گوزایش ماهیان
در نظر بگیریدکه درخانه ای یک خانواده چهار نفره مرکب
از پدر و مادر و دختر و پسری تین ایجر زندگی میکنند
که این خانه وسط یک باغ است و گوشه ای گاراژ و گوشه ای
سردابه و گوشه ای خانه مستخدم دارد
کسانی که به این خانه میایند یا دوست دختر و پسر هستند
که مستقما به اطاق دختر و پسر رفته با هم مشغول جلف بازی
تین ایجری میشوند
و کسانی که برای دیدن پدر و مادر یا هردو میایند که در سالن
پذیرائی این خانه پذیرائی میشوند
یعنی میهمانان این خانه فقط با یک بخش خانه سر و کار دارند
و تمام
یعنی به جز ساکنان این خانه هیچ کس به همه جای این خانه
کاری ندارد
حال من به عنوان یک غریبه یا میهمان حقه باز شارلاتان که
خیال بدی در باره این خانه و خانواده دارم
با طبل و هیاهو و سر و صدا و دانشمند و جایزه نوبل و
به خانه شان رفته و ادعا میکنم که در بیس کلی این خانه و
باغ و مستغلاتش گونه ای حیوان شکل کنه زندگی میکند
که لازم است مرتبا به این خانه سر زد و سم پاشی کرد و
والسلام نامه تمام
و بدبخت های فلک زده صاحب خانه
دیگر صاحب خانه خود نیستند
زیرا گروهی میتوانند روز و شب و نصفه شب و غروب
و هر وقت بخواهند به داخل اطاق خواب آنان روند و با
ادعای سم پاشی کنترلشان کنند
گرمایش زمین همین حقه کنه برای این خانه و خانواده است
و خوب با طبل و هیاهو ادیب و خطیب و دانشمند زیست
شناس و زمین شناس و نوبل و پولیتز و کان و اسکار بررر
به عنوان فکت به کون مردم جهان فرو رفت
من اکنون خودم یک تئوری در همین زمینه نوشته ام که
تک نفره به بشریت تقدیم میکنم بروید کنار
بر منبای تئوری من میگویند که ماهیان همگی روزهای
بیست و یکم هر ماه دسته جمعی میگوزند و این گوز برای
بشریت و باقی آبزیان خطرناک است
بنابراین من هیاتی را اختراع و نصب کرده ام که کنترل
تمامی
آب های اقیانوس ها و دریاها و دریاچه ها و رودخانه ها و
آبشارها و چشمه ها و چاه های آبی بشریت را در دست بگیرند
و به همه مرتبا سرکشی
کنند و موادی به آب ها بریزند که گوز ماهی ها را بی اثر
و خنثی کند
نام تئوری من تئوری مبارزه با گوزایش ماهیان است
هرکه میگه من اشتباه میکنم بیاد جلو بحث کنیم با هم
اگر کسی پیدایش نشد ....پس شاشیدم به ال گور و
گرمایش اش ............نانا زولا
نانا زولا

