ولایت فقیه = سوراخ باکره !!!!!
با کمال درود و سلام به حضور تمامی دوستان داغشان
به جیگرم مانده و با عضر معذرت از کم کاری بی سابقه
نانا جونی .....قبراق و شاد و خندان میروم سر برنامه
امروز از صدای سوم وبلاگستان
امروز میخواهم تاریخ انقلاب اسلامی را به فاحشه ای
با سوراخ باکره متصل کرده و شما را کمی بخندانم
شایع است که این سوراخ باکره به شدت خنده روست و
هی میخندد !!!!!!از خودت هم دعوت میکنم که بیائی
جلو لنگ هایت را باز کرده سوراخ مورد ذکر را در معرض
چشم همگان قرار داده و مدرکی باشی بر واقعی بودن
این نمایشنامه تراژدی
در سال ۱۷۵۷ هجری قمری در کشوری نسبتا مرفه و سیر
با جمعیتی مناسب و رو به پیشرفت که فاصله بین گدا و
دارا وجود داشت
ولی گداها نه فاحشه میشدند و نه کلیه خود را میفروختند و
کاملا برعکس کارگران حداقل تهران که من شاهدش بودم هم
قادر به خرید بعضا ماشینی وانت باری چیزی بودند
و خلاصه که فقر به اون معنا ابدا وجود نداشت ولی خفقان
سیاسی کاملا سیاه به روی ایران پرده کشیده بود
به هر حال انقلابی شد و به معنای واقعی انقلاب که منقلب
شدن است
بی فرهنگ ترین و دگم ترین و عقب مانده ترین
کثافات ایرانی که همگی وابسته مستقیم به روستا بودند
به قدرت رسیدند و با باقی مردم شهروند ایران کاری کردند
که قرنها بعد از ما باید راجع به آن تحقیق و مطالعه شود والسلام
تا ابعاد واقعی جنایات و بی عدالتی ها و مظالم این بدتر از
قوم مغول را بتوانند نوشته و قرنها بعد را هم صرف این کنند
که خسارات جانبی ناشیه از آنرا در مردم دفورمه روانی بدبخت
ایران
بعله ...دوستان .....با قدرت همواره پول میاید یعنی قدرت و پول
دو جز لاینفک یکدیگر هستند
و رجاله های دهاتی همه پولدار شدند
و به بالاهای شهر کالبد گهی خود را منتقل کردند
و شروع به زاد و ولد و پس انداختن حرامزاده هائی دختر و پسر
کردند
یکی بود و یکی نبود یک زن و شوهر مذهبی قطعا وابسته به دهات
بودند که مثلنی در خیابان چه میدانم تهران پارس زندگی میکردند
و این مرده مثلنی مرغ فروش سر محل بوده که با انقلاب
اسلامی ناگهان سر از کمیته و کوپن های طاق و جفت در آورد و
یک دفه که خر توخری را دیده گفته چرا نرم تو مستغلات مثلنی
که پول توش خوبه
و رفته و پولدار شده
و بعد دست زن جنده شو گرفته و شروع کرده تو شهر گشتن و هی
این محله به اون محله تا بالاخره رسیده به بالای شهر
زنیکه جنده اسلامی روشو به این بچه کونی مرغ فروش کرده و گفته:
میگما زری جون حالا که پول داریم بیا این بالاها بشینیم مگه ما چه مون
از دور و بری های شاه سابق کمتره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و بدینسان این دو مادرجنده اسلامی با دو توله دختر خود احتمالا سر از
بالای شهر در آورده و ابتدا مرغ و خروس های زنده را در آپارتمانهای
خود نگاه داشته و در وان حمام گل کاشته تا بالاخره زری فهمیده که
لازم نیست سی طبقه را پائین بیاد و کیسه آشغال رو حمل کنه و همون
بالا یه سوراخی هست که او در آن به دنبال امام زمان میگردید !!!!!! اون
سوراخ یعنی از بالا آشغال را بریزی پائین و خلاص
بگذریم این دو دختر کمی خل و چل که به دلیل بستن پیوند بین دختر عمو
یعنی زری و پسر عمو یعنی مرغ فروش سر گذر از ابتدا کمی رگه مانگول
داشته اند در این شرایط که مثلنی مادرشان میگفته
بیائید یک سفر برویم پرانسه و اسفانیا و ولژیک بچه ها !!!!!میگن زن این
مرتیکه رفسنجانی هم رفته پرانسه و اسفانیا و ولژیک خیلی خوبه !!!!!
بزرگ شدند که کاش نمی شدند
مادر و پدر به این دختران گفتند :
- شما دو خل و چل خوب گوش کنید
در وسط لنگ شمایان سوراخی است که یعنی هرچه هستید اگر از این
سوراخ محافظت اساسی نکنید از ارثیه محرومتان میکنم
بروید مردم را تیغ بزنید - هر مردی را که خواستید انتخاب کنید و با او
بازی بازی بکنید - کلک بزنید - دروغ بگوپید - هر کی مثل شما فکر
نمیکرد بر سرش بریزید و از هیچ اسلحه ئی فروگذار نکنید
خلاصه کلام که از پند و اندرزهائی که من گوش کرده ام و به (( اینجا ))
رسیده ام غفلت نکرده ولی سوراخ خود را به شدت مراقبت کنید که
آن راه رسیدن مردان به ثروت شمایان است و ما چون ملای دهاتی
هستیم باید آینده نگر باشیم و جلوی همه دستمال خونی بکارت دختران
خود را بالا کرده هوار زنیم
همان که دیگران به آن میگویند(( ظاهر سازی ))
این دو با این پند و اندرزها رفتند وسط خیابان و سوراخ و شبه سوراخی در
وجودشان نبود که سرویسی به مردان دور و بر نداده باشد الا سوراخ
اصلی باکره !!!!!!!
و این ماجرا به شکل غریبی بسیار نزدیک بود به تفکر هواداران این رژیم
یعنی از هر سوراخی سرویس میدم تا ولایت وقیح دست نخورده باقی
بماند ....یاللعجب !!!!!!!!!!!!!!
این سوراخ باکره ما هی در این سالها قل خورد و قل خورد و سرویس داد
و دروغ گفت و .................. تا روزی که یک کولی دوره گرد بسیار
شاد و سر بلند و با نمک و زنده دل و خلاصه که شنگو ل و منگول وارد
حیطه این سوراخ باکره شد
و با یک چوب کلفت بیس بال نه تنها بکارت بلکه کون و مونش را همه با
هم یکی کرد
این ناناهه با خودش گفته بود
مادرجنده گیر بیارم کون و مون و همه جاشو با چوب باید یکی کنم که
یه کمی انتقام این مردم کلیه فروش و چشم فروش را بگیرم
بعله دوستان ....این سرنوشت ملتی است که ارزش ارزش های خود را
نمیداند و در گسترش آن تلاشی نمیکند و در خیابان تظاهر میکند که
یکی از اینان است
و در خانه ها مثلنی مادونا گوش میکند
خوب این تظاهر ...سبب پیدایش قشر کثیف مادوناهای فاطی کماندو
شده است
زنانی که فرهنگشان فاطی کاماندوئی و هیکلشان مادونائی است
یک نمونه برایتان دارم راست و بی پرده
این سوراخ باکره در زوزه به همه گفته بود اگر نانا بیاید اینجا من قهرم و آتش
بپا کرد
خودش خوب میدانست که زبان ناناست که حیطه ملکه گی سوراخ باکره اش
را خواهد رید و خودش را نابود خواهد کرد
و کردم .................................مگه نه ؟؟؟؟؟ نانا
No comments:
Post a Comment