Friday, April 06, 2007



خبریست با عکس از بی بی سی که نیازی به
تحلیل ندارد........................نانا



((طلبه های یک مدرسه اسلامی در اسلام آباد پاکستان هزاران
دی وی دی، کاست ویدیو و سی دی موسیقی را که به باور آنها
غیر اسلامی بوده، آتش زدند))


شقایق عزیزم


نمیدونم به نظرم میاد یا واقعا نوشته هات فرق کرده ؟

در نوشته هات یک جوشش و شور مشاهده میکنم که
برام خیلی خوشاینده

میدونی عزیزم سختی ها اگرچه ما را فرسوده میکند ولی
دست و پنجه نرم کردن با آنها اصل بقا است مگه نه ؟
برایت روزهای شاد و پر موفقیت پیش بینی میکنم
زیرا قوی هستی و فهم و شعور و درک لازم را داری
ومن به تو افتخار میکنم ........................نانا


بعله ...این هم آخرین عکس سوراخ باکره
که در کوه ها و جنگل های بوشهر !!! از
خودش گرفته
و باز هم اون وی معروف هکذا را وسط لنگ
خود نیگر داشته تا مهندس پیر اوکرائینی
از دیدنش ذوق زده شود و او را بالاخره یک
(( مرد )) به زنی گرفته و یک شهر را از گفت
و گو در باره این سوراخ عظیم که چون سیاه
چاله کهکشانها ...توجه همه را به خود
مشغول کرده

بخصوص توجه علی هزار کس و شعر گفته و
ساتگین مثلنی متفکر !!!!!!!!!!!!!!!!!!

باقی برای بعد جانم نه فدایتان و باقی ولی
بقایتان ..................................نانا جووووون

عکسی از مراسم اهدای ملکه بوارکتیان !!!!
( از فعل بواکرت میاد )
مهناز پیس اف شت و .......................نانا

عکسی از بیست و شش سالگی سوراخ
باکره بوگندوی متعفن ................نانا

لوگوی پشت پنجره اطاق پیس اف شت
که رو به خیابان است هم در شیراز هم در
شوکا و هم در شارلوت !!!!!!!!!!نانا


باغ و گلستان بوگندوئی که سوراخ
باکره ارائه میدهد ...پیف پیف ....نانا

سوراخ باکره در شب عروسیش
و فرستادن یکی از آقایان !!! دور
و بر برای سرویسی به سوراخ
هاکذا ......................نانا
شیرین خلی !!!!!


نیک آهنگ داغت به دلم مانده نوشته ای :


((اشاره خوب علیرضا حقیقی به مساله برابری شهروندان خارجی و داخلی
دیشب که با علیرضا گفتگو می‌کردم، چند نکته جالب را مطرح کرد. نکته
ویژه، این بود که چرا کسانی را که می‌توانیم در داخل آزاد کنیم، به فراموشی
سپرده شده‌اند؟ چرا دستگاه سیاسی ایران که می‌تواند روی آزاد کردن
معلمین تاثیرگذار باشد، کاری نکرده و تعداد زیادی از معلم‌ها هنوز در بند
هستند، بی آنکه اتهام‌های جاری و مستعمل ارتباط با ان.جی.او. های
خارجی به پرونده آنها بچسبد؟

مطمئنا اگر احمدی‌نژاد مشکل معلم‌ها و کارگران را حل کند، ثابت خواهد
کرد مردمی است...آیا می‌تواند؟))


گاهی تو وسط کار سخنانی میگوئی که مرغ مرده در ماهی تابه شروع
به قاه قاه خندیدن میکنه !!!!!!!!!!
حقیقتا من درک نمیکنم که بعضی مواقع چگونه این افکار به کله
تو میرسه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جانم برات بگه نمیدونم این علیرضا کی هست ؟ ولی اگر میخواهید
راجع به پرونده سازی برای مردم سخن بگوئید من فکر کنم بهتره بروید
و از امیر انتظام و بیست و هفت سال قبل شروع کنید و بیائید جلو
تا برسید به معلمان بدبخت فلک زده ایرانی که از نظر سطح زندگی
به شکل کارگران هستند و بس
عمله فکری هستند و همه درگیر هشت و نه نان شب والسلام

مرد حسابی کار این کثافت کاری ها و دربند کشیدن ها و حق مردم
خوردن ها از کار گذشته

اونوقت نمیدونم خودت یا علیرضا ....سخن از حل مشگل معلمان و
کارگران میکنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به والله که شیرین خل هستید هر دو .........................نانا
زوال ژاکوبن های اسلامی !!!!!



الهم صل علی گه باران به الدهان الرهبر الیکدست
جمهوری الگه الاسلامی الایران الفلک الزده.. خبری
را برایتان مینویسم

جانم براتون عرض کنه که دیشب یک برنامه سخن رانی
در جائي دیدم که در آن سخنرانان یکی نوت گینگریج بود
از ریپابلیکنها و یکی ماریو کومو معروف بود از دموکرات ها
و سخن بر سر خروج از عراق و باقی قضایا بود

هر دو در پایان سخنرانیشان و مذمت جریانات عراق و
پایان یافتن اشغال عراق هنگامی که به ایران رسیدند
گفتند
- ایران را به هر حال باید وادار به اطاعت کنیم
و رژیم ایران ربطی به شرکت ما در کشوری که آلردی
جنگ داخلی شروع شده است ندارد

نوت گینگریج گفت :

- ایران را با ممنوع کردن ورود بنزین به آن میتوانیم ظرف سه
هفته وادار به تسلیم کنیم بدون حمله نظامی

زیرا ری فاینری های داخل ایران پاسخگوی نیاز بنزین نیست و
دولت سقوط میکند

ماریو کومو هم بسیار جدی گفت که ایستادن ایران در برابر جهان
دیگر ماجرای این حزب و آن حزب داخلی امریکا نیست مساله ای
جهانی است که باید به آن برخورد بسیار جدی کرد


بفرمائید این هم دو نگاه به مساله ایران و این که دیگر راهی ابدا
و مطلقا و اساسا برای این جانیان باقی نیست
محاصره کامل است
در تنبان های خود ریده اند

و بالاخره با حقیقت تلخ زوال خود روبرو شده اند .................نانا


مسابقه خوک ها !!!!!


با درود بر تمامی دوستان و همفکران گرامی پست های امروز
را میخواهم با مطلبی تحلیلی !!! در مورد مسابقه خوک ها
برایتان بنویسم و ربطی به ماجراهای اخیری که در وبلاگم به
آن اشاره های فراوان کرده ام

جونم بگه خدمت شریف تمامی شما که در امریکا انواع و اقسام
مسابقه های سگ دوانی و موش دوانی و کره خر دوانی و بگیر و
برو تا خوک دوانی در جریان است

از روز نخست برای من تربیت خوک برای شرکت در این مسابقه
به شدت جالب بوده تا روزی که رمزش را دریافتم

یک شخص ـ مزرعه خوک دار -که علاقمند به شرکت خوک هایش در
مسابقه
است ابتدا برای تعلیم خوک ها در مزرعه اش یک زمین مسابقه
ایجاد میکند و سپس با دستگاهی الکترونیکی مثلا گوشتی یا موادی
که خوک خیلی دوست دارد به فاصله نیم متری دهان هر یک گرفته و
در اطاقک های آنان را باز میکنند و د برو که رفتی یعنی هی تکه غذا
با دستگاه های الکترونیکی از جلوی دهان اینان میرود و هی اینان دنبالش
میدوند
مدتی که این کار را کردند غذا را میدهند خوک ها بخورند

و این خوک ها یاد گرفته اند که در پایان هر تلاش و دوندگی تکه ای از
غذائی که دوست دارند نصیبشان شود و بدینسان تبدیل به دونده
مسابقه خوک دوانی میشوند


با کمال تاسف بین ما یک عدد سوراخ بکارت وجود دارد که کارش از روز
نخست چسبیدن به وسط لنگ زنی به نام مهناز ویران نازلی آیدین عرق
بوگندوی شبانه ارمغان بازی تمام عمر !!!! بگیر و برو است که تصور
کرده بوده که سوراخ باکره وسط لنگش همان غذای خوک های نر است
که به عشق این (( سوراخ )) هی به دنبالش رهسپارند و او را همچین
کاملا ارضا میکنند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ارضائی که صد مرحله از ارگازم
برای این سوراخ بیشتر لذت دارد !!!!!!!!!!

ولی متاسفانه این سوراخ باکره نکته ای را مانند تمامی سوراخ های باکره
فراموش کرده بود
و آن نکته ظریف این بود که :

او همواره سوراخی بیش نیست

ولی خوک های شاد و خندان هریک بعد از رسیدن به دور و بر این سوراخ
بالاخره فیضی به خود رسانده !!!! و پی کار خود میروند
و زان پس به این سوراخ باکره فقط هرهر و کرکر میکنند و دستش خواهند
انداخت
فرقی نمیکند چه به دور و بر اون سوراخ دستی رسانده باشند !!!! چه نه ؟

خوک های مسابقه میخورند میرینند میشاشند یکدیگر را میکنند میخوابند
نفس میکشند خلاصه که فانکش یک موجود زنده را دارند نه سوراخی
باکره !!!!!!!!!!!!!!!!!!مرده بوگندو

مهناز ویران یک سوراخ باکره بوده که با زبان بسیار والگر - جنسی - محرک
خود مردانی را به مسابقه وسط کس خود دعوت کرده است او در عرض
چهار سالی که من با شما هستم کاری جز گرفتن تمرکز وبلاگ نویسان
بین ما نداشته است
با باز کرده صدها وبلاگ کس و شعر نویسی خود سعی کرده تمامی ماها
را به خود و سوراخ باکره اش جلب کند

اینک مشتش را باز کرده ام و کمر به فرستادنش به بخش جیگر و جنده و
رجاله و باقی کرده ام بین خودمان وقتش تمام شده و دیگر رحمی وجود
ندارد

او را به دلیل این که سوراخی باکره بوده نیست که مجازات میکنم او را به
دلیل کثافت کاری و رجاله بازی و حقه بازی و تیغ زدن و کارهائی که با
پاگنده عزیزم و خود عزیزترم !!! کرده میکنم
هدفم ضربه زدن به این پیس اف شت نیست او ضربه هایش را خورده و
زده
هدفم نشان دادن چهره واقعی اوست به باقی بالاخص پاگنده که چونان
خودم دوستش دارم و با او (( دوست )) هستم

برای بار آخر بهت دستور میدهم که بساط جنده خانه هایت را کاملا جمع
کن و برو پی کارت
ولت نخواهم کرد حتی اگر امروز ایران را بمباران کنند من غیر از خبرها و
تحلیل های واقعی به کار تو هم خواهم پرداخت بی تردید

باید بروی ....بخش وبلاگستان سیاسی اجتماعی ما نیازی به تو ندارد
ابدا و اصلا
تو وصله ناجوری هستی که در یک میهمانی محترم مانند جنده ای حرفه ای
مشغول بی زی نس خودتی

و اما چرا این پیس اف شد بین ما بودن را انتخاب کرده ؟

بسیار ساده است برایتان دلیلش را میگویم :

گروه سوفیا مهناز گلناز و باقی دخترانی سطحی هستند که با خواندن دو
سه کتاب و دیدن دو سه فیلم تصور کرده اند که سطح شعورشان بالاست !!!!

اینان با مردان شکل خودشان احساس سرشکستگی میکنند !!!!!! و آنان را
قبول ندارند !!!!!! زیرا ساده اغلب مانند خود اینان لمپن هستند مگر نه ؟

بنابراین خود را به مردان روشنفکر بین ما میچسبانند

خوب مادرجندگان لکاته .......اگر شما کسانی را که از جنس خودتان هستند
ابله و احمق میدانید
چرا فکر نمیکند که مردان روشنفکر بین ما هم شما را ابله و احمق میدانند !!!


میدانید چرا به این فکر نمی افتید ؟

زیرا به ضرب ــاون مثلث بو گندوی - وسط لنگتان فکر کرده اید میتوانید قلب
مردان واقعی را بربائید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مگه نه ؟

ولی واقعیت نشان داد که نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اشتباه کرده اید

بین این همه مرد بین ما

فقط علی هزار حرف ناگفته و
ساتگین

از شمایان هواداری کرده اند و بس !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مگه نه ؟

باقی صم البکم ................مگه نه ؟

فکر نکنم با اتکا به این دو جوان که هنوز دو زاریشون نیفتاده که اون
سوراخ ها بوگندو تر و متعفن تر از اون هستند که حتی این دو خوک
مذکر به هوای آن در مسابقه ای شرکت کنند !!! شماها بتوانید دیگر
دوامی بیاورید

بخصوص که برای من به آسانی زدن بشگنی است که این دو خوک
را هم به همراه شما ها روانه کنم والسلام

مگه نه پاگنده جونم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نانا

حیوونکی ها !!!!!


نمیدونم دقیق شاید حدود بیست سال قبل فیلمی در فرانسه
دیدم که خیلی مرا جذب کرد

یک فیلم داکومنتری بود که تهیه کنندگانش یکسال با دوربین و
فیلم برداری مخفی از یک کودکستان بچه های پنج ساله فیلم
تهیه کرده بودند
و دکترهای روانشناس این تیم نتیجه گرفته بودند که کل بچه ها
به سه بخش تقسیم میشوند دختر و پسر قاطی

بچه های لیدر
بچه های مهر طلب
بچه های ربل و ناراحت

از تکه های فیلم ها مشخص بود هر گاه بدون معلم خود بچه ها باهم
هستند بعضی از بچه ها مرتب در حال رسیدگی به یک سری دیگر
از بچه ها هستند یعنی مثلن غذای یکی را کمک میکند به او که
بخورد
بند کفش دیگری را میبند
دعوای بچه ها را جدا میکند
و خلاصه که رهبر است زیرا تمامی بچه هائی که او حمایت میکند
مهر طلب هستند
ولی از این دو جدا بچه های ناراحت هستند که تمامی مدت در این
کودکستان مشغول آزار رساندن ٬خوردن خوردنی های بچه ها٬ لگد
زدن و خلاصه کلام که کرم کون دارند
که تمامی مدت هم با کودکان (( رهبر )) درگیر هستند سر بچه های
مهر طلب

به هر حال فیلم شاهکاری بود ولی بخشی از این فیلم بود که دیگه
به قول شما بچه های ایران اندش !!!!!! بود و اون هم این بود که
دوربین نشان میداد تفاوت پدر و مادر بچه ها را

به این شکل که پدرهائی که به دنبال فرزندانشان آمده بودند کنار
ایستاده بسیار موقر و بچه به طرف آنها میدوید و دولا شده او را
بوسیده و دستش را گرفته و میرفتند
ولی مادران بدون استثنا روی دو پای خود به زمین نشسته و کودک
را در تمامی آغوش خود گرفته و میبوسیدند
این هم قد کردن مادر با فرزند نو نهال نکته ای را در خود داشت و
آن دیدن جهان از ارتفاع کودکان پنج ساله
که این بدبخت های کوچولوی فینقیلی نمیدونید چه زجر میکشند
تا بزرگ شوند
همه جا را از کمر به پاپین انسان می بینند محاصره شده با مشتی
لنگ کت و کلفت انسانها از کون به پاپین حیوونکی ها

و خلاصه که دوربینی را به قد آنان گذارده بودند و فیلم گرفته بودند
از چیزهای بی قواره نکبتی که این نازنینان می دیدند

اسمش یادم رفته ولی فیلمی عالی بود به روحیه فرزندان کوچک خود
دقت کنید که از کدام طیف بچه ها هستند و در صورت شناخت میتوان
به آنان برای بهتر شدن کمک کرد قطعا .......................نانا

Thursday, April 05, 2007

بعله !!!!!


و اما با درودی دیر هنگام به دوستان و همفکران گرامی
حضور محترمتون عرض کنم که نمیدانم چرا حال و حوصله
خبرها را ندارم
ولی امروز سخنان تونی بلر را میشنیدم که هیچ جای شکی
باقی نگذاشت که رژیم ایران گه خورده اگر فکر کرده که با این
گونه بازی ها بدون گردن خم کردن و متوقف کردن کارهای
انرژی گهی اسلامی میتواند(( مذاکره ای )) اساسا شروع
کند
تمامی لوازمات تیر و کمان جنگی را آماده کرده اند و حقیقتا
منتظر یک بهانه کوچک هستند
و فکر میکنم این بهانه هم اعترافات فرماندهان مادرجنده ای
است که در اربیل گرفته اند و اکنون پای میز گرد هستند !!!!
وحتی تونی بلر به کشتن نظامیان امریکاپی به دست ایران در
سخنانش اشاره ای کرد .

کما این که رابرت گیتس گفته است - ایرانی های مادر فاکر را
که در اربیل گرفته ایم آزاد نخواهیم کرد رژیم ایران گه خودرده
با دهان بو گندوی رهبر یکدست جنایتکاری که باید بره گورشو
با باقی هیولاها یه کمی گم کنه ...........................نانا

Wednesday, April 04, 2007


Que nul ne meurs qu'il n'ait aime ....................Saint- john perse


دوست پسر جدید مهناز ویران
دکوراسیون از نازلی آیدین با
همکاری عرق بوگندوی شب .....نانا

شب قرار اول با موفرفری قبل از رفتن
به تپه سیخی شیراز !!!!!!!!!!! نانا

مهناز ویران نازلی آیدین
با کفش های صورتی در خیابانهای شهر
شب عیدی ...........................نانا

CLAUD MONET La Grenoulliere 1869


نام این تابلو که دریاچه قورباغه نام دارد محلی بوده
بسیار محبوب مردم در حومه پاریس و نزدیک سن
عده ای با لباس شنا مشغول شنا و عده ای مشغول
خوردن و نوشیدن و رقصیدن هستند و دو قایق جلوی
تابلو برای گردشی به روی رودخانه است
در این تابلو ما برای بار نخست دقت بیش از حد مونه
را که به روی انعکاس آسمان در آب دارد
با ضربه های بزرگ قلم مو و رنگهای متفاوت که در
چشمان بیننده در هم مخلوط میشوند براحتی می بینیم

تمرکز او روی لرزش های آب است انبوه درختها در
دور دست و تغییر رنگ از سوداهای همیشگی مونه
بوده است .................................نانا

JULES BASTIEN-LEPAGE Joan of arc 1879



در سال ۱۸۷۰ فرانسه یک شکست شرم آوری
از پروس خورد
و یک سال بعد از این شکست ژاندارک که متعلق
به پنج قرن قبل بود ناگهان به عنوان سمبولی گل
کرد
هنگامی که این تابلو تمام شد منقدان به نقاش
به شدت حمله کردند که نباید یک شخصیت واقعی سنت
را به این شکل طبیعی میکشیده
ولی اکادمی هنرهای زیبای پاریس از فرم نقاشی
این تابلو بسیار تعریف کرد
آکادمی هنرهای زیبا مهمترین سازمان مربوط به
هنر در فرانسه بود که از سال ۱۵۰۰ تا اواخر قرن
نوزدهم در فرانسه وجود داشت

در این تابلو ژاندارک به شکل دختر جوان و زیبای دهقانی
دیده میشود که یک دست خود را بالا گرفته در قسمت
چپ او دو فرشته آسمانی معلوم نیست (چه گهی میخورند نانا)

ژاندارک یک قهرمان ملی و یک سنت در کلیسای کاتولیک بود
او اهمیتش در این است که به همه گفته بود من از طرف خدا
مامورشده ام که فرانسه را از زیر سلطه انگلیس نجات دهم
عینهون بوش که ما را از اسلام نجات میخواهد بدهد .........نانا

EDGAR DEGAS The dancing class 1870


نیمی از کارهای ادگار دگا از کلاس های رقص
است
دگا یک بار گفته بوده :

اصل ٬ انجام مکرر یک سوژه است ده بار هزار بار
هیچ چیز در هنر نباید شانسکی باشد نه حتی
یک حرکت قلم مو

در این تابلو ما به کلاس رقص نگاه میکنیم نه به
نمایش رقص
دختران به شکل پخش و پلا در اطاق هستند و هریک
متمرکز روی حرکات خود است و به دیگران توجهی
ندارد
ولی حرکات معمولی اینان به شدت بیننده را گول میزند
دگا با دقت این صحنه را تنظیم کرده است
وجود آینه ای در گوشه به نقاشی شکلی پیچیده تری
داده است .....................................نانا