Monday, March 26, 2007

آلزایمر

امروز یه دوستی تلفنی یک ماجرای جالبی برای من
گفت که نمیدونم واقعی بود یا جوک بهر حال جالب بود

گفت یه پیرزنی بوده که آلزایمر داشته و همه دوستانش
هم مانند او بودند
اینان هفته ای یک روز خانه این زن جمع میشده اند برای
چای و شیرینی و میوه و مدتی میماندند و میرفتند
و از همگی آنان دختر این خانم پیر صاحبخانه پذیرائی میکرد

یک بار که دختر باید جایی میرفت روی یخچال کاغذی چسباند
که روی آن نوشته بود یک- چای دو- شیرینی سه -میوه
و به مادرش گفت با این ترتیب پذیرایی میکنی و خودش رفت

زنان همگی آلزایمری آمدند و این زن میزبان هی رفت توی
آشپزخانه و هی شماره یک را خواند و یک سینی چای برای
اینان آورد
و پنج بار هی رفت و باز از چای شروع کرد !!!!!!!

به هر حال جلسه تمام شد و همگی برخاستند که بروند و زن
میزبان با شرمساری گفت - ببخشید اگر پذیرایی بد بود .

یکی از زنان گفت - راست میگی حداقل یک چای به ما میدادی
بخوریم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا

No comments: