عرضم به خدمت شما که گزارشی گویا برایتان از بیست و چهار ساعت
زندگی لرد راتن چایلد که معلوم نیست این لقب را چه کسی به او بخشیده
زیرا مرتبا میگوید که ( پنج برادر یهودی بوده اند که جهان را به گه وجود
خود آراسته اند و اکنون برای خودشان خاندانی فاسد و شیطان پرست
هستند )تهیه کرده ام
لرد راتن چایلد ساعت سه نیمه شب به اطاق خوابش میرود و ربدشامبر
طلا دوزی خودش را که به آن کلی الماس و زمرد هم دوخته است از
تن کنده با یک چوب لباسی زمان هنری هشتم به یک گیره که متعلق
به قصر کلوپاترا بوده و اکنون به دیوار زده است آویزان مرتب و منظم
میکند
بعد کفش های جواهر دوزی شده لوئی یازدهم را به پا کرده به مستراح
اطاق خواب میرود و ابتدا میزان شاش همسرش را در آن اندازه گیری
با مهارت تمام میکند و بعد سیفون را میکشد و خودش یک شاش همسطح
در لگن توالت ول میکند (فرمالیست روانی است )
سپس به اطاق خواب بازگشته و دمپائی های لوئی یازدهم را از پا کنده
و درست در خط موازیی یک گلدان از زمان اسکندر کبیر مینهد و با دقت
و لایه لایه روی تختی را کنار زده و مانند رامسس سوم در تختش
می خوابد
راس ساعت هشت صبح از خواب برخاسته و کمی به بوی دهان زنش
که مشغول خرخر است نگاه کرده
و دو مشت به سینه کوبیده و به طبقه زیر میرود
ابتدا یقه های نوکران و دامن های کلفتان را با خط کش جیبی اندازه
گرفته و از همردیف بودنشان مطمئن میشود و سپس دو دست را
به کمر زده و چشمانش را ریز کرده کمی به آسمان نگاه میکند
و بعد اعلام میکند که
صبحانه را زیر درخت سوم سیب از ردیف هشتم درختان سیب میخواهم
با بادکنک های صورتی به درخت آویزان
با چینی آلات زمان هارون الرشید و برای صبحانه مقادیری بلادی مری
با خون بچه ها و کمی پاته جگر انسان ها و دو تخم مرغ و دو نان تست
پس از خوردن صبحانه و خواندن روزنامه دستمالش را به فاصله دو
سانتی متری لیوان بلادی مری نهاده و بعد به طبقه بالا میرود و زنش
را صدا میکند که اکنون نوبت توست برو برای صبحانه
زنش که رفت خودش با دقت زیر لحاف رفته و میخوابد
دو ساعت بعد زنش از صبحانه باز گشته او را بیدار میکند که موقع نهار
خوردنش است
او هم برخاسته به طبقه پایین رفته و دستش را به کمرش زده و فرمان
میدهد که نهار را زیر سرو ششم از بخش یازدهم باغ سرو میخورم و
برای نهار هم همان بلادی مری و یک استیک سینه کبوتر و دو
چشم آهو و مقداری سالاد میخواهم
پس از خوردن دوباره دستمالش را با فاصله دو سانتی متر از لیوان
مینهد و به طبقه بالا رفته زنش را برای نهار بیدار میکند و خودش
به زیر لحاف میرود
این بار تا ساعت هشت میخوابد و بعد بیدار شده همراه زنش خودشان
را شکل شیطان و بز ریش دار و جغد و گوساله سامری و خوک
آلمانی در آورده به اورجی های تا سه نیمه شب میرود
وساعت سه اطاق خوابش بازگشته و تکرار همان شب قبل و روز بعد
این خاندان ثروتمند قرن هاست که به قیمت مرگ مردمان دیگر در کمال
رفاه و خوشی زندگی میکنند و به ریش همه از دم میخندند چرا ؟
زیرا همه را مانند خودشان فاسد کرده اند و دیگر غیر فاسدی نمانده است
که برده آنان نباشد
همه میخواهند مانند آنان زندگی کنند
و همین کارهای بالا را که برایتان نوشتم بکنند همه دستگاه های جمعی از
شب تا صبح در بوق و کرنای خود میدمد که ((پول)) خوب چیزی است بروید
و گیر بیاورید
با اسلحه ای به قدرت پول و رنگ و روغن و سکس و دراگ کم کم مردم
بی حس شدند
زنان به خطا رفتند
مردان بی حرمت و بی ارزش شدند
کودکان فراموش شد ند
قانون مرد
وقاحت سینه اش را جلو داد
زندگی معنا و مفهوم خود را از دست داد
و بی عدالتی به معنای مطلق سراسر جهان را فرا گرفت
خصلت های شریف انسانی زیر ترم ( باید ساخت) رنگ باخت و نابود
کردن دیگران برای منافع حقیر خود یک سنت شد
دروغ سراسر جهان را فرا گرفت
و جهان مجازی میتریکسی لوسیفر و خاندان و همدستانش به وجود
آمد
این همه ظلم و جنایت و خون و دروغ و شیطان صفتی برای این بوده
که بارون راتن چایلد درست مانند ویلیام رندولف هرست شهوت جمع
کردن چیزهای گرانبها را داشته باشد و با کمال وقاحت قیمت های
بازار مکاره دکور کرده قصرهایش را هم حتی اعلام کند
رندولف هرست هم تصور میکرد جاویدان خواهد ماند این پیس اف شتان
بی شرم گندیده عفونی هم همین تصور را میکنند میخواهند به ضرب و زور
مادیات از مرگ محتوم واقعی و تاریخی شان جلوگیری کنند
خودشان را با تفاله های گران قیمت مشتی شاه و ملکه بر فارت فنا رفته دلخوش
میکنند ولی لخت مادرزاد آمده اند و لخت مادر زاد هم میروند البته با نفرین های
بشریت
تا سکه آخر ثروتشان را از آنان خواهم گرفت تا به بیهودگی این همه تلاش
سیاه پی ببرند
نانا زولا همان زن


No comments:
Post a Comment