Friday, December 22, 2017

 
گزارش
 
 
شبی تاریک و بارانی بود و خاندان سلطنتی کلونیالیست
انگلیس مانند گاو شامی خورده بودند و شوهر ملکه که
شیطان پرست خون کودک نوش است دو لیوان بزرگ
خون کودک نوشیده بود و مشغول خلال کردن دندان ها
بودند
در این مراسم فقط هری هار و نامزد  هالیوودیش
حضورنداشتند

بعد از شام ناگهان چارلز ناپدید شد

وقتی نوه های ملکه خوابیدند ملکه روبه
همه کرد و گفت نظرتان راجع به این
ازدواج و شاه شدن هری چیست و ادامه داد
پس این چارلز کجا رفت
که سر و صدای چارلز از زیر دامان کامیلا
بلند شد و در حالی که سرکله اش شاشی بود
( شاش کامیلا ..توضیح مترجم )
گفت ببخشید مدتی برای استراحت تامپون شده بودم
چی میگفتی ؟

مادرش گفت نظرت راجع به هری هار
و شاه انگلیس و امریکا شدنش چیست ؟
چارلز گفت - مرا که نگذاشتی شاه شوم عین
ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه قاجاریه
این ویلی  هم بخاری ندارد اولا کچل
است
دوما از خودمان است و حرامزاده
نیست

چون هری حرامزاده است وقتی با دخترک
یهودی عروسی کند میشود یک حرامزاده
و یک یهودی
وتو هر وقت بخواهی میتواند به ام سیکس
و ام فایوبگوئی دوگلوله نصیبشان کند
( با چشمکی ) گفت میتوانی تصادفی زیر
پل آلما برایش بسازی
 
در همین موقع هری که جلوی پنجره ها مشغول
بازی های سلطنتی بود یعنی از دور میدویدو
کله خود رامحکم به در و دیوار میکوبید خاک بر
سر خر
خیس عرق شده از حرکات جلف اش واردشد
و نرسیده ظریف میوه را جلو کشید و یک سیب برداشت
ملکه با غضب به او نگریست ودر دل  گفت
کارد به شکمت بخورد که
این همه میخوری تازه حرامزاده هم هستی اگر از خودمان بودی
باز یک چیزی
 
هری هار سیب را که خورد ته اش رابه سوی
کامیلاپرت کرد که به کله کامیلا خوردو او
غش زمان ملکه ویکتوریائی کردددددددد
که ناگهان فلیپ خون خوار گفت بلند شو خودت
را لوس نکن ته سیب که غش ندارد و کام
یلا
فوری چشمهایش را باز کرد و نگاهی با عشوه
به همه کرد یعنی غش کرده بودم تف تف کله
بالای دروغگو 
 
اینجا هری گفت کاری ندارید من بروم خودم
راتمیز کنم
ملکه گفت چرا کار دارم مرده شور برده کی به تو
گفته بود با پیراهن نازی ها درملا عام ظاهرشوی ؟
هری فوری گفت - مگر خودت با دامان و بلوز به
نازی ها سلام نکردی ؟
ملکه کمی خیط شد و گفت انگاری دوست نداری شاهت
بکنم
هری گفت مرا شاه نکن ولی مگان را ملکه کن
ملکه عصبانی شد و گفت مگر مسخره بازی است
که ناگهان هری برخاست وگفت اصلا چرا خودت ملکه برای
همیشه نمیمانی
وقتی مردی ما یک مقوا عین روح الله خمینی ازت میسازیم
ودر مراسم رسمی ترا هم میبریم
 
 
نانا زولا


No comments: