Tuesday, August 22, 2006



شاملو


هرچند من نديده ام که اين کور بي خيال
اين گنگ شب که گيج و عبوس است -
خود را به روشن سحر
نزديک تر کند ٬
ليکن شنيده ام که شب تيره - هرچه هست -
آخر ز تنگه هاي سحرگه گذر کند .

No comments: