
محسنی اژه ای کیست ؟
همگی شما ورپریده ها بیائید دور
آتش بنشنید میخوام براتون داستان زندگی محسنی اژه ای
را تعریف کنم و چه شد که او به ریاست گشتاپوهای ایران
مفتخر شد حواستون را جمع کنید و گوش کنید :
عرضم به حضور دوست داشتنی مدرن قرتی قرشمال شهروند
بو عطری و پودری ماتیکی و غرب زده بالاخص امریکا زده تان
برساند
که در نزدیکی های ده پشگل خوران خامنه که سید علی از آن
مانند گهی به وسط انقلاب ما پرتاب شد یک ده دیگری هم
بود که نامش پشگل خوران اژه رینان بود
فرق پشگل خوران خامنه با پشگل خوران اژه در این بود که خامنه ای ها
همگی پشگل را روی پشت بام های خود در آفتاب ظل کویری دهشان
پهن میکردند و بهش آفتاب می تابانیدند که مقوی تر شود و بعد بخورند
ولی پشگل خوران اژه ای بر عکس کل پشگل ها را در سردابه ای زیر
زمینی مخفی میکردند تا خوب کرم بگذارد و بعد همراه با کرم ها عین
پفک نمکی بالا می انداختند
و این دو مانند ده مش حسن و بلوری ها چشم نداشتند که یکدیگر را
ببینند و مرتب زنان هم را دزدیده گائیده و بعد تحویل میدانند و یک اوفینا
هم بهم میگفتند
بعله روزی سیدعلی از ده پشگل خوران خامنه قصد گائید یک زن پشگل خور
اژه ای را کرده بود و علیرغم این که به دلیل تریاک حال و روز حسابی نداشت
با هر زوری بود بلند شد سوار قاطرش شد و رفت و خواهر همین اژه ای
را گائید و به ده خود
بازگشت
خبر که به گوش اژه ای رسید عین ترقه از جا در رفت و گفت میروم خواهرش
را میگایم و رفت و گائید و از لجش مشتی پشگل کرمو هم در ده پشگل خوران
خشک شده در آفتاب ریخت یعنی من اینجا بودم این هم کرم نشانه اش !!!!
چه بگویم که بر این دو ده چه گذشت بس که همه خواهر و مادر و دختر هم
را گائیدند معلوم دیگه نبود کی خامنه ای است و کی اژه ای خدا به دور
همه چیزشان قاطی و پاتی شد جاتون خالی شایع است که عمه سید علی
میرفته روی پشت بام ها و خود را به روی آلت رجولیت مردها که خواب بودند
می افکنده و بعد میگفته اوپس زلزله اومده بود افتادم
خلاصه که همه در حال انتقام از گائیده شدن زنان یکدیگر بودند و نگوی از
گودوم و سمورا !!!!!!!!!تا ناگهان زد و انقلاب شد و همه پشگل خوران بوی
مال مفت شنیدند و گائیدن های هم را متوقف با هم دست دوستی داده
به سوی پایتخت روان شدند
اینان همگی اگرچه با غصب به قدرت رفتند و گفتند ما قانونی هستیم
ولی همگی دور و بر تهران باغ های مخصوص خریدند برای ضیافت های
پشگل خوریشان که اینک دیگر در جمهوری اسلامی شده بود یک ارزش
و پشگل خوری یک افتخار
و همگی وقتی دلشان برای بوی تاپاله گاو و سنده الاغ و عرق زیر بغل
شپش ها تنگ میشد فوری با بنزهای آلمانی -زیمنسی یه سر به باغشان
زده و با دل راحت کمی پشگل خورده و باز میگشتند
خمینی که نماینده فکری و فقر فکری اینان بود گفته بود که ما باید شهرها
را عین ولایت کنیم تا من که ولی فقیه خودم را اختراع و نصب میکنم بیفتم
سر جای خودم یعنی ولایت
و واویلا دیگر بچه ها اگر شما بدانید محسن رفیق دوست یک کمپانی خصوصی
برای واردات پشگل همه دهات عالم و به اشکال مختلف مثل آب نبات و شکلات
و قیسی و خرما و پشمک و باقلوا کردنش برای خانواده های عظیم ملایان
که همگی هم با هم فامیل شده بودند باز کرد و دزدی ها را سرمایه وارد کردن
پشگل از تایوان و تایلند و چین کرد
تمامی ملت بی نهایت چین و قاطران و گاوانشان کر کر هر هر به ریش ملاها
خنده های گیشائی کرده و مسخرشان کردند که خوراکی ملایان پشگل
قاطران ماست ها ها ها ها ها چینگ چنگ چونگ !!!!!!!!!!
ولی اما به دلیل برنشست گه در شهر و گهی شدن تمامی نهادها بالاخره
سید علی خامنه ای تریاکی پوتینی قرمساق شد پدر امت گهی اسلام
و قاتل مردم شهروند اسیر اسلام
و اولین کاری که کرد این بود که اژه ای را به سمت ریاست گشتاپوی
اختصاصی خود انتخاب کرد
و گفت گائیدن های گذشته یک طرف ولی این شغل برای تو جان میدهد
هم سردابه ای هستی هم کرمکی
و پشگل را در سردابه میگذاری تا کرم بگیرد و بعد میخوری بنابراین لباس
ریاست گشتاپو فقط اندازه قامت توست
اژه ای مشتی پشگل کرمو در دهان ریخت و مدتی فکر کرد و گفت :
کاملا استدلال اسلامیت را قبول میکنم و میروم سر کار
و از آن روز شد اژه ای اطلاعاتی ..............ولی اما ما مردم چرا
اجازه دادیم این پشگل خوران بر ما غلبه یابند ما که پشگل خور نبودیم
برای خودمان آئین و ریچوال های شهری داشتیم ؟
دلیلش هرچه بود تمام شد و تاسف گذشته را نباید خورد
ما روز قبل از انتصابات ملایان با خنده ای
جانانه پرچم های سپید زرتشت پیامبر مهربان خود را بلند خواهیم
کرد تا اساسا از شر پشگل خوران دهات ایران که ملایان هستند
و عمله و اکره آنان خلاص شویم مگه نه ورپریده ها ؟ نانا زولا
No comments:
Post a Comment