
حميد مصدق
آئينه را به خلوت خود بردم
آئينه روشنائي خود را
در بازتاب صادق اين
روح خسته ديد
اما
تو در درون آينه مي بيني
نقش خطوط خسته پيشاني
پيري ٬ شکستگي و پريشاني
آئينه ها دروغ نمي گويند
ومن
آنقدر صادقم که صداقت را
چون آبهاي سرد گوارا
با شوق در پياله مسگون صبح
نوشيدم .
No comments:
Post a Comment