
ارزش های ما !
سالها قبل به همه شما گفتم و بارها تکرار کردم که هر
انسانی یعنی اصول و پرنسیپ هایش پریود
بر سر پرنسیپ ها و ارزش های ما چه آمد ؟
دوست دارم این پست را با دقت کافی بخوانید بدون اشک و
حسرت برای گذشته تنها به عنوان واقعیتی تلخ که انسان
را تکان میدهد بخوانیدش خلاصه که قصدم سنگام بازی نیست
و تاسف برای خود ابدا و مطلقا فار فرام ایت که من اهل دل
سوزی برای خود نیستم
میخواهم تکانتان دهم همان شکل که اگر سید علی مدهوش
نباشد تکانش دادم زیرا تبدیل به حیوان شدنش را برایش کمی
شکافتم !!!!!!!
ملتی بودیم که تازه تازه مدرنیزم تزریقی از بالای رضا شاه و پسرش
در میانمان ستل شده بود
مرد بزرگی گفته ای دارد که من خیلی دوست دارم او میگوید
سیویلیزیشن یعنی لوله کشی داخل ساختمان !
ما دوره چاه های کرم و خاکشی را تازه تازه ترک کرده بودیم و آب
شهرها لوله کشی شده بود خیر سرمان و قاطر و شتر از داخل
شهرها جمع شده و به جایش پیکان راه افتاده بود
زنانمان کمی بال گشوده به میان اجتماع آمده و اگر چه هنوز که
هنوز بود مسلمان زادگان کیری مادرجنده به غیر از معلمی هر
حرفه ای را برای زنان جندگی میدانستند !!!!!!ولی موج گسترده
زنان معمولی طبقه متوسط چه مرفه چه فقیر به بازار کار جامعه
روان
حجب و حیا و شرم گهی مسلمانی از میانمان رفته بود و زنان و
دختران ما هم مینی ژوپ می پوشیدند
و جز یک مورد که مرد عمله دهاتي ئي به زنی مینی ژوپ پوش
در نادری گویا تجاوز کرده بود جلوی همه
ما از این موارد نداشتیم
و این یک فقره هم از ده آمده بوده و عین قاطری نر با دیدن لنگ
و پاچه زنی کنار ماهی و خاویار فروش های نادری کنترل از کف
داده بود و انگاری سر جالیز است و زنیکه هم قاطر ماده که
خمینی بهشان گفته بوده !!!!!
کاباره داشتیم خواننده داشتیم رستوران داشتیم سینما داشتیم
کنار دریا داشتیم کازینو داشتیم مراد برقی داشتیم این پیکان ها
و ژیان ها هم به جوانانمان کلی اتکا به نفس داده بود زیرا تا قبل
از آن
ماشین یعنی عمدتا شورلت و کادیلاک که مال از ما بهتران بود ولی
کارخانه ژیان را مردم متوسط میتوانستند افورد کنند
پای پسر و دختر طبقه متوسط برای ادامه تحصیل به غرب باز شده
بود ولی شاه خاک بر سر الاغ به فکر ساختن دانشگاه های بیشتر
نبود و هر ساله میلیونها جوان پشت کنکور بودند
ما برای خود ضیافتی شهروندانه داشتیم که در کنار مشتی دهاتی
که تمامی این سالها ما به آنان به چشم هموطن نگاه میکردیم و
آنان هم به ما به چشم هموطن نگاه میکردند ولی نسبت به ما
عقده و حسادت داشتند زیرا مذهبشان آنان را از کارهائی که ما
میکردیم ممنوع کرده بود و این مادرجندگان عوض این که مقصر
این مذهب گهی را بدانند ما را میدانستند
ولی خوب دشمنی آشتی ناپذیری هرگز نداشتیم با کمال مسالمت
مادر بزرگم به من میگفت کافر من هم او را هی نمازش را میشکستم
دعوائی نبود اختلاف نظر بود والسلام
انجمن حجتیه که استحاله به مدرسه حقانی یافت تمامی نعمات و آزادی های
اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی ما را گرفت
و ما را به نفرت انگیز ترین شکل فاشیستی زوری سعی کرد مانند خودش
کند یا بکشد
از مبارزان ایرانی فرقی نمیکند کی بود کی نبود هرکه را تسلیم او و تواب
نشدند کشتند
از فرزندانمان کشتند تا روح تک تک مان !
هنر را نابود کردند با هنرمند
اقتصاد را نابود کردند با اقتصاد دان
علم را کشتند با عالم
سیاست را به گه کامل اسلامی کشیدند
به هر پدیده ای مناسب و نامناسب مهر گهی اسلام را زدند
نمونه پتتیک و تهوع آورش همان نوشته ای روی یک مستراح در جاده ای
بود که یکی عکسش را نهاده بود که راجع به گذاردن قدم اول در خلا بود !!!!
عق تف تف تف به رویتان و ریدم به این اسلامتان که انگشت گهی اش را هر
کجا که میرفت فرو کرد
از چشم و چال و گوش و سوراخ ناف و کون و کس ما ایرانیان اینان انگشت فرو
کرده اند و هنوز ادامه میدهند
کل ایران را بدون خواست ما شهروندان تبدیل به تکیه و مساجد کرده اند و
هنر کیری گهی دهاتیان ایران مانند فواره ای که از آن خون بیرون می ریزد !!!!
بابا جان من قاطر که هنر نمیداند چیست قاطر که فرهنگ سرش نمیشود
قاطر که اقتصاد حالیش نیست ( برای این فکت هست ) قاطر که رحم و مروت
و مهربانی نمیداند چیست قاطر که اساسا بین هیچ چیز تفکیک نمیتواند
بگذارد الا جفت ماده اش و کاهی که میخورد والسلام
درست مانند مدرسه حقانی چی ها
مشغول فکر کردن هستم برای اعلام روز دار کشی ملایان در ایران
ولی میخواهم به همه شما شهروندان ایرانی بگویم اگر این سالها مات و
مبهوت نشستید و به تاراج هرچه که داشتید نگاه کردید
اکنون دیگر قادر به ادامه این نشستن نیستید
چرا ؟
زیرا سوپر پاوری بسیار عصبانی از دهاتیان ایران خیال آمدن و با تمامی قوا
ویران کردن ایران و کشتن این سوسک های فاضلاب را دارد
برای ویران کردن ایران همه گونه حقی را دارند و امکان بسیار بالا دارد که
بمب هسته ای هم بکار ببرند زیرا مانند زمینی دولوپ کرده ایران را شخم
خواهند زد کامل کامل کامل که عینهون عراق و افغانستان به قول خودشون
از - اسکرچ - بسازند بروند جلو
خوب در چنین شکلی شماهای مات و مبهوت نشسته دیگر حق انتخاب
نشستن را ندارید
و باید کاری بکنید مگر نه ؟
پیشنهاد من به شما این است که برای تغییر مسیر تاریخ من برای مقامات
امریکا و اسرائیل نامه ای بنویسم که شماها همگی در هر کشوری هستید
برای مقامات خودتان بفرستید و بگویم :
ما روز ...... سپتامبر به خیابان های ایران خواهیم ریخت و ریشه جمهوری
اسلامی را در ایران خواهیم سوزانید از شما کاملا میخواهیم که آماده
باشید که اگر
نظام تروریست های جمهوری اسلامی به روی ما آتش گشود به کمک
نظامی ما بیائید
و در آن روز صرف نظر از هر اتفاقی باید به خیابان ها رفته کارشان را تمام
کنیم
من اکنون مشغول فکر کردن انتخاب روز هستم در همین ماه سپتامبر
و بعدا برایتان توضیج بیشتری خواهم داد .......ملت متحد پیروز است
نانا زولا فرمانده عملیات رها سازی ایران