Monday, September 01, 2008



زبان بالغان !


من هم مانند شاملو به فرهنگ مردم کوچه و بازار ایران
خیلی علاقمند بودم
او تلاشی عظیم را برای کتاب کوچه شروع کرد که من نمیدانم
به کجا کشید متاسفانه

ولی واویلا از من که خودم یک عدد رب النوع ضرب المثل و شعر
وهجو به شکل شعر هستم خلاص

و دلیلش هم به غیر از مطالعه حشر و نشر با خلق بوده است
و عمیق شدن در بطن روحیاتشان

در جوانی هیچ لذتی برای من بالاتر از نشستن در اتوبوس پشت
دو لات بی سواد و گوش کردن سخانشان نبود
یا پشت سر دو زن چادر سیاه در اتوبوس
یا بگیر و برو از مردم

و هی ذخیره کردم و کردم و هی بیشتر یاد گرفتم


قبلا به شماها همگی گفته ام که در دین اسلام از هیچ چیزی
خوشم نمیاید مگر گفته کسی که گفته :

خیر الامور اوسطها


من معتقدم این جمله را باید با آب طلا و زمرد و برلیان نوشت و به
تمامی مکان های عمومی نصب کرد

این جمله یعنی بکار بردن عقل برای نکردن افراط و تفریط

این جمله یعنی معقول بودن و موزون بودن

این جمله یعنی هر دو اکستریم گهی است والسلام


ولی اما از جمله دوم که بی نظیر ترین نوع گفته ها در همه زبان ها


چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


این بالغانه ترین نوع پند و اندرز است که میشود به انسانی بالغ و
از عقل بر خوردار داد بدون شکستن حرمتش و از بالا نگاه کردن
به او

یعنی به انسانی برابر با خودت میگوئي مگه خری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من فرمانده حتی با زبان برابر و بالغ به حقانی چیان میگویم

مگر خرید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نانا زولا

No comments: