Saturday, March 31, 2007




شاملو




زنگار خورده باشد و بی حاصل
هر چند
از دیر باز
آن چنگ تیز پاسخ احساس
در قعر جان تو ٬ -
پرواز شامگاهی درناها
و بازگشت بادها
در گور خاطر تو
غباری
از سنگی می روبد ٬
چیز نهفته ئی ت می آموزد:
چیزی که
بی گمان
به زمان های دور دست
می دانسته ئی.



در پیاله !!!!!


ما در پیاله عکس رخ یار ....

اختیار دارید عکس که قابلی نداره
کل یار داغش به دلتان مانده را قلفتی داخل
پیاله کرده اند که فضولی کرده و هرچی مارتینی
بوده خورده و خیلی هم روش سفیده داره به ما
می خنده خاک بر سر نفهم !!!!!!!!!!!!!!!حاف نا
لارا

آخیش ..گفتم بعد از دیدن این عکس های زیبای!!مربوط
به رژیم جنایتکاران اسلامی یه کمی لارا جون نگاه کنید
دلتون وا شه و خوشحالی کنید ........................نانا








زشتی شمایان!!!!


فرمانده مادرجنده نیروی انتظامی میگوید :



((هدف ما از امنيت اخلاقی، حفاظت از شان و
منزلت خانواده و افراد جامعه و به دور نگه داشتن اجتماع از زشتی ها است.»))


برایتان کمی از زیبائی های اسلامی جنایتکاران اسلامی ایران را
با تصویر نشان میدهم ...........................نانا



















مارکشان !!!


((محمود احمدی نژاد از واکنش بریتانیا به دستگیری ملوانان انتقاد کرد
احمدی نژاد: به جای عذرخواهی طلبکارند ))


باز هم باری دیگر دست امریکا این بار از داخل تنکه های پانزده ملوان
با ادب انگلیسی بیرون آمده
این (( توطئه )) شاشیدن در قسمت ایران اروند رود !! به
حمقی حمقی نژاد زیباروی اسلامی
مذکر ایران
که کله اش فرق زیادی با ذکر ندارد به ولای امام زمان مادرجنده ترسوی
پوسیده داخل معلوم نیست کدام چاهی !!!!!
برخورده و باز
این زیبا روی فتان بوگندوی اسلامی دهان بد بوتر از پاهای عمو غضنفر
خود را باز کرده و مقادیری ریده







(( آقای احمدی نژاد با اشاره به آنچه وی « ورود نيروهای اشغالگر به آبهای
ايران» خواند، گفت :« مستکبرين بخاطر روحيه استکباری و خودخواهی،
بجای غذرخواهی از ملت ايران طلبکار هستند.»))




ببند اون در گه دانیت را مادرجنده بوگندو مگه آب های اروند رود میراث بابای
قرمساق شماها یعنی خمینی مادرجنده است ؟
ما ایرانی ها اساسا دوست داریم مردم غربی تر و تمیز و خوش بو هی بیان
در اب های اروند رود خودمون رژه برن و به شما دشمنان مردم ایران هی دهن
کجی کنند
به تو قرمساق چه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تو بو گندو متعلق به ایران و هرچه به ایران مربوط است نیستی کی این
تو کله تو و رهبر و یه مشت فرمانده مادرجنده میره خدا میدونه
البته غیر از خدا بوش هم میدونه ناگفته نگذارم یه وخ یادتون بره !!!!!





((آقای حسينی گفت: «نمايش فيلم بازداشت‌شدگان را در چارچوب ملاحظات
انسانی و با هدف انتقال خبر سلامتی آنان و رفع نگرانی خانواده هايشان
صورت گرفته است.» ))


نه بابا ....شوخی میکنی ...ما تا حالا فکر میکردیم شما مشغول تواب
سازی از این ملوانان هستید
چه خوب شد خودت گفتی هدفت چیه !!!!!
ولی من یکی ریدم به شما انسانها و رهبرتون با هم


((تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا نیز درباره پخش تصاویر ملوانان دستگیر
شده، گفته بود:«من نمی دانم منظور ايرانی ها از اين کار چيست،
اما اين کار خيلی زشت است. نمايش دادن و استفاده يک طرفه از
افرادی که دستگير شده اند، هيچ کس را گول نمی زند.» ))



تونی جون ...لطفا اگه منظور اینا را درک کردی یه ایمیل هم برای مردم
ایران برفست ...دستت درد نکنه



((يادداشت اعتراض وزارت امورخارجه ايران
از سوی ديگر، وزارت امورخارجه ايران با ارسال يک يادداشت رسمی به سفارت
بريتانيا در تهران، نسبت به آنچه «تعرض نظاميان اين کشور به سرکنسولگری
ايران در بصره در جنوب عراق» خوانده، اعتراض کرد.

به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران، ايرنا، يک مقام سياسی مسئول
در وزارت امور خارجه گفت: «اين يادداشت اعتراض به دنبال تحرکات روز
سه‌شنبه گذشته (نهم فروردين ماه) نيروهای انگليسی و تيراندازی آنان به سرکنسولگری ايران در بصره در اختيار سفارت انگليس در تهران قرار گرفته
است.»))


و اما مرسی از این خبر ...دلم همچین خنک شد که نگو و نپرس
خوب قرمساق ها دارن برای اسباب کشی شما مادرجنده ها از عراق همه
کمک میکنند
از یه طرف جاسوس های پاسدار را میگیرند
از یک طرف شیعه ها را فله ای میگیرند
از یک طرف شهرک صدر را بهم میریزند
از یک طرف مدرک کثافت کاری شماها را جمع میکنند
و از یک طرف براتون آشی میپزند که روش یه وجب روغن کله پاچه اسلام
توش مشغول پختن است

گورتان را گم کنید
ما مردم حوصله گردن مار بریدن را نداریم
روحمان حساس است
ولی وای به روزی که نروید
چه مارکشانی راه بیندازیم که من از حالا حیدرم .................نانا


همانجا .....کنار خیابان !!!!!!




با درود و سلام به تیغه برهنه گیوتین انقلاب فرانسه که بالاخره
گردن متفکران گیوتینه کردن مردم فرانسه را گردن زد و خلاص
اخبار امروز صدای سوم را از شبکه نانای جز جیگر زده به گوش
و چشم و قلب و کلیه و ریه همگی میرسانم :



((«امنیت اخلاقی» یا محدودیت آزادی ها اجتماعی؟بیژن یگانه
فرمانده نيروی انتظامی کشور طی سخنانی گفت: «افزايش امنيت
اخلاقی جامعه ازاولويت های امسال اين نيرو به شمار می رود.»))




به به به به ...بعله ژاکوبن های اسلامی مادرجنده ایران که ابدا بمباران
و حمله نظامی تهدید نمیکندشان و ابدا تمامی اقتصاد در حال فروپاشی
نیست و کارگران که آسیب پذیر ترین طبقه اجتماعی هستند شش ماه
نیست که حقوق نگرفته اند و مردم کلیه و چشم نمیفروشند و فحشا
و اعتیاد بیداد نمیکند .......
بنابراین همانند مادرجندگان ژاکوبنی که به خود ریده و مالیده بودند اون
آخر کار ..................و به جایش از مردم انتقام و قربانی میگرفتند

اینان هم تصمیم به محدودیت آزادی فردی !!!!!!!! البته اصلا ندارند !!!!



((به گفته اسماعيل احمدی مقدم «ارتقای امنيت اخلاقی به اين معنی است
که محيط اجتماعی به آرايشگاه افراد تبديل نشود، فيلمهای خصوصی افراد
در جامعه توزيع نگردد و يا تجاوز به عنف به آسانی صورت نگيرد.»))



بعله ...منظور این جاکش قرمساق این است که همه مردها عمو غصنفر
و زنها سکینه دائی قزی باشند و بوی گند دهان و پا تمامی ایران را
برداشته باشد و کسی هم فیلم زن و من نبیند و جز ماها جانیان کسی
به کسی دیگر تجاوزی نکند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!عجب برنامه جالبی !!!!!



((آقای احمدی مقدم در عين حال انتقادات تندی را به قوه قضائيه وارد کرد
و از جمله گفت: «برخورد دستگاه قضايی با جرايم قاطعانه نيست.»))



بعله قرمساق فرمایشت کردند که چرا تا حالا از این بدحجاب ها دو سه
تا کله بریده برامون نیاورده اید !!!!!!!!!!!!!!!



((فرمانده نيروی انتظامی در حالی اين اظهارات را بيان کرد که پيش از و به
دليل اجرای شش مرحله از طرح «امنيت اجتماعی» در ايران در يک سال
و نيم اخير، جمع آوری آنتن های ماهواره و به اجرا در آمدن طرح مبارزه با
بدحجابی در تابستان گذشته، انتقاداتی را حتی در ميان نمايندگان مجلس
به دنبال داشت.))



بعله این ماهواره و آنتن آن هم همان (( فساد آریستوکراسی )) است که
مرتیکه مارا خیلی خودشو سرش جر میداد قرمساق

راستی مارای این رژیم سعید امامی بود که در حمام با واجبی یه کمی
خودکشوندنش !!!!!!!!!!! مگه نه ؟
خوب وقتی دانتون رفسنجایه !!!! بایدم مارا سعید امامی باشه مگه نه ؟



((با اين حال احمدی مقدم می گويد: «برخی ابتدا تلاش ميکردند اقدام ما در
خصوص ارتقای امنيت اخلاقی جامعه را توقف آزادی ها تلقی کنند اما
افزايش امنيت اخلاقی به معنای حفاظت ازحريم خصوصی افراد، خانواده ها
و برخورد با اراذل و اوباش و هنجارشکنان است.»))



وای چه مردم بدی بودند که میخواستند به شما لکه ننگ توقف آزادی ها !!!
را بزنند پدر سگ ها
چرا نگرفتی یکی دو تا رو بکشی تا درس عبرت برای باقی بشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ولی الانه یه صد سالیه که هر قرمساق مادرجنده ای که در قدرته در ایران
نمیدونم چرا مردم ایران را هم اراذل هم اوباش و هم هنجار شکن میبینه ؟؟؟

میگما مردم ایران شاید سران حکومت ایران را کسی جادو میکند که ماها
به نظرشون اخی و رذل و وبش و ناهنجار میائیم یکی تو ایرون بره سراغ
این دکتر علفی ها یه مامبوجامبوئی بگیره شاید بختمون وا شد !!!!!!






((سال امنيت اخلاقی

فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی که مشغول انجام بازديد از
استان های مختف کشور است، بر اساس گزارش خبرگزاری ها در
سفر به شهرهای شيراز، بندر عباس و رشت، سال ۸۶ را سال ارتقای
امنيت اجتماعی و اخلاقی اعلام کرد و گفت: «افزايش امنيت اخلاقی
جامعه ازاولويت های امسال اين نيرو به شمار ميرود.»))




واه واه واه که بر این مژده اگر مردم ایران جان فشانند رواست !!!!!!!


((در بسياری از روزهای سال ۸۵، از سوی مقام های انتظامی و قضايی
کشور، خبرهای بسياری منتشر شد که به موضوعاتی چون تجاوز به
زنان، شيوع تهيه سی دی های غير اخلاقی و نا امن بودن فروشگاه ها
پوشاک و تعميرگاه ها و فروشگاه های موبايل و کامپيوتر اختصاص
داشتند.))



بفرما وقتی میگم دهاتی ها بگید چشم
جاکش چیزهای بد را ردیف کرده مثل
انگلوک به زنان
سی دی قر و فر و لختی
لاس زدن در لباس فروشی ها
سل فون
کامپیوتر
همگی پدیده مدرن

چرا نمیگه

بو گند سکینه دائی قزی ها
کشک سابی مش ممدلی
کارخانه سنگ پا سازی
سی دی قران و زر زر های باقی
ممنوع باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب معلومه چرا نمیگه ...واسه این که دهاتیه و عقب مانده و
ژاکوبن اسلامی ای داعتان به دلم مانده ها !!!!!






((وی همچنين از افزايش ۲۰‬درصدی اعتبارات امنيت اجتماعی سال جاری
نيروی انتظامی خبر داد و گفت: «پيشگيری اجتماعی ارزانتر از تقابل
انتظامی است و از طرفی رضايت بيشتر مردم را در برخواهد داشت.»))


بعله یعنی اگه تک تک برید سراغ مردم مردم متوجه زور گفتنتان نمیشوند
منطق جالبی دارید !!!!


((احمدی مقدم در عين حال گفت که اين نيرو، حجيم تر نخواهد شد و قصد
دارد از «نيروهای مکمل مانند بسيج برای اثر بخشی بيشتر» استفاده کند.))



خودتون کم بودید یه مشت سلاخ بسیجی را هم راه می اندازید البته اگه
فرصتی براتون باقی مونده باشه که به قول بوش - آی ..دونت ...تینک سو !!




((فرمانده نيروی انتظامی هدف از اولويت گذاری جديد اين نيرو را تقويت احساس
امنيت ذکر کرد و گفت: «جامعه در صورتی احساس نگرانی ميکند که زنی بيرون
از منزل احساس ناراحتی کند و هدف ما از امنيت اخلاقی، حفاظت از شان و
منزلت خانواده و افراد جامعه و به دور نگه داشتن اجتماع از زشتی ها است.»))




خوب فرمانده مادرجنده کلی از زنان ایران برای فرار از ناامنی گرسنگی و
شیر بچه و دوای همسر به خیابانها فرار کرده و تنها قابلیت خود را بدبخت ها
که در اسلام جایگاه ویژه ای دارد !!!! میفروشند

تو مادرجنده از کدام امنیت سخن میگوئی قرمساق

زشتی تمامی وجود شما و تاریخ اسلام شماست مادرجنده قرمساق
نه تنها من ...اکنون دیگر تمامی باقی دنیا میرینند به این زیبائی اسلامی
که شما
به ایران ارمغان اوردیده اید جاکشها


به تمامی پاکی های عالم این مادرجندگان را باید تک تک به جرم این وقاحت
به مرگ محکوم و همانجا کنار خیابان گوش تا گوش سر بریم والسلام ...نانا

Friday, March 30, 2007



شاملو


گزمه ها قدیسانند
گزمه ها قدیسانند
گزمه ها قدیسانند
گزمه ها قد........
بدن دست نانا !!!!



اهود اولمرت اسماعیل هنیه را تروریست خواند'


بسیار کار خوبی کرد خوب مرتیکه تروریسته دیگه مگه
اهود جون دروغ گفته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
راست میگه باید همه هنیه منیه صدر مدر رهبر مهبر
خلاصه همه این کثافتهای دربار خواجه یکدست رهبر
تریاکی را کشت والسلام .

به موسی قسم اهود جون خوب داره اینا رو تحمل میکنه
بدن این هنیه را دست من تیکه تیکه اش میکنم یعنی
هرکی با رژیم ما سلام علیک کرده باشه باید کشت اولش
هم این جاکش عمله چاوز مادرجنده ....................نانا

Robert Desnos 1900-1945



Non l'amour n'est pas mort


Non, l'amour n'est pas mort en ce coeur et ces yeux et
cette bouche qui proclamait ses funérailles commencées.
Écoutez, j'en ai assez du pittoresque et des couleurs
et du charme.
J'aime l'amour, sa tendresse et sa cruauté.
Mon amour n'a qu'un seul nom, qu'une seule forme.
Tout passe. Des bouches se collent à cette bouche.
Mon amour n'a qu'un nom, qu'une forme.
Et si quelque jour tu t'en souviens
Ô toi, forme et nom de mon amour,
Un jour sur la mer entre l'Amérique et l'Europe,
À l'heure où le rayon final du soleil se réverbère sur
la surface ondulée des vagues, ou bien une nuit d'orage
sous un arbre dans la campagne, ou dans une rapide
automobile,
Un matin de printemps boulevard Malesherbes,
Un jour de pluie,
À l'aube avant de te coucher,
Dis-toi, je l'ordonne à ton fantôme familier, que je fus
seul à t'aimer davantage et qu'il est dommage que tu ne
l'aies pas connu.
Dis-toi qu'il ne faut pas regretter les choses: Ronsard
avant moi et Baudelaire ont chanté le regret des vieilles
et des mortes qui méprisèrent le plus pur amour,
Toi, quand tu seras morte,
Tu seras belle et toujours désirable.
Je serai mort déjà, enclos tout entier en ton corps immortel,
en ton image étonnante présente à jamais parmi les merveilles
perpétuelles de la vie et de l'éternité, mais si je vis
Ta voix et son accent, ton regard et ses rayons,
L'odeur de toi et celle de tes cheveux et beaucoup d'autres
choses encore vivront en moi,
En moi qui ne suis ni Ronsard ni Baudelaire,
Moi qui suis Robert Desnos et qui, pour t'avoir connue et aimée,
Les vaux bien.
Moi qui suis Robert Desnos, pour t'aimer
Et qui ne veux pas attacher d'autre réputation à ma mémoire sur
la terre méprisable.
British Prime Minister Tony Blair, whose government
has insisted that its navy personnel were captured
in Iraqi waters, immediately condemned Iran's treatment
of the captives, saying

"it doesn't fool anyone."

به جان شریف خودت !!!!


این متن برای پاگنده عزیزم است ولی همه ولکام
به خواندنش هستند .

میدونی قربونت برم ....کلی از دستت خندیده ام به جان نانا
تو خودت هم دست کمی از پلنگ صورتی نداری باور کن

بابا جان من نوکرت برم ....آخه تو چرا این همه خودت را فدای
مردم میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به تو چه مگر تو رسالت رساندن مهر و محبت را به قلب های
عمدتا سیاه دوده زده این مردم اطرافت داری ؟؟؟؟؟؟؟؟
هان ؟؟؟؟؟؟؟؟

به جان مادرم حیرت کرده ام از این افرادی که تو خودت را با آنان
درگیر کرده ای ؟؟؟ مگر تو خلی ؟؟؟؟؟؟

این چند سال آخر که هر دو دیوانه را به جان خود انداخته ای که ؟

نکنه چون روانشناس هستی به عنوان دکتر نتونستی از سر اینان
دست برداری و هر یک را با لگدی به وسط کون های بو گندویشان
از طرفی روانه کنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هی کشف میکنم و هی بیشتر کر کر و هرهر میکنم

این یکی میرزا قلم دون زنها !!!!!! که فکر کنم هشتاد نفر باید کون و
پیزیش رو جمع کنند
که معلومه پولداره و هی برخ میکشه مثلنی میگه :
- خاطره من از کودکی هول دادن بچه ها با دوچرخه توی (( استخر ))
بوده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نمیدونم چند تا از بچه های تهرون تو خونه یا محله شون استخر دارند ؟؟؟؟

یعنی همون زنیکه بانوی بی ترانه ها و هزار تا وبلاگ دیگه

یه کفتار عقده ی ای مریض نگتیو چسی بیای تازه چشش به پول افتاده
با یه بابای جاکش قرمساق که فکر کرده این یکی دیگه خود زیبای خفته
است و قلمش هم خود لرد بایرون مونث !!!!

خوب نوکرت برم وقتی با کسانی که هالوسینیشن دارند زیاد رفت و آمد
بکنی خودتم دچار هالوسینیشن میشی و شروع میکنی کمی از اینان
تاثیر پذیرفتن
نمیروی کنار بایستی و از کنار به آنچه هستند و تو هستی نگاه کنی

ول کن این لاشخوران بیمار ماده را .............فکر نکنم هیچ دوستی و نیاز
حتی سکسی به همکاسه شدن با اینان بیارزد به جان شریف خودت ....نانا


حمقی رو باش !!!!!



یه دفه این سعید ممتیک خاک بر سر برای امید
میلانی خاک بر سر تر تر !!!! یه لینکی گذاشته
بود که منم رفتم و دیدم

یه فیلم واقعی بود از چند میمون روی درخت که
یک میمون نر میره سراغ یک ماده و مشغول
هستند که ناگهان یک بچه میمون کوچولو میپره
روی درخت و از زیر تخم میمون نر را میگیره و
مثل بوق دوچرخه فشار میده و در میره ......

به جان مادرم میمون نر کون محترم میمون ماده را
ول کرد و به دنبال این بچه تخس و تربچه دوید !!!!!

خوب میخواهم از همین فیلم کوتاه خنده دار نتیجه
جدی بگیرم

بابا جان من... میمون ها هم طنز دارند !!! هم خشم
دارند به شدتی که در نیمه راه بهشت !!!!! کار اصلی
را ول کرده به دنبال خاطی میروند !!!!!!!!
و هم تخمشان درد میگیرد !!!! خوب همه اینها یعنی
قربونشان بروم اجدا والا تبار ما هستند مگه نه ؟

حمقی رو باش که همون شکلی هم مونده !!!!!!!نانا
یاللعجب !!!!


(( بريتانيا: پخش تصاوير «اعتراف» منزجر کننده است
نخست وزیر و وزیر امور خارجه بریتانیا در واکنش به پخش تصاویر
«اعتراف» ملوان های بریتانیایی، اين اقدام را «منزجر کننده»
و «زشت» خواندند.))


با درود بر تمامی دوستان و همفکران گرامی نظر خود را راجع به
این ماجرای گرفتن ملوانان انگلیسی برایتان میگویم

حرامزادگان جنایتکار رژیم ایران که خطر را بسیار نزدیک دیده اند
برای معطوف کردن حواس جهان به ماجرائی ( بحرانی ) جدید
که برایشان (( وقتی )) بخرد اقدام کرده اند

آنان میدانند که مردم کشورهای اروپاپی مانند امریکا نیستند و
اکنون همه جا شعله ها و تبلیغات ضد امریکائی و بخصوص بوش
بالاست و همین اواخر انگلیس که از همه به دلیل رفتن تونی بلر
و بیرون بردن سربازان انگلیسی از خاک عراق آسیب پذیر تر
است
بنابراین برای روبرو کردن آنان با خودشان این گه را خورده اند که تا
مشگل اینان با انگلیس ادامه یابد وقت کمی داشته باشند

من دلیل دیگری باور کنید هرچه فکر کردم برای این عمل عجیب و
غریب که بوی بیا مرا بمباران کن بهانه هم خودم بهت دادم نیافتم
شما را نمیدانم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نانا


به مجید زهری


مبل خانه آزاده فرقانی ..............نانا

Thursday, March 29, 2007



شاملو

در دل مه
لنگان
زارعی شکسته می گذرد
پا در پای سگی
گامی گاه در پس
و گاه گامی در پیش

وضوح و مه
در مرز ویرانی
در جدالند
با تو در این لکه قانع آفتاب اما
مرا
پروای زمان نیست

کوچه ما تنگ نیست
شادمانه باش
و شاهراه ما
از منظر تمامی آزادی ها می گذرد .
به دوستدارن جاز ...........نانا










چماقداران پاکستان !!!!!



گروگانگيری توسط زنان اسلامی پاکستان خاتمه يافت


دانشجويان اين مدرسه خواستار اقدام عليه "رفتارهای غيراخلاقی"
در اسلام آباد شده اند
در پاکستان زنی که توسط گروهی از زنان مسلمان تندرو در اسلام آباد،
پايتخت اين کشور، گروگان گرفته شده بود، آزاد شده است. گروگانگيرها
ادعا کرده اند که اين زن يک روسپی خانه را اداره می کرده است.
اين زن، که همراه با دو نفر ديگر گروگان گرفته شده بود، پس از خواندن
بيانيه ای در تقبيح روسپيگری آزاد شد اما حاضر نشد اذعان کند که
صاحب روسپی خانه بوده است.

گروگانگيران، که دانشجويان مدرسه ای اسلامی به نام "جمعيت حفصه"
هستند، می گويند بر مسئولان دولت در پايتخت پيروز شده اند و آنها
بنابر قوانين شرعی حق دارند "نهی از منکر" کنند. ( البته با چماق ..نانا )

دانشجويان مدرسه حفصه خواستار بسته شدن همه روسپی خانه ها
و فروشگاه های اجاره و فروش فيلمهای ويديويی در اسلام آباد
شده اند( ملا عمر . نانا)
و قبل از آزادسازی اين افراد گفته بودند که اگر گروگان ها روسپيگری را
تقبيح و از اين کار توبه نکنند آنها را بنابر قوانين اسلامی مجازات خواهند
کرد.( سرها گوش تا گوش بریده .....نانا)

اين گروه از زنان مسلمان تندروی پاکستان قسم خورده اند به مبارزات
خود برای آنچه اسلامی کردن پاکستان توصيف کرده اند، ادامه خواهند
داد.( ملائیت عمریت ...نانا)

گزارشگر بی بی سی در اسلام آباد می گويد چهره زن آزاد شده در
حالی که بيانيه اش را می خواند حاکی از آن بوده که تحت فشار زيادی
قرار داشته است.

پيشتر مقامات پاکستان چهار نفر را در ارتباط با ربوده شدن اين زن
دستگير کرده بودند اما روز پنجشنبه (29 مارس) آنها را آزاد کردند.

گزارشگر بی بی سی در اسلام آباد می گويد ظاهرا پليس اين
کشور تمايلی نداشته برای حل اين موضوع به زور متوسل شود.

"جمعيت حفصه" بزرگترين مدرسه اسلامی دختران در جهان است.


*****

یکی یک گلوله درست روی اون چونه ورقلمبیده ................نانا

زندانی !


فکر کردم کمی برایتان از زیبائی های ارزش های اجتماعی
جوامع مدرن که بسیاری بسیار زیباست بنویسم و موردی
هم مقایسه ای با ایران خودمان

من در زندگیم در خارج از ایران بسیار صحنه های شگفتی
دیده ام
ولی دو صحنه که برای من حرمت انسانی انسان و اهمیت
دادن به تک تک هموطنان در دو جامعه متفاوت دیدم و هر دو
بسیار زیبا بودند در مغزم حک شده باقی مانده

صحنه اول سفری بود که حدود سال هفتاد و یکی دو به برلن
شرقی کردم برای کمی سر و گوش آب دادن
با دوستی سوار اتوبوس شهری شدم تنها محض دیدن مردم
متفاوت کمونیست زیر پرده آهنین
و اولین ایستگاهی که من و این دوست سوار شدیم و بلیطی
از راننده خریدم
هنگامی که نشسته بودیم و به ایستگاه بعدی رسیدیم چندین
فردی که سوار شدند کارتی در دست داشتند که پس از گذشتن
از راننده اتوبوس به دیگر مسافران نشان داده و هر یک سر جای
خود نشست
با حیرت از دوستم سئوال کردم جریان چیست ؟
گفت نشان دادن کارت به مامور به معنی عدم اعتماد به شهر وندان
حساب میشود
تصمیم گرفته اند که مردم خودشان وجدان یکدیگر باشند و ندادن
پول بلیط اتوبوس در واقع دزدیدن از همه مردم است به غیر از قانون
شکنی
به نظرم کاری بسیار زیبا بود براستی چرا نباید به همه مردم اعتماد
داشت زیرا مشتی مادرجنده هستند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

صحنه بعدی که اگرچه بیست و خورده ای سال است که در امریکا
هستم و هنوز لبخندی از رضایت به لبم میاورد قانون کشیدن کنار
از جاده به محض شنیدن سیرن آمبولانس اورژانس است

به محض بلند شدن این سیرن تمامی رانندگان را یک برادری انسانی
در بر میگیرد که بلافاصله به آرامی قانون شکنی کرده و کنار میروند
و آمبولانس را چونان ماشینی متبرک برایش راه باز میکنند
این هم احترام به همان فردیت انسان است و رعایتش از طرف باقی

به نظر من مردم ایران هرگز در تاریخ فردیتشان رعایت نشده
و اساسا کانسپتی از این که قرار است اینان در زندگی خود دخالتی
داشته باشند در آنان وجود ندارد

البته قابل فهم است که کشورهای کهنه ای مانند ایران و ایتالیا و
چین و ....به دلیل کل پروسه تاریخی جنگ ها و حماقت های بشری
مردمی ترسیده و بدون اعتماد به نفس باقی گذارد

این را بسیار ساده از مثالی برایتان میگویم

امریکا قاره ای است نو که تاریخی ندارد بنابراین سنگ اول بنای یک
جامعه مردمی را اجداد اینان بنا نهادند که در آن منافع مردم به شدت
رعایت قرار بوده بشود
امریکا تا شاید سی و پنج سال پیش کسی در خانه اش را قفل
نمیکرده و
تمامی پنجره های محلات تا صبح باز بوده و درها باز بوده و سویچ ها
روی ماشین ها با درهای باز بوده
یعنی همه به هم اعتماد داشتند و از هم نمی ترسیدند

ولی در کشورهائی مانند ما و ایتالیا همه پنجره ها میله های آهنی
دارند از طبقه اول بگیر و برو تا اون بالا بالاها
راستی چرا ؟

به هم اعتمادی نداریم از هم میترسیم بسکه بلا سر هم آورده ایم

برایمان زندانی شدن در خانه خود یک عادت است نه یک ترس

از هوای خوب وحشت زده میشویم منتظر تقاص پس دادن هستیم
مرتب توبه میکنیم معلوم نیست از چه گناه ناکرده ای ؟؟؟؟؟؟؟

محبت هایمان دروغین است نفرت هایمان دروغین است مانند کالبدهائی
زنده هستیم و فکر میکنیم داریم زندگی میکنیم
کانسپت محترم بودن را نداریم به همین دلیل به هر بی احترامی خو
میکنیم و نامش را خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو میگذاریم

خلاصه که وضعمان خراب است و تنها امید امریکاست و نابودی زالوهای
جنایتکار اسلامی به دست او
ورنه که بنگلادش پیش ایران میشه کویت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!نانا


سه ..لا ...وی !


جونم براتون یه کمی درد دل کنه تا هم دل شما بیشتر بگیره
و هم دل خودم !!!!!!

این پسر بچه های شش هفت ساله را دیده اید که وقتی یک
مسلسل اسباب بازی گیر میاورند با صداهای عجیب و غریبی
مثلنی مث بررررررررررررررررررررررررررررر چخ چخ چخ !!!!!!! به
همه طرفی شلیک میکنند در حالی که فورانی از تف به صورت
نازنین شما می پاشند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منظورم اینه که این امریکای تخس و تربچه همین روزها ژ - س
خودشو ور میداره و میگه :

- فاک یو مادر فاکرز و بررررررررررررررررررررررررررررررچخ چخ چخ
واقعی !!!!!!
و خدا نصیب گرگ بیابان نکنه اون فوران تف را از
گوشه دهانهای یانکی شون !!!!!که هر کی جلوی راه باشه
در گودالی از تف غرق میکنه

ولی راستش بچه ها جون خودمونیم من از مردم و بلند شدنشون
گیو آپ کردم اینان فلجند بدبختها
میلیونها از ترس و میلیونها از (( منافع )) حقیر استخوانی که این
رژیم مادرجنده جلویشان ریخته اند .

بنابراین کندن رجاله های متعفن جنایتکار اسلامی از بدن ایران
بسیار دردناک خواهد بود برای کل مردم ایران عده ای هم قرار
است با اینان بروند متاسفانه
ولی چه میشه کرد میگویند ...سه ..لا ...وی ...............نانا


یار علی باند !!!!


ببین حسین خاک بر سر درخشان الاغ
به قدری دلم برات میسوزه که نگو !!!!
تو در نیمه راه معروفیته !!! شدن جوانمرگ
شدی و تمامی نقشه های آینده ات بر
آب گوزید !!!!!!!!!!!!!!!!!مگه نه ؟

نوشته های وبلاگ خردبیر خودت ات !!! درست
مانند تبلیغات جاکشی است که دم در جنده خانه
ایستاده و پشت سرش کل ساختمان جنده خانه
آتش گرفته و شعله ها از پنجره دیده میشه ولی
این جاکش مفلوک دم در دستهاش رو به هم
میکوبه و از دشمنان جندگی بد میگه و از جنده ها
تعریف میکنه و .......

وای که بچه ها چه صحنه خنده داری است مگه نه ؟

در ضمن این بدبخت خودش را اون روزها با جیمز باند
اشتباه کرده بود
و درست مانند یارعلی حسین باند- دو گوز هفت به جای
جاسوسی راجع به مردم و انداختن فیلم مخفی این
قرمساق از لباسهای گپ !!! عکس می انداخته !!!!
تا به عنوان سمبل کون و کپل لختی غربی برای بیت
رهبر یکدست پای منقل نعش رامسس برفسته !!!!

وه که عجب ابلهی است این خاک بر سر به ولای مهشید
راستی مادرجنده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا

Wednesday, March 28, 2007



حمید مصدق

تمام مزرعه از خوشه های گندم پر
و هیچ دست تمنا
دریغ سنبله ها را درو نخواهد کرد
دروگران
همه پیش از درو
درو شده اند.



Toi et Moi ...............nana

VINCENT VAN GOGH ...Cypresses 1889



ون گوگ که از افسردگی شدید رنج میبرد این تابلو
را هنگامی که به بیمارستان روانی در سنت رمی
جنوب فرانسه رفت کشیده است

در زمان اقامتش در سنت رمی ابتدا اجازه نقاشی
نداشت زیرا سعی کرده بود که با خوردن رنگ خود را
مسموم کند که نجاتش دادند
ولی گاهی اوقات او به حد کافی حالش مناسب بود
که در اختیارش رنگ بگذارند

این منظره ای از پشت بیمارستان است و درخت هنوز
امروزه در آنجاست و انسان میتواند با دیدنش
احساسی را که ون گوگ
در این نقاشی ریخته است حس کند

به نظر میرسد که گونه ای انرژی وحشی در این نقاشی
وجود دارد
سبز پررنگ درخت - سبزه های سبز و زرد- و آسمان آبی
و صورتی غروب
حتی ماه اکوئی از احساس و انرژی ون گوگ
است .............................................نانا

PAUL CEZANNE ...Madame Cezanne in the conservatory 1891




سزان زن خود هورتانس را زمانی که در آتلیه های
مختلف مدل نقاشان بود ملاقات کرد
آنان با یکدیگر شروع به زندگی کردند تا پسری
به دنیا آمد
آنان چهارده سال بعد با یکدیگر ازدواج کردند و به
منطقه اکس - ان - پرووانس در جنوب فرانسه
رفتند
سزان زنش را بیشتر از هر شخص دیگری نقاشی
کرده است ولی او میوز سزان نبوده
او عاشق لایف استایل پاریس بوده و از خلوتی و
ساکتی شهرستان بیزار
سزان هم به شدت بد خلق بوده و جاهای خلوت را
دوست داشته
مدت کوتاهی پس از این تابلو هورتانس به پاریس بازگشت
و این زوج تا آخر عمر به ندرت یکدیگر را دیدند

در این تابلو هورتانس در گلخانه کوچکی نشسته نزدیک
یک درخت میوه با میوه و سبزی ها

به شکل سنتی نقاشی از یک زن در باغ قرار بوده که معنی
لاس زدن - باروری - وعده عشقی جدید -و ......بوده باشد
ولی در این تصویر خانم سزان یک لباس تیره پوشیده و کاملا
گونه ای گیو آپ عمیق با دستانی که اگر چه نیمه کاره
است ولی نشان از دل مردگی صاحبش دارد................نانا

CAMILLE PISSARRO The Boulevard Montemartrer on a winter morning 1897



کامیل پیسارو یکی دیگر از امپرسیونیست های
دوره مانه و باقی بود
او بلوار مونمارتر را در ده ها تابلوی مختلف و زمان های
مختلف نقاشی کرده و سعی کرده تغییرات را دقیقا به
شکلی که به چشم او آمده
در نظر داشته باشد

این برخورد تیپیکال امپرسیونیست ها بوده که معتقد بودند
قدرت حقیقی (( دیدن )) عملی ذهنی است
و یک نقاش تنها میتواند جهانی را بکشد که (( بر او )) ظاهر
شده است

در قرن هجدهم معتقد بودند که چشم بخشی است که اطلاعات
از آن با نظمی ریاضی میگذرد و به مغز میرسد
ولی در اواخر قرن نوزدهم به این نتیجه رسیدند که مغز انسان در
چیزی که می بیند به شدت دخالت دارد
و نتیجه گیری کردند که نگاه و استنباط به شدت شخصی است

پیسارو و باقی به شدت به مقوله بالا علاقمند شدند زیرا نتیجه گیری
این بوده که برخورد آنان به دنیای ویژوال بسیار نزدیک بوده است

در این تابلو بلوار مونمارتر خود را چون فرشی روبروی ما گسترده
و در یک دور زمستانی محو میشود
پر است از کالسه های اسبی و پیاده روان ...پیسارو روی کسی
فوکوسی ندارد در عوض به حرکت های مداوم زندگی مدرن نگاهی
دارد با ترافیک و مردمی که به سر کارهای خود میروند .............نانا

EDOUARD MANET Boating 1874




ادوارد مانه یکی از چهار نفری بود که به آنان
فورس نور و رنگ میگفتند

در دهه قبل از نقاشی این تصویر مانه بسیار
تحت تاثیر کلود مونه امپرسیونیست معروف بود
در حقیقت مانه این تابلو را در نزدیک همان خانه
معروف مونه در دهی نزدیک پاریس نقاشی
کرده است .

آب آبی پشت سر زن و مرد به صافی آسمان آبی
است
و لباس تافته زن به نظر میرسد در هوا موج میخورد
حتی لباس ساده سفید مرد هم نشانی از انرژی و
سلامت است

مانه توجه ما را به زن و مرد کانالایز میکند

زن به عقب لم داده و با ظرافت و نرمی و کلاه به شدت
الگانت که توری روی چشمانش کشیده و در نقطه مقابل
مرد لباسهایشان مانند کارگران است
و هیچ یک به دیگری نگاه نمیکند و در حقیقت مشگل است
بگوئیم به چه نگاه میکنند
مرد با وجودی که رویش به ماست ولی به چیزی دیگر نگاه
میکند که ما نمیدانیم

اینان یک زوج هستند ؟
یا مرد استخدام شده که زن را برای یک گردش ببرد ؟

حدس رابطه آنان بسیار سخت است و این پیچیدگی و گنگی
رابطه چیزی مختص زندگی مدرن نیمه های قرن نوزدهم
پاریس بوده است که مونه را به شکل مداوم افسون کرده
بوده ................................................نانا

PABLO PICASSO Self- Portrait 1906




در این نقاشی از پرتره خود که پیکاسو در سال ۱۹۰۶
کشید او گونه ای بسیار نادر قدرت هنری خود را نشان
داده

چشم راست تصویر که میکند به عبارتی روبروی چشم چپ
ما به شکل نسبی علیرغم طرح بودن طبیعی میباشد
ولی چشم راست او حفره ای از یک خالی سیاه
صورتش به نظر میرسد که نیمه گشته و نیمی انسان و نیمی
ماسک است
در حقیقت این ماسک گونه

برای خود مدل هائی هم از ماسک
های کاتالونیا که زادگاه خود پیکاسو بود دارد
و در همان زمان این نقاشی او علاقه ای خارق العاده به ماسک های
افریقائی نشان میداد و معتقد بود :

(( هنرمندانی که قرن ها قبل این ماسک ها را ساخته اند به شدت
درک درستی از طبیعت داشته اند ))

پیکاسو بعد تر به جهان اعلام کرد :

من با افتخار میتوانم بگویم هرگز هنر را برای سرگرمی و افسون شدن
انتخاب نکرده ام
به دلیل این که قلم و نقاشی من اسلحه من است میخواستم که آنرا
عمیق تر و عمیق تر در بدن ((دانش از مردم و جهان)) کنم
شاید که این دانش همه ما را روز به روز آزادتر کند
بله من کاملا به این آگاه هستم که با هنرم مانند یک انقلابی واقعی
میجنگم ....................................................نانا


HONORE DAUMIER - The third class carriage 1863-65


DAUMIER
را یک نقاش رئالیست نام نهاده اند
زئالیزم یک فرم نقاشی نیست بلکه نوعی برخورد به نقاشی
میباشد
در این تابلو که نامش (کوپه درجه سه هست ) و تنها امکانی بوده
برای سفر فقیران و بی پولان و کسانی که قادر به خریدن یک بلیط
کامل نبوده اند او شلوغی و طبعا کثیفی و پر سر و صدا بودن را به
زیبائی به بیننده انتقال میدهد
و فوکوس نقاش روی مادرجوانی است که کودک خود را شیر میدهد

بر نشست صنعتی شدن در قرن نوزدهم بسیاری از مردم را کاملا
ورشکسته و نابود کرد
DAUMIER
از اولین هنرمندانی بود که این نکته را بسیار سریع دریاف
نقاشی ها و کاریکاتورهایDAUMIER بین مردم طبقه متوسط بسیار
محبوب بود و او را صدای خود مینامیدند ................نانا