Friday, November 24, 2006

بالاخره نوبت ما هم ميرسه !!!!!




گفتم سهميه امروز مهدي مادرجنده جامي را بنويسم
که يه وخ فکر نکنه ولش کرده ام !!!!!!!

مانند کارت کشيدن ازبين يک دسته ورق رفتم و يکي از
ماههاي آرشيوش را رندوم انتخاب کردم و به به به به !!!
که ديدم اين دهاتي ده (( کون بده مقامت بشه بالا!!!))
خيک عمه اش احساساتي هم ميگه که هست !!!!!!
تصميم گرفتم کمي برايتان اين چش ناله هاي روستائي
او را جر واجر کرده و کناري نهم



((ياس و نخلستان ))

آخرين بار که با لذت ترانه های عامه پسند را شنيدم در عين خوش بود.
در همان دوره سربازی هم بود که پيوند خود را با هر چه که مردمی است
و از مردم بازيافتم. سالها بود که در کتاب زيسته بودم. ))



خوب مادرجنده در عين خوش بود يعني چي ؟؟؟؟؟ اين حرف زدن اهالي
دهات شماست ؟ يا زبان ملا - روشنفکر است که خود جاکشت ابداع
کرده اي قرمساق
ولي تو مادر جنده گه مفت خوردي که با مردم پيوند بستي کچل خان
تو اگه با مردم پيوند داشتي وقتي سر پرست کچل مادرجنده يک راديو
شدي و پول از قبل مردم خوردي ها ...بايد چهار تا درد اونا را هم مينوشتي
نه اين که بري عينهون مادرجندگان صدا و سيما گه مفت از دهان خارج کني

در حرف تو مادرجنده مردمي هستي در عمل نامردمي مگه نه ؟؟؟؟؟؟
پس گه مفت نخور .






((سربازی و جبهه مرا به زندگی مردم وارد کرد. ))


به به به به که چه اعترافي از دهان متعفن چه مادرجنده الاغي
خوب معلومه که تا به سن سربازي برسي به شهر نيامده بودي
و تازه فهميدي مردمي شهر نشين هم هستند !!

براي امثال تو در روستا که مردم مردم نيستند که
براي شما باقي هم ولايتي هستند يعني واژه روستاها که به شهر و
شهر وندي کاري نداره
مگه نه جاکش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




((امشب که بار ديگر لذت شنيدن ترانه های محبوب نوجوانی ام را پيدا
کردم تا سالهای دهه 40 و اوايل 50 بازگشتم. در خيابانهای معصوميت
مشهد. ))


اي من ريدم به دهان تو و معصوميت خيابانهاي مشهد مادرجنده شارلاتان
مگه قرمساق خيابان هم معصوم و غير معصوم داره

خوب جاکش ((معصوميت متعلق)) به جاندار است الاغ نه جسم

اي من ريدم به اين ادعات خوب قرمساق قبلا امثال نيک پي و رجاله هاش
صاحب مشهد بودند
بعد از کشتن او
رئيس روساي مادرجنده تو در رژيم جانيان شدند مانند او و رجاله هايش
کجاي مشهد معصوم است قرمساق شارلاتان !




((يادم هست که عاشق بودم. سفری رفته بودم به اهواز و بعد از يکماهی
به شهرم بازمی گشتم. دختری که دوست می داشتم گويی عطرش را
به همه شهر داده بود. از سمت جاده قوچان به شهر که وارد می شدی
پارک ملت بود. هوای خيس پاييزه بود يا آخرهای تابستان کوتاه آن سالهای
مشهد. سرم را از پنجره ماشين بيرون کردم و هوا را بوييدم. عطر يار من
بود. و من شادمان بودم که باز می گردم.))



اي شاشيدم بهت با اين دروغ هائي که اينجا گفتي قرمساق شارلاتان
دزد!حق مردم خور!!
اين عطري که ميگي ها عرق بوگندوي سکينه دائي قزي دهتون بوده که
همراه با بوي پشگل و تاپه گاو همچين ميرفته ته ته ته ريه ات و برات
خوشايند بوده
عطر گهعرق مال ده خودتان يادته که ؟


((ترانه های آن سالها هميشه در ذهن ام هست و هر بار که بهانه ای
مرا به ياد آن ترانه ها می اندازد خاطراتم آشوب می شود. به خانه
پدری بازمی گردم که حالا حتی عکسی هم از آن ندارم. لب حوض
به فواره ای که آبی درخشان حوض را ده چند می کردم چشم می دوزم
يا زير بوته بزرگ گل پشت حوض روی فرش کوچک يا پلاس ساده ای
بعدازظهر گرم و کشدار تابستان را به بازی و خواب و آرام حرف زدن و
خنديدن های بی صدا که بزرگترها را بيدار نکند می گذرانم يا با گلهای
سفيد ياس دستبند و گلوبند برای دختران همسال می بافم. ))



بيا يه اعتراف ديگه جاکش کرد ...فقط دهات دور افتاده بودند که
خيلي ها در عمرشان عکس نينداخته اند زيرا تصور ميکردند الان
از توي اين دستگاه يک عدد اجنه مثلني ميپره بيرون و يقه اشون رو
ميگيره !!!!!!
و مادرجنده ها از ترس طرفش نميرفتند مغزشون محدود بود به زمين
و گله و خوردن و خوابيدن و کردن و پس انداختن پريود





((سيد محمد برادرک بزرگ مادرم تنها چند سالی از من بزرگ تر بود.
عاشق ترانه ها بود و سنتور می زد. ضرب را هم می شناخت.
هميشه به ترانه ای مترنم بود. مثل خود مادر. و من خود نيز تا
سالها عاشق آواز بودم. ))


واه واه واه که من شاشيدم به اون دائي ((سيدت ))قرمساق
بچه ها اين کلمه سيد هم از اون ارزش هاي کپکي و گنديده
اسلامي است که با اين مادرجندگان در ايران رواج يافت زيرا
تا قبل از اينان
سيد ها پارازيت هائي بودند که از قبل تحميق مردم نان ميخوردند
و همگي بدون کار کردن زندگي هاي نسبتا راحتي داشتند
يعني اگر چه که بنا بر ماهيت خود در گه غلط ميزدند ولي بهر حال
خيالشان تخت بود که حق سيديتشان از طبقه متوسط مرفه
خواهد رسيد
حال شما اين مادرجنده دزد قالتاق را نگاه کنيد که براي ما از سيديت
دائي قرمساقش مينويسد !!!!!




((از ميان آنهمه ترانه امشب بار ديگر نخلستان "امان الله تاجيک"
( 1316-1366) را شنيدم. ترانه ای بی گمان جاودانه. وقتی
می شنوم در می يابم که تمام ضربهاش را از حفظ می دانم.
جايی در ذهن ام حک شده است. با مردمی ترين رمانتيسم
آن سالها اين ترانه ها پيوند دارند. ترانه هايی که عشق مردمی
افتاده حال و در عين حال سرزنده را بيان می کردند که
سرمايه شان قلب شان بود و اميدی که به آينده ای روشن داشتند.
مردمی که فروغ آنها را برای من جاودانه کرده است. ))



خفه خون سياه بگير و زر مفت از رمانتي سيزم نزن جاکش
وقتي که هنوز نميدوني کدومش را کجا بکار ببري قرمساق

وقتي ميگي رمانتي سيزم يعني از فلسفه اش حرف ميزني


وقتي براي مردم بکارش ببري
يا بايد بگي
مردمي رومانتيک
يا مردمي رمانتيسيست

فهمستي الاغ
مردمي رمانتيسم يعني همون فرق ((ده و شهر ))



((دست مريزادی به جهانشاه جاويد که همه آنچه را که ايران است دوست
می دارد و قدر می نهد. برای ما که دور از ايران ايم چنين پاسداشتی نعمتی
است بی حد. آنهم در روزگار عسرتی که کمتر کسی به فکر ايران است.
همه ايران.

پيوند: ترانه های مشهور تاجيک، آلبوم نخلستان، ايرانيان ))



ميدوني کچل مادرجنده متعفن بوگندوي حقه باز شارلاتان دزد همگي
مردم شريف ايراني به فکر ايران هستند
لازم نکرده يک عدد دهاتي مادرقحبه اين رژيم که از خير سر بوگندوي
قاتلين مردم ايران حالا براي ما مدير يه راديو شده نگران باشد

تو جاکش برو يوروهاي هلندي را بالا پائين کن و کس و شعرهاي مفت
گوز را هم بده بالاخره نوبت ما هم ميرسه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!نانا

No comments: