Monday, February 10, 2020

عشق طولانی
 
 
بروید کنار ورپریده های فضول بیخودی
یعنی غیر خودی و نخودی
برایتان گزارشی سیکرت تهیه کردم که بهتر
است بروید زیر لحاف با چراغ قوه بخوانید
تا کسی نفهمد شما چه خوانده اید
 
این یکی از کوچه پس کوچه های سیسیل در ایتالیا
است که همان گونه که خبر دارید کل سیسیل در
اختیار ارگانایز کرایم مافیای ایتالیا میباشد
 
ننسی پاتریشیا پلوسیانته که پدرش از خانواده  معروف پلوسیانته است و
ازآن قاتلان ترسناک وشرور
ایتالیائی بوده در این کوچه خانه ای داشته که
درست روبرویش خانه آندرو ناپلئون فرانسیسکو بود
که او هم یک مافیای شرور بود که چشمانش تقریبا
از حدقه در آمده بود ( عین چشمان لفتی لیفت )
ننسی و آندرو هر روز به خانه های یکدیگر میرفتند
و با هم بازی میکردند
ننسی مرتبا برای آندرو خوراکی های ایتالیائی که
مادر بزرگش میپخت میبرد
و او هم که سخت شکمو بود برای این خوراکی ها هی
ننسی را ناز و نوازش میکرد و میگفت مرسی که به
فکر شکم من هستی
ننسی هم با عشوه ای عین خانم های فیلمهای فلینی
تشکر میکرد 
 
این دو که موقع رد و بدل کردن خوراکی
و تشکر هفت ساله بودند کم کم بزرگ تر
شدند ووا وی لا از زمان بلوغ
که دیگر خوراکی و پوشاکی را فراموش کرده
تا چشمشان بهم می افتاد به زیر زمین خانه
آندرو رفته و مشغول سکس های بی شاخ و دم
میشدند
 
شبی که خیلی از وجود زشت یکدیگر لذت
برده بودند و سکس های عجیب و غریب
کرده بودند باهم قرار گذاردند که به
امریکا بیایند و چون امریکا کلی مافیا
دارد اینچا مستقر شوند
مستر فرانسیسکو موافق نبود ولی مستر پلوسانته
موافق بود
و خوب وقتی دختری پدرش راضی به گت رد اف دخترش
که کمی خل و دیوانه و سلطیه و پیس اف بوی بد
است بخواهند و پدر از خاندان پلوسانته ها باشد
دیگر جای مخالفتی نمی ماند
خانواده های مافیای سیسیل یک عروسی
مافیائی گرفته به سر و کله ننسی و
آندرو کمی پشگل خر مالیدند که شانس
بیاورند و در این عروسی کمی هم تیراندازی
مافیائی شد و دوسه نفر از خاندان پلوسانته
و دوسه نفر از خاندان فرانسیسکو مردند
و معلوم نبود جشن است یا عزا تف تف تف بر
صورت آندرو و ننسی
 
بعله میگفتم فردایش عازم امریکا
شدند و در کشتی مهاجران دچار بیماری
شپش و خارش گردیدند
بعد تر دکتری در الیس آیلند گفت که
اساسا شپش توسط مافیا وارد امریکای تمیز
شده است
در امریکاچشم ننسی که شهوت ران هم بود وقتی
به ریخت مردان جذاب و خوش قیافه امریکائي افتاد
فوری برای پدرش تلگرامی فرستاد که من دیگر این
اندرو را دوست ندارم 
 و از او عقم میگیرد میخواهم بروم با مردان امریکائی سکس کنم
پدرش در خال خوردن یک لگن بزرگ لازانیا گفت
مگر نمیدانی دختر پلو سانته ها هر کاری بخواهد میتواند بکند چرا نگرانی
ننسی فوری رفت وبه 
دون کورلئونه گفت یا مرا با
جان اف
کندی آشنا میکنی یا سیسیلی ها را به بر سرت خواهم ریخت
دون  کورلئونه که خیلی شبیه مارلون
براندو بود گفت شما اساسا چه خری هستید
و چرا بوی بد میدهید
ننسی پشت چشمش را نازک کرد و با عشوه
گفت من خودم هیچ گهی نیستم ولی پدرم
پلوسانته است
که فریاد دون کورلئونه به هوا رفت و گفت
این لکاته را از اطاق من بیرون کنید
ننسی گفت اوا چرا
دون کورلئونه گفت من عاشق جکی او هستم
و حاضر نیستم تو بروی سراغ شوهرش زیرا
بوی بدی میدهی که عین بوی دهان رابرت
دو نیرو مانند لاشه الاغ مرده است
که ننسی گوش هایش را گرفت و فرار کرد و
گریه کنان به سراغ آندرو درفاکس نیوز رفت
و درد دل کرد
آندرو او را دلداری داد و دیسی از پاستا
و ترتولینی و لازانیا و پیتزا برایش آورد
و به یاد گذشته ها و زیر زمین خانه اندرو
با هم  خوردند
و در خاتمه ننسی گفت - تنها عشق واقعی من
تو بودی که هنوز به من وفاداری
و هرچه بگویم عین قاطر میگوئی یس مم

گزارشگر شما
نانا زولا

No comments: