زبان ماری
Know your enemy and know yourself and you can fight a hundred battles without disaster.
Sun Tzu
یبوست دراز استیت دیپارتمان بوهمین گروئی بعدا بیلدربرگی
راک فارتری شده زبان ماری
امروز با همه گود بای کرد
و بوی گندش را از مستراح تا گلو گرفته استیت دیپارتمان
کشور مستراحی دی سی گم فرمود
و برای خداحافظی یک عدد اسهال دیگر به روی حاضرین
مجلس اش قی کرد سراسر دروغ و فریب
گفتم بهتر است من هم آخرین اره را در کونش فرو کنم کمی
لذت ساد و مازوخیستی ببرد
و دست لوسیفر پرنس گوز هم
پشت و پناه خودش و
زن سوس گوجه سازش و داماد قالی فروش
ایرانی اش
میگما یبوست خان
گفتی که رفته ای انتاریکا و یک لوله هوای صد در صد
تمیز آورده ای و بلا بلا بلا
ببین قاطر تمام و کمال دقت کن به من
اولا ما از کجا بدانیم که این هوا در لوله !هوای آنتاریکا
است و گوزهای موقع خوب زن سوس سازت نیمه شب
نیست که در لوله کرده ای ؟
دوما تو چرا ناگهان وسط مسائل مذاکره با کمل جکی ها
و مسلمانان ایران راجع به بمب هسته ای
به محوطه ای با هوای تمیز رفته ای
نکند رفته ریفیوجی مسلمان در آن خطه بکاری ؟
سوما بس که ما ملت های جهان به شما اعتماد داریم
و به ما راست گفته اید
سخنان موقع گود بای ترا هم
ما معادل همان سخنان فرض کرده از روی یبوستی
تورد میشویم
بای بای بای
ولی نکته ای در سخنانت بود که باید یقه ات را بگیرم و
مشتی دیگر به دهانت با زبان ماری و تکه ای کف چندش اور
سپید در کنارش بکوبم
تو بس که خری .....واین خریت مانند حبابی دور کله ات را گرفته
سعی کردی عدم ورود باس بوی کنیائی را به جنگ
و بمباران سوریه ( ترس ) از عدم موافقت مجلس ذکر کردی
یعنی باس بوی آماده هر جنایتی در سوریه بود ولی چون مجلس
انگلستان مخالفت کرده بود اوباما هم میترسید مجلس ما مخالفت
کند ها ها ها ها
یعنی به آن یک سر سوزن خاطره مسایای کنیا و
گاندی هاوائی و صلح نوبل اش شر شر شر شاشیدی
حقش است من گله ای ندارم منظورم توهستی که بس
که خری موقع رفتن یک لگد به یارت زدی
البته ناخواسته
مرگ بر گلوبالیزم و سه کشور واتیکان - لندن - دی سی
نانا زولا

No comments:
Post a Comment