Saturday, December 02, 2006



“A taste for truth at any cost is a passion which spares nothing”


ALBERT CAMUS


When the heart speaks, the mind finds it indecent to object


MILAN KUNDERA



با آهنگ ميخوام برم کوه بخوانيد


ميخوام برم بيت براي کشتن
تفنگ من کو بچه ها تفنگ من کو ؟

کشتار کنم من از بيت رهبر
تفنگ من کو بچه ها تفنگ من کو؟

اينا اگه گم نشوند کشته ميشوند
به دست ماها بچه ها تفنگهامون کو ؟
به دست ماها بچه ها تفنگهامون کو؟

رهبر مال من باقي مال شماها
کاترم لازم دارم بچه ها تفنگ من کو؟
کاتر بديد من بچه ها تفنگ من کو ؟

برگردان خلص بطريقه ناناي قاتل آينده رهبر مادرجنده يکدست
جاکش ترياکي نفرت انگيز بو گندوي اسلامي ايران .....نانا



براي الف


الف عزيزم با ايميل نميتوانم فارسي بنويسم به همين
دليل پنگليش نوشتن را دوست ندارم و بهمين دليل
گفتم برايت کمي راجع به اين حميد خان مير مطهري
بنويسم .

عرضم به حضورت که تو حتما اين بيژن ديزاينر معروف ايراني
را ميشناسي که يکي از گران ترين مزون ها را در بورلي
هيلز دارد که با وقت قبلي مشتريانش براي خريد ميروند و
خلاصه که خيلي معروف و خرپول است

اين بيژن برادر ناتني از مادر يکي حميد مير مطهري است که
از خانواده متوسط فقيري بودند
تا روزي که بيژن جوان در ايران اولين بوتيک قرتي قرشمالي
به سبک غرب را باز کرد و اگر اشتباه نکنم نامش را پلنگ صورتي
نهاد
و اين بوتيک و بوتيک هاي کنارش که به سرعت باز شدند کمي
الگانت غربي به تهران آوردند و اين بيژن که براي خودش ميشود
گفت لمپني بود استعداد خود را کشف کرد و براي (( ساختن ))
به شيوه امريکائي به کاليفرنيا آمد
و من مطمئن نيستم چگونه ؟ ولي حدس ميزنم به خاطر اين که
قيافه اي ژيگولي داشته مثلني با اين پيرزن ميرزن هاي شو بيزنس
هاليوود رفت و آمدي کرده و خلاصه شانس از خودش رقاصي تحويل
دادن را دريافت کرده و شده آقا بيژن معروف

حميد مير مطهري بردار ناتني او بود که به امريکا رفته و همان دور و
بر سينما ميخواند
انسان آرتيست به معناي ايراني آن بود که داشت ميزد که معروف
بشه
در جواني با بسياري از اهل ادب ما در ايران دوست بوده و هنگامي
که بازگشت از طريق همين قرتي پرتي هاي دور و بر قطبي به
تلويزيون رفت و کار جديد (( دوستت دارم دوستت دارم )) را ارائه
کرد
و در حالي که سراسر جامعه سياسي ايران برشت و بکت را
در چشم و چال خود ميفشرد او شروع به شناساندن هارولد پينتر
کرد در کانال دوي تلويزيون ايران

ميتوان گفت برايش خوش درخشيد ولي دولت مستجعل بود

در ايران در دار و دسته شري خاقاني که گوينده کانال دوم بود
بود و فرخ اندوز و مريم خموش اينها
اوائل که به امريکا اومده بودم در يک ميهماني در خانه فرح اندوز
و مريم خموش در مريلند ملاقاتش کردم
يادمه اون ميهماني برايم به شدت سوررئال بود هم فضا هم
ميهمانان
يادمه يک خانه بزرگ در مريلند بود که تمامي دکوراسيون غربي
و فرح اندوز و زنش دو گربه بسيار زيبا داشتند که نام يکي را
هيلتون و يکي را شرايتون گذاشته بودند !!!!
و تمامي ميهمانان از هنرمند هاي اکنون از وطن گريخته بودند
که از ياپي ها حساب ميشدند يعني سير و مرفه
نه هنرمند گدا گشنه دست به دهان
و هنگامي که براي رفتن به دستشوئي از کنار اتاقي ميگذشتم
بر ديوار اتاق عکس هائي با شکوه از شاه و فرح ديدم که انگاري
اينجا يه ويلاي تيمسار دسته خر در ايران زمان شاه است !!!!!
و هنگامي که از دستشوئي باز گشتم و ميان ميهمانان نشستم
خاطرم است خانمي با حسرت از ايران ميگفت و همگي با کله هاي
گرم سر به شماتت تکان ميدادند و اظهار عشق هاي غم انگيزي
راجع به عشق خودشان به ايران ميکردند
و من با خودم گفتم :
- اينان تا روزي که بميرند به ياد آن لاست پاراديس خواهند بود بدبختها
گروهي هنرمند مثلني بورژوائي و مدرن غربي که تلاشي هرچند
ابلهانه براي آوردن چيزي نو به ايران کردند و همگي مانند بسياري ديگر
مردار شدند .

به هر حال همون اولها از ايران رفت و هنوز فکر کنم در لوس
آنجلس است
شايدم زير - شلوارهاي کت و شلوارهاي مزون داداشش را داره
پس دوزي ميکنه الان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نانا



براي تيوب رز


ميگن چه نانائي بود کز تيوب رزي کمتر بود ........نانا


PAUL VERLAINE 1844-l896


با اجازه تمامي کساني که دستي در شعر دارند
اينجانبه تصميم گرفتم که يکي از زيباترين شعرهاي
پل ورلن را برايتان ترجمه کنم و سعي بي حاصل خود
را براي شکل شعر دادن به آن حفظ کنم اگرچه ميدانم
استعدادي در اين زمينه ندارم
ولي تلاش خود را ميکنم
نام اين شعر جلسه عاطفي (sentimental colloquy) است و در آن دو روح
در پارکي با يکديگر گفتگو ميکنند ...........نانا




در يک پارک قديمي يکه و تنها و گسترده
دو فرم لحظه اي پيش گذشتند

چشمانشان مرده و لبهايشان به سختي مي جنبيد
و به زحمت ميتوانستي سخنانشان را بشنوي

در پارک قديمي متروکه که اکنون به سرعت يخ ميزد
دو شبح گذشته خود را فرا خواندند

- تب و تاب و شعف کهنه را به خاطر مياوري ؟
- چرا ! ميتواني برايم برش گرداني ؟

- قلبت هنوز ميتپد هنگامي که نام مرا ميشنوي ؟
روح من هنوز در اوهام تو ميايد ؟
- نه

- آه ..روزهاي گذشته ٬ چه شادي هائي را بايد ديده
باشند هنگامي که لب هاي تو به لب هاي من پيوست !
اگر اين گونه بود

- چه آبي بود آسمان ٬ و اميد ما چه روشن !
- اميد به درون شب درهم کوبيده شد

علف و چمن مرده قدمهايشان را به جلو ميبرد
و تنها شب ٬شنيد کلماتي را که آنان گفتند .
سم !!!!


شخصي به نام جيسون لي ستيورتز بنا بر گفته راديو فردا
در نشنان ريويو مطلبي نوشته تحت عنوان (( آيا ايران را
ميشود مهار کرد )) به دليل نزديکي فکري با نويسنده
اين مقاله تصميم گرفتم برايتان تمامي اين مقاله را کمي
بشکافم



((برنامه هسته ای ايران - ايران

جیسون لی ستیورتز می گوید اگر ایران حتی فقط یک بمب اتمی تولید کند،
خطری وحشتناک و بی سابقه دنیا را تهدید خواهد کرد
آیا ایران می تواند مهار شود؟ آرش البرزی


مجله آمریکایی نشنال ریویو در شماره ماه اکتبر خود مقاله ای درباره بحران
هسته ای ایران و تاثیر آن بر « تروریسم هسته ای » منتشر کرده است.


جیسون لی ستیورتز، عضو شورای سردبیران این مجله، در این مقاله جمهوری
اسلامی مجهز به بمب اتمی را بسیار خطرناک تر از اتحاد جماهیر شوروی در
دوره جنگ سرد می داند و درباره خطر مسابقه تسلیحاتی در خاورمیانه و
تروریسم هسته ای هشدار می دهد. ))



شک ندارم که ديدگاه غالب در هيات حاکمه کنوني امريکا همين نظر است
زيرا منشا نظر بسيار رئال از مشاهدات اسرائيل از خاورميانه ميايد
و توسط لابي هاي يهودي هم تا بن و پي جمهوري خواهان و هم دموکراتها
رسوخ مينمايد والسلام


((ایران شوروی نیست

جیسون لی ستیورتز می گوید در مورد خطرناک بودن ایران اتمی دو نظر
وجود دارد. طبق نظر اول که نویسنده از آن دفاع می کند، اگر ایران حتی
فقط یک بمب اتمی تولید کند، خطری وحشتناک و بی سابقه دنیا را
تهدید خواهد کرد.

نویسنده می افزاید طبق نظر دوم، دشمنان خطرناک تری از ایران مانند
اتحاد جماهیر شوروی وجود داشته اند، ولی ایالات متحده با موفقیت
توانسته است این کشورها و سلاح های هسته ایشان را مهار کند. ))




خوب اي داغتان به دلم مانده ها اينجابيت وين د لاين همان نظر من
است و آن عدم آشتي نو و (( کهنه )) است
يعني اگر اتحاد جماهير شوروي کمونيستي قرمز يک پارچه دشمن
ما بود آن زمان ولي از خودمان بود يعني شهر وند متمدن
اينان چادرنشينان مادرجنده صدر اسلامند مگر قولشان قول است که
اعتمادي به ان بشود کرد
اينان مردان را کشته زنانشان را عليرغم نفرت اين زنان از خودشان به
زني ميگرفتند
مگر اينان اخلاق دارند و يا به پرنسيپي معتقدند که بشود بهشان
اعتمادي کرد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



((نویسنده با یادآوری بحران موشکی کوبا در دوره کندی- خروشچف،
می گوید این امکان وجود داشت که اگر در آن زمان افراد دیگری در
راس حکومت آمریکا قرار داشتند، دستور بمباران کوبا را صادر کنند.
سپس نویسنده می پرسد بعد چه اتفاقی می افتاد؟ آیا باز هم
خروشچف قابل مهار بود و یا اینکه دنیا به پایان می رسید؟


" فرض کنیم که رژیم خود را در معرض سقوط حتمی ببیند، آیا احتمال
استفاده از سلاح هسته ای برای انتقام گرفتن قبل از پایان تلخ
وجود ندارد؟"


جیسون لی ستیورتز می افزاید آیا فرض قابل مهار بودن شوروی
می تواند درباره ایران نیز صادق باشد؟ به گفته وی در ابتدا باید
ببینیم ایران را از چه عملی می خواهیم بازداریم.

وی می نويسد: « تصور کنيم ایران درگیر جنگ کنوانسیونی با آمریکا
باشد و یا در آستانه انقلابی داخلی قرار گرفته باشد که تصور می کند
ایالات متحده در راه اندازی آن نقش داشته است. حال بیاییم و فرض
کنیم که رژیم خود را در معرض سقوط حتمی ببیند. آیا احتمال استفاده
از سلاح هسته ای برای انتقام گرفتن قبل از پایان تلخ وجود ندارد؟ »))



آ ...بار ..ک ..الله که اينا رو خوب شناختي آخوند جماعت ميگويد ديگي که
براي من نجوشد بگذار سر سگ در آن بجوشد
ايران را به هر شکلي که خواستند در آوردند و ريده مان کامل به ان زدند
و مردمش را رواني کردند
زيرا جز با خرافات اسلام فاندمنتال نميتوانستند حکم برانند
و همه بايد مانند آنان ميشدند
بنابراين آري که بمب را هر کجا بخواهند و آيه برايشان از چاه جمکران
برسد خواهند انداخت صد البته که خواهند انداخت !!!!!!



((قمار هسته ای

نویسنده می نویسد فیدل کاسترو از خروشچف خواست که در صورت
بمباران کوبا توسط آمریکا، سلاح هسته ای علیه ایالات متحده به کار
گیرد، هرچند می دانست که معنای چنين خواستی، نابودی
جزیره اش است.

نویسنده مجله نشنال ريويو با یادآوری اين نکته که کاسترو « بی دین » بود،
می پرسد: « چه اتفاقی خواهد افتاد اگر در مقابل ما مردانی باشند که
فکر می کنند می توانند به قدرت الهی تکیه بزنند. »



نویسنده می پرسد آیا فکر می کنید که این افراد یعنی رهبران ایران
مانند خروشچف قابل پیش بینی هستند؟ آیا عاقلانه است تا زندگی
میلیون ها نفر را بر سر پاسخ به این سوال به قمار گرفت؟ ))



بعله ...ابدا عاقلانه نيست و بايد با از بين بردن جانيان اسلامي ايران
به کل قمار خاتمه داد و ميز را هم برسرشان خورد و خاکشير کرد پريود



(( بالا گرفتن مسابقه هسته ای در خاورميانه نتيجه ای جز آسان تر کردن
تروريسم ندارد.

نويسنده مجله نشنال ريويو
ستیورتز در ادامه مقاله خود، به نقل از اشتون بی کارتر از مدیران پروژه
دفاع پیشگیرانه از دانشگاه هاروارد می نویسد سلاح های هسته ای
ایران از راه های گوناگون می تواند به دست تروریست ها برسد بدون
آنکه نیازی حتی به امضای آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی
باشد.

وی، سپس و به عنوان مثال به برخی از این راه ها اشاره می کند:
« فروش سلاح هسته ای در بازار سیاه توسط یک دانشمند ایرانی
فاسد، شبیه همان کاری که عبدالقدیر خان پاکستانی انجام داد،
قدرت گرفتن طیف های افراطی در دولت آینده ایران، از دست دادن
کنترل بر سلاح های هسته ای در انقلاب آینده ایران و انتقال و یا
استفاده خودسرانه از سلاح های هسته ای توسط یکی از رهبران
سپاه پاسداران."))


اين سخنان هم به اندازه کافي رک و گويا و جر واجر هست که نيازي
به جر واجر اين کمينه نداشته باشه ولي
اگر به اول مطلب دقت نانائي کنيد به پروژه دفاع پيش گيرانه اشاره اي
شده است اين دفاع پيشگيرانه پوليتيکلي کورکت همان حمله است !!!
يعني حمله به ايران !!!!!


((بی فایده بودن تضمین امنیتی

جيسون لی ستيورتز مدعی است که ایران به همسایه های غیر فارسی
زبان خود « نگاهی تحقیر آمیز » دارد و رهبران این کشور خود را طبیعتا
قدرت غالب منطقه می دانند و به همين دلیل کسانی که می گویند
واشنگتن با دادن تضمین امنیتی به ایران می تواند این کشور را متقاعد
سازد که از جاه طلبی های هسته ایش دست بردارد، اشتباه می کنند. ))




اين جا هم همان نظر مرا که کساني که به نرمش با ايران معتقدند گه ميخورند
با هفت جد و آبادشان را بروي قلمش جاري کرد !!!!!!!!






((از نگاه نویسنده این مقاله، دستیابی به سلاح هسته ای امید به تغییر رژیم
را از بین می برد، زیرا آمریکا تن به این خطر نخواهد داد که خود یک قدرت
هسته ای را سرنگون کند و از سوی دیگر ستیورتز استدلال می کند که
پیامد مهم تر دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای آن خواهد
بود که این رژیم جسارت بیشتری برای سرکوب نیروهای دمکراتیک
داخلی می یابد. ))



اميد به تغيير رژيم را از بين ميبرد !!!!!!! برو بابا کجاي کاري اينان با همين
بمب هسته اي نيمي از اروپا را هم با وحشيگري و قتل عام مردم خواهند
گرفت
مگر همين اکنون قوروم قوروم قرمساق حزب الله در لبنان بلند نشده است
با مشتي گري گوري عقب مانده گوسفند هي ميروند و آتش ميزنند و فتح
ميکنند
مگر يک بار اون ابتدا مبتداها نکردند ؟ يه نيگا به معماري اسپانيا بکنيد
تا درک کنيد چي ميگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



((تروریسم بدون امضا

نویسنده در ادامه مقاله خود به پیامدهای منطقه ای فعالیت های هسته ای
ایران پرداخته است.

به گفته وی، چند هفته پیش مصر به طور ناگهانی از علاقه خود به انرژی
هسته ای سخن گفت. این امر به نوعی می تواند پاسخی به غنی سازی
ایران تلقی شود و توقع می رود که عربستان سعودی و ترکیه نیز به همین
نحو عمل کنند.

نویسنده معتقد است آنچه مایه نگرانی است آن است که بالا گرفتن مسابقه
هسته ای در خاورمیانه نتيجه ای جز آسان تر کردن تروریسم ندارد.

وی می افزاید: « بمب های کره شمالی و پاکستان بر اساس طرح چینی
ساخته شده و بمب های آینده ایران نیز بر پايه چنین طرحی ساخته خواهد
شد. »
جیسون لی ستیورتز سپس از اين پيش بينی نتيجه می گيرد که شباهت
تمامی این بمب های اتمی، تشخیص این امر را که منبع اصلی بمب از
کدام کشور بوده ، بسیار دشوار می سازد و زمانی که تروریست ها
بدانند که می توانند به طور ناشناس از سلاح هسته ای استفاده کنند،
دلیل کمی وجود دارد که به این عمل دست نزنند. ))


اين بخش هم که بحد کافي روشن و جر واجري بود ولي من به شکل
صد درصد با نويسنده مقاله موافقم

باز هم ميگويم بودن بمب در دست کشورهائي که سيستم هاي
حکومتي دموکراتيک دارند بحثي است جدا
و بودن آن به دست ديکتاتورها بحثي کاملا جدا

در حکومت هاي دموکراتيک هر اندازه فاسد چک و بالانسي است که
يک نفر و يا يک گروه نميتواند برمبناي غرايز شخصي خود يا ايده ئولوژي
شخصي خود بمبي را بر سر يک کسي که دوست ندارد بيندازد
از يک منطقي کارشان پيروي ميکند همين

ولي ديکتاتورها بخصوص از نوع هيولاهاي ما يعني خميني و خامنه اي
مادرجنده را نميشود کسي چک و بالانس کند

اگر چک و بالانسي بود همان روزهاي ابتدائي که شروع به اعدام جوانان
زير سن قانوني در اوين کردند بايد گزارشگران حقوق بشر بر عليه اينان
اعلام جرمي دهد که دولتشان را ساقط کند مگر نه ؟
ولي چک و بالانس نبوده نيست و نخواهد بود
تا روزي که اين رژيم نفس ميکشد والسلام

اين رژيم نفس کشيدنش سمي است بسيار خطرناک که تمامي هواي
جهان را آلوده ميکند
و بايد اين دهان را ببندند که ديگر نفس نکشد دوستان همين ........نانا


متهمان به قتل قاضی مقدس


جرواجري يک حادثه مطلقا جنائي و انتقامي و نتيجه گيري
غيره منتظره از آن !!!!!!ميدهم


با درود بر تمامي دوستان گرامي اخبار امروز را با خبري از بي بي سي
برايتان شروع ميکنم که مربوط ميشود به چگونگي سقط کردن يک
مادرجنده فرد اعلاي رژيم مادرجندگان اسلامي يعني قاضي جاکش
مردمان ايران از جمله اکبر گنجي

اين دو فردي را که محکوم به اعدام کرده اند عمو و برادر زاده هستند
شبي در هاشم آباد تهران که من نميدانم کجاست با چند فرد ديگر
و يک (( خانم )) دستگير کرده و به شلاق و ششصد و پنجاه هزار
تومان جريمه محکوم ميکنند

خشم اين دو از اين عمل به اندازه اي بوده که براي انتقام تصميم به
کشتن يکي از مسئولان اين عمل ميگيرند و چون به او دست رسي
نداشته اند يکباره گي شيطان به خواب رفته وجودشان ميگويد :
- چرا قاضي مقدس جاکش را نه ؟
و يکي از آنان اين قرمساق ديوس جنايتکار را که قاضي اسلامي است
و بايد تمامي صفات پليد را داشته باشد که به قضاي اسلامي وارد
شود سر چراغ قرمزي در خيابان بخارست تهران به درک واصل ميکند

و گاو کش با موتور هونداي اون يکي در رفته و چون کسي آنان را
شناسائي نميکند بعد از سي و سه روز به دوبي رفته و کاري بسيار
ابلهانه ميکنند که تنها همين کار نشان دهنده حماقت اينان است و بس

تصور ميکنم در آن سي و سه روز در تهران به کله شان ميرسد که
چرا به دوبي نروند و خود را به سفارت امريکا مخالف رژيمي که يکي
از مهره هاي اصلي را کشته معرفي ننمايند و پناهندگي و رفتن به
امريکا را براي خود گارانتي نکنند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اين عمل را کرده و پس از اين اقدام همانجا جلوي سفارت امريکا
هر دو دستگير و به ايران بازگردانده شده و با تشخيص !!! وزارت
اطلاعات رژيم جانيان غير سياسي و تنها با انگيزه انتقام ...شناخته
شده و اکنون محکومشان به مرگ کرده اند
زيرا برادر زاده گويا سابقه بانک زني آدم کشي و گروگان گيري مفصلي
در پرونده اش دارد ( شما را ياد بسيجيان نمي اندازد !!!!)

نتيجه نانائي از اين ماجرا اين است که دو مادرجنده از خوداينان که به
دليل شايد بي بند و باري مرخص شده بوده اند به جان يک مادرجنده
از خود اينان که قاضي مقدس !!!! ( ريدن به مفاهيم را به شکل
سمبوليک که داريد ؟؟؟؟؟؟؟) باشد افتاده و سگ کشي به راه
انداخته اند
و براي ثبوت از خود اينان بودن همين دو نفر هم بس که تصور کرده اند
که امريکا نيز مانند ايران کشوري است که هرکي هر ادعائي بکنه
به شرط اين که گردن کلفت و زور مدار باشه همه باور ميکنند !!!!!!!
اين دو خاک بر سر عقب مانده نميدانستند که سرمايه داري (( پرنسيپ ))
خود را دارد
اگرچه ممکن است از در عقب سفارت امريکا در دوبي اگر ميرفتند و کسي
آنان را نميديد کارشان راه مي افتاد
ولي اينان از در جلو رفته و به عنوان دو قاتل تروريست از امريکائي که
اکنون با تروريست ها ميجنگد تقاضاي پناهندگي کردند!!!!!! و اين شک
را هم در دل باقي مامورين سيا در سفارت انداخته اند که جمهوري اسلامي
برايشان (( تله اي )) فراهم کرده !!!!!!!!!!!!!!!!!!

و در اين بازي سياسي حاکم اين روزها سفارت امريکا هم به همان
دلائل بالا که من گفتم - جنس بد را براي بيخ ريش صاحب مادرجنده اش
پس فرستاده و يک انگشت وسط هم به آنان نشان داده !!!!!


خوب نتيجه اي که من از تمامي مطلب و شکافتنش برايتان ميخواهم
بگيرم ابدا ربطي به مسائل بين امريکا و رژيم مادرجندگان اسلامي ايران
ندارد
بلکه مستقيما و به شکل((ناب نانائي )) به خودمان يعني مردم ايران
باز ميگيردد

از پرسپکتيوي که من نگاه ميکنم اين دو نفر نماينده فکري و ذهني
تمامي مردم ايران در اين لجظه تاريخي هستند
مردمي که به اندازه اي شلاق خورده و تجقير شده و جريمه داده و
زخمي شده و قرباني داده و در برابر تمامي مظالم و ستم هاي
اينان تنها دندان به هم فشرده و سکوت کرده اند همگي در ذهن هاي
خود قاضي هاي مقدسي را براي کشتن نشان کرده اند بي هيچ
برو برگرد
اگر به وبلاگ دوست خوبم تيوب رز که لينکش را گذارده ام رفته و
به يک ويديوي رهائي زن راجع به اعترافات وحشتناک زندانيان سياسي
اينان نگاه کنيد
در بخشي يک زن کرد ستم کشيده قتل عام ديده زنداني اينان شده
راجع به سرد خانه اي در سنندج سخن ميگويد که در يخچال سردخانه
از فشار جسدهاي تکه پاره شده مردم بسته نميشده

همگي اين افراد بي جان در آن سردخانه از خانواده اي بوده اند مگر نه؟

و يک فاميل براي تک تک آن جنازه هاي تکه پاره تا همين اکنون عزادار
هستند زيرا تمامي کساني که اين رژيم کشت فانوس هاي نفت داري
بودند که رژيم مادرجندگان اسلامي ايران فوتشان کرد
و بي هنگام خاموششان کرد
همين براي انباشت کوهي از انتقام در قلب تک تک ما کافيست

خامنه اي مادرجنده يکدست بي شرف ...اگر از مردم ايران خوني
بريزي و با آرامش قدرت را به مردم منتقل نکني

کنار تمامي جوي هاي خيابانهاي تهران و شهرستانها نه تنها خودتان
بلکه تمامي کساني که نام فاميل شما را دارند از بزرگ و کوچک
و نوزاد رديف کرده و مانند گوسفند سر خواهيم بريد

ابدا اين حرف گوز مفت نيست زيرا اگر به ميزان انتقام دو عنصر رجاله
از خودتان که همين دو مادرجنده باشند فکر کني

برو تو بحر ميزان و انباشت ميل انتقام در ميليونها مردم ايران که يا
خودشان را نيمه نصفه کشته ايد و يا داغدارشان کرده ايد

براي دادن يک معيار به تنها دست سالمت به مردان و زنان چهل پنجاه
ساله اکنون مجاهدين فکر کن که در زندگي از شباب چيزي
نشناخته اند جز در بدري کشتار و ظلم از طرف شمايان به خودشان

مادرجنده ترياکي گورت را گم کن نميداني چه نفيري دارد نفرتي که
با زمان وسن در انسان تلطيف نشود و همراهش بيايد
من خود يک نمونه ....................................................نانا

Friday, December 01, 2006



حافظ

شربتي از لب لعلش نچشيديم و برفت /روي مه
پيکر او سير نديديم و برفت

گوئي از صحبت ما نيک بتنگ آمده بود/ بار بر بست
و بگردش نرسيديم و برفت


براي تيوب رز عزيزم .......نانا



Evil is the product of the ability of humans to make abstract that which is concrete

JEAN-PAUL SARTRE



But in the end one needs more courage to live

than to kill himself

ALBERT CAMUS




Optimism is the opium of the people



MILAN KUNDERA


اين رفيق من
که خيلي سرش ميشه و حرفهاش
را هميشه تقريبا قبول دارم يه وبلاگ درست کرده که
تنها اشکالش به زبان انگليسي بودن است وگرنه که
سخنانش که عاليست
اگر دوست داريد حتما سري به او بزنيد
در ضمن نتوانستم در کامنت گيرت کامنتي بگذارم
مردم از دست اين قرتي بازي کامنت گير هاي شما
که جون آدمو بالا مياره ورپريده هاي تيکه تيکه شده ها....نانا

من نميدونم چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نانا
























به به به ....که چه فلامينکوئي براتون برقصم ورپريده ها.......نانا
بحر !


با الدرود و السلام بر التمامي الدوستان

جانم برايتان بگويد يه چند بچه خبر براتون دارم که بد نيست
بنويسم

عرضم به حضورتان که گويا اين مردک امريکائي نماينده که
مسلمان است و اولين مسلمان است که به کنگره امريکا
ميرود مادرجنده درخواست کرده که موقع قسم خوردن به
قران قسم بخورد

اگرچه من شخصا ريدم به قران و انجيل و توراه همه با هم
ولي واي که فرياد برخيزيد که اين مسلمان بي حيا !!!! به
چه جراتي ميخواهد در قانون اساسي ما دخالت کند و واي
بگيريد و ببنديد و بکشيد و خلاصه سليطه بازي بخصوص از
طرف کليمي هاي دنياي خبر که حسابي جهود بازي در
آورده اند که بيا و ببين
انگاري جاکشا انجيلشون بر حقه و قران مسلمانان نا حق !

اين از اين

دومي اين است که قراره چهار شنبه آينده گزارش جيمز بيکر
بيرون بيايد
ديشب بوش ميگفت - من کاري با گزارش ندارم تا پايان اين
دوسال با برنامه هاي خود خواهم رفت و کلي کارشناس هم
ميگويند حتي اگر اين گزارش برخورد سخت را با ايران نامطلوب
بشناسد بوش کار خود را خواهد کرد

و از خبرهاي جالب براي من البته !!! اين بود که دو سه روز
پيش شش امام جماعت مسلمانان مادرجنده داخل امريکا
که براي شرکت در کنفرانسي راجع به اسلام به واشنگتن
دي سي رفته بوده اند و هنگام بازگشت به فونيکس و کلرادو
همگي با هم مدتي در فرودگاه نشسته و چون موقع اذان
ظهر ميشود ميروند گوشه خلوتي گير آورده و شروع به خوانده
نماز شش تائي ميکنند که يکي از اين امام جمعه ها هم يک
مرد کور است
به هر حال اين عملشان کمي براي مسافران ديگر حيرت آور
بوده و سپس هنگام سوار شدن به جمبو جت دو نفرشان
در فرست کلاس و دو نفر در ميانه و دو نفر در ته ته هواپيما
مينشنند
و اين شکل نشستن که گويا شيوه عطا و دارو دسته اش بوده
در ماجراي برج هاي دوقلو
به شدت سو ظن مسافران و خدمه را فراهم ميکند بخصوص که
يکي از فرست کلاس براي خود شيريني برميخيزد و به ته ته
ميرود و ازآن امام مادرجنده کور ...ميخواهد که جلو راحت تر
است و اگر دوست دارد جايش را با او عوض کند
و اين عمل به قدري براي همه ترسناک بوده است که هنوز
به صندلي فرست کلاس خود بازنگشته دو پليس گردن کلفت
وارد هواپيما شده و با تاني بدون اينکه حتي ظاهرا به اين
شش نفر نگاه کنند به ته هواپيما رفته و همانجا مي ايستند
و ناگهان ده ها پليس وارد شده و يکراست به سراغ اين شش
امام ميروند و همگي را دستنبد زده و ميبرند يکي از اينان
ميگفت - من خوابم برده بود و ناگهان از خواب پريدم و از پنجره
که نگاه کردم ديدم تمامي دور هواپيما با هزاران ماشين پليس
محاصره شده است !!!!!

به هر حال همه را به اف بي آي داخل فرودگاه برده و مو را از
ماست کشيده و هنگامي که متوجه ميشوند که اينان از امامان
جماعت ميانه روي اسلامي هستند همه را ول کرده ولي حتي در
برابر درخواست آنان که هواپيمائي يافته ما را عازم کنيد هم به
آنان ميگويند - اين کار ما نيست خودتان برويد و پيدا کنيد !!!

و اين پنج بينا و يک کور به فرودگاه برگشته و از خط هواپيمائي
ميخواهند که ترتيب سفرشان را بدهند و خط هوائي پاسخي
چنين ميدهد :
متاسفانه ما قادر به حمل شما نيستيم و دستور داريم شما را
با اين خط نگذاريم سفر کنيد !!!!
و وقتي يکي ميگويد که بابا جان حداقل از خطوط هوائي ديگر
برايمان جا گرفته و ما را عازم کنيد
طرف ميگويد کمي صبر کن و ميرود و پس از مدتي بر ميگردد
و ميگويد :
- متاسفانه حتي اين کار را هم برايتان نميتوانيم بکنيم !!!!

اينان حقيقتا ميانه رو بودند اولا همگي کت و شلوار و کراوات
و تر و تميز بسيار قيافه هاي سمپايتک روشنفکري داشتند

خوب با اينا اين ميکنند واي به اون ريخت بد ترکيبها مثل احمقي نژاد


و اما جانم برايتان بگويد که در گويا نيوز شخصي اين مطلب را نوشته :


((مذاكره با آمريكا بر سر عراق برای ايران خطرناك است، گفتگوی
مريم انصاری با هوشنگ اميراحمدی، صدای آلمان))


به جان مامانم نميدانم اين هوشنگ امير احمدي کي هست ؟ ولي
مدتها قبل مگر من به شما نگفتم که اگر ايران مسئوليتي در برابر
اوضاع عراق به عهده بگيرد با توهم اين که قوي است و نفوذ دارد
در حقيقت گردن مينهد به اعتراف اين که کثافت کاري و برادر کشي
در عراق راه انداخته .
اين ابلهان رژيم مادرجندگان اسلامي ايران همواره کدو را نمي بينند
و ... را ميبينند
خوب اي خاک تمامي عالم بر سر شما کثافتان ابله دهاتي که مانند
دهاتيان زمخت و نره خر و همزمان احمق و ابلهيد خوب جاکشها
تمامي جهان براي اين ششصد هزار کشته تا حال عراق شما
مادرجندگان را سرزنش خواهد کرد
حتي با وجودي که نيمي اش را القاعده کرده
کسي دستش به بن لادن نميرسد
ولي به شما که ميرسد تفاله هاي رجاله

گورتان را گم کنيد - سرنوشتي در انتظارتان است که حتي از فکرش
ته ته ته ته دل من غنجي از خوشحالي ميزنه

ديگه برو تو بحر اونائي که بهتون تو ايرون نزديک تر هستند !!!!!! نانا