Saturday, June 03, 2017


برای ثبت در تاریخ
And thus I clothe my naked villainy
With odd old ends stol'n out of holy writ;
And seem a saint, when most I play the devil. 
 
     William Shakespeare


امروز دوشس دو شاش باری دیگر دهان ملچ ملوچی
کثیف دروغگویش را باز کرد و چرت وپرتی بیرون ریخت
که بوی گند خودش را میداد
بروید کنار و ماسک ها را بزنید

دوشس خانم شاشی ......چرت وپرت های اسهال فکری ات را
ول میکنم
و میروم بر سر مبحث شیرین ( خدا ) .........گفتی که
خدا از بیرون رفتن از معاهده پاریس خوشحال نیست تف تف تف
تو گه خوردی اسم خدا را آوردی زنکه کفتار پرروی وقیح
 شیطان پرست

خدا مگر مانند تو مفت خورو بیکاره است که بنشیند
مشتی مورچه را نگاه کند و وقتی حقه بازی هایتان
افشا شد ناگهان لنگش را وسط بگذارد ؟

خداوند قادر متعالی که به ملاقات من آمد ابتدا کمر
شما را شکست بعد به دیدن من آمد و گفت به همه
مورچه های سراسر جهان بگوی که کمر قوزکرده
شیطان را شکستم و دیگر نمیتواند از راه کون وارد
بدن بیانسه بشود و او را با دو اخ تف درتخمدانهایش
حامله دوقلو کند والسلام

پس می بینی که حتی به دوقلوهای بیانسه که تخم
شیطان بودند رحم نکرد وای به حال شما کفتاران
پیر عفریته بد بوی گندیده که کمرتان آلردی خم
بود و خدا تلقی شکستش و مرا مامور کمک به
مورچه ها کرد
خداوند تبارک و تعالی گفت که تا آخرین سکه های ثروت بشریت را
مانند کوهی زیر کونشان نهاده اند
و مردم را با دارو میلیونی
مشغول کشتن هستند و خلوت کردن روی زمین برای خودهاشان
که همگی
خونشان از خون ما مورچه ها رنگین تر است

میدونی دوشس ....چون خون ما معمولی است یعنی مال خودمان است
بی ارزش است
خون شماها که ضیافت ها و مراسم خون نوشی دارید خوب قاطی دارد
تو و هیلاری از آن خون آشامان جدی هستید زیرا قیافه هایتان
بد شکلی دفورمه شیطانی  شده است

خانم دوشس دو شاش
تصور کن در محله ای که زندگی میکنی یک قصابی باشد
حالا تصور کن روزی پلیس جلوی این قصابی باشد و مردم
محله بگویند که این قصاب گوشت انسان میفروخته
تصور میکنی اگر قصابی دو باره بعد از چند روز باز شد
چند نفر به سراغش رفته و از او گوشت خواهند خرید ؟
آبروئی که به دروغ و نمایش و میتریکس بدست آورده بودید
چون دروغین بود ٬مانند گوزی در کمی باد محو شد 


اگر دروغین نبود به این سادگی نابود نمیشدید

مرگ بر گلوبالیزم


نانا زولا

No comments: