
به جان شریف خودت !!!!
این متن برای پاگنده عزیزم است ولی همه ولکام
به خواندنش هستند .
میدونی قربونت برم ....کلی از دستت خندیده ام به جان نانا
تو خودت هم دست کمی از پلنگ صورتی نداری باور کن
بابا جان من نوکرت برم ....آخه تو چرا این همه خودت را فدای
مردم میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به تو چه مگر تو رسالت رساندن مهر و محبت را به قلب های
عمدتا سیاه دوده زده این مردم اطرافت داری ؟؟؟؟؟؟؟؟
هان ؟؟؟؟؟؟؟؟
به جان مادرم حیرت کرده ام از این افرادی که تو خودت را با آنان
درگیر کرده ای ؟؟؟ مگر تو خلی ؟؟؟؟؟؟
این چند سال آخر که هر دو دیوانه را به جان خود انداخته ای که ؟
نکنه چون روانشناس هستی به عنوان دکتر نتونستی از سر اینان
دست برداری و هر یک را با لگدی به وسط کون های بو گندویشان
از طرفی روانه کنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هی کشف میکنم و هی بیشتر کر کر و هرهر میکنم
این یکی میرزا قلم دون زنها !!!!!! که فکر کنم هشتاد نفر باید کون و
پیزیش رو جمع کنند
که معلومه پولداره و هی برخ میکشه مثلنی میگه :
- خاطره من از کودکی هول دادن بچه ها با دوچرخه توی (( استخر ))
بوده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نمیدونم چند تا از بچه های تهرون تو خونه یا محله شون استخر دارند ؟؟؟؟
یعنی همون زنیکه بانوی بی ترانه ها و هزار تا وبلاگ دیگه
یه کفتار عقده ی ای مریض نگتیو چسی بیای تازه چشش به پول افتاده
با یه بابای جاکش قرمساق که فکر کرده این یکی دیگه خود زیبای خفته
است و قلمش هم خود لرد بایرون مونث !!!!
خوب نوکرت برم وقتی با کسانی که هالوسینیشن دارند زیاد رفت و آمد
بکنی خودتم دچار هالوسینیشن میشی و شروع میکنی کمی از اینان
تاثیر پذیرفتن
نمیروی کنار بایستی و از کنار به آنچه هستند و تو هستی نگاه کنی
ول کن این لاشخوران بیمار ماده را .............فکر نکنم هیچ دوستی و نیاز
حتی سکسی به همکاسه شدن با اینان بیارزد به جان شریف خودت ....نانا
No comments:
Post a Comment