
شاملو
لوطي و قصاب
بر سر واپسين کفاره مردن خلق
دست و گريبان بودند و
مرا
به خفت از خويش
تاب نظر کردن در آئينه نبود :
احساس مي کردم که هر دينار
نه مزد شرافتمندانه کار ٬
که به رشوت
لقمه ئي است گلو گير
تا فرياد بر نيارم
از رنجي که مي برم
از دردي که مي کشم .
No comments:
Post a Comment