوردم بگويم !!!!!!

جانم برايتان بگويد که من تا ميتوانم براي کارهاي خود
ابدا برنامه ريزي هدف دار نميکنم
زيرا ميخواهم لذت لحظه ها را به فرمان خيام بزرگ ببرم

به همين دليل از کارهائي کلا اجتناب ميکنم

به عنوان مثال نمونه اي از اکثريت خودمان ايراني ها برايتان
مينويسم که از اون کارهاي غريب است .

اغلب ما ايراني ها مثلا اگر ميخواهيم سه شنبه شب با
تمام فاميل برويم بيرون شام بخوريم
که هم يک استراحتي به زن خانه و هم يک تغييري براي
بچه ها است
اين کار را به شکل وظيفه اي براي خود تعيين کرده و هميشه
يکي دوساعت قبل از آماده شدن مسائلي پيش ميايد که
دارد به طرف ريده شدن به اين شب ما ميرود ولي ما هي
همه چيز را ماست مال ميکنيم و در آخرين لحظه مادر ميگويد
بدو حسن بدو نازي دير شد !!!!!
و در راه پدر خانواده فحش خواهر و مادر به ترافيک ميدهد و
بارها نزديک است درگيري شود تا بالاخره به رستوران رسيده
و همگي مانند عنق منکسر غذائي خورده و آخيشي گفته و
به سرعت به خانه ها برميگرديم
و نامش را تفريح ميگذازيم !!!!!!!!!!!!
و اين را بگير و برو تا همه تفريحاتمان

خوب من از نظر سني به بلوغي رسيده ام که سالهاست اين
نوع برنامه ريزي را کنار نهاده و همواره هر تفريحي را با عواقب
آن ميسنجم
و لذت خود را در آن به شکل مطلق در نظر ميگيريم

به عنوان مثال دوستي دارم که بسيار براي بيرون رفتن و شام
خوردن به من اصرار ميکرد
به او گفتم
من قرار شام نميذارم که خودم را در بند کنم هر زماني که گذرت
به نزديکي هاي خانه من افتاد ميتواني تلفني به من بزني اگر
حالش را داشتم و برايم لذت بخش بود باهات ميايم ولي اگر نه
با کمال ادب رد ميکنم


به همين دلائل بالا اغلب براي کاري از خانه خارج و سر از جاهاي
ديگري در مياورم که ابدا ربطي به کاري که قرار بود ندارد مثلا براي
پست کردن بسته اي پستي از خانه خارج و بعد از پست کردن
سر از مثلا مغازه اجناس هندي و خاور دور و يا کتاب فروشي نيمه
قيمت در مياورم که ابدا يادم ميرود که کجا قرار بود باشم و قس
عليهذا

خوب اين اطلاعات ابتدائي را برايتان گفتم تا بروم سر بلا

جانم برايتان بگويد من از سي سالگي موهايم به شدت سفيد شد
و در چهل سالگي يکدست سفيد بود
ولي از آنجائي که اين موهاي سپيد به من همواره حالتي خسته
ميداد که دوست نداشتم زيرا اغلب سر حال و تر و تازه هستم
تصميم گرفتم به رنگ موهاي واقعي خودم که قهوه اي متوسط
بود رنگش کنم

و اين کار را ميکردم تا چند ماه پيش که ناگهان همراه با ول کردنش
که بلند شود از رنگ کردن هم خود داري کرده و موهايم از ريشه
به اندازه چهار پنج سانت سفيد چون برف بيرون آمده بود که اين
تضاد رنگ را با کلاهي ميپوشاندم
و حقيقتا تصميم داشتم هي از پائين موهايم کوتاه کنم تا سفيدها
رشد کرده و بالاخره يکدست و بدون رنگ باشد

روز شنبه صبح براي مقاديري کار بيرون رفتم و در ضمن دانه اين
پرنده هايم هم تمام شده بود و هنگامي که به مغازه حيوانات رفتم
که دانه بخرم تصادفا چشمم به اين حيوان زشتي که اسکانک
ميگويند و بوي بدي هم از خود خارج ميکند و پشمهايش کاملا
بخشي سفيد و بخشي سياه است افتاد و بنظرم به قدري نفرت
انگيز آمد اين تضاد رنگ
که از آنجا مستقيم به سلماني نزديک خانه که زنيست
انگليسي الاصل و سالهاست او را ميشناسم رفتم

به او گفتم - تمامي سياه ها را ببر که ميخواهم ديگر رنگ نکنم

به من گفت - حيفت از موهات نمياد
گفتم - چرا موهايم را دوست دارم ولي اکنون شبيه اسکانک
شده ام

گفت ميخواهي برايت سياه ها را بليچ کرده و رويش رنگ سفيد
بزنم
گفتم - مگر امکان دارد ؟
گفت - آري

و با گفتن خرجش که کم هم نبود قبول کردم بس که خرم !!!!!

چشمتان روز بد نبيند اين زن حدود پنج ساعت به موهاي من
تجاوز کرد !!!!!!!! و هنگامي که بالاخره شست ناگهان من به خود
در آينه نگاه کردم و ديدم به غير از قسمت سفيد که سفيد مانده
باقي موهايم يک رنگ گهي نارنجي درست مانند اين جنده هاي
سياه پوست که موهايشان را بلوند گهي ميکنند شده ام !!!!!!!!

نگاهي به او کردم و با خنده گفتم

- اين ديگه چيه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از آنجائي که نهايت تلاش خود را کرده بود و با وحشت متوجه پوست
سر من شده بود که کلي اثرات داروي شيميائي به آن خارش و
سوزش داده و کل موهايم به غير از قسمت سفيد همانجا روي کله
مرده بود يعني موهايم شده بود مانند اين کلاه گيس هاي سفيدي
که ماري آنتوانت بر سر ميگذاشت و مانند پشم گوسفند بود !!!!!

و اين زن سلماني ميترسيد که به من بگه که ديگه صلاح نيست که
بيشتر از اين براي تغيير اين رنگ به سرت موادي بزنم

و هي کبري صغري ميچيد !!!!!!!

بالاخره حوصله ام سر رفت و گفتم :
- خوب اگر ميگوئي که اکنون ديگر کافيست من ميروم روز ديگري
ميايم با خوشحالي قبول کرد و کارتش را با تلفن خانه اش به من داد
و به خانه آمدم
و هر بار نگاهم به ريخت خودم در آينه مي افتاد ابتدا وحشت و سپس
خنده ام ميگرفت !!!!!!!!!!!!!!!


روز يک شنبه که دوش گرفتم ديگر اين موها حتي قابل شانه کردن هم
نبود و با هر برسي مشتي مو خورد ميشد و به زير ميريخت

به خانه اين زن تلفن کردم ببينم دوشنبه سر کار ميايد يا نه چون بسياري
سلماني به دليل کار کردن روز شنبه دوشنبه ها تعطيل هستند
گفت منتظر تلفنت بودم جريان چيست ماجرا را برايش گفتم و با خجلت
گفت من فردا صبح بايد بروم کلاس ولي ساعت نه و نيم سه شنبه بيا
قبول کردم و گفتم باشد

ديروز ساعت يک بعد از ظهر به من تلفن کرد و گفت اکنون کلاسم تمام
شده و تمامي ديشب از فکر موهاي تو نخوابيدم ميتواني همين الان
بيائي گفتم البته
و کلاهي بر سر نهاده و رفتم
باور کنيد به محض ديدن من وقتي کلاه را برداشتم ناگهان رنگش چون
گچ سفيد شد و من از ترس او به اندازه اي ناراحت شدم که گفتم :

- ابدا مهم نيست اين تقصير تو نبود من به سني رسيده ام که عواقب
تصميم گيري خود را قبول ميکنم
تو به من پيشنهاد دادي مرا زور که نکردي
من فکر کرده و قبول کردم
حال هم اتفاقي نيفتاده قسمت سفيد ها که موهايم سالم است برو
سر همان برنامه قبلي و ببر همه را برود

باور کنيد نميدانست چه بگويد زيرا به شدت اينان از سو کردن ميترسند
و بسياري منتظر يک بهانه براي سو کردن و پول مفتي به دست آوردن
هستند

به من گفت - حال که تو اين همه نايس هستي برايت يک هير کات
ميدهم که تا بحال کسي برايت نداده باشد
و سنگ تمامي گذارد و سنگ تمامي گذارد که باور نميکنيد يعني يک
کوتاه کردني که ابدا نياز به حتي شانه کردن ندارد بسيار بسيار بسيار
الگانت
و ناگهاني من با اين موهاي سفيد و کوتاه تبديل به يک زن بسيار
بسيار متشخص شدم البته از نظر ظاهري

از ديروز تا حال کلي با غرور به اين موي الگانتم نگاه کرده و لذت ميبرم
اگر چه موهايم را فاکد آپ کرد
ولي در عوض با هنرش توماني هفت صنار بروي ناناي شما آورد !!!!!

لب مطلب اين که فرمان حافظ در گوشم است همواره که ميگويد

گفت آسان گير کارها کز روي طبع
سخت ميگيرد جهان بر مردمان سخت گير ........................نانا
فال قهوه !!!!!



با الهم صل الا محمد نوري خواننده شهير خبرهاي امروز
را براي دوستان ذليل مرده خود مانند تکه کاغذي جر واجر
ميکنم برين کنار که اوضاع رژيم مادرجندگان اسلامي ايران
خيط خيط است بچه ها !!!!!!!!!!!!!!!!



((در حمله یک بمبگذار انتحاری کاروان سازمان ناتو در افغانستان دو نفر
کشته شدند ))


بعله ....اينم همون بخش سهميه اي است که غرب به اين القاعده
حالا حالاها بايد بپردازه همان گونه که به بادر ماينهوف و بريگاد روسو
و توپاماروها سالهاي سال پرداخت
نه تموم خواهد شد نه هيچ طرف برنده

تا از فشن بيفته و دمده
بشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!






((رئیس جمهوری اسلامی جرج بوش را به مناظره دعوت کرد ))


به تمامي پاکي هاي عالم اگر اين حادثه تحقق پيدا کند به همه
شما قول ميدهم که اين رژيم با پروسه تمسخر و خنده تمامي
جهان اين ..ک ....و ل ودين مردم ايران از صفحه حکومت محو
ميشود بسکه مثل بچه هاي لات توي کلاس درس معلم و همه
شاگرداي ديگه مسخره شون ميکنند مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




((برای سخنرانی در واشنگتن، آمریکا به خاتمی ویزا می‌دهد ))



بسيار خوب سبک سنگين کرد و گفت - سگ خور بذار اين مادرجنده
هم بياد ببينيم چه گهي ميخوره و بهش ويزا داد

راستش بد هم نيست که اينا هي مثل مورچه هائي که در لانه شان
آب ريخته باشيد اين ور و اونور بدوند
خود اعمال و حرفاي کاملا متضادشون با اعمال قبلي که کرده اند يک
افشاگري خواهد بود از ماهيت لجن و متعفن همگي

ولي من تصور ميکنم استقبال شاياني از طرف ايراني ها با تخم مرغ
و گوجه فرنگي گنديده از او خواهد شد
که البته حقش است جاکش براي مردم ايران که کل اميدشان را به او
بسته بودند خايه کسي را نماليد

ولي براي حيات اين رژيم کثيف دستمال
چفيه اي از خامنه اي مادرجنده يکدست گرفت و براي ماليدن خايه هاي
امريکا بدون توقف ميخواهد به اينجا بيايد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خاک بر سرت ياسيدي !!!!!!!!!!!!!!!!!






((20 سرباز عراقی در زدوخورد با شبه نظامیان شیعه سپاه المهدی کشته
شدند
وزارت دفاع عراق اعلام کرد 20 سرباز عراقی در زدوخورد با شبه‌نظامیان
شیعه، در شهر جنوبی دیوانیه کشته شدند. سخنگوی وزارت دفاع عراق
اعلام داشت، 50 تن از افراد مسلح نیز در این درگیری‌ها کشته شدند،))




و اما دوستان من خاک برسر يک خبر مهم را که شايد چهار روز پيش
شنيدم يادم رفت برايتان بنويسم
و آن اين بود که امريکا تصميم خود را براي سرکوب مقتدي صدر و همه
اطرافيانش صد درصد گرفته و قاطعانه با تمامي نيرو ميرود که او را نابود
کند پريود

حال خبر بالا نشان دهنده تغيير قدرت است از زماني که امريکا نيروهاي
خود را از همه جا فرا خواند که به بغداد برسد
يعني به جاي صد کشته از مردم
بيست کشته از نيروي نظامي خود عراقي ها و در برابر پنجاه کشته
از مقتدي صدر
اينجوري پيش بره يعني بيست به پنجاه ( البته کمک پشتيبان امريکا)
به بيستي ها
خيلي سريع مقتدي صدر هم بر آب گوزيدن کرداهي ......مگه نه
ورپريده هاي داغتان به دلم مانده‌؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟









((رئيس جمهوری آمریکا، در سالروز طوفان کاترینا، به دیدار مناطق آسیب
دیده رفت ))




خوب اين خبر همه که شو است .....ولي بچه ها به جان مامانم يک جوک
شنيدم که دارم از خنده ميميرم

ميگن سال بعد از يازده سپتامبر روز يازده سپتامبر يک فيلم از ماجراي
انفجار دو برج تهيه شد و تلويزيون داشت پخشش ميکرد
و جورج بوش هم با لورا و عده اي نشسته بود و نگاه ميکرد
هنگامي که هواپيماي اول خورد به برج اول بوش با وحشت به همه
نگاه کرد و گفت :

- د..ي ....د..يد...ايت ....ا....گ.... ي ...ن !!!!!!!!




(منوچهر محمدی از ایران خارج شد ))



بابا هرکي از مردم ايران که تو اسمش محمد داره و از مزدوران و عمله
و اکره اين رژيم نيست به نظر من بايد از ايران خارج شود
زيرا يا بايد محمد از نوع هفنر اينان اسلامي باشي و يا ميگيريند و چوب
در کونت ميکنند
زيرا اگر جرات کرده اي و نام محمد را براي خود انتخاب کرده اي اين
محمد نبايد محمد ديگري به روايت ديگري جز هفنر جاکش قرمساق
باشد پريود !!!!!!!!!!!!!!!



((سخنگوی جمهوری اسلامی تهدیدهای آمریکا مبنی بر تشکیل ائتلاف
تحریم علیه حکومت ایران را رد کرد ))




خوب کون لقش رد کرد که کرد گه خورد با خامنه اي يکدست مادرجنده
ترياکي ان دماغي
مادر جنده ها تنها پنج روز ديگر وقت بيشتر نداريد که خود کنار رويد
و ايران را به دست ايرانيان دهيد و بعد از آن فاتحه !!!!!!




((علی لاریجانی گفت جمهوری اسلامی آماده است با وزیران امور
خارجه اعضای دائمی شورای امنیت و آلمان گفتگو کند))



جاکش هويج گهي .......اون وزيران ديگر جاضر به مذاکره با شما
نيستند .....اوپس ...واست خيلي متاسفم ( بچه ها الکي ميگم
متاسف نيستم !!!!!!!!!!)




((اسرائیل خبر آغاز گفتگوها برای مبادله زندانیان با حزب الله را تکذیب کرد. ))



اسرائيل هم گفت که -- برو بابا اين حرفا چيه ما ميخواهيم باقي حزب الله
را هم گرفتار و به زنداتهاي خود بياوريم و مدتي زنداني کرده و فيلم هاي
زيبا رويان جهود سينما را که آرشيو داريم برايشان نمايش داده و کمي
روح زمخت کوه نشينشان را تلطيف کرده
و مستقيم به بهشت مدرن رهسپارشان کنيم کجاي کاريد ؟؟؟؟؟؟؟




((4 شبه نظامی فلسطینی درحمله هوایی بامداد امروز اسرائیل در
شهر غزه کشته شدند ))



اين خبر ائتلاف حمس و الفتح هم خبر جالبي بود که حمس يک پله
از خر اسلامي کردن فلسطين پائين آمده و قبول کرده يک ناظر
بداخلاق بالا سرش باشه
اين گونه کمي چک و بالانس .....براي سيستم هرچه که هست
فعلني به وجود ميايد تا بروند سر پروسه مذاکرات صلح ابدي با
اسرائيل





((5 سرباز آمریکایی بر اثر انفجار بمبهای کنار جاده در بغداد کشته شدند ))



بفرما .... يه مشت جان و جورج هم از طرف جبهه غرب کشته شدند








((وزارت ارشاد همکاری با شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان خارج از کشور
را ممنوع اعلام کرد ))




خوب کرد که کرد کون لقش .....بابا جان الاغ ها شما نميتوانيد شصت ميليون
انسان را کنترل کنيد ابدا و مطلقا

ماهواره هاراجمع کنيد از تشت ها کمک ميگيرند
فرستنده هاي خبري را سانسور کنيد
به راديو ها گوش ميدهند
راديوها را از آنان بگيريد به وبلاگ ها و اينترنت رجوع ميکنند وبلاگ ها
را فيلتر کنيد
برايتان فيلتر شکن اختراع ميکنند

شما تمام شده ايد .....فينيتو .....فينيش .....فيني .....آفي درزن !!!!!




(( آمریکا طرح مجازات و تحریم حکومت ایران را در شورای امنیت پیگیری
می کند: شان مک کورمک))



اولا من از اين شان مک کورميک خيلي خوشم مياد يه حالتي در او
حس ميکنم که به نظر ميرسه قبل از هر پاسخي مدتي مکث ميکند
و فکر
ميکند
اين يعني دهانش را چون چاه مستراح باز نکرده و چيزي را بيخود
بيرون نمي ريزد
و هميشه جديد ترين مواضع را او اعلام ميکند
به عنوان مثال خبر بالا
که براي اولين بار به توافقي با کشورهاي دوست خود اشاره ميکند
که ما با هم قادريم خواهر رژيم ايران را توسط بانک ها و ديگر اهرم
هاي اقتصادي خود به گونه اي بگائيم که نيازي حتي به نظامي و
نظامي گري باقي بماند !!!!!!!!!!




((وزیر دفاع افغانستان از صنایع نظامی جمهوری اسلامی بازدید کرد ))



خوب اينم که اومده از نزديک يه ارزيابي از تسليحات رژيم مادرجندگان
اسلامي ايران کنه و خبر براي بالائي ها ببره !!!!!

جمهوري اسلامي هم ميگن هرچي آفتابه و خاک انداز و ليوان حلبي
و چه ميدانم منقل و وافور بوده جمع کرده چپانده در تسليحات ارتش
و الکي براي هر يکي يک فانکشن نظامي ساخته تا براي اين يارو
يه چسي حسابي بياد !!!!!!!!!




((چشم انداز برگزاری همایش جهانی هولوکاست از دیدگاه روزنامه
اتریشی دی پرسه ))



بفرما ...نگفتم اين ها دست به نمايشگاهشون خيلي خوبه !!!!!
بدبخت ها تمامي اين سالهاي بعد از سقوط هيتلر هرده خرابه اي
بروند يه نمايشگاه از قتل عام هالوکاست راه مي اندازند

حق هم دارند فقط فکرش را بکنيد که ما ايراني ها برامون اين
حادثه پيش آمده بود و تمامي مثلني عينکي هايمان را گرفته و
به جرم عينکي بودن ميسوزاندند
عجب کون سوزئي داشت مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



((وزیر امور خارجه اسرائیل در آلمان گفت زمان تحریم و مجازات جمهوری
اسلامی فرارسیده است ))



خوب اين خانم هم با خوشحالي دستها را به هم ماليد و گفت :

- اوخ جون وقتش رسيده که اين کاماندوهاي ما يه لواطي با ملاهاي
ايران بنمايند .




((مشاور رئیس جمهوری اسلامی به فیگارو گفت کشورهای منطقه باید
فلسطینی ها را در پیکار با اسرائیل همراهی کنند))



فيگارو هم پاسخ داد :

- فقمه ....لا ...پوقت







((معاون وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی برای توضیح در باره برنامه
اتمی ایران به هندوستان می رود ))



بفرما ...کوچه علي چپ که ميگن يعني همين
خوب مادرجنده به هندي ها چه مربوط اين گه کاري شما قرمساق ها؟





((بررسی مطبوعات صبح سه شنبه ایران ))



بعله و اما روزنام شرق گفت که معاون وزير نفت گفته که ما حاضريم
يه شيتيلي به امريکا بديم که بر قدرت باقي بمانيم !!!!!
اين جاکشا خيال ميکنن همه مثل خودشون فقط و فقط دنبال پول
به معني اسکناس سبز هستند !!!!!!!!
و اما اين نيروي نظامي به رخ مردم کشيدن هم از اون حرفاست در
اين شرايط
هي پيش پيش به مردم ميگن اگه شلوغي و اعتراض کنيد اين نيروهاي
ما شما را اوخ ميکنند
و در ضمن يکي گفته است که قيمت ها به سه برابر افزايش يافته که
حالا کجاشو ديدي؟
بذار يه ترقه در بره تا ببيني هرکي هرچه داره احتکار ميکنه و ديگه اگه
دويست برابر هم پول داشته باشي چيزي گير نمياري که بخري

مگه زمان جنگ دوم و اون سبد و پولهاي داخلش را نشنيده اي اي
آفتاب يزد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



((تلاش آمریکا برای جلوگیری از انتقال دهها میلیون دلار کمک مالی از
سوی دولت ایران به حزب‌‌الله لبنان))



بعله ...گائيدن اقتصادي شروع شد
معاون خزانه داري امريکا که استيوارت ليوي است امروز گفته که ما
تلاش هاي خود را براي جلوگيري از رسيدن پول ايران به دست
حزب الله آغاز کرده ايم
زيرا ايران (( بانک مرکزي ترور )) ميباشد .



فرانسه ضمن نامطلوب خواندن جواب ایران به مشوق های گروه پنج به
اضافه یک برای توقف غنی سازی اورانیوم، برای ازسرگیری مذاکرات
اتمی آمادگی ابراز کرد ))



فرانسه هم گفت که بابا بي ادبهاي اسلامي ميخواهيد مذاکره کنيد
ابتدا با توقف ارانيوم گردن هاي خود را کمي خم کرده
تا ما بهتان بگوئيم باشد برويد چمدانها را همگي جمع کرده و يواشکي
نصفه شب مناسبي از شبهاي اسلامي ايران را با تغيير قيافه ترک
کرده
و برويد چه ميدانم باهاماس شما هم و گم و گور شويد
ورنه ديگر اين تو بميري اون تو بميري ها نيست به جان سارتر !!!!!!








((مقامات نفتی ناتوانی جمهوری اسلامی در افزایش تولید نفت ایران
را ناشی از فقدان سرمایه گذاری دانستند ))




خوب رئيس مادرجنده شرکت نفت کجاش را ديدي شما قرمساق ها
با اين فقدان ها مسائلي خواهيد داشت
خاک بر سر الاغ فکر کرده بوديد مسائل يعني توضيح المسائل خميني
مادرجنده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مسائل باقي جهان همين فقدانهائيست که با فشار دگمه اي بر شما
مادرجندگان وارد ميکنند که همگي در جا ريده و به خود بماليد !!!!!!




((ترکیه ناخرسندی خود را نسبت به رفتار آمریکا در قبال پ کا کا اعلام
کرد ))


اينم اين وسط داره از آب گل الود ماهي ميگيره و ميگه چرا امريکا
نميره پ کاکا را با بمب اتمي مثلني بزنه !!!!!!!!!!!!!!!!







((وزیر دفاع آمریگا گفت علیرغم درگیری در عراق و افغانستان، نیروهای
مسلح آمریکا برای انجام ماموریت های جدید آمادگی دارند ))



واه واه واه...که اين رمسفيلد هم هيچ کاري جز تهديد نظامي بلد
نيست با اون قيافه بداخلاقش هي مياد ميگه :
- ارتش ما تنبيه ميکنه هرکي لات و لوت باشه !!!!!!!!



((یک استاد قوانین اسلامی در دانشگاه لس انجلس به اتهام مشاوره
با جرج بوش از سوی اسلامیون افراطی تهدید به مرگ شد ))



من به همه شما قول ميدم اين اسلاميون افراطي يکيش سبيل طلا
بوده يکيش کلنگ رمانتيک يکيش فرنگوپليس







((رهبر حزب الله لبنان گفت قصد به راه انداختن جنگی جدید با اسرائیل
را ندارد ))


خوب اين نصرالله هم حالا هي اسم اسرائيل را به زبون مياره و هي
کونشو کم کم داره مياره که به کون اسرائيل بچسبونه !!!!!!





((سفیر جدید آمریکا در استرالیا گفت شهروند استرالیایی متهم به
اعمال تروریستی در گوانتانامو اعدام نخواهد شد ))



خوب اينم فکر کنم کار نيکول کيدمن و کورت راسل و سيگورني ويور
و مل گيبسون و ميجر دندي بوده که يه درخواست خصوصي و
شخصي از امريکا کردند که بابا اين استراليائي ما را ول کنيد خودمان
آدمش ميکنيم





((وزیر امور خارجه اسرائیل در دیدار از آلمان خواهان تلاش جامعه جهانی
برای جلوگیری از صدور اسلحه به لبنان شد))




خوب اين خانم هم رفته سراغ انگلا که اول باهم يه دل سير گاسيپ
راجع به سکينه دائي قزي هاي ايران بکنند و بعدش يه فال قهوه اي
با هم بگيرند و بعد هم يه روبوسي و بازگشت
يه جلسه زنانه است واسه درد دل مهم نيست !!!!!!!






((اسرائیل درخواست لبنان برای پایان دادن به محاصره هوایی و دریایی
را تا استقرار نیروهای صلح رد کرد ))



اينم گفت که بابا جون ما که مثل شما زيارت نميريم که يهوئي شروع
شه و يهوئي تموم شه
ما براي خود نقشه و برنامه ريزي داريم
مگر الکي است جاکشا

اين بار بايد خلع سلاح
حرف زيادي هم نباشه قرمساق هاي فاندمنتال .................نانا

Monday, August 28, 2006


شاملو


پدرم
با من
سخني نگفت
حتي
دستي به وداع
بر نياورد
و حتي
به وداع
نگاهي
به جانب من
نکرد
کوهي بود گوئي
يا صخره اي پاياب
بر ساحلي بلند ٬
و از ما دو کس
آن يک که بر آب بي تاب دريا مي گذشت
نه او که من بودم
و در اين هنگام زورقي لنگر گسيخته را مي مانستم
که بر سرگرداني جاودانه خويش
آگاه است
نيز بدين حقيقت خوف انگيز
کـــــه ((آگاهي ))
در لغت
به معني(( گردن نهادن)) است و
((پذيرفتن ))
در آواز مغرورانه شب ٬ آوازي بر آمد
که نه از مرغ بود و نه از دريا
و بار خستگي تبار خود را همه
من
بر شانه هاي فرو افتاده خويش
احساس کردم .


گاو مقدس عزيزم



عکسي از سوفيا لورن در بهترين فيلمش که چوچارا(‌دو زن ) نام داشت و از روي کتابي از آلبرتو موراويا راجع به خبائث جنگ بود برايت ميگذارم
حقيقتا سوفيا لورن در اين فيلم بي نهايت با قدرت بازيکرد و شايسته تحسين بود فيلم را اگر نديده اي نگاه کن ......................نانا
براي تو هم گارانتي !!!!



دوستي برايم در پيام گير روابط عمومي نانا يک لينک از
شخصي گذارده که رفتم و خواندم و مصمم شدم برايتان
بشکافمش زيرا در آن ٬ فوتبال که شايد آخرين دلخوشي
جوانان ايراني است که خود مبحث بزرگي است انتقاداتي
شده
و از طرف ديگر اين نوشته به من اين امکان را ميدهد که
بيت وين د لاين .....اين گونه نوشته ها را به اساني
بشکن زدني برايتان بنويسم
و اين باعث شد که سخنان الاغي
به نام حسن عباسي که مطلقا ايديائي از اين که کي
هست ندارم ؟ بشکافم و به همان دوست هديه اش کنم
اميد که مورد قبول افتد .







((حسن عباسی: علی دایی استراحتگاهش در بیت شیطان
(لاس وگاس ) است ))




بسيار خوب حسن عباسي مادرجنده اين که نوشته اي يک مقدمه
هم داشته که از قلم انداخته اي قرمساق

مقدمه اين بوده - علي دائي که قبلا اقامتگاش فاحشه خانه
بوگندوي عرق زير بغل مشتي سکينه دائي قزي و بوي پا
و دهان عمقلي غضنفر جاکش اسلامي بوده اينک
استراحتگاهش را در بيت شيطان ( لاس وگاس ) است !!!!!!


((حسن عباسی طی سخنانی در دانشگاه کرج گفت: چندی پیش
در یکی از نشریات زرد می خوانم که برترین گلزن تاریخ ایران
(علی دایی) که در دوره قبلی ریاست جمهوری از دست رییس جمهور
نشانه درجه یک شجاعت گرفته بود ، در گفت و گو با این نشریه گفته
بود،، بنز سوار می شوم، در 36 سالگی ازدواج کرده ام، در هامبورگ
خانه دارم، در لاس وگاس هم دارم! ))



اولا مادرجنده اين نشريات زرد ديگه چه صيغه ايست قرمساق !!!!!!

شما جاکشان حتي به روزنامه ها هم از اين ستاره هاي يعقوب که
به لباس يهوديان بخت برگشته هيتلر ميدوخت !!!!!! رنگ ميدوزيد
و آنرا نشان ميکنيد ؟ آري اين است جاکش

دوما اين سخنراني که ميگوئي اگر يک دانشجو نشان دادي در
دانشگاه کرج که بسيجي بچه کون نباشد و از تو خواسته باشد
که به دانشگاه ما بيا و دهان متعفنت را باز کن من نامم را برگردانده
و ميگذام فائزه رفسنجاني به عنوان مثال مادرجنده
شما از طرف رهبر به سخنراني به دانشگاه ها دعوت ميشويد
نه از طرف دانشجويان تمامي دانشجويان به سراپاي تو که سهل
است به سراپاي خود خود رهبر هم ميشاشند قرمساف مادر
جنده
و اما رفتي سر خاتمي و دار و دسته اصلاح طلبان که بگي در زمان
اونا دزدي زياد شده و فساد !!! بوده و هرکي هرکي بوده و مثلني
يک فوتباليست چه جراتي کرده که اين را گفته
خوب قرمساق چطوريک مادرجنده دهاتي که در قم درس لواط
ميخواند يک شبه صاحب هاي رايز شد در رژيم شما جاکشا

ولي يک فوتباليست که در تمامي کشورهاي جهان تبلور روح
قهرمان پروري يک ملت است و باعث افتخار آنان نبايد يک شکم
سير از سفره نفت اين ملت بدبخت بخورد

اين کون سوزي تو به اين دليل است که چپاول و خوب زندگي
کردن را فقط و فقط براي خودتان ميخواهيد والسلام







((وی که از او با عنوان "استاد دانشگاه" یاد می شود، ادامه
داد: این آقا، آخرش هم گفت که بسیار خوشحالم که از محبوبترین
چهره سیاسی در زمان گفت و گو و تفاهم تمدنها جایزه گرفتم.
این اظهارات وی دقیقاً زمانی بودکه مردم رای داده بودند به رییس
سجمهوری که یک پژو درب و داغان دارد.))




اينجا هم که باکمال زيرکي براي ما روشن کردي که خاتمي از
نظر شما دزد نبوده
خوب جاکش قرمساق تا بخواهي جاش شير برنج با پودر گه براي
دکور بوده

اي کاش او هم دزد بود !!!!!!!!ولي کمي خايه داشت .





((عباسی اضافه کرد: این که این آقا در لاس وگاس و در کانون
قمارخانه های دنیا خانه دارد و بسیار پول دار است به ما هیچ
ربطی ندارد اما اگر قرار باشد عذابی نازل شود، اول در این
شهر می آید،.))



خوب مادرجنده قرمساق تو نوشته اي -اگر قرار باشد ـ يعني در
وقوعش شک داري ولي من بدون هيچ شکي ميگويم که از
طرف صاحبان لاس وگاس به همين زودي ها آنچنان عذابي بر
سر همه شما نازل شود
که همگي ت...و...س ت ...شده بال زنان به زير سايه الله
برويد
همان گونه که رجائي و باهنر را مجاهدين خلق فرستادند
يادت رفته .


(("تروخدا ببینید چنین آدمی می شود قهرمان یک حکومت دینی،
قهرمان حکومت دینی استراحتش در بیت شیطان است، یکی بیاید
اینها را بیدار کند از خواب، من واقعا متاسفم برای حکومت دینی"))




من هم براي حکومت ديني تو متاسفم تاسفي به درازي بيست و
هفت از تاريخ خونبار اين ملت که به گه شما هم آغشته شد .
و اما شيطان شما يعني خود خود خدا
و خداي شما يعني خود خود شيطان مگر نه ؟

پس اين بيچاره علي دائي آمده پيش خدا توسل کرده از دست شما
شياطين گناهي نکرده !!!!!!





((وی تصریح کرد: این خیلی فاجعه است، قهرمان قهرمانان حکومت
دینی چنین افرادی باشند، قهرمان شجاعت را به فرماندهان جنگ
ندادند، ولی این آقا می شود قهرمان قهرمانان.این آقا وقتی در
بازیهای ملی در جام جهانی شکست خورد، تره برای طرفدارانش
هم خرد نکرد و یک راست راهی لاس و گاس شد.))




به به به به که رژيم ريدمان اسلامي را با فوتبال داري مقايسه ميکني
خاک بر سر الاغ

در باقي جهان فوتبال يعني سرگرمي مردم تو مادرجنده الاغ مهمترين
فانکشن رژيمت را که حکومت است کاري براي سرگرمي ميگوئي !!!!
خوب خاک بر سر همين رقابت يعني شما چه الاغاني هستيد به ولاي
ريش هاي رفسنجاني

و اما اين فرماندهان که تو از آنان سخن ميگوئي به جان مادرم همگي
جنايتکاراني بودند که ابتدا داخلي از دشمنان شما تا ميتوانستند
کشتند و حسابي حرفه اي شدند و قسي و القلب
سپس شما آنان را قهرمان نظامي نام نهاديد مگر نه ؟

پس چرا توقع داري که مردم ايران به قاتلان فرزندانش مدال قهرماني
بدهد جاکش قرمساق يعني اين همه خري ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


(("بدبخت کسی برای آبی قرمز، تو سر خود می زنند.یک مشت ادم
بی سواد در حاال اداره ی این باشگاهها هستند."))



خوب جاکش جاکشا ....چرا بايد ملت براي صحراي کربلا که هزار و
چهار صد سال پيش اتفاق افتاده بر سر خود بزند
ولي براي يک سري آدمي واقعي و زنده در حال تحرک بر سر خود
نزند
حداقل اين دومي ها را با چشم خود دارد مي بيند !!!!!!!!







((وی با اشاره به این که ?به کشور ما رحم شد که تیم ملی به ردهای
بالای جام جهانی صعود نکرد?، گفت: پول ملت را درگلوی این
فوتبالیست ها و قهرمانان پوشالی می ریزند تا قهرمان شوند،
حماقت از این بالاتر ؟!))




ببين جاکش قرمساق خدا را شکر کردنت براي اين است که اگر تيم
ايران چيزي ميشد توجه همه جوانان ميرفت به دنبال اين ماجرا و
از خيمه شب بازي اسلامي که بيست و هفت سال است برايشان
در فضائي بو گندوي مملو از بوي دهانهاي متعفن و جوراب عرق
و هر بوي نفرت انگيزي مکررا نمايش ميدهيدکاسته ميشد مگر نه؟

ولي بيا و به من بگو باقي پول اين ملت گرسنه که بخشي را علي
دائي گرفته کجاست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
که اين ملت روز به روز وضعشان خرابتر و گرسنه تر ميشوند
قرمساق







((عباسی در مورد خود گفت: یک رزمی کار، چترباز، قایقران و کوماندو
هستم و حتی الان هم از خیلی جوانان بیشتر انرژی دارم اما ورزش
فوتبال آفت جامعه دینی است.))




بعله اينجا هم به شجره گه گرفته قرمساقي جنايتکاري خود رسما
اعتراف کرده و گفتي که هرکي و نيستي يه زمينه گهي از تعليمات
نظامي - بدني اين رژيم را گذارنده اي حال به مقام شامخي در اين
جنده خانه رسيده يا نرسيده اي الله و العلم

ولي من براي جامعه ايران يک آفت بيشتر نميشناسم و آن روحانيت
اسلامي ايران است بي برو برگرد
اگر اين ملخ هاي مزرعه ايران را که تو هم جزو آناني بتوانيم از بين
ببريم
تمامي آفت ها از روي سرمان ميگذرد و سالم خواهيم ماند .


((اسی گفت: برید فیلم " کدام پیروزی استقلال" ده نمکی را ببینید،
بچه چند ساله با دمپایی پاره خودش را جر می دهد، و می گوید
سلط علی ....))



اينجا بايد بگويم نميدانم از چه سخن ميگوئي ولي بايد بگويم که
ريدم به تو و ده نمکي باهم مادرجنده ها



(( همچنین گفت: ملت بدبخت برزیل باید بدود دنبال پله، ملت
بدبخت آرژانین باید بدود به بدنبال ماردونای قاچاقچی. ))




گه خوري کارهائي که ملت برزيل و آرژانتين ميکنند به تو الاغ
مادرجنده بوگندوي رژيم اسلامي ايران نيامده جاکش .




((اسی گفت: بیش از 20 سال پیش، در عروسی مارادونایی که
قبل از ازدواج صاحب 2 فرزند شده بود، است رییس جمهورهای
کشورهای مختلف شرکت کرده بودند، یعنی در عروسی یک
زنا کار شرکت کرده بودند ! حتی بی بی سی در زمان بچه دار
شدن بکهام، تمام بخش هایش را تعطیل کرد و وضعیت بچه ی
بکهام رو با التهاب به گوش جهانیان می رساند.))



گفتم گه خوري مردم از مليت هاي ديگر را نکن ولي شرکت در
عروسي يک زناکار که از کردن زنا بهتره
ميگي نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يه سر به باغات اطراف تهران بزن و زناي مادرجندگان رژيم اسلامي
ايران را با چشم ببين مانند بسياري ديگر که ديده اند

و از جمله رانند وانت باري در ايران که خودش به من گفت کارش
خريدن هر روزه ميوه و شيريني
اول صبح و بردنش به باغات اطراف تهران و ميوه
دان ها
و شيرني خوري ها را پرکردن و بساط باغ را براي شب آقايان با
دختر بدبخت جنده اي که هم اينان باعث جنده گيش شده اند
آماده کردن
اين مرد ميگفت و اشگ ميريخت
زيرا گوشي در من يافته بود براي درد دل و ترکيدن







(( در مورد بازیهای جام جهانی و حرکت زیدان که منجر به اخراجش
از بازی فینال جام جهانی شد، گفت: این ادم کثیف بی اخلاق پلید
مسلمان نما که سالی 58 میلیون دلار پول می گیرد، فقط هنرش
این است که 90 دقیقه در زمین خوب بازی می کند.))



نامه اعمال براي علي دائي مينويسي
چه کسي نامه اعمال خود شما را خواهد نوشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اين آدم کثيف بي اخلاق پليد مسلمان نما که ميگوئي ها
نميدانم چرا مرا ياد رهبر و باقي هيئت حاکمه امروز ايران
مي اندازد اي علي عباسي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



((اسی در پایان گفت: من بارها حرکت زیدان را در تلوزیون دیدم،
زیدان عین یک گاو، به سینه بازیکن مقابل رفت.))



مي بيني جاکش از دهات هستي و بس براي امثال شما يک
حرکت انساني حتما بايد چون گاو به شکم چيزي رفتن باشد
و بس ....عجيب مضحک است اين اعترافات نا خود آگاه
شمايان !٬!!!!!!!!!

شمايان هستيد که بايد ازتاريخ ايران براي هميشه خط بخوريد
شمايان
شمايان
نه دوست دارن فوتبال يا قهرمانان زنده آنان

و ميخوريد گارانتي ..........................نانا
آي نيکي نيکي نيکي !!!!!!!!


هنگامي که در يک مجلس عرق خوري که عده اي دوست
در آن شرکت دارند شخصي به هر دليلي لبي تر نکند بي
برو برگرد از نظر دوستان شنگول و پنگول اعمالش بسيار
شبيه وجدان آگاهي به نظر ميرسد که کمي آزارشان
ميدهد
بسيار ساده از طرز نگاه کردن او به خودشان خوششان
نمي آيد
احتمالا هنگامي که عده اي به ماجراي بيخودي کر کر و
هر هر ميکنند او تنها لبخنده بي مزه اي ميزند و همه
مستان متوجه اين عصا قورت داده اي و احتمالا يبوست
کالبدي او ميشوند و به حساب همان وجدان بيدار که با
چشماني وغ زده به آنان مينگرد و در باره شان (( قضاوت))
ميکند مي بينند

من چه همه هشيار باشند و من مست و چه همه مست
باشند و من هوشيار هرگز از نظر دوستانم با اين همه رک
گوئي و صراحت و انتقاد دائم به شکل آن ((قاضي )) ديده
نشدم
در تمامي برخوردها و تندي هاي من دوستان من چيزي
ديدند که تا ميتوانستند به من چسبيدند
اين چه بود ؟

برايتان از زبان دوستي قديمي و نزديک که هنگام ترک ايران
دهه ها پيش به من گفت ميگويمش
او به من گفت :

- نانا ....رفتنت از ايران و نديدن روزانه ات غم و غصه اش
يک طرف
اين از دست دادن يک حامي در زندگي يک طرف

تو براي تمامي دوستان شخصي هستي که در کنارت احساس
امنيت ميکنند زيرا ميدانند که اگر مورد ظلم قرار بگيرند تو بي
لحظه اي درنگ به کمکشان ميشتابي و قطعا پيروزي از آن
آنان خواهد بود .
يعني من برايشان معني حمايت را ميدادم که هر انساني نياز
به آن دارد براي دلگرمي

با اين مقدمه کوتاه !!!!!!!! ميخواهم به نيک آهنگ کوثر که دوست
من است يک چشمه نشان دهم دوستانه



نيک آهنگ به اين بخش دقت کافي کن اشتباهي داري که ميخواهم
برايت بشکافمش

پستي بسيار بي معني و بي محتوا گذارده اي و در آن نوشته اي :


((بربری براهنی
رضا براهنی اعتصاب بربری کرد. به گزارش خبرنگار ما از تورنتو، در اعتراض
به آزادی موقت مانا نیستانی، رضا براهنی شاعر فارسی گوی سابق،
و رهبر فعلی جدایی‌طلبان آذری ساکن تورنتو اقدام به خودزنی فرهنگی
کرده است و از صبح دیروز لب به نان بربری نزده است. این گزارش
می‌افزاید براهنی از صبح دیروز نیز دیگر چای لیوانی نخورده است. ))



ببين دوست عزيز

خارج از مساله خواست استقلال آذربايجان که ابدا و اصلا به تو ايراني
شيرازي !!!!! مربوط نيست

و توئي که نه پدرت و نه مادرت در برابر خراب کردن آرام گاه رضا شاه
از آغاز تا اکنون که ويرانه هاي پاسارگاد را هم ميخواهند از بين ببرند
هرگز در اين موارد دهاني جر نداده اي !!!!

ولي ناگهان آن ارق شيرازيت به جوش آمده که چرا آذربايجاني ها
ميخواهند که از ايران جدا شوند !!!!!!!!!! که ميشود عباي ملا و دم
خروس !!!!!!

ميخواهم بروم سر اين منتاليته ريسيستي ضد ترک بسيار سياسي
متعفن که تو اکنون داري

اين منتاليته با همين پست چون تکه اي گه که در آب افتاده
و تر و تازه شده با اين جوک کثيف که در ايران شايع بود که ترک ها
به نان بربري ميگفتند بيسکوئيت مادر !!!!!!!!!
خود را بي کم و زياد و مستقيم چون خنجري به وسط پيشاني گاو
به همه ما نشان داد

از اين يک قلم ابتدا خود را خلاص کن و سپس به مشگل مانا نيستاني
و ترک هاي ايران بپرداز .............فهمستي ..................نانا

Sunday, August 27, 2006

شاملو


آنجا که عشق
غزل نيست
که حماسه ئي ست ٬
هرچيز را
صورت حال
باژگونه خواهد بود :

زندان
باغ آزاده مردم است
و شکنجه و تازيانه و زنجير
نه وهني با ساحت آدمي
که معيار ارزش هاي اوست .

کشتار
تقدس و زهد است و
مرگ
زندگي ست .

و آن که چوبه دار را بيالايد
با مرگي شايسته پاکان
به جاودانگان پيوسته است .

آنجا که عشق
غزل نه
حماسه است

هر چيز را
صورت حال
باژگونه خواهد بود :

رسوائي
شهامت است و
سکوت و تحمل
نا تواني

از شهري سخن ميگويم که در آن شهر خدائيد !
هرزه نگاري !!!!!!



اين مهدي شفت گرامي

مطلبي نوشته و در آن از کساني چون من انتقاد کرده
و نوشته هاي ما را (( هرزه نگاري )) نام نهاده .

شفت گرامي جانم برايت بگويد يک لحظه تصور کن که
انسانهاي بيشماري هم جز تو هستند که اساسا
علاقمند به خوانده فقط اين گونه هرزه نگاري هستند

حالا اين که اساسا مفهومها را هم برايمان حسابي
درش ريده اند پيشکشت !!!!!!!

برادر من ......هرزه نگاري گفتن مادرجنده به خامنه اي
مادرجنده نيست
هرزه نگاري او را آقاي خامنه اي صدا کردن است !!!!!!

هرزه نگاري گفتن ريدم به مذهبتان مادرجنده هاي جاکش
نيست
هرزه نگاري هنگامي است که زهرا کاظمي در زندان اين
رژيم زير شکنجه و تجاوز ميميرد
و قاتلانش با کمال ادب همه چيز را انکار ميکنند !!!!!

ميداني عمو ...بهتره اول بري اين مفاهيم از سر به کون
ايستاده ٬امروزهاي ايران را کمي مطالعه کني
و بعد بيائي براي من در مذمت هرزه نگاري داد سخن
بدي .

ولي براي تفهيم مطلب بهت بايد بگويم که تصور ميکنم
تو هم از علاقمندان به من هستي زيرا هر بار در
پيامگيرت پيامي گذاردم کاملا بي زي نس وار !!!!!!!

تو بلافاصله برايم يک ايميل براي تشکر پيامفرستادي
مگر نه ؟
حدس زدم مرا ميشناسي و ميخواني

ميخواهم صادقانه به من پاسخ دهي
جان آسانسورهاي تمامي عالم به من بگو خودت هم
از اين هرزه نگاري من خوشت نمياد و با کمال اکراه و
نفرت و خشم و غضب مرا ميخواني ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و اگر اين است پس بايد مازوخيزم داشته باشي مگر نه ؟

به هر حال دوست گرامي بايد هر گونه نوشته اي را همگي
ما تحمل کنيم تا تازه بفهميم يک جامعه مدرن با دموکراسي
غربي مبني و اساسش وارياسيون ديدگاه ها است .
که در اينجا ديگر بايد گفت :

- هرزه نگاري ؟

-بايد ديد از نظر کي و کجا و چه زماني . کاپيچي ...........نانا

هيس !



دوست عزيزم آريا از وبلاگ هيس خاطراتي بسيار تاثر بر انگيز
از ماجراهاي دانشگاه و سرکوب دانشجويان نوشته که حقيقتا
مانند وزنه روي قلبم سنگيني کرد .

با خود گقتم اينان نه تنها ما را که پدران و مادران اين جوانان بوديم
به وحشيانه ترين شکل سرکوب کردند
و بسياري را کشتند
به نسل هاي بعدي هم رحم و مروتي نشان ندادند با وجود اين
که خودشان اين نسل را با خيال خام سرمايه هاي اسلام براي
قرباني شدن ميخواستند
و احتمالا نسل بعد از آريا را هم

جناياتي که اينان با همه مردم ايران کردند يک طرف
و کاري که با جوانان يعني سرمايه هاي يک کشور که در کشورهاي
ديگر جهان به معني صاحبان بعدي مملکت هستند غير قابل باور
است
با تعليم دين زورکي اغلب اين جوانان را از دين بيزار و حتي آن فرصت
را که امثال من داشتيم که اگر به دين معتقد نبوديم ولي به انسان
و انسانيت و آدميت اعتقاد عميق داشتيم و بدون چوب و ترکه مذهب
هر يک انساني کاملا پايبند و با پرنسيپ بوديم
اين بدبخت ها حتي اين فرصت را نيافتند به اندازه اي ظلم بيداد ميکرد
که بسياري يک راست از آن ور بام سقوط کردند
عده اي جوان بي ريشه بي اعتقاد خود خواه که بدزدند و برينند به همه
چي و بروند و بي خيال
يا معتاد در گوشه اي در حال جان کندن
و يا با تمام وجود در خدمت اين رژيم

حيف و ميل بزرگي بود هيهات

به هر حال آرياي عزيزم اين چيزهائي که نظاره کرده اي و سخني که اين
ميان مادرت به تو گفت و تو به او پاسخ دادي مرا بر آن داشت که پيامي
مادرانه به تو و تمام باقي دوستان آزاده ات بنويسم
اين پيام ممکن است بسياري را خوش نيايد ولي من حرفم را ميزنم

مادرت حق داشت عزيزم که جلويت را بگيرد
اساسا چرا شما دانشجويان و جوانان آزاده بايد قرباني شويد که باقي
ناراضيان ايراني به آزادي برسند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چه کسي چنين قانوني را گذارده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درست است که همواره محيط دانشگاه ها در تمامي کشورهاي جهان
مترقي تر است به دليل جوان بودن و سر و کار با کتاب داشتن و تعليم
ديدن
ولي ابدا براي يک ملت اين مسئوليت بر دوش شمايان به تنهائي نبايد
گذارده شود
و از آن مهمتر تا مردم ايران برنخيزند شما نبايد قربانيان اين خفقان
باشيد
مردم ايران بايد برخيزند آنگاه شمايان بايد فعالانه کنارشان باشيد و
چشم و گوش مردم ساده باشيد والسلام

اگر مردم نشسته و تکان نميخورند چرا بايد مادر تو قرباني براي
آزادي آنان بدهد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و يا مادر باطبي مثلا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همگي و بخصوص خودت به شدت مواظب خود باشيد و بي خود و
بي جهت سينه ها را سپر نکنيد

گاليور را لي لي پوت ها همگي به زمين ميخکوب کردند وگرنه از
ده يا صد يا هزار لي لي پوت هم جلو آمده بود به ضرب لگد يا
مشت او به خاک مي افتاد

بي پرده بگويم سينه است و گلوله من يکي ابدا دوست ندارم حتي
يکي از شما قرباني شويد براي مردم

اين مردم هستند که بايد براي حق خود برخيزند و قرباني هم بدهند
حال ممکن است بين قربانيان از راننده تاکسي و زن خانه دار و بقال
و وکيل و دکتر و دانشجو هم باشد که مهم نيست
ولي اين که مشتي جوان بروند کشته شوند يا اسير و شکنجه و
باقي نشسته آنان را نگاه کنند تنها ميتواند حماقت باشد

به هر حال مادرانه ميگويم اگر اين رژيم باقي بماند و مردم باز هم
تمکين کنند و به هر والزارياتي شده بخواهند تنها نفس بکشند و
بترسند
من فکر ميکنم شماها هم جان خود را برداشته هر يک به کشوري
مهاجرت کنيد
چون در آن صورت ابدا نوري از امامزاده مردم ايران براي خودشان
هم بر نميخيزد . نانا







((نانای گرامی
گاهی که نوشته هایت را ، خوشه های خشمت را می خوانم با خودم می گویم که چه عشقی داشته ای که چنین تنفری ازان پر بر کشیده است .
روبروی سر در (دانشگاه) بودیم . لباس شخصی ها با موتور و پیاده و با ماشین با حمایت نیروس ضد شورش به ما حمله می کردند . حتا وقتی که ضد شورش جلویشان را می گرفت سنگ بود که پرتاپ میشد . البته که ما هم جواب می دادیم .
من رو نمی شناسی . همیشه از لیدر بودن متنفر بودم . همیشه از تو چشم بودن بدم می امد .اما همیشه از بس همه جا بی نظم هست و کسی برای مرتب کردن نیست نقش ناظم را به عهده می گیرم . بچه های تحکیم وحدت می خواستند حرکت دانشجویان را تلطیف کنند و تبدیل به یک اعتراض مدنی کنند . همان حرکتی که ر سالگردهای 18 تیر تبدیل به شعار « تحکیم نفوذیه» شد . دانشجویان خشمگین فریاد توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد سر داده بودند . عده ای از بچه های منتسب به یکی از احزاب ملی گرا در بین بچه ها فریاد می زدند که مقاومت کنید . به زودی افراد مسلح به کمک شما خواهند رسید .
سر خیابان کارگر رفته بودم . بچه ها می گفتند که از طرف میدان نیروهای لبنانی وارد میدان شده اند و به سمت سر در حرکت می کنند . به آن طرف حرکت کردم . می خواستم یک زنجیر انسانی تشکیل دهیم . خیلی شلوغ و بحرانی بود . مریم که روزنامه نگار بود و پدرش روزنامه نگاری معروف را در آن شلوغی دیدم . بار اول که مرا دیده بود نوچه های ده نمکی داشتند با پک و لگد من را ارشاد می کردند که نباید ر جلسه مطبوعاتی زبان درازی کنم . آن هم داستانی بود که برایت خواهم گفت . آشنایی من مریم آشنایی غریبی بود . با من همراه شد و گفت که چند هواپیما از حزب الله لبنان برای سرکوب دانشجوها اوردیم . با خنده گفتم از کی تا حالا ما ایرانی ها از این عربهای شیپیشو می ترسیم ؟

. اما حوادث تیرماه ! : مریم نگران بود . چشمان درشنش اشک آلود بود . می ترسید . یا خشم آلود بود را نمی دانم . اما یقین دارم که هر دو عنصر ترس و خشم در وجود هر یک از ما به نهایت بود . مریم می گفت جنگجویان لبنانی که وارد شده اند نیروهای چریکی حرفه ای هستند که برای روز مبادا ، در صورتی که اوضاع خراب شد استفاده خواهند شد .
آن زمان نه به شدت قبل ، اما به خانقاه و جمخانه می رفتم . ظاهرم هم برای کفتاران ذوب در ولایت فقیه اندکی علط انداز بود . ریش بلند تا میان سینه و موهایی که تا میان کمر می رسید . با وجود آنکه دم اسبی کرده بودند اما استتار خوبی برای ورود به مناطق مختلف تحت نظارت آنها بود . همه فکر می کردند که خوب است این هم پشم و پیلی دارد پس حتمن از خود خرمان است .
جمعیت متراکم شده بود . ناگهان درست در میدان انقلاب که حدودن 5000 الی 6000 دانشجو روی زمین نشسته بودند بدون اختار حمله دد منشانه ای با اسپری و باطوم و چاقو و زنجیر و کاتر و انواع سلاحهای سرد و ولرم انجام شد .
ردیف اول بودیم . دستها را در هم قلاب کرده بودیم . صف اول اگر در هم می شکست همه زیر دست و پای هم له بودیم . دانشجو ها از پشت ما را فشار می دادند . اما صف اول با وجود مقاومت مردانه بچه ها خالی شده بود .
نمی دانم که چه به صورت مریم خورده بود که چنین غرق خون شده بود . لو را به کنار اتوبان بردم . شاید نزدیک به 10000 نفر از مردم . زن و مرد و پیر و جوان دور دانشجویان ایستاده بودند . در پیاده رو ها و خیابانهای اطراف .
دانشجویان تحت فشار و هجمه شدید فریاد می کشیدند :
ای مردم آزاده حمایت حمایت ، گریه آور ترین قسمت قضیه این بود که مردم فریاد می کشیدند : دانشجو دانشجو حمایتت می کنیم و تنها نظاره گر بودند . حمله بعدی بیسیجیان تاب مقاومت را از بچه ها گرفت . هر کس به سویی می دوید . اکث بچه ها به سمت سر در می دویدند . بچه های لیدر آنها را به سمت سر در می خواندند که حد اقل آنجا یک جا جمع باشیم . من داشتم صورت مریم را می دیدم . جسمی سنگین و برنده هم یکی دو دندان زیبایش را کنده بود و هم صورت زیبایش را غرق در خون کرده بود .
یکی از بچه های رشته پزشکی رسید . مریم را به او سپردم و خودم رفتم . در ضلع جنوبی میدان انقلاب عده ای جمع بودند .
خون دیده بودم و دیوانه شده بودم . خون مریم که یک بار خودش را روی من که زیر لگد و مشت بچه های نشریه شملمچه( نشریه حزب الله به سر دبیری مسعود دهنمکی جاکش )انداخته بود تا من را بیرون بکشد .
راه می رفتم و اشک می ریختم . در ضلع جنوب انقلاب رو به پایین رفتم . اولین یا دومین کوجه سمت چب حدود 500 مرد و زن که از دیدن آن تهاجم نا حجوانمردانه زنجیر و باتوم و دشنه با پوست و گوشت به خشم آمده بودند فریاد می کشیدند بسیجی برو گمشو . قاتلین فروهر زیر عبای رهبر...
من آنها را با فریاد برای حرکت به سمت سر در دانشگاه فرا خواندم . و من به واسطه قد و هیکل و قیافه ام همیشه بد جوری توی چشم می زنم . هنوز چند دقیقه نگذشته بود که نا گهان کسی از پشت پرید رویم . از پشت من را گرفته بود . با دست راست کمرش را گرفتمو با دست چپ پشت یقه اش را و از کمر بلندش کردم و پرتاب کردم جلوی خودم . تمام لباسم پاره و تنم خونین شده بود . شکه شده بودم . او روی زمین افتاده بود اما ناگهان دستانی نیرومند تر از قبل دوباره مرا از پشت گرفت .و صعی در انداختنم روی زمین داشت . جدالی چند لحظه ای در گرفت که ناگهان دانشجویی که واقعن نمی دانم که حسم را به او چگونه بیان کنم خودش را روی کسی که مرا از پشت گرفته بود انداخت و روی زمین با هم غلط می خوردند و غلط زنان به کوچه ای که من سر آن ایستاده بودم رفتند . ...
آن پسر دانشجو با پیرهن چهارخانه نارنجی و شلوار پارچه ای شکلاتی رنگ روی زمین غلط می خورد . کسی که از پشت من را گرفته بود هم هیکل بزرگی داشت و دستانش اندازه نان بربری بود انگار .اما ریش نداشت و پسری که مرا نجات داده بود ریش داشت . با خودم فکر کردم که شاید چون من ریش داشتم دانشجویی فکر کرده من از اون طرفی ام اما باز فکر کردم که خیلی از دانشجو ها ریش ندارند . خیلی از کسانی که آن طرفی هم هستند ریش را سه تیغه می کنند که مثلن استتار کنند و نفوذ کنند .
نمی دانم این ورطه فکری چفدر طول کشید اما وقتی بانوی مسنی که کنارم آمد و با دست به سینه ام کوبید دوباره سرجای خودم برگرداند و از شوک خارج شدم .
آن بانو هم تصویرش جزو کسانی است که هیچگاه فراموش نمی کنم . با چهره ای دردمند زد به سینه ام و دستش را روی زخم ناشی از چنگال آن مزدور اول که از زیر گردنم تا رو پهلوی چپم کشیده شده بود کشید و گفت پسرم اون که اونجا دارندبه مسلخ می برندش به خاطر نجات تو خودش رو به خطر انداخت . به کوچه ای که ما سرش ایستاده بودیم و مردمی که همه فریاد می کشیدند ولش کن ، ولش کن نگاه کردم .
قلبم فرو ریخت . حدود 7..8 بسیجی با زنجیر و خنجر سربازی و چوب و باتوم به سمت آن دو بسیجی که با ناجی من در گیر بودند می دویدند . آن بانو که متوجه تغییر حالت من شده بود زد پشتم و گفت برو پسر .
دیوانه شده بودم . صحنه ی حماسی بود . در وسط کوچه دو بسیجی با ناجی من درگیر بودند . از روبرو می دیدم که 7..8 نفر دیگر با اسلحه سرد به سمت آنها میدوند . من هم دویدم و فریاد می کشیدم . یادم نیست که چه می گفتم . اما فکر کنم می گفتم نامردها چند نفر به یک نفر ، ولش کنید . اما صدایم فریاد نبود . عربده و نعره ای بود که از نای جان بر می خواست . شاید انرژی تهاجمی زیادی داشتم چون که به محض اینکه به ده قدمی آنها رسیدم نیمی از آنها فرار کردند . او را از زمین برداشتم . البته بیشتر از اینکه بلندش کنم . کشیدم به سمت سر کوچه . او روی زمین افتاده بود . بهش گفتم پهلوون بلند شو . فرز بلند شد . با وزنی که داشت فکر نمیکردم به آن سرعت بدود . عینکش روی زمین افتاده بود و شیشه اش شکسته بود . از زمین برداشتمش . نکته خنده دار این بود که من فکر می کردم من با ریش و موهای بلند خیلی ترسناک و پر هیبت بودم که آنها فرار کردند اما بعد که آنجا رسیدم فهمیدم بعد از من بر اثر فریاد های من و آن بانو عده ای دیگر از جوانان دنبال من دویده بودند و آن باعث فرار آنها شده بود . یکی از آنها که بی شباهت به شامپانزه نبود با آن قد کوتاه و موهای کوتاه صورت پشمالو ابلهانه ترین کاری که به ذهن می رسید را انجام داد . 40 50 متر رفت عقب و لنگه کفش مندرس کثافتش را به سمت ما پرتاب کرد که چند تا از جوانهایی که آنجا بودند آن را برداشتند و به جوی آب انداختند .
وقتی که آنها را فراری دادیم همه جمعیت فریاد و هلهله سر داده بودند . نمیدانم چند بار ماشاالله گفتند و چند بار ماچم کردند و بغلم کردند . طوری که من در بین جمعیتی گیر کردم و نمی توانستم که راه بروم . امروز که فکر می کنم می بینم که چه مردم غرور شکسته و نا سر خورده ای داشتیم و داریم .
می خواستم ناجی ام را پیدا کنم . ما هیچ شناختی از همدیگر نداشتیم . می خواستم بدانم که چرا خودش را به خطر انداخته ؟ می خواستم عینکش را بهش پس بدهم . می خواستم آن بانو را ببینم و بدانم که راضی شده ؟ می خواستم همچون مادرم ببوسمش .
اما دیگر هیچگاه ندیدمشان . لباسم پاره و تنم خونی بود . زیر چشممم هم نمی دانم چرا اما خون ریزی داخلی داشت و باد کرده بود .
به یک خیاطی که در یکی از کوچه پس کوچه های خلوت آنجا بود رفتم . لباسم را دراوردم و گفتم که این را می شود بدوزی ؟ گفت از تظاهرات آمدی ؟ گفتم آره گفت نمی شه . گفتم من دانشجو ام . گفت ای آقا فکر کردم که بسیجی هستی با این یال و کوپال ، گفتم نه دانشجو ام . لباسی از حا لباسی برداشت و گفت این درست نمی شود اما این لباس را که لباس خودم است را بپوش که نگیرنت . اینطوری خیلی تابلو که درگیر بودی . می گیرنت . لباس را پوشیدم و به خانه رفتم که لباس عوض کنم و تجدید قوا کنم . در خیابانهای اطراف یک تاکسی دربست گرفتم و تا خانه رفتم ...

آن پسر دانشجو با پیرهن چهارخانه نارنجی و شلوار پارچه ای شکلاتی رنگ روی زمین غلط می خورد . کسی که از پشت من را گرفته بود هم هیکل بزرگی داشت و دستانش اندازه نان بربری بود انگار .اما ریش نداشت و پسری که مرا نجات داده بود ریش داشت . با خودم فکر کردم که شاید چون من ریش داشتم دانشجویی فکر کرده من از اون طرفی ام اما باز فکر کردم که خیلی از دانشجو ها ریش ندارند . خیلی از کسانی که آن طرفی هم هستند ریش را سه تیغه می کنند که مثلن استتار کنند و نفوذ کنند .
نمی دانم این ورطه فکری چفدر طول کشید اما وقتی بانوی مسنی که کنارم آمد و با دست به سینه ام کوبید دوباره سرجای خودم برگرداند و از شوک خارج شدم .
آن بانو هم تصویرش جزو کسانی است که هیچگاه فراموش نمی کنم . با چهره ای دردمند زد به سینه ام و دستش را روی زخم ناشی از چنگال آن مزدور اول که از زیر گردنم تا رو پهلوی چپم کشیده شده بود کشید و گفت پسرم اون که اونجا دارندبه مسلخ می برندش به خاطر نجات تو خودش رو به خطر انداخت . به کوچه ای که ما سرش ایستاده بودیم و مردمی که همه فریاد می کشیدند ولش کن ، ولش کن نگاه کردم .
قلبم فرو ریخت . حدود 7..8 بسیجی با زنجیر و خنجر سربازی و چوب و باتوم به سمت آن دو بسیجی که با ناجی من در گیر بودند می دویدند . آن بانو که متوجه تغییر حالت من شده بود زد پشتم و گفت برو پسر .
دیوانه شده بودم . صحنه ی حماسی بود . در وسط کوچه دو بسیجی با ناجی من درگیر بودند . از روبرو می دیدم که 7..8 نفر دیگر با اسلحه سرد به سمت آنها میدوند . من هم دویدم و فریاد می کشیدم . یادم نیست که چه می گفتم . اما فکر کنم می گفتم نامردها چند نفر به یک نفر ، ولش کنید . اما صدایم فریاد نبود . عربده و نعره ای بود که از نای جان بر می خواست . شاید انرژی تهاجمی زیادی داشتم چون که به محض اینکه به ده قدمی آنها رسیدم نیمی از آنها فرار کردند . او را از زمین برداشتم . البته بیشتر از اینکه بلندش کنم . کشیدم به سمت سر کوچه . او روی زمین افتاده بود . بهش گفتم پهلوون بلند شو . فرز بلند شد . با وزنی که داشت فکر نمیکردم به آن سرعت بدود . عینکش روی زمین افتاده بود و شیشه اش شکسته بود . از زمین برداشتمش . نکته خنده دار این بود که من فکر می کردم من با ریش و موهای بلند خیلی ترسناک و پر هیبت بودم که آنها فرار کردند اما بعد که آنجا رسیدم فهمیدم بعد از من بر اثر فریاد های من و آن بانو عده ای دیگر از جوانان دنبال من دویده بودند و آن باعث فرار آنها شده بود . یکی از آنها که بی شباهت به شامپانزه نبود با آن قد کوتاه و موهای کوتاه صورت پشمالو ابلهانه ترین کاری که به ذهن می رسید را انجام داد . 40 50 متر رفت عقب و لنگه کفش مندرس کثافتش را به سمت ما پرتاب کرد که چند تا از جوانهایی که آنجا بودند آن را برداشتند و به جوی آب انداختند .
وقتی که آنها را فراری دادیم همه جمعیت فریاد و هلهله سر داده بودند . نمیدانم چند بار ماشاالله گفتند و چند بار ماچم کردند و بغلم کردند . طوری که من در بین جمعیتی گیر کردم و نمی توانستم که راه بروم . امروز که فکر می کنم می بینم که چه مردم غرور شکسته و نا سر خورده ای داشتیم و داریم .
می خواستم ناجی ام را پیدا کنم . ما هیچ شناختی از همدیگر نداشتیم . می خواستم بدانم که چرا خودش را به خطر انداخته ؟ می خواستم عینکش را بهش پس بدهم . می خواستم آن بانو را ببینم و بدانم که راضی شده ؟ می خواستم همچون مادرم ببوسمش .
اما دیگر هیچگاه ندیدمشان . لباسم پاره و تنم خونی بود . زیر چشممم هم نمی دانم چرا اما خون ریزی داخلی داشت و باد کرده بود .
به یک خیاطی که در یکی از کوچه پس کوچه های خلوت آنجا بود رفتم . لباسم را دراوردم و گفتم که این را می شود بدوزی ؟ گفت از تظاهرات آمدی ؟ گفتم آره گفت نمی شه . گفتم من دانشجو ام . گفت ای آقا فکر کردم که بسیجی هستی با این یال و کوپال ، گفتم نه دانشجو ام . لباسی از حا لباسی برداشت و گفت این درست نمی شود اما این لباس را که لباس خودم است را بپوش که نگیرنت . اینطوری خیلی تابلو که درگیر بودی . می گیرنت . لباس را پوشیدم و به خانه رفتم که لباس عوض کنم و تجدید قوا کنم . در خیابانهای اطراف یک تاکسی دربست گرفتم و تا خانه رفتم ...


به خانه رسیدم . هوا تاریک شده بود . مادرم از نکرانی رنگش سفید شده بود . آرش و اشکان ( برادرانم )را بوسیدم . مامان و بابا را هم همینطور . خواستم از خانه بیرون بیایم . مادرم جلوی در ایستاده بود . گفت نباید بری . گفتم باید برم . بچه ها رو نمیتونم تنها بگذارم . نشست جلوی در و. گریه کرد . گریه کرد و نالید که تو از بچه گیت با کارهایی که می کردی من رو نصفه جون کردی . از وقتی که 12 ساله بودی یا به خاطر مو یا به خاطر لباسهایت باید میامدم از دادگاه درت می آوردم بزرگتر هم که شدی هنوز پشت لبت سبز نشده هر چند وقت یک بار با یک دختر تنو خیابان می گرفتنت یا مست بودی و همش دادگاه . همش بازداشتگاه . همش استرس . من ازت راضی نیستم .
نمی گذاشت بروم . نشستم روی زمین و گریه کردم . گفتم دوستام رو میزنن . می برن . معلوم نیست چیکارشون میکنن! فکر کردی من از همه اون دختر ها و پسر ها بهترم ؟ فکر کردی خون من رنگین تر است ؟ فکر کردی که فقط جون من عزیزه ؟ اونها هم برای خیلی ها عزیز هستن . بگذار برم مگر نه فکر می کنم که همه چیزهایی که یادم دادی دروغ است . همه حرفهایی که در گوشم خواندی ، همه آنچه که از کردار نیک گفتی ، همه آنچه که از اندیشه ی ایرانی نام ِ نیک گفتی دروغ بوده ؟ اگر من الان می رم به خاطر این است که شما به من آزادگی رو یاد دادین . بگذار برم . دعا کن . نه فقط من رو . همه بچه ها رو .
خیلی حرف زدم . راضی شد که برم . بهش قول دادم که سالم بر می گردم . رفتم امیر آباد . کوی دانشگاه . در خیابان آتش روشن کرده بودیم و عبور و مرور را کنترل می کردیم . صورتهایمکان را با نقاب پوشانده بودیم و پاس می دادیم . یکی از پسر ها آمد . کمی حرف زدیم . ازش پرسیدم که اهل دود است ؟ گفت آره گرس خوبی داشتم . توی پایپ بار کردم و روشن کردم . گفت فکر کردم سیگار می کشی . گفتم نه ! آدم یه چیزی می کشه که یه چیزی بشه . مگر نه هوای کثیف تهران کفایت می کند . اشتیم میکشیدیم که دختری هم به ما پیوسا صورتش را پوشانده بود . چشمهای قشنگی داشت . گفت بو های خوب خوب میاد ! گفتم شما هم بفرمایید . گفت همین که بوش میاد بسه . گفتم به هر حال اصرار و تعارفی نیست . دوست داشتی بیا . صورتش را باز کرد . یک روسری گل منگلی را مقا نقاب دور صورتش به طرز هنر مندانه ای پیچیده بود . عین کولی ها شده بود . گفت بچه شیراز است و دانشجوی مترجمی زبان . کلی گپ زدیم و خندیدیم . حس خوبی از مصاحبت با او داشتم . گوشه ای نشستیم آنقدر انرژی خوبی داشت آن شب ، اگر چه که صدای گریه بچه ها که دوستانشان را گم کرده بودند یا دوستانشان دستگیر شده بودند به گوش می رسید . همه ناراحتی پایان ناپذیری داشتیم . از ظلمی که به انسان می رفت . از درد انسان . اسمش شقایق بود . کلی حرف زدیم . گفتم می نویسم گاهی . گفت چی ؟ گفتم همه چیز . گفت شعر هم می گی ؟ گفتم آره . گفت ب یه شعر بگو و من هم شعری را فی البداهه سرودم و شقایق آن را روی کاغذ نوشت . شبی بود . حسن ختام اینو خاطره هم آن شعر را می نویسم . راستی خودمونیم ها ! حالا فهمیدی که چرا برادرانم به من می گویند رادیو آریا ! :

چشمهای من ببارید ، وقت باریدن شده

ناله ها باید نمود ، هنگام نالیدن شده

از شقاوتهای جلادان ِ نامرد و زبون

وقت خوابیدن سر آمد ، وقت روئیدن شده

عزم خود را جزم باید کرد و آغازی نمود

زخم این سر نیزه ها را از دل یاران زدود

دستها را مشت باید کرد و فریادی کشید

گوش باید باز کرد و ضجه ایران شنید

آه یاران وقت بی عاری سر آمد کوششی

همتی باید نمود و رویشی و جوششی

بار دیگر کاوه باید تا ظهوری نو کند

کاخ این ضحاک را باید که زیر رو کند

وقت آن آمد که استبداد را پایان دهیم

این چنین زنجیر ها را از تن خود بر کنیم

چاره ی بیماری میهن فقط آزادی است

قیمت آزادی ایران ما جانبازی است

کوشش ما بی ثمر هرگز نخواهد بود اگر

بیم و ترس مرگ را از سینه ها بیرون کنیم

آرزو دارم که روزی در کنار یکدگر

کاخ استبداد را با دست خود ویران کنیم

تقدیم به شقایق