Tuesday, November 28, 2006

ول کن برو !!!!!!!


واه واه واه که يک عدد دهاتي مادرجنده از دهات اطراف مشهد
که تا به سربازي نرفته بود از مردم شهر نشين چيزي نميدانست
و فقط هم ولايتي هاي خود را ميشناخت !!!!!! رفته سر لگن و
از دهان راجع به لندن گه هائي بزرگتر از اون دهان متعفنش ريده

مرتيکه جاکش اول از بدي لندن نوشته و يهوئي ريده که :




(( لندن امروز مرا به ياد لوس آنجلس هم انداخت. بدترين شهری که
در عمرم ديده ام. درندشت و پرترافيک و وقت کش. فرودگاه اش
هم بدتر از شهرش.))



بعله ...از ده (( کون بده مقام ت بشه بالا)) نه هو گفته و نه هاي
يهويکي از لوس آنجلس بدش اومده انگاري که تو ناف پاريس
شانزدهم به دنيا اومده !!!!!!!!!!
خوب قرمساق کچل عوضي بوگندو ...من ميخوام ببينم حتي اگه
ترا از وسط مشهد هم که حساب کنيم ها با يه درجه تخفيف بهت!!
اساسا اين لوس آنجلس بيريخت بالاخره يه سر سوزني از مشهد
بهتر نيست و با ريخت تر نيست
شهري که مظهرش يه گلدسته و دو گنبد از طلاي خالص است و زير
همين سه دسته خر
مردمي ميان و ميرن که بزرگترين سوقاتي يعني مرض و کثافت و
کچلي و زخم زيل را از بوسيدن اون دسته خرها يکي پشت ديگري
به شهر و دهشان ميبرند به اضافه جنده خانه چيپ دست هشتي
که مشتي زن رضا پرست مقدس با بوي گند و چادر نمازهاي کثيف
اون دور و بر مي چرند و هي به فک و فاميل تو از ده ک ب م ب ب
صيغه ميرن
يعني سوزاک و سفيلس را پخش ميکنند
و نمونه اش هم تو که احتمالا سفليس مادرزادي آخوندي داري !!!

يعني ديگه لوس آنجلس از مشهد هم بي ريخت تره جاکش قرمساق ؟

و بعد ريده اي که :



((فرودگاه اش هم بدتر از شهرش. اين شهرهای بيقواره-بزرگ-شده محصول
دوره خاصی از تمدن بشری است که دير يا زود بايد از خيرش بگذرد. زندگی
در ابعاد کوچک انسانی تر است))


ببينم مرتيکه بي سواد ريدمان ميشه بگي منظورت از اين که بايد بشر
از خيرش بگذرد چيه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جاکش تو چگونه به خود اجازه ميدهي که براي (( بشر )) راه و چاه تعيين
کني مگر تو کي هستي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
البته که تو زندگي در ابعاد کوچک را دوست داري براي اين که وقتي ميائي
شهر سرگيجه ميگيري
تو ده شما کدخدا داريد و نه نه و آق جونتون و مشتي گري گوري مثل
خودت
تو شهر که ميائي يهوئي سرگيجه ميگيري مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دست آخر هم که سر لگن رفته اي که :



((زندگی در شهر بزرگ يا ميان خانه و اداره می گذرد و از شهر بی خبر
می مانی يا اگر مثل من ناگزير شدی از اين سر شهر به سر ديگرش
بروی بايد ساعتها در راه باشی. تماشاگر فقر و بی قوارگی و به هم
ريختگی و مردمی که ميان ساعتهای سنگين روز له شده اند. ))


خوب قرمساق خودت ميگي شهر !!!!! اينجا ده که نيست که تو يه
مشت گوسفند را با ني خودت برداري بري تو کوه و اول يکي دو تا
را بگائي يواشکي پشت تخته سنگ و بعد هم بشيني براي سکينه
دائي قزيت ني بزني تا غروب شه و برگردي بري تو رختخواب شپشوي
خودت سرت را زمين بگذاري البته بعد از يه آبگوشت چرب با پياز و
آروغ هات !!!!!!!!!!

خوب قرمساق شهر يعني اداره يعني ترافيک يعني سينما يعني
اپرا يعني رستوران
يعني بدو بدو جاکش دهاتي
در ضمن تو گه خوردي که براي مردم فقير اروپا و امريکا دل سوزي
کردي جاکش اينا همه شون فقير مادي هستند
تو مادرجنده فقير فکري و ايده اي لازم نکرده براي اونا دلسوزي
کني تو همون با يوروهاي هلندي سرتو گرم کن گه مفت نخور

البته قرمساق يادت باشه ها من خودم به شهرهاي بزرگ کلي ايراد
و انتقاد دارم
ولي انتقاد من از موضع يک شهر وند متمدن که خوب ميداند شهر
يعني چه و ده يعني چه ؟ است
نه مانند تو جاکش دهاتي که به صدقه سر مشتي فک و فاميل
روستائي عقب مانده خود به معروفيت و خير سر کچلت به
سر پرستي يت يک راديو براي ما رسيده اي !!!!

مهدي مادرجنده جامي ...بهت پيشنهاد ميکنم از راديو زمانه استعفا
دهي و بروي
هنگامي که دست به نابودي کسي ميزنم ابدا شوخي ندارم تو در
زماني که از دستت کاري براي مردم ايران بر ميامد رفتي با دشمن
مردم ايران
بنابراين نميگذارم بين ما بماني کارت را تمام خواهم کرد
خوشبختانه کساني را که گفته بودم تمام ميکنم و تمام کردم همگي
حي و حاضر جلوي چشمت هستند مگر نه ؟
ول کن برو تا يه تتمه آبروئي که جلوي مشتي مشهدي الاغ داري
از دست نرود
از ما گفتن ........................................................نانا

No comments: