گزارش
بچه های عزیزم
فوری با نوشابه ها کنار آتش مادر بیائید
که گزارشی برایتان دارم
دو شب گذشته نیمه شب.... تلفن یک دستی سید علی خامنه ای
قاتل یکدست به صدا در آمد که وقتی
پاسخ داد صدای لرزان و ضعیف شاه لب کلفت بیخودی و الاغ
عربستان را شناخت که گفت
سید علی هم اکنون سوار جت ات شو به کاخ من بیا
سیدعلی پوزخندی زد و گفت میخواهی جت مرا منفجر کنید
خودت هواپیما برفست تا سوارش شوم
زیرا ... دژمن..... میخواهد مرا بکشد
شاه عرب لب کلفت گفت
اوکی
هنگامی که سید علی با وافورش به درب قصر شاه کوبید فوری
از داخل صدای ناله و زاری و گریه میامد
و سید علی اخ تفی روی زمین قصر افکند و گفت
چه شده ؟؟؟؟؟؟؟
صدای ضعیف شاه لب کلفت بیخودی عربستان برخاست که گفت
بالاخره آمدی مرسی
حدود شش ماه است که شکمم کار نکرده و با خودم فکر کردم
اگر اکنون که درد یبوست طاقتم را طاق کرده پی تو فرستادم
تا با مصرف تریاکت با من برابری کنی و در توالت من بمانی
سید علی گفت به شرطی که یک سطل بزرگ از خرمای عالی
برای ما بفرستید زیرا میگویند شیرینی برای تریاک خیلی
خوب است و........ناگهان صدای انفجاری برخاست و شکم
شاه کار کرد
و تمامی توالت لوکس و سراپای تریاکی یک دست غرق کثافت
شکل اسهالی شد
این ماجرا را به کسی نگوئید و بعد از خواندن پاره پاره پاره به
سبک میشن ایمپاسیبل کنید و بروید پی کارتان
نانا زولا
No comments:
Post a Comment