Saturday, March 24, 2007

گفته بودم ..ما خر نیستیم !!!!!



بسیار خوب ساتگین گرامی گویا از شرم رفتی و وبلاگت
را بستی
ابدا مهم نیست هنوز انسان هستی بهت قول میدهم
زیرا شرم را حس میکنی والسلام

بهت وقت دادم توضیحی دهی ولی متاسفانه خراب کردی
خوب دوست من ..تو برای من انسان عزیزی بودی من با
تو سخن میگفتم من همین دو روز پیش از غمگین شدن
تو غمگین شدم و برایت پیامی گذاردم

چرا در دام این لکاته مادرجنده افتادی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میدانی او این کار ها را با من اکنون چهار سال است که
میکند تازه نیست

سه بار از طرف پاگنده که یکبارش او هم میدانست ولی
دو بار دیگر نه
با ایمیل او برای من چیزهاپی نوشت و فرستاد
که من گول خوردم و فکر کردم پاگنده مرا بازی میدهد

ولی روان خود را نمیتوانستم گول بزنم در تمامی مدت با
اصرار به من میگفت - پاگنده انسان شریفی است .

خوب در این نامه فرستادن ها و هنگامی که پاگنده تصمیم
به گفتن همه چیز در وبلاگ مهدی شیفت کرد و مرا خطاب
قرار داد
بلافاصله وبلاگ رختکن خاطرات را با همکاری هاله - خورشید
و باقی هک کرد !!!!

خوب دوست گرامی من در دو سه مطلب قبل گفتم که او جذامی
و گر است !!!!! مگر نگفتم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدی ترا هم گر و جذامی کرد!!!!!!!

تو هرگز برای من ایمیلی نفرستاده بودی زیرا نیازی نبود من با تو
در وبلاگ خودت و پیامگیرش به راحتی سخن میگفتم

چگونه شد که این بار به محض شروع جنگم با لکاته ها تو ناگهانی
برای من سه ایمیل بک تو بک فرستادی که سومی ایجاد شک و
سو ظن نسبت به پاگنده در من بود؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب مگر نگفته ام خر خودتانید ....چرا -خر - این پیس اف شت
شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی این بار منتظر بود که
به دلیل اعتماد این اواخری که من به تو نشان داده ام حرف ترا باور
کنم و نسبت به پاگنده کینه به دل گیرم
مگر نه ؟
استراتژی این بارش را که دهانش گوزیدم بادی هم به تو خورد
مگر نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حقیقتا که تف به رویت حتی اگر تو برادر این پیس اف شت بودی نباید
با او در این راه متحد میشدی
میدانی خواهرت مریض است بهترین کار برای او فرستادنش به یک
مرکز تحقیقی بسیار پیش رفته
برای روانیان است که شاید بهبود یابند و آدمی شوند


(‌با توجه به این که پدرش گویا خیلی
خیلی ثروتمند است البته این ثروت را در این رژیم جنایتکار اندوخته )


نه اینکه بروی با او متحد شوی برای به دروغ و کلک با شرافت دیگران
بازی کردن

خوب ساتگین تو چرا مرا فریب دادی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دلم را حقیقتا شکستی برای من مانند برادر کوچک غمگینی بودی
اشتباه کردی باید به او میگفتی که ((مرده ای )) بس کن !!!!

ولی اما بگذار برایت نکته ای را که در نظر نگرفته ای بگویم و همه را
هم روشن کنم

اگر من روش ادبیات صادق هدایتی در علویه خانم را در پیش گرفته ام
به دلیل صراحت این روش است و بس

ولی من والگر هرگز نبوده ام

و تا این سن هرگز یک دانشجوی دکتری پزشگی را در هیچ کجای
دنیا ندیده ام
که به راحتی این پیس اف شت ..در وبلاگ ویران چپ و راست کلمه
(( کیر )) را مانند نقل و نبات بجود
و با دلیل و بی دلیل
بکارش ببرد

یک دانشجوی پزشکی با انسان و واقعیت زنده بودنش رابطه بر قرار
میکند
او مانند باقی دانشجویان نیست یک پله بالاتر است

مهناز ویران جنده ای است که به دانشجوی پزشگی بودن در امریکا
و دانشجوی چه میدانم گلدوزی در شیراز و ولگرد هرزه کافه گردی
در تهران تظاهر میکند ( از وبلاگ های دیگرش من خبر ندارم )
و با ثروت و نفوذ بابای جاکش قرمساقش هرکه هست با زور به
خواسته هایش میرسد

فکر نکنم تاکنون کسی محکم به اون دهان گشاد گاله بو گندوی متعفنش
که با لایه ای از ماتیک شانل ..رویش را قرمز کرده
به شدت من زده باشد

تنها با دقتی در وبلاگ های مختلف - بی حاصلش - برای مردم میتوانی
بیابی که او مشگل تعدد شخصیت دارد و به شدت مریض است و اگر تو
پسر خاله و یا عمه و یا چشم براه اون سوراخ باکره بوده ای!!!!!

بهتر است به اون بابای جاکشش خبر دهی که او را قبل از این که کاری
به دست خودش بدهد جائی بستریش کند اگر خود را دوست او
میدانی

ولی بدجوری ریدی ساتگین خان .......................................نانا

No comments: