Monday, June 24, 2024

 

جهانی نوین 


 “We live Law to ourselves. Our reason is our Law.”

  John Milton


با درودهای گرم بر تک تک سپیدان فخر بشری

من دچار مرضی هستم که باید برایتان بگویم مرض من نیمه رها نکردن 

مطالب است و اگر نتوانم فکت و فیگور لازم را داشته باشم باید باید باید 

با فکر در باره مطلب و ریشه هایش چیزی برای عرضه داشته باشم 


کجا بودیم ؟ بعله زنان فمنیست اتحادیه ها 

روی سخن من با زنان معمولی خس و خاشاکی است

گفتم که مانند سوسک های نر و ماده باسراپای گهی سعی

مذبوحانه میکنند تامرد م امریکا یادشان برود که سر دسته شان 

مادام دو پمپادور هواداران رقیب خود را خس و خاشاک نامید 

و با پشت دست انگاری که مگس ها را میراند همه را خفه کرد

یاد روزهای شراب و گل سرخ افتادم 

بعله زنان لیبرال دموکرات فمنیست همه چیز دان..... از بالا به

باقی نگاه کردن و دیگر حقه بازی ها و دروغ گویی ها را 

حق 

خودمیدانند و با قهقه های شادی از سیه کاری خود

باقی مردم را الاغ و نفهم و هر شکلی که یک بخواهند میدانستند 


درمدتیکه با شما هستم 

به مرور  معنای سخنی که مردی امریکاُی به من در 

نیویورک گفت 

اوگفت این زنان فمنیست امریکایی بیخود برای حق مساوی تلاش 

زیرا در شکل تساوی از حقوق زنان کم میشود 

میلان کوندورا میگوید که چه خوب است که جنگ ها را مردان 

انجام میدهند 

اگر زنان بودند قطعا هرگز جنگی 

پایان نمی پذیرفت 

حال من میروم به روی این گروه زنان که اگر ابله نبودند هرگز زیر بار

کثافتی به شکل جورج سوروس نمی رفتند و ان جی اوی سورسی 

و جایزه خر و گاو و بوزینه طلاُيی شیرین عبادی و نرگس محمدی و

رسول اف و .......غیرو 

و اما مطلب امروز 


من در خاورمیانه بدنیا امدم و در اروپا زندگی کرده طبعا 

به تمامی کشورهای اروپا رفته ام و دیده ام 

و همیشه از نام امریکا هم می ترسیدم 

پروپاگاندای چپ بر علیه سرمایه داری امریکا همراه با تهاجم 

همه جهان تحت تاثیر باقی

 گفتند مرگ بر امریکای جهانخوار 

از طرفی امریکا مظهر آزادی و دموکراسی بود و علیرغم تلاش
کمونیست ها برای کاملا خفه کردن باقی نیروها در برابرش 
و تبلیغ شیطان پرستی و هرزگی ولاس وگاس و کون کونک بازی
و فساد کامل که توسط ثروتمندان اعمال میشد 

آری من از امریکا میترسیدم وحتی اگر کسی زمان شاه سابق به من
بلیط مجانی میداد بامخارج و هتل حاضر به آمدن به امریکا نبودم
 و طبق معمول که همه خیال رفتن از جمهوری کابوس و خون و مرگ 
را داشتند من به آلمان به دیدن برادرم رفتم و در برلین برادرم گفت 
نمیدانی چه قیامتی است ازمهاجرت ایرانیان به خارج از ایران
تو چرا نمیروی تقاضای ویزای امریکا کنی 

من با خودم گفتم چرا که نه وقتی همه مشغول در رفتن هستند 
با این که من خودم میلی به رفتن نداشتم 
بنابر این روز بعد در حالی که هر ایرانی با کلی پرونده که در ایران این را
داردوآن را دارد و قطعا اگر به امریکا رود به ایران باز میگردد
از من پرسیدند تو چی داری گفتم فقط پاسپورتم و ویزای آلمان 
گفتند برو بابا

نمیدانم در برخوردم با زنی که مسیول کارهای سفارت بود چه بود
که وقتی از من پرسید چه مدت میخواهی در امریکا بمانی ؟ گفتم شش ماه 
گفت عکس ها را بده ( گویا برای ویزای امریکا باید دوقطعه عکس میبردی 
که من از بیخ و بن بیلمز بودم )ورفتم عکس گرفتم وبازگشتم 

بعله سر راه آمدن به امریکا به ایتالیا رفتم وبعد با آل ایتالیا به لوس آنجلس 

رفتم 

و تازه دچارحیرت شدم تمامی کارکنان فرودگاه بسیاراشخاص جدی محترمی بودند

و وای ازفردای آن روزامریکارا چنین دیدم 

مردمی درستکار و راستگو و خوبی خواهان برای همه مهربان با 

نبات وجماد وحیوان 

اعتماد مردم شریف واقعی به هر خوب و بدی در تاریخ پر افتخار

امریکا و مردمش جایگاه ویژه ای دارند که از مقاومتشان در برابر

نیروهای زر و زور و تزویر سرچشمه میگیرد 

اگر این ملت دروغ میگوید و تظاهر میکند و ادا و اصول در میاورد 

به شدت دنبال پول و ثروت باشد 

ابداو مطلقا بر گردن خصلت های بد و شیطانی مردم امریکا نیست 


ارتجاعیون راست فاشیست و کمونیست های چپ گلوبالیست 

میخواهند این سر زمین و مردم یونیکش رانابودکنند

تا سیاهی برای ما بشریت و نسل های دیگرمان را رقم میزنند

ولی چون همواره روشنی بر تاریکی و سیاهی پیروز است 

( یعنی هر روز با دمیدن خورشید )

میتوان زندگی را به معنای

زندگی واقعی ! نه نمایش و لاس وگاس و خون و گلوله والباقی

دید و همزمان چشمی باز برای یافتن ریشه های بدبختی 

رفت 


من تا بیست وچند سالگی یکی از قرتی ترین و شیک وپیک ترین 

دختران بودم و آرایش و پوشش و باقی ترهات 

ناگهان روزی خودم را دلقکی دیدم که موفع آ رایش در آینه به خود مینگرد 

به سرعت تمامی وسایل بزک دوزک خود را بسته بندی کرده وهرچه 

که نشانه مرا ببینید خیلی شیک وپیک هستم را بسته بندی کرده به 

دوستان هدیه دادم 

والخلاص 


ساده ترین لباس ها را تنم میکردم ومطلقا آرایشی نداشتم و به شدت از

تظاهر و دروغ و فریب و نمایش و ادا واطوار که قدرت نام دارد دوری میکردم 

هنوز هم بر همان رویه هستم

به من چه که تایلور سویفت چه گهی روی صحنه میخورد و چه لباس های فاحشه گونه قر کمر میدهد 

یعنی مزنه هر تختخواب را رک وراست به خریداران ارایه میدهد


به من چه که حرص و طمع ننسی دو شاش وادارش کرد 

بس که خر است دهانش گوزید و حقیقت را گفت یعنی شما 

امضایتان اندازه شاش شتر هم ارزش ندارد پس اول امضا کنید

سپس میروید در طویله هایتان مانند گوسفندان سر به زیر 

میخوانید 


یادتان هست من یادم هست همین کافیست 

تمامی اعمال جوان پسند این روزها  منحرف کردن تمام

و کمال جوانان است 


از مد شدن تاتو و جین پاره پاره پاره لب های ورقلمبیده وخلاصه 

مطلب جنده وش بودن زنان صحنه و تبلیغ جندگی توسط شیطان پرستانی

مانندمادونا یا هیلاری و تام کروز و ..............غیرو

پس من در امریکا با دو گونه مردم روبروشدم

وعلیرغم تبلیغات لفتی ها 

طرف مردم را انتخاب کردم


از دور خطرناک بودن امریکاوامریکاییان خر والاغ را دیدم

و در امریکا تنها ملتی که هنوزنفس نفس های آخر را

میکشد تا بعد از دو قرن بتواند سوسک های سراپاگهی 

مستراح ارتجاعی کلونیالیستی را از بدن پاک خود بشوید 


خودتان این روزها شاهدید که به محض سخن گفتن یعنی آزادی 

بیان چه بی آبروُیی بزرگی از برده دارشان تا شاه تامپونی کنونی 

و هرکه غشی دارد رفت و بیشتر هم خواهد رفت 


اوباما باورنکرد وقتی گفتم هرکه به ملایان و تروریست های پاسدار

جمهوری اسلامی کمکی کند نابودش خواهم کرد 

چین - روسیه در سراشیبی سقوط هستند و شخص اباما کاملا 

از حیض انتفاع افتاده 

و حتی از پشت پرده دیگر نمیتواند گهی بزرگتر از دهانش بخورد 

و شکست در انتظارش است 


آری من عاشق شکست دادن شیاطین بهنگامی که منتظرش  نیست 

هستم

و همواره به همه اخطار داده ام که با من ابدا شوخی نکنید 


نانا زولا 

No comments: