Saturday, August 31, 2019

برای ثبت در تاریخ
 
اسلحه
 
گر گمشدگان روزگاریم / ره یافتگان کوی یاریم
گم گردد روزگار چون ما / گر آتش دل بر او گماریم
نی سر ماند نی عقل او را / گر ما سر فتنه را بخاریم
این مرگ که خلق لقمه اوست / یک لقمه کنیم و غم نداریم
تو غرقه وام این قماری / ما وام گذار این قماریم
جانی مانده ست رهن این وام / جان را بدهیم و بر گزاریم
مولانا
 
با درودهای گرم بر همه سپیدان فخر بشری
این نماینده جمهوری خواه که ( باید از همان
سران متحد با خائنان لیبرال دموکرات باشد )
سخنانی راجع به ( کنترل اسلحه ) زده و امروز
در تکزاس که اکنون دیگر همه عاشق اسلحه های
خود شده اند دو جای مختلف تیر اندازی قطعا
توسط عناصر سازمان سیا و اف بی آی و باقی
سیاهکاران نفرت انگیز میان ما شده است

Sen. Pat Toomey: Odds of Passing Gun Control Better Than Ever


 مردک ابله پوفیوز پوسیده انگاری نمی فهمد
که مساله سیصد میلیون مردم امریکا همین
( کنترل ) است که حتی دستان گهی و خونی
خود را به قانون اساسی باعث افتخار ما
دراز کرده
 و  میخواهد ما را دوباره خر
فرض کرده و این میان کنترل را توی کون های مان 
فرو کند رک و راست
 
مردک پوفیوز سخن از کنترل میگوید کاری
که وضع امریکای زیبای شکوفای را به زیر
بار بیست و دو تریلیون دلار قرض و تمامی
زیر ساخت هایش ویران شد
و هر کثافت بی پدر و مادر حرامزاده ای
مانند کشور چین کمونیست تکه ای را برای
خود خرید
ببینید چه بر سر فیلم و سینما در هالیوود
آوردند
عین سینمای رایش و استالین و کره شمالی کردند
یک پارچه تسلیم هنرمندان ورنه اردنگی  خوردن
از صاحب بی زنس که چین کمونیست - مائوئيستی
کلونیالیستی


تمامی افراد حزب جمهوری خواهان که مایل به
مذاکره و سازش با حزب خائنان بی وطن لفتی ها
هستند
میتوانند بروند در حزب آنان

 و حزب جمهوری خواهان
را به ترامپ و کابینه اش و نمایندگان کاکوس آزادی
که با مردم بوده اند و نشان داده اند
حزب تمیز و پاک جمهوری طلبان جهان نو و جدید
بسازند
و اگر تشخیصی غیر از این دادیم خود ترامپ و کابینه اش
را هم اردنگی میتوانیم بزنیم

زیرا دیگر نمیشود ما را فریب دارد اصل مستراح یعنی
دی سی باید
لایروبی شود و من به خاطر گل روی کودکان شما که
 در جهانی مهربان
و بدون جنگ و دروغ و مال پرستی بزرگ شوند
 این تصمیم را گرفته ام

ورنه من و همه شما خس و خاشاک غیر الیت زندگی خود
را به بدی و زشتی و
سیاهی باخته ایم
 

Google will reportedly pay between $150 and $200 million to resolve a Federal Trade Commission (FTC) investigation into YouTube regarding its potential violation of a children’s privacy law, according to a report.

من معتقدم که این دویست میلیون دلار را
لوله کنیم و در کون آقای ساندرو فک و فامیل
گدای هندی اش فرو کنیم
ما از خائن به میهن خود و جاسوس بیگانه بودن
و بریدن زبان مردمی که میانشان مشغول فعالیت
الیتی هستی هرگز با خسارت چشم پوشی نخواهیم
کرد

ما دنبال پول او نیستیم
میخواهیم به فرمان من مادر بشریت او را محاکمه
و با گیوتین گردنش را ببریم
امیدوارم زاکربرگ ها و شخص بیل گیت را متوجه
کمی از واقعیت تلخی که در انتظارشان است کرده
باشم
ما شما را عین دادگاه قلابی نورنبرگ برای رسیدگی
به کار فاشیزم 
محاکمه واقعی خواهیم کرد
گارانتی
 
 
 نانا زولا 

معصومه دروغگو

Friday, August 30, 2019

 
PLAGUE
 
And, indeed, as he listened to the cries of joy rising from the town, Rieux remembered that such joy is always imperiled. He knew what those jubilant crowds did not know but could have learned from books: that the plague bacillus never dies or disappears for good; that it can lie dormant for years and years in furniture and linen-chests; that it bides its time in bedrooms, cellars, trunks, and bookshelves; and that perhaps the day would come when, for the bane and the enlightening of men, it would rouse up its rats again and send them forth to die in a happy city.
The End...........Albert Camus
 

 
برای ثبت در تاریخ
 
دیوار بتونی از گه
 
 Let your plans be dark and impenetrable as night, and when
you move, fall like a thunderbolt.  
       Sun Tzu
 
با درود بر تک تک سپیدان فخر بشری
و رزمندگان راه (آزادی و حرمت انسانی )
روز گذشته به جائی رفتم که مرا دچار افسردگی
زیادی کرد و حتی احساس کردم دلم میخواهد زار
وزار گریه کنم
 
همه ما ایرانیان جنبش سبز را که کپی از
انقلاب های نارنجی مخملی سوروسی بود
یادمان هست
تمامی نشانه ها بی هیچ رحمی انگشت به طرف
کامراد - برادران رفرمیست ایران داشت و
وای از نه نه من غریبم بازی لفتی های ایرانی
برای ظاهرا در حصر رفتن میر حسین موسوی و
کروبی ملا
و شندره های سبز که مانند زنگوله های پای بز
و گوسفند و خر و قاطر به دستهایشان آویزان بود
و هنوز ارتجاعیون کثافت نفرت انگیزی مانند
سازگارا هم جین شارپ جنبش مدنی جورج سوروسی
ها ها ها
 
شعارشان میگفته ما بی شماریم
ولی گه خورده
زیرا اگر بیشمار بودند نمیشد که
رهبران بد بویشان را گرفت و به
زندان افکند
 
خوب من که نمیدانستم چی به چی است
شروع به گفتن این که جنبش سبز یک
درب باغ سبز است که برای شروع
کارشان یعنی ریدن نوع دیگری از اسلام
به میهن تکه پاره ماطراحی شده است
و اگر این نبود هرگز کثافتی مانند مک
کین حاضر نبود این کثافتان نوع دیگر
یعنی اسلامی با لچک و لباس میلیشیا و
اسلحه را ساپورت کند 
 
و هرگز مارک پمپئو خانم مو فرفری گهی سنده
خاتمی را به آغوش نمی پذیرفت !!!!!!!!!و
تر و خشکش به عنوان ایرانی نمیکرد
خوب بروم بر سر چرائی خودم
روز گذشته به فیس بوک ایرانیان
رفتم و از حیرت در جای خود میخکوب
شدم و مدتها به فکر فرو رفتم
باور نمیکنید هر ایرانی که میشناختم
و با بسیاری به قول مردم نان و نمک خورده
بودم را دیدم که یک گروه چپ از حزب برادر
و یا مائوئیزم - کلونیالیستی
 
درست از نظر من مانند سوسک های فاضلابی
بودند که هی بهم گه تعارف میکردند
و جز خودشان هیچ ایرانی دیگری را اجازه
نمیدادند که وارد سیرکل گه و خون و ثروت
دروغ و لجن و مردم فریبی شود
 
گریه ام گرفت زیرا مانند دیواری بتونی
از گه و کثافت جلوی امثال ما را که خیال های
خوب و روشن و شفاف 
و مردمی داریم ایستاده اند تا نگذارند

ملت ایران بالاخره خودش روی پای خود ایستاده
و با نیمی جوان که بیکار و ویلان و معتاد و
دزد و گدا شده اند خود مردم ارباب خودشان
شوند
 
من دیگر کاری به پوزیسیون و اپوزیسیون و زیر
لایم لایتیان ندارم
زیرا لیاقت ندارند و دست و پا زدن در لجن را
برای پول و عفونت ترجیح میدهند
اگر مردم کوچه و خیابان و دانشگاه ها و جوانان
خواسته باشند با شمشیری عریان و تیز به سراغ
یک یک رفته و با نام و فامیل افشایشان خواهم کرد
تا دیگر جلوی نایب خدا را نگیرند
 
مرگ بر میهن فروشان  خائن
 
 
نانا زولا 
 

Thursday, August 29, 2019

برای ثبت در تاریخ
 
 
آیت الله بی بی سی
 
همیشه خواب ها
از ارتفاع ساده لوحی خود
پرت میشوند و می میرند
من شبدر چهار پری را می بویم
که روی گور مفاهیم کهنه روئیده ست
 
فروغ فرخزاد
 
در لندن از شخصی ایرانی پرسیدم که این
ایرانیانی که بنگاه خبری بی بی سی را
آیت الله بی بی سی مینامند چه کسانی را
میگویند ؟
با پرخاش و عصبانیت گفت - منظورشان ما
که در بی بی سی کار میکنیم هستند
سابقه ذهنی من از خبرگزاری بی بی سی به
زمان بچه گی خودم بر میگردد که اطرافیان
با فرهنگ تر میگفتند که این صدای منحوس
هدایت کننده جوامع بشری است
بنابراین جز خیانت کاران به وطن های خود
برای بی بی سی کسی کاری نمیکند
خوب اکنون میتوان به راحتی گفت که عناصر
حزب طبقه کارگرکه  اکنون کلونیالیزم - مائوئیستی
شده اند تا لاشه گندیده تفاله بد بوی دشمن بشر
جبهه لفت رااز گزند حفظ کنند
همگی در بخش بی بی سی ایران کار میکنند و امور
ملکه را رتق و فتق پروپاگاندائی
و خودشان مراقب کلونی ایکس و ایگرگ و زی
و هر کشوری که بی بی سی از لندن به زبان محلی
برایش شستشوی مخی میفرستاد 
 
در شروع کارم از این که یکی از بیسواد ترین
و الاغ ترین دانشجویان ایرانی که مسعود بهنود
بود و احدی قبولش نداشت و با هویدا در مدرسه
علوم ارتباطات حزب رستاخیز زمان شاه را راه
اندازی کرد شده است همهه کاره و رئیس بی بی سی
فارسی
چندشی سراپایم را فرا گرفت که تا همین امروز
هرچه مهره های ایرانی را نگاه میکنم که بعضیها
را خوب و از نزدیک  میشناسم چندشم بیشتر و بیشتر
و بیشتر و عمیق تر میشود  
 
من معمولا وقتم را صرف نگاه کردن میز گردهای
بی بی سی نمیکنم ولی اما امشب چیزی دیدم که
حیف بود که از آن بگذرم
 
محجبه ای
 جنده ایرانی که برای سایت آیت الله
بی بی سی کار میکند سه نفر را به برنامه اش
دعوت کرده بود که

مهمانان:

دامون گلریز، پژوهشگر صلح بین‌الملل و مدرس مدرسه عالی لاهه،
امیر طاهری، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل جهان عرب،
فرخ نگهدار، تحلیلگر و فعال سیاسی.
 
من پسر جوان به نام گلریز را ول میکنم
زیرا جوان است و چرت و پرت هم میگوید

ولی میروم بر سر طاهری و نگهدار
امیر طاهری یکی از قدیمی ترین روزنامه نگاران
صاحب اعتبار در زمان شاه بود و مدیر مسئول
روزنامه کیهان زمان شاه
بعد از انقلاب به لندن آمد و روزنامه کیهان را
راه اندازی کرد
و اما راجع به حضور خائن ترین چریک فدائي
خلقی که سریعا توده ای شد و اسلحه را زمین گذاشت
و با بنی صدردر تلویزیون ملی ایران وارد
( بحث و گفتگوی )خودشان گوزیده و خودشان خندیده اند

آیت الله بی بی سی را به جرم فریب مردم ایران کاملا
خط بزنید و بایکوت کنید
برایتان گارانتی میکنم کمبودی حس نخواهید کرد

نانا زولا
 

 
برای ثبت در تاریخ
 
به روپر مرداک
 
نمیدانم هنوز همه کاره فاکس نیوز تو
هستی با پسرت این مهم را بر گردن
کلفت خوش گذرانش گرفته
 
بهر حال باید بین این افراد بالا که
همگی جاسوسان (لیبرال دموکرات )در
تنها سایت خبری جمهوری خواهان 
  هستند
و نام و اعتبار کنونی خودتان یکی را
انتخاب کنید
زیرا کار دیگر از جاسوسی و وطن فروشی
و پول پول پول گذشته و باران گه بر
دهان های باز بی وطنان خائن به ما مردم
میبارد
 
 
نانا زولا


YOU NEED A DESTINY

Wednesday, August 28, 2019

 
Wanted dead
 
 
 
 FOR SPYING AND TREASON

 
 
 
George Soros
 Verhofstadt's face
 Ursula von der Leyen
 
برای ثبت در تاریخ
 
 
نورافکن- خوف و خفقان
 
با درودهای گرم بر تک تک سپیدان فخر بشری
و رزمندگان راه آزادی و حرمت انسانی
بروم بر سر خوف و خفقان
 
امروز یکی از ابله ترین و الاغ ترین
کاندید ریاست جمهوی یعنی الکساندر
چه میدانم چی که بی نهایت وقیج وپررو
است و در پیری لکاته ای عین هیلاری خواهد
شد
گهاتی بزرگتر از دهانش برای دزدی از ثروت
نان شب ملت امریکا خورده که میخواهم مشتی
به دهان زشت لاشه کپکی اش بزنم بروید کنار
تا چیزی به شما شتک نشود ورپریده ها
 
این زنک لکاته میگوید که اگر شما به ما
بیلیون ها دلار ندهید واه واه واه که چه
همه همگی بدبخت خواهید شد و شهرها را آب
و سیل فرا خواهد گرفت و ال و بل
و من و امثال من نمیتوانیم مانند آل گور
بیلونر شویم
و به ما میگویند این طرح سبز جدید را لوله
کنید و در کون هایتان فرو نمائید وای وای
وای چه بی تربیت هستند
 
چگونه میشود با ایجاد خوف و وحشت در
انسان های جوامع اجندای خود را پیش
برد و نام این حقه بازی را 
 ( پالیسی ) هیلاری کلینتون نهاد

من برایتان یک پدر و مادر واقعی با پنج
بچه را به عنوان مثال میاورم خودتان قضاوت
کنید
تصور کنید به این پدر و مادر دلسوز حق انتخاب
دهند که بین سرمای مطلق طبیعت و تشنگی یکی را
انتخاب کند ؟
من فکر میکنم این پدر و مادر دلسوز کودکانشان
قطعا و بی هیچ شکی سرمای مطلق را انتخاب خواهند
کرد
زیرا تشنگی سریعا باعث مرگ کودکانشان و خودشان
میشود
پس این بول شت های همه خواهند مرد !!!!اگر به این
سوسک فاضلاب که با طرح دزدی جدیدی وار
د شده
تا بیلیون ها دلار به رفقا و حزبش کمک کند
چرت و پرت و از خود ساختگی است
کما اینکه مدتی
به خطر وحشتناک بی آبی اشاره های خود گوزی و
خود خندی کردند و هی عکس خشک سالی به ما فرو کردند
و هی از کمبود آب گفتند و اکنون خفه شده اند

راستی چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

علت زدن مثال پدر و مادر و والدین دلسوز
اتفاقی است که در عربستان سعودی سالیان سال
است مشغول افتادن است ولی ظاهرا عده کمی
خبر دارند
عربستان سعودی سالیان سال است که آب شور اقیانوس
را گرفته و تبدیل به آب شیرین میکند
این پروسس خیلی گران است
بهمین دلیل بکار نمیرود و به (صرفه مالی ) گلوبالیست ها
نیست
ولی خوب اگر ما صاحب دولت های از مردم بر مردم برای مردم
باشیم  میتوانیم به مردم توسعه کنیم انرژی استفاده نکنید
به جایش خرج تصفیه آب شور و ساختن آب شیرین را به شکل
موقت در دستور کار قرار دهید  

هر مادر و پدر دلسوزی میتوانند کودکان
خود را گرم کنند
ولی آب و تشنگی ....خدا آن روز را نیاورد
 
 
نانا زولا

Tuesday, August 27, 2019

Thinking Of You

 
 

آنان که بدانند و بدانند که بدانند اسب شرف از گنبد گردون به جهانند
 آنان که بدانند و ندانند که بدانند لنگان خرک خویش به منزل برسانند
 آنان که ندانند و بدانند که ندانند بیدار نمائیش که در خواب نمانند
 آنان که ندانند و ندانند که ندانند در جهل مرکب ابد و دهر بمانند
 
 

برای ثبت در تاریخ
 
 
یادگار
 
به مفت خوران در عکس که باعثان ریخته شدن
خون میلیون ها انسان در اقصی نقاط جهان
هستند و به جهان کنونی ما گه وجود ی و
عفونت لاشه های کپک زده بد بوی خود را
کشیده اند
و هر پیچ و مهره ای را شکسته اند تا خود
را همچنان به جهان دو مرحله بعد از مرگشان
تحمیل از بالا کنند باید بگویم که
ملکه گندیده کرم نهاده کثیف جنایتکار لندن
روز گذشته گفته است
 
هلیکوپتر
ترامپ چمن های کاخ باکینگهام را خراب کرده
 
 
اگر مردم فرانسه که سر لوئی و ماری را
گیوتینه کردند بعد از برچیدن مونارشی
کاخ ورسای را موزه کردند و هر والگر
کمون سابجکتی
با خریدن بلیطی پنج فرانکی
میتوانست برود و از نزدیک شاهد حیف و مال
نان شبش باشد
 
خیال شما بوزینه های مسخره لاشه عفونی کپکی
خارج از زمان و مکان ٬ راحت که ما  هرچه
یادگار شما است با خاک یکسان خواهیم کرد
کاخ باکینگهام که از اولین ها است که خواهد
سوخت
ما شما را از تاریخ جهان به بیرون استفراغ
کرده و به جرم جنایات میلیون ها نفر از همین
مردم کنونی روی زمین محکوم به فنا و نابودی
کامل کرده ایم
تا میتوانید از تجملات زود گذر خود لذت ببرید
زیرا به قول حافظ بزرگوار


راستی خاتم فیروزه بواسحاقی /  خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ/که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود


به شما تفاله های مردابی فرمان
میدهم گورتان را به محلی ناشناس
گم کنید
و خود را از مرگ نجات دهید
 
 
نانا زولا

برای ثبت در تاریخ
 
 Un borghese piccolo piccolo
 
در سال هزار و نهصد و هفتاد وهفت قرن گذشته
یکی از کارگردانان ایتالیائي فیلمی ساخت که
هنوز مصداق واقعی دارد
نام فیلم بورژوای کوچولوی کوچولو بود که در
آن آلبرتو سوردی بازی میکرد
آلبرتوسوردی یک بورکرات کامل بود
که تمامی عمرش لقمهای بخور نمیر
از دولت میگرفت و زندگی زن و پسرش
را اداره میکرد و خم شدن جلوی قدرت
از خصلت های بورکراتیکش بود
تا پسرش بزرگ شد و بعد از پایان درسش
چون این پدر چیزی جز امنیت حقوقی و
مالی دولتی ندیده بود
او را تشویق به گرفتن کاری دولتی کرد
و وای روزی که پسرش را برای مصاحبه
آخر صدا کردند از نیمه شب برخاست و
صبحانه تهیه کرد و لباس های پسرش را
اتو کرد و خلاصه که هیچانش از پسرک
خیلی خیلی خیلی بیشتر بود
هنگامی که پسرک به وزارت چه میدانم چی
رفت او بیرون در ماشین قراضه اش بود
ناگهان هنگام  خروج پسرش جلوی درب وزارت خانه
تیر اندازی شد و گلوله ای به پسرش خورد و او
را کشت
فقط شیشه  خورده شدن روان این مرد را باید
دید
درست مانند کشور چین که رهبر و پولیت بوروی
کمونیست اش سالیان سال برای تیک اوور امریکا
تلاش های همین مرد بورژوای کوچولوی کوچولو
را کردند
و با یک گلوله تمامی زحماتشان گوز شد و بهوا
رفت و از سر تا پایشان کثافت و بدبختی و بدنامی
میبارد
دولت کثیف  توطٍه گر چین باید دست از زورگوئي با
مردم هنگ کنگ و تایوان و کره و باقی تریتوری های
 به آن شاشیده
بردارد ٬ مردم جهان دیگر نیازی به پیشوا ندارند

و نه در قرن بیست و یکم
ما مردم اجازه میدهیم که دیگر هیچ
نوع کلونیالیزمی بر ما فرمانروائي
کند

نه کلونیالیزم مونارشی های کپک زده اروپا
نه کلونیالیزم مائوئیستی مشتی سرخ داس و چکشی
بی سر و پای دزد

امیدوارم گلوبالیست ها را خر فهم کرده باشم

نانا زولا

 
China Before



 
China after


Trump's Loyalty


 British White


Exclusive


 COUP REVEALED!

stealing trade


Child Kidnapping

Monday, August 26, 2019

 
سفال تکه تکه شده
 
آیا هنوز کسی شک دارد که لگن خاصره
انگلا مرکل فاحشه گلوبال فاشیست کمونیست
عین سفال تکه تکه شده است و قادر به
ایستادن نیست و باید روی صندلی بنشیند ؟؟؟؟
 
هان چه کسی شک دارد بگوید تا لگن خاصره اش
را سفالی کنم
 
نانا زولا
 
پاسخ به ایلهان
 
Rep. Tlaib says President Trump is afraid of women of color
 
 
راست میگوید و حق دارد زیرا هنگامی که ترامپ
کوچک بود مادرش یک کلفت سومالیائی را استخدام
کرد که کارهای خانه را بکند
و هر هنگام ترامپ کوچولو را تنها می یافت با
کفگیر به او می کوبید بس که عقده جهان سومی
مسلمانی داشت
خوب هرکه بود از زنان عین ایلهان خانیم میترسید
مگر نه مردمان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
 
نانا زولا

 
Wanted dead 
FOR SPYING AND TREASON

برای ثبت در تاریخ
چگونه میشود مسیح عالی نژاد شد ؟
 
از آینه بپرس
نام نجات دهنده ات را
آیا زمین که زیر پای تو  می لرزد
تنها تر از تو نیست ؟
پیغمبران٬رسالت ویرانی را
با خود به قرن ما آوردند
این انفجارهای پیاپی
و ابرهای مسموم
آیا طنین آیه های مقدس هستند ؟
ای دوست ٬ای برادر٬ ای همخون 
وقتی به ماه رسیدی
تاریخ قتل عام گل ها را بنویس

 
فروغ فرخزاد  
 
 
با درودهای گرم بر تمامی سپیدان فخر بشری
و رزمندگان راه رهائی و حرمت انسانی
جنده موفرفری بد بوئي که مادام مادلین آلبرایت
فاشیست - دموکرات لیبرال ها
را روزگاری بالا و
پائین میکرد
ه
 بغل کرده است ( وای از بوی پوسی
ملکه وای پیف پیف پیف )
 
همان معصومه عالی نژاد از دهات شمال
ایران و خانواده ای دهاتی
است
که فرصت را
مغتنم شمرده و خبرنگار اصلاح طلب شده
است یعنی معصومه خانم ملقب به مسیح
ها ها ها است
 
این زنک که به موهای فرفری گهی اش تکه ای
گه شکل گل چسبانده است همان حرامزاده ماکیاولی
است که خیال دارد بر مرگ ندا - ترانه موسوی -
و تمامی زنانی که تاکنون به دست همین رژیم
کشته تجاوز بدنام شده اند و همگی گمنامان
هستند
لایه گهی از وجود خود بکشد و  خود را
قهرمان مبارزات زنان از دو سال قبل کند
 
اکنون شما ایرانیان اگر ذره ای شعور و هوش
داشته باشد باید درک کنید که زنانی که مثلنی
با شجاعت روی سکوئی رفته و شندره روی سرشان
را برداشته اند عضوی از گروه مسیح عالی نژاد
بوده اند
و مطلقا سر سوزنی نگرانی از این کار نداشته اند
زیرا به خوبی میدانند که همان گونه که شاملو گفت
امنیت بلال شیر دانه ای است که در قفس نصیب شان
میشود ها ها ها ها ها ها

بزرگترین اشتباه این اصلاح طلبان که
میخواهند جنایات خود را رفرم!! کنند
بس که از من و سخنان من خشمگین
هستند زیرا مافیای سراسری میباشند
و در هر کشوری تار عنکبوت های خود
را که سرخ داس و چکش است ٬مرا نادیده
میگیرند مانند کسی که سخت جلوی پرایوت
پارت خود را گرفته ولی کونش لخت است و
من مرتبا به همه یادآور میشوم که اگر
آلت خود را از ما پنهان میکنند من هم
مرتبا چوب در کون بیرون افکنده شان از پش
فرو میکنم
و مانند فسی تمامی عر و گوزهای فریبکارانه شان
را از بادکنک دروغ بیرون میکشم 
 
 خانم قهرمان زنان موفرفری گه به کله

بیست سال است من میگویم میان شما هستم
که از فریب بار دیگر مردم ایران جلوگیری
کنم که اگر شاش را برداشتید و گه را جایش
گذاشتید حالا مخلوط شاش و گه را روی ایران
و مردمش نمالید

شاش اول شاه بود
گه دوم روح الله خمینی بود
اکنون نیمی از آن نیمی از این است
که میکند به عبارت شاش و گه مخلوط که
منشا آن جمهوری بیگانه ساخته کارتر کاشته
اسلام ایران است که حتی در نامش تضاد بزرگی
هست که برایت میگویم تا خفه خون مرگ بگیری
و بروی نه نه بابای دهاتی ات و خایه های
خاتمی را بغل کنی
 
جمهور یعنی مردم
اسلام یعنی ولی فقیه
مگر میشود هم جمهور مردم بود هم ولی وقیح
یا هر ملای مادر جنده لایق دار زدن به درختان
در ایران
مرگی سخت برایت آرزو میکنم زیرا فریبکاری
و دروغگو و خائن
 
 
نانا زولا مادر مردم ایران 

برای ثبت در تاریخ
 
معامله
If there really is such a thing as turning in one's
 grave, Shakespeare must get a lot of exercise.”       George Orwell
 
با درود
هنگامی که باراک حسین اوباما را برای
گول زدن سیاهان امریکا به ریاست جمهوری
انتخاب کردند
حزب لیبرال دموکرات ها تصور میکردند نیمی
از کلونیالیزم مائوئیستی کردن را بر  عهده
او و نیمی را برای هیلاری
بنهند
که باز هم بابازی با زبان اجندای خود را
پیش ببرند
اجندای اوباما را  همگی شاهد بودید ولی
اما ایشان وظیفه غیر قابل سر پیچی از
پیشوایان بشریت داشت که امریکا را خلع
سلاح کند
چرا ؟
 
زیرا در گتوهای سیاه پوستی فکر کنم
اغلب مسلح بودند
و باید با زبان نرم و گرم باراک اوباما
که مخالف اسلحه و خواهان خلع سلاح مردم
از دم است تا پیشوایان با خیال راحت
تیک اوور کنند !!!!! مثلنی قانع کند
که همه سیاهان امریکا باید موافق خلع
سلاح
باشند ها ها ها ها ها
 
ما در این مرحله شروع به حمله به مبحث
خلع سلاح کردیم که نمیتوان از بالا و پشت
درب های بسته گروهی که ما به رسمیت
نمیشناسیم برای حق فردی ما که در قانون
اساسی ما آمده ( تصمیم گیری ) بدون  حضور
ما کنند
همان گلوبال کردن هفت میلیارد انسان
بی خبر پشت درب های بسته بیلدربرگ
برای ما سیصد میلیون نفر امریکائي
خس و خاشاکی و سبد زباله ای بی ارزش
کافیست و
مور دن ایناف
 
خوب اکنون ما عده ای هوادار خلع سلاح کردن
مردم
و عده ای هوادار داشتن اسلحه های خود که یک
حق است
با خلع سلاح کنندگان کار دارم
 
خانم ها و آقایان پیشوای لیبرال دموکرات
که یعنی فاشیزم و کمونیزم مخلوط
من از طرف سپیدان فخر بشری مامور هستم که
به اطلاع شما برسانم
روزی که شما زبان مایلی سایروس را بریده
 و سوراخ های معقدش و پوسی اش را که به
انسان و حیوان و نباتات و جماد حواله
شبانه روزی از دستگاه پروپاگاندای ( چین )
که اکنون مالک شو بی زنس ماست ٬با سیم
بدوزید
و ایشان مجبور شود به جای زبان فضولات
بدنش را از راه دهان خارج کند
تا
آن زمان حتی فکر خلع سلاح ما را نکنید

اگر تفنگ دست ما شما را می آزرد
فکرش را بکنید این زبان و این کون و
پوسی
چه به روزگار روان ما مردم عادی که از
زبان برای سخن گفتن استفاده میکنیم
نیاورده

  وبه  کسی روی سن نیمه لخت بفرما نمیزنیم
چه میزان ما را آزار میدهد
زیرا ملتی
محترم و درستکار و راستگو هستیم
 
این یک معامله بی نهایت عادلانه است که من
به شما (هواداران )خلع اسلحه ما دادم
 
 
باقی فنایتان
نانا زولا

Sunday, August 25, 2019

برای ثبت در تاریخ
 
نورافکن
 
Live life with no filters.
Carlos Wallace
 
با درود بر تمامی سپیدان فخر بشری
و تک تک رزمندگان راه آزادی و حرمت
انسانی امروز برایتان یک نور افکن
و همراهش اخطاری به دشمنان رهائی
مردم بدهم پس کنار آتش نشسته و دقت
کنید
این مردک الاغ بی همه چیز دروغگو نامش
ایلان برمن است و از عشاق جمهوری  خون
و مرگ و استفراغ کارتر کاشته در ایران
من متاسفانه قادر به تشخیص جاسوسان
در شکم هر کشوری که وطن ندارند و
انترناسیونال کمونیستی ساخته اند
البته با هسته های فاشیستی جورج
سوروس که فاشیست - کمونیست شده است
نیستم
زیرا ابتدا با جمهوری خون و گه و شاش
اسلامی ایران شروع کردم
ای کاش میتوانستم دو بخش سپید و سیاه
هر جامعه ای را با نام و نام فامیل
بدانم کارمان راحت تر میشد
ولی اما چون کاراکترهای مسخره ساختگی
پروژه ( بردن دموکراسی و حقوق بشر ) را
میشناسم
تا امروز کاری به کار بخش اصلاح طلبان که
همان لفتی های سوروس کمونیست شده !!!!هستند
خوب میشناسم , میتوانم راجع به پتیاره ای لکاته
و وروره جادو به نام مسیح عالی نژاد که شدیدا
بوی گند پوسی ملکه هنوز کلونیالیست لندن میدهد
و بالاخره گندابه , به چاه گندوگه راه یافته است
نداشته ام زیرا به آزادی بیان معتقدم و
هر عرعری را جدی نمیگیرم

 
بله میگفتم آقای ایلان برمن چنین گفته

«ایلان برمن» معاون ارشد رئیس اندیشکده شورای سیاست خارجی آمریکا در واشنگتن، می‌نویسد که «مسیح علی‌نژاد» فعال ایرانی-آمریکایی که بنیان‌گذار و گرداننده جنبش اینترنتی «آزادی یواشکی زنان در ایران» (به انگلیسی: My Stealthy Freedom) است، برای «جنبش گسترده‌تری که سویه‌های گوناگون نارضایتی کنونی موجود در ایران را یکپارچه و تقویت کند» تلاش می‌کند. مقاله برمن با عنوان «چرا ایران از زنان خود می ترسد» در شماره این ماه مجله «نشنال اینترست» چاپ شده است.

او به ما مردم خر و گاو و احمق میگوید
که همان تفاله هائي که باعثان و بانیان
سوار شدن ملا و نظامیان تروریست لمپن
چاقو کششان

هستند

قرار است چون جلوی لایم لایت هستند و باقی
مردم از ترس ( مرگ ) خفقان گرفته اند
نامه های چهارده نفر
ه برای اعتراض نوشته اند
و زید آبادی و حجاریان و دانشجویان خط امام
که به سفارت امریکا تعرض بین المللی کرده اند
تا قانون را بکشند همگی شده اند تحلیل گر و
جنده بد بوي کثافتی که یک دختر دهاتی شمالی
بوده است اکنون تریبون  خاص خودش را یافته و
با زدن گهی به موهای فرفری اش برای مردمی
زجر کشیده فرمایشات مبارزات مدنی میکند ها ها ها



برمن می نویسد: «علی‌نژاد یک پایگاه قدرت واقعی در عرصه رسانه‌های اجتماعی است.» او تاکید می‌‌کند که علی‌‌نژاد، از طریق کارزار «آزادی یواشکی زنان در ایران»، «بارزترین قهرمان در عرصه خاصی از کنشگری مردمی، که طی دو سال گذشته در ایران ریشه دوانده، بوده است.»


بعله همان چیزی که از روز نخست به شما مردم ترسیده
ایران گفته ام یعنی آزادی های یواشکی زنک بد بوی
بی وطن فریبکار دروغگوی را
قهرمان بارزترین جنبش مردمی زنان در دقت کنید
دو سال گذشته ریشه داشته است تف تف تف

نگرانی تمامی اصلاح طلبان رفتن اسلام
از ایران است
زیرا خودشان که عمامه سرگذاشته و
کمونیست ها را برای دیدن دوره طلبه گی
به حوزه های کثافت و شپش و زرده زخم و
سوزاک و سفلیس فرستاده اند بیکار میشوند
زیرا اسلام از ایران با اردنگی من نایب
خدا یعنی دکتر یونگ علفی خواهد رفت


پس مردک هرزه کثافت بی پدر و مادر میخواهد
همان چهارده نفران مادر جنده زیر لایت و
هرکه شما از ایران ادیب و خطیب و شاعر و جنده
و جاکش زیر لایم لایت به شما غالب کند


به شما که اکنون با گوشت وپوست و خون خود
مزه هر دو حزب بول و غایط را چشیده اید


باید به سیستمی که ابله پر حرفی مانند
موفرفری بد بو آغاز کننده و قهرمان زنان
از ( دو سال قبل ) است نه تنها زنان بلکه
همه مردان و کودکان و پیران اصیل ایرانی
که هرگز اجازه زیر لایم لایت رفتن نداشته اند
دسته جمعی شاشید و رید  


به کسانی مانند بچه خوشگله راتن چایلدها
ماکرون و همین ایلان برمن و تمامی ادبا و
خطبا و زیر لایم لایت باید رسما اعلام کنم

که من افتخار کامل کردن پازل دلیل بدبختی
مردم را که هر ویسل بلوئری تکه ای را روی
میز ریخته و رفته بود  دارم
وبه اتکا همین (دیدن درست)هرگز نخواهم گذاشت
ملکه یکصد و بیست سال دیگر جنایات خود را
مخفی کند
یا کمونیست های داس و چکشی ماکیاول٬ جهان را
به سیاهی قلب های سیاهشان بنمایند



این یک اخطار جدی بود


نانا زولا 
 
Blue Café

اندر باب
شعر و شاعری
 
با درود
امیدوارم شعری را که برای پاپ واتیکان
نهادم خوانده باشید و به تاریخ زندگی
ادوارد بلیک دقت کافی کرده باشید
او حداقل دوهزار و یکصد و سی و نه روز
قبل این شعر را سروده . برای من که شعر
واقعی و شاعر واقعی را خیلی دوست میدارم
او و تمامی شاعران واقعی را همگی صاحب
ویژن راجع به آینده میدانم
مانند همین آقای ادوارد بلیک یا خانم امیلی
دیکنسون یا بسیاری دیگر
 
امروز میخواهم شعر  یک شاعر ویژن دار ایرانی
به نام احمد شاملو را برایتان کمی کالبد
شکافی کنم تافهم بالایتان را بالاتر ببرم
پس دقت کنید ورپریده های فضول
ناگفته نگذارم که این آخرین شعر شاملو
قبل از مرگش است
 
 
من بامدادم سرانجام
 خسته
 بی آنکه جز با خویشتن به جنگ برخاسته باشم.
هرچند جنگی از این فرساینده‌تر نیست،
 که پیش از آنکه باره برانگیزی
 آگاهی
 که سایه‌ی عظیمِ کرکسی گشوده‌بال
 بر سراسرِ میدان گذشته است:
تقدیر از تو گُدازی خون‌آلوده در خاک کرده است
 و تو را دیگر
 از شکست و مرگ
 گزیر
 نیست.

از خودش میگوید و از سایه عظیم کرکسی
که قبل و بعد از او در زندگی اش چمباتمه
زده و او را جز شکست و ناامیدی مفری نمانده
ایده ئولوژی کمونیستی را میگوید
 
 
من بامدادم
شهروندی با اندام و هوشی متوسط.
نَسبَم با یک حلقه به آوارگانِ کابل می‌پیوندد.
نامِ کوچکم عربی‌ست
نامِ قبیله‌یی‌ام تُرکی
کُنیَتَم پارسی.
نامِ قبیله‌یی‌ام شرمسارِ تاریخ است
و نامِ کوچکم را دوست نمی‌دارم
(تنها هنگامی که تواَم آواز می‌دهی
این نام زیباترین کلامِ جهان است
و آن صدا غمناک‌ترین آوازِ استمداد).


او از نامش که عربی است
و از فامیلش که ترکی است
و از اصلیت اش که پارسی است
میگوید و از نام و نام فاملیش
شرمزده است
تنها وقتی زنی که عاشقش است او
را صدا میزند نامش را دوست دارد
و صدای غم انگیز استمداد آن زن


در شبِ سنگینِ برفی بی‌امان
بدین رُباط فرود آمدم
هم از نخست پیرانه خسته.

در خانه‌یی دلگیر انتظارِ مرا می‌کشیدند
کنارِ سقاخانه‌ی آینه
نزدیکِ خانقاهِ درویشان.
(بدین سبب است شاید
که سایه‌ی ابلیس را
هم از اول
همواره در کمینِ خود یافته‌ام).


میگوید شبی برفی و دل گیر بدنیا آمدم
از همان نخست پیرو خسته
این خانه دلگیر کنار سقا خانه اسلامی
و خانقاه درویشان که شاخه ای از اسلام
هستند
و بدین دلیل از نخست سایه شیطان را
در کمین خود یافته است

 
در پنج‌سالگی
 هنوز از ضربه‌ی ناباورِ میلادِ خویش پریشان بودم
 و با شغشغه‌ی لوکِ مست و حضورِ ارواحیِ خزندگانِ زهرآگین برمی‌بالیدم
 بی‌ریشه
 بر خاکی شور
 در برهوتی دورافتاده‌تر از خاطره‌ی غبارآلودِ آخرین رشته‌ی نخل‌ها بر حاشیه‌ی آخرین خُشک‌رود.
در پنج‌سالگی
 بادیه بر کف
 در ریگزارِ عُریان به دنبالِ نقشِ سراب می‌دویدم
 پیشاپیشِ خواهرم که هنوز
 با جذبه‌ی کهربایی مرد
 بیگانه بود.
 
در پنج سالگی در میان هیاهوی زهراگین خزندگان
مشغول بزرگ شدن بی هیچ ریشه ای بودم
در پنج سالگی در ریگزار سراب پیشاپیش خواهرم
که با جاذبه کهربائي مردان بیگانه بود میدویدم

در پنجسالگی به دنبال سراب که در
آن بودم جلوتر از خواهرم میدویدم
زیرا مرد میباید از زن جلوتر باشد
 
 
نخستین‌بار که در برابرِ چشمانم هابیلِ مغموم از خویشتن تازیانه خورد شش‌ساله بودم.
و تشریفات
 سخت درخور بود:
صفِ سربازان بود با آرایشِ خاموشِ پیادگانِ سردِ شطرنج،
 و شکوهِ پرچمِ رنگین‌ْرقص
 و داردارِ شیپور و رُپ‌رُپه‌ی فرصت‌سوزِ طبل
 تا هابیل از شنیدنِ زاری خویش زردرویی نبرد.
 
میگوید که شش ساله بوده که شاهد کتک خوردن هابیل
مظلوم توسط خودش بود
م
زیرا قابیل یعنی برادرش یعنی خودش
اشاره اش به خانه ای است که نزدیک پادگان ارتش
بوده و یک روز صبح با صدای رپ رپه طبل از خواب بر
میخیزد و به میدان پادگان میرود و و گروهبانی
مشغول زدن سربازی بدبخت بوده است را می بیند
 
بامدادم من
خسته از با خویش جنگیدن
خسته‌ی سقاخانه و خانقاه و سراب
خسته‌ی کویر و تازیانه و تحمیل
خسته‌ی خجلت از خود بردنِ هابیل.
دیری‌ است تا دَم بر نیاورده‌ام اما اکنون
هنگامِ آن است که از جگر فریادی برآرم
 که سرانجام اینک شیطان که بر من دست می‌گشاید
صفِ پیادگانِ سرد آراسته است
و پرچم
با هیبتِ رنگین
برافراشته.

تشریفات در ذُروه‌ی کمال است و بی‌نقصی است
راست در خورِ انسانی که برآنند
تا همچون فتیله‌ی پُردودِ شمعی بی‌بها
به مقراضش بچینند

در برابرِ صفِ سردَم واداشته‌اند
و دهان‌بندِ زردوز آماده است
بر سینی‌ حلبی
کنارِ دسته‌یی ریحان و پیازی مُشت‌کوب.

آنک نشمه‌ی نایب که پیش می‌آید عُریان
با خالِ پُرکرشمه‌ی اَنگِ وطن بر شرم‌گاهش
وینک رُپ‌رُپه‌ی طبل:
تشریفات آغاز می‌شود


هنگامِ آن است که تمامتِ نفرتم را به نعره‌یی بی‌پایان تُف کنم.
من بامدادِ نخستین و آخرینم
هابیلم من
بر سکّوی تحقیر
شرفِ کیهانم من
تازیانه‌خورده‌ی خویش
که آتشِ سیاهِ اندوهم
 دوزخ را از بضاعتِ ناچیزش شرمسار می‌کند



هنگامِ آن است که تمامتِ نفرتم را به نعره‌یی بی‌پایان تُف کنم.
من بامدادِ نخستین و آخرینم
 هابیلم من
 بر سکّوی تحقیر
 شرفِ کیهانم من
 تازیانه‌خورده‌ی خویش
 که آتشِ سیاهِ اندوهم
 دوزخ را از بضاعتِ ناچیزش شرمسار می‌کند


میگوید در وجودم دوزخی از خشم و اندوه است
که جهنم واقعی را از حقارتش خجالت زده میکند

باقی شعر که وصف حال کنونی مردم ایران است نیازی به کالبد شکافی ندارد تک تک
مردم ایران تجربه اش کرده اند

باقی بقایتان - نانا زولا

در بیمارستانی که بسترِ من در آن به جزیره‌یی در بی‌کرانگی می‌مانَد
گیج و حیرت‌زده به هر سویی چشم می‌گردانم:

این بیمارستان از آنِ خنازیریان نیست.
سلاطونیان و زنانِ پرستارش لازم و ملزومِ عشرتی بی‌نشاطند.
جذامیان آزادانه می‌خرامند، با پلک‌های نیم‌جویده
و دو قلب در کیسه‌ی فتق
و چرکابه‌یی از شاش و خاکشی در رگ
با جاروهای پَر بر سرنیزه‌ها
به گردگیریِ ویرانه.

راهروها با احساسِ سهمگینِ حضورِ سایه‌یی هیولا که فرمانِ سکوت می‌دهد
محورِ خوابگاه‌هایی‌ست با حلقه‌های آهن در دیوارهای سنگ
و تازیانه و شمشیر بر دیوار.
اسهالیان
شرم را در باغچه‌های پُرگُل به قناره می‌کشند
و قلبِ عافیت در اتاقِ عمل می‌تپد
در تشتکِ خلاب و پنبه
میانِ خُرناسه‌ی کفتارها زیرِ میزِ جراح.

اینجا قلبِ سالم را زالو تجویز می‌کنند
تا سرخوش و شاد همچون قناری مستی
به شیرین‌ترین ترانه‌ی جانت نغمه سردهی تا آستانِ مرگ
که می‌دانی
امنیت
بلالِ شیرْدانه‌یی‌ست
که در قفس به نصیب می‌رسد،
تا استوارِ پاسدارخانه برگِ امان در کَفَت نهد
و قوطی مُسکن‌ها را در جیبِ روپوشت:
ــ یکی صبح یکی شب، با عشق!


اکنون شبِ خسته از پناهِ شمشادها می‌گذرد
و در آشپزخانه
هم‌اکنون
دستیارِ جراح
برای صبحانه‌ی سرپزشک
شاعری گردنکش را عریان می‌کند
(کسی را اعتراضی هست؟)

و در نعش‌کشی که به گورستان می‌رود
مردگانِ رسمی هنوز تقلایی دارند
و نبض‌ها و زبان‌ها را هنوز
از تبِ خشم کوبش و آتشی هست.


عُریان بر میزِ عمل چاربندم
اما باید نعره‌یی برکشم
شرفِ کیهانم آخر
هابیلم من
و در کدوکاسه‌ی جمجمه‌ام
چاشتِ سرپزشک را نواله‌یی هست.

به غریوی تلخ
نواله را به کامش زهرِ افعی خواهم کرد،
بامدادم آخر
طلیعه‌ی آفتابم.