گزارش
بروید کنار که وا وی لا از گزارش
امشب برای شما بیخود و بی جهت ها
تف تف تف
گزارش میگوید که اکنون نزدیک یک ماه تمام است که
فلیپ پدوفیلی شوهر ملکه لکاته مشغول مردن است ولی
هی پشیمان میشود و نمی میرد
گزارش میگوید که اکنون نزدیک یک ماه تمام است که
فلیپ پدوفیلی شوهر ملکه لکاته مشغول مردن است ولی
هی پشیمان میشود و نمی میرد
گویا بالاخره ساعت سه نیمه شب دیشب می میرد و فوری
به تمامی کارکنان شخص ملکه خبر میدهند که سیاه پوشیده
به سر لاشه گندیده فلیپ بروند
و خوب خدمه و حشمه گوش کردند و به خانه رفتند و کمی
با دماغ های گرفته دور جسد دراکولای کنونی چرخیده و
لوسیفر را شکر که بالاخره او را بردددددددد کردند
همگی به
آشپزخانه رفته و مشغول خوردن صبحانه که ملکه دانه های
سریالش را قبلا شمرده بود و شیر را هم با آب مخلوط کرده
بود ( بس که خسیس است ! توضیح مترجم )شدند
آشپزخانه رفته و مشغول خوردن صبحانه که ملکه دانه های
سریالش را قبلا شمرده بود و شیر را هم با آب مخلوط کرده
بود ( بس که خسیس است ! توضیح مترجم )شدند
ناگهان صداهای ترسناکی از اطاقی که لاشه عفونی فلیپ در آن بود
و برای جلوگیری از بو تمامی عطرهای مجانی
که از پدر دودی فیاد گرفته
بودند دور و برش خالی کرده بودند برخاست
او که برعکس دیگران موقع مرگ رنگ و روی خود
را از دست میدهند به شدت کبود شده بود که این کبودی
به دلیل خون نوزاد خواری برای جوان ماندن و عمر
بیشتری کردن در طول زندگی پر از تعفنش بود
در حالی که به همه از دم فحاشی های لایق خودش میکرد
و پرده ها را می درید عصبانی بود که چرا برای صبحانه
او را صدا نکرده بودند
و برای جلوگیری از بو تمامی عطرهای مجانی
که از پدر دودی فیاد گرفته
بودند دور و برش خالی کرده بودند برخاست
او که برعکس دیگران موقع مرگ رنگ و روی خود
را از دست میدهند به شدت کبود شده بود که این کبودی
به دلیل خون نوزاد خواری برای جوان ماندن و عمر
بیشتری کردن در طول زندگی پر از تعفنش بود
در حالی که به همه از دم فحاشی های لایق خودش میکرد
و پرده ها را می درید عصبانی بود که چرا برای صبحانه
او را صدا نکرده بودند
مانند گرگی هار به صبحانه ها حمله و هرت هرت هرت
شیر و سریال همه را بالا کشید
شیر و سریال همه را بالا کشید
و به ملکه گفت
لکاته کمی سریال و شیر بده هنوز گرسنه هستم
لکاته کمی سریال و شیر بده هنوز گرسنه هستم
و ملکه
در حالی که با لهجه غلیظ آلمانی زیرلب میگفت الهی شکمت
چاقو بخورد که این همه خرج شکمت باید بکنم
در حالی که با لهجه غلیظ آلمانی زیرلب میگفت الهی شکمت
چاقو بخورد که این همه خرج شکمت باید بکنم
این بود گزارش مرگ و زندگی یک روزه
یک پدوفیلی فاشیست ساد و مازوخیست
یعنی شوهر ملکه
یعنی شوهر ملکه
گزارش گر شما نانا زولا

No comments:
Post a Comment