گرهمه رگ های بیخود مانده ام را بشکافی ! آه
نشنوی غیر از غم من نام
ای نگارین شهریار شهر دلبندان
درشبستان تو نیز آن شمع
با پریده رنگ خود تنها از آن می افروزد
که به یاد روزگارانی ٬ چو صحبت را می آغازی
از تو اند ر آتش حسرت ٬ جگر سوزد
نیما یوشیج

No comments:
Post a Comment