Thursday, November 30, 2006





شاملو


به چرک مي نشيند
خنده
به نوار زخمبندش ار
ببندي

رهايش کن
رهايش کن
اگر چند
قيلوله ديو
آشفته مي شود

چمن است اين
چمن است
با لکه هاي آتشخون گل

بگو چمن است اين ٬ تيماج سبز ميرغضب نيست
حتي اگر
ديري است
تا بهار
بر اين مسلخ
برنگذشته باشد

تا خنده مجروحت به چرک اندر ننشيند
رهايش کن
چون ما
رهايش کن !

No comments: