Friday, December 11, 2015

کنفرانس خودمان

خبرنگار شما نانا زولا اخیرا در کنفرانسی راجع به بول شت
بودن تغییرات جوی شرکت کرده است
این کنفرانس همزمان با کنفرانس پاریس برقرار گشته و تمامی
دانشمندان شرکت کننده در آن این کلایمت چنج را حقه بازی
خاندان راکفلر و راتن چایلد و گلوبالیست های دیگر میدانند و
سرودی به اسم بول شت بول شت بول شت ساخته اند که ابتدای
کنفرانس دسته جمعی خواندند

شرکت کنندگان عده ای انسان معمولی بی اهمیت غیر الیت بودند
که در امریکا به آنان بیخودی ها میگویند زیرا خودی نیستند


همگی گدا گرسنه و بی پول بودند و یک سالن قراضه را
کرایه کرده بودند برای شاشیدن به تغییرات جوی راکفلر

در ابتدای مراسم
یکی که شبیه فوکویاما بود سخنان خود را
شروع کرد و به همه گفت که بابا این یک بی زنس است
که خودی ها میتوانند توسط آن پول بیخودی ها را زیر کون
خود انباشت دامینو وار کنند



دانشمند گدا گرسنه ای که شبیه انشتن بود گفت از گرگان هار
انسان خوار پول خوار نفت خوار همه چیز خوار هر کاری
و هر دروغی بر میاید


ایشان فرمودند که ما نه از آب شدن یخ میترسیم و نه از خارش
گرمایش
ما این برف های تمیز را که آب شده اند در بطری های شیک
و خوشگل کرده به عنوان آب اصیل تمیز خیلی ارزان میفروشیم
و تمامی بی زنس آب خریدن را اوت اف بی زنس میکنیم


و خوب تابستان ها اگر گرممان شد در چنین رود تمیز و شفافی
شنا میکنیم و خنک  میشویم و جوش نمیزنیم

با سخنان این دانشمند فریادهای کلایمت چنج بول شت بول شت
بول شت برخاست و حتی پلیس های مامور هم با مشت گره کرده
گفتند بول شت بول شت بول شت



دانشمند دیگری که عصبانی بود و شبیه سیلوستر استالونه
هم بود برخاست و با فریاد گفت کافیست این همه سر ما
خران را کلاه نهاده اند موضوع کنترل است میخواهند یخ
و برف و کوه و رود و چاله و سوراخ خرگوش و خانه
سگ  و ثروت کشاورز و ماهیگیران را هم کنترل کنند

مگر اینان مرض کنترل دارند مگر اینان مامورند که انگشت
در کون انسان ها کنند بابا اینان مریضند همه را بگیرید ببرید
تیمارستان  ,   بگذارید به کارمان برسیم



من که تا آن لحظه ساکت بودم و گوش میکردم گفتم علتش
بیماری روانی بسیار حاد سوظن یوسف استالین بوده است
که به تمامی کمونیست های عالم منتقل ویروسی شده است

حزب به این گروه میگوید شما فقط باید به حزب و سران
حزب باور داشته باشید و هر شخصی حتی مادر و پدر و خواهر
و برادر خود را یک دشمن خون خوار بالقوه بدانید


همه ساکت شدند و با ادب  , حتی سیلوستر کمی گردنش را
خم کرد زیرا فهمیدند که با دکتر یونگ مادر زاد که مبحث
کنترل و سو ظن و کمونیزم را خوب میشناسد روبرو هستند


دیگه چی بگم ول نمیکردند هی به من میگفتند بیشتر بگو بیشتر بگو
بیشتر بگو
منهم که خجول و کم رو ...چند ساعتی برایشان سخن چراکنی کردم
تا نزدیک بود بیهوش شوم گفتم جمع کنید بروید پی کارتون بدبخت های
گدا گدوله بی اهمیت بی خودی




گزارشگر شما از کنفرانس خودمان نانا زولا 
 

No comments: