Monday, April 20, 2020

گزارش سیکرت
 
چرا شاه سوئد دیوانه شد
 
بروید کنار ذلیل شده های ورپرید ه که رفتم
برایتان علت دیوانه گی شاه دیوانه سوئد را
یافتم که تمامی سیکرت سرویس ها یک نسخه در
فایل های خود دارند زیرا عین کرم کون حلقوی
بهم متصل هستند
از سیا به ام شش و موساد و ک گ ب و باقی مفت
خوران مامور شیاطین
 
 
 
در جوانی شاه دیوانه کنونی ستاره سینمائی بود
بسیار کت و کلفت که به او کوه یخ میگفتند بس
که گنده بود نامش آنیتا اکبرک بود و دو پستان
داشت اندازه هندوانه و دو کون داشت اندازه
هندوانه دستکاری شده توسط مونسنتوی بیل گیت
و دو , ران داشت اندازه متکای آغا خان و عجب
سنگین وزنی بود پیف پیف پیف زن نگو کوه یخ بگو

شبی که میهمان در قصر شاه بود ناگهان
شاه و ملکه هر دو عاشقش شدند و گفتند
تو باید بیائی با ما زندگی کنی
آنیتا اکی با تعجب گفت چرا
گفتند زیرا ما هر دو عاشق توشده ایم و
بدون تو زندگی نمیتوانیم بکنیم
یک تختخواب پنج نفره سفارش دادند سه تا
برای آنی و هر یک یکی برای خودشان و هر
شب این ور و آن ور او میخوابیدند و تاصبح
با پستان هایش صدای بوق دوچرخه شیر فروش ها
را در میاورند تا کله صبح شاه میگفت بوق بوق
ملکه میگفت بوق بوق
 
آنی حالش از این کار بهم میخورد ولی
خوب جرات نداشت چیزی بگوید زیرا فوری
او را به سردابه قصر برده و خونش را
هرت هرت سر میکشیدند
روزی همین چشم تراخمی لجن خوار بد بوی
چین به میهمانی قصر شاه رفته بود تا
چشمش به کوه یخ افتادفوری عاشق شد و به
شاه دیوانه گفت من عاشق این زن عظیم الجثه
شده ام و مدتی او را به من قرض بده با پستانهایش
بوق بوق بزنم
به قدری به شاه برخورد که نگوی و نپرس با عصبانیت گفت
چطور جرات کردی چنین پیشنهادی کنی مردک تراخمی
بد بو
عین درخت سیر بوی بد میدهی تازه آنی ما را هم
میخواهی تف تف تف
بروگم شو دیگر هم به سوئد نیا 
 
چشم تراخمی با گریه و احساس تحقیر سوئد
را ترک کرد ولی عده ای از چینی های با
سبیل های نازک دراز و چشمان مغولی که معلوم
است جانی هستند به سوئد فرستاد تا اکی را دزدیده
برایش بیاورند تا بوق بوق بازی کند
این جانیان هم که عقل و هوشی نداشتند
فقط سبیل هایشان دراز و کم پشت بود و
چشمانشان بیخودی خمار به سوئد رفته و
اکی را دزدیدند وموقع بازگشت برای این
که بدانند همان کوه یخ است او را به
وسط آب اقیانوس انداختند ومنتظر کله اش
شدند
دو سه روزی در هوپیما زرت زرت کنان بالای
سرش بودند که کله اش را بیرون بیاورد خبری
نشد غواصی فرستادند خبری نبود انگاری کوه
یخ سوئد آب شده و محو شده بود
از آن روز شاه سوئد دیوانه شد و چون همیشه
در اطاق خواب با آنیتا اکی کلاه بازی میکرد
برای نهادن مرهمی بر دردش اکنون هر کجا میرود
به یاد کوه یخ اش کلاهی مسخره بر سر دیوانه اش
میگذارد



گزارشگر شما
نانا زولا 

No comments: