Friday, March 23, 2007

نتیجه گیری !


هیچ کاری را بدون نتیجه گیری ول نمیکنم
اهل شلوغ پلوغ و ماست مالی ابدا نیستم معتقدم
کاری را که میکنی باید برای خود تجریه تحلیل کرده و
بعد بسته در کشوی مغزت بگذاری والسلام

هنگامی که به میان شما آمدم هیچ یک را نمیشناختم و این
برایم یک امتیاز بود که تنها بر مبنی سخنانتان شما را ارزیابی
کنم

با گذاردن پیام مردانی بین شما مرا کمی جدی گرفتند که از جمله

شمر
حسن آقا
آریا
فضول
و .....

در بین شما گروهی بودند که شاید ده پانزده نفر بیشتر نباشند ولی
این گروه که اکنون میتوانم باند امید مادرجنده میلانی و پیس اف شت
بنامم !!!!!
مشتی مادرجنده متولد از رژیم حرامزاده نیمی اسلام رایج و نیمی
بانی و کلاید !!!! ارواح مشگ عمه شان بودند

کارشان مطرح کردن کس دادن سوفیا و مهناز و گلناز و بحث های پست
مدرن اسلامی در شوکا و کافه های تهران بود اینجا را قورق کرده
در میان اینان دختری بود که همین خانم پیس اف شت بود و خود را ملکه
این گروه لات و لمپن میدانست

بنده یک تنه بدون داشتن وبلاگ ....ابتدا خواهر امید میلانی را راست و
بی پرده گائیده و به او اتهام مزدور این رژیم بودن را زدم
کارم اشتباه بود
احتیاجی به زدن اتهام به او نداشتم اگر چه هرکی با این رژیم موافق باشد
از نظر سمبلیک یعنی اطلاعاتی و بس

و در این قاطر نر اخ تفی مادرجنده کینه و آبسشنی راجع به خودم به وجود
آوردم
که تا همین اکنون بی تردید ادامه دارد

زنان این گروه به غیر از مردان دم دستی
مشتی زن هم مانند مهشید مادر
جنده راستی و هاله و خورشید و باقی دم دست داشتند که به خیال خود
همگی بر سر (( نانا )) ریخته و قالش را بکنند

این تصمیم درست از لحظه ای شروع شد که یکی از فاسقان طاق و جفت
این ملکه مادرجنده لمپن های اسلامی-مادونائی !!!!!! توجه مرا به پیامی
به خود جلب کرد
و این شخص پاگنده بود

پاسخ من به او که کاملا روح و روانش را شناخته بودم که به این گروه
متعفن
تعلقی ندارد
آتش را در درست وسط لنگ باکره ملکه رجاله گان روشن کرد
و باقی به قول امریکائی ...ه ..ی.ز ..تری !!!

دوستان به همه شما گفته بودم من کاری را بی دلیل نمیکنم

هنگامی که با اینان درگیر شدم و تا همین اکنون ادامه یافت یعنی سه
چهار سال از دوست و دشمن زخم زبان شنیدم

دوستی مانند شمر به من گفت - ول کن اینان را به کار جدی بپرداز !!!
دوستی مانند حسن آقا به من گفت - ول کن اینان را جوان هستند
و در ایران

ولی یک گوش من در بود و دیگری دروازه من برای سخنان کسی با اینان
درگیر نشدم
من برای لایروبی حداقل بخش سیاسی و اجتماعی شما
با اینان درگیر شدم و کمر به نابودی حیثتی برایشان بستم
و به نظر خودم (( جدی ترین )) کارم بود !!!!!

کمر به نجات پاگنده و تزاد که با اینان متفاوت بودند و سری بر روی کله
داشتند بستم و به محض باز کردن یک کافه هر هر و کرکر و کس و
شعر گفتن بین ما به نام زوزه
یک تنه به میانشان رفتم و ببین آنان و باقی خط کشیدم

متاسفانه آن زمان پاگنده به قول لات های ایران که بعضا اصطلاحات
بسیار خردمندانه ای دارند ......( روی کس بود ) و گرم و داغ و
حالیش نبود چه خبر است

بنابراین به اینان پیوست و مرا تحقیر و تمسخر کرد

ولی مگر من از رو رفتم !!!!! او را هم چون تکه ای گه به در و دیوار
وبلاگستان کوبیدم

بین این زنان دختری بود به نام ندای بالای دیوار او دختری جدی و
حساس و با شعور بود که حقیقتا در هند مشغول (( درس )) خواندن
بود
متاسفانه او را هم خراب کردند نمیدانم اکنون کجاست ولی صد حیف

تمامی قضایا را شما شاهد بوده اید

لایروبیشان کردم تمام و کمال

اینک موفق شده ام

و این وبلاگستان را
خالی از لکاته رجاله متعفن و مشتی شکم سیر
پاپین تنه خارشی ٬خود را آدمی بدان ...............کرده ام

زیرا همگی مردند و رفتند و تمام


این تکه گهی که رسوایش کردم .....به دروغ به ما گفته است که بیست
و چهار سال دارد !!!!
او زنی سی ساله است
چرا دروغ ؟
چرا خود را هنگامی که مثلنی بیست و پنج ساله هستی نوزده ساله !!!
معرفی میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بهت میگویم چرا ؟
زیرا میخواهی داخل خشتک مردان را همچین پف نم شهوت زنی راجع
به خودت

چرا همه را مانند خود گر و جذامی کردی ؟

چرا در وبلاگ ویرانت یک سال ژانویه در حالی که به دروغ خود را در شارلوت
میخواندی
گفتی که تنها هستی و کسی را نداری و خاله ات هم به خانه اش ترا راه
نمیدهد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برایت میگویم چرا ؟

تو عاشق عاشق کردن مردم به خودت هستی و چون تاکنون عده ای پسر
بچه که از گوشهایشان هورمون میریخته عاشقت بوده اند تصور کرده بودی
که همه مردان یعنی آنان
بخصوص که مردی متفکر را با وسوسه اون سوراخ باکره هی به دنبال خود
میکشاندی
مگه نه ؟

با نجات پاگنده ...من وظیفه خود را در برابر یک هموطن خوب و مهربان و
انسان انجام دادم

اگر شما تصور میکنید کاری از این ((جدی تر )) در جهان ما وجود دارد

از نظر من شما اشتباه میکنید والسلام ..........................نانا

No comments: