Sunday, March 25, 2007


شاملو

میهمانان را
غلامان
از میناهای عتیق
زهر در جام میکنند

لبخندشان
لاله و تزویر است

انعام را
به طلب
دامن فراز کرده اند

مردگان را به رف ها چیده اند
زندگان را به یخ دان ها
گرد
برسفره سور
ما در چهره های بی خون همکاسگان می نگریم
شگفتا !
ما
کیانیم ؟
نه بر رف چیدگانیم کز مردگانیم
نه از صندوقیانیم کز زندگانیم
تنها
درگاه خونین و فرش خون آلوده شهادت می دهد
که برهنه پای
بر جاده ای از شمشیر گذشته ایم .

No comments: