((شيرين عبادی: نامه تهديدآميز دريافت کردم، ايسنا))
شيرين به خبرنگاران گفت :
جونم براتون بگه .....امروز کله سحر که رفتم نان تازه خريدم
و به خانه برگشتم و کره و پنير و خامه و سرشير و عسل و
مربا را گذاشتم روي ميز و بعد رفتم نره خر خود و کره خرهاي
خود را بيدار کردم که پاشين يه صبحانه مختصر !!!! به شکم
بريزند
موقعي که داشتم اون موهاي رنگ گهي ام رو شانه ميکردم
و يه تاپه ماتيک قرمز به لبهاي پلاسيده خودم ميزدم يهوئي
پستچي در زد و برام يه نامه آورد
اول فکر کردم مقرري بردن نوبلم از طرف بيت رهبري است
با خوشحالي در پاکت را باز کردم ولي واي بر من !!!!!!
توي نامه نوشته بود عده اي خيال دارند شصت ميليون نفر
از مردم ايران را بکشند و اسم من هم در اين ميان بود
در حالي که فرياد و صيحه ميکشيدم به صورت خود چنگ
انداخته بودم
نره خرم به سرعت به آشپزخانه دويد و گفت
دردت بخورد به جانم ماده خر عزيزم چه شده ؟؟؟؟؟؟؟
با فرياد گفتم :
- هم اکنون بايد به تمامي دنيا خبر دهيم عده اي ميخواهند
علاوه بر تمامي مردم ايران !!!!! مرا هم که نوبل برده ام
بکشند !!!!
که نره الاغم با کمال تسلط بر خود گفت :
- شيرين قند عسلم ...نترس من و کره خره هات اينجا هستيم
اگه خيلي آدم در آدم شد !! همگي با هم ميريم بيت رهبر و بست
مي نشينيم و گاهي که کره خر ها خوابيدند
يه بستي هم با رهبر ميزنيم عزيزيم - اميدم - بلوندم - خوشگلم
آرام باش .
با اين حرفهاي عاشقانه نره خرم کمي آرام شدم ولي بايد به همه
گوشزد کنم که عده اي ميخواهند شصت ميليون نفر را بکشند و
من هم جزو آنان هستم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا
No comments:
Post a Comment