Thursday, July 24, 2008























برای بادوم هندی عزیزم


۱۹۰۰ ٬ باز هم فاشیزم !


در سال ۱۹۷۷ برناردو برتولوچی کارگردان ایتالیائی
فیلمی ساخت به نام هزار و نهصد ٬ در این فیلم برتولوچی
ویژنی مارکسیستی از جامعه مدرن ایتالیا ارائه داد .

با موفقیت فیلم آخرین تانگو در پاریس او با سرمایه امریکائی
و هنرپیشگان مختلف بین المللی و امریکائی فیلمی ساخت
که گارانتی فروش در گیشه را داشته باشد .

آن زمان این فیلم پر خرج ترین فیلم سینمای ایتالیا لقب گرفت

نسخه اصلی فیلم پنج ساعت و نیم بود که به یک سوم تقلیل
یافت و خود نسخه تقلیل یافته به دو بخش تقسیم شد
اکت یک
اکت دو

فیلم مانند یوزپلنگ ویسکونتی یک مطالعه است از تاریخ ایتالیا
در قالب داستان زندگی خانوادگی دو - خانواده - مختلف

در اولین روز سال هزار و نهصد دو پسر در دو خانواده متفاوت به
دنیا میایند یکی نوه آلفرودو برلینگری یک فئودال بزرگ ثروتمند
و قدرتمند با نام الفرود ( رابرت دو نیرو )

و دیگری اولمو نوه یک کشاورز ( ژرار دو پاردیو )

بر تولوچی زندگی این دو نوه را که مانند تار و پودی بهم بافته شده
است از نزدیک تا سنین پیری تعقیب میکند و بسیاری از حوادث
تاریخی ایتالیای آن زمان را برای بیننده می شکافد مانند :

ایجاد تعاونی کشاورزان و اولین اعتصاب
جنگ جهانی اول
ظهور فاشیزم
ظهور پارتیزان ها
سقوط فاشیزم


فیلم با سقوط فاشیزم در سال ۱۹۴۵ آغاز و بلافاصله به تولد این دو
نوه به اولین روز هزار و نهصد باز میگردد
و در پایان بخش اول فیلم به پیروزی فاشیزم در قالب شخصیت
آتیلا ( دونالد ساترلند ) و رهبری او می انجامد


بخش دوم از اضمحلال رژیم و تخریب ( پادرون = ارباب ) شروع و
تا پایان هر دو نوه که
اکنون پیر مردانی بیش نیستند در سال ۱۹۷۵ و هنوز با هم دسته
پنجه نرم می کنند میگذرد

در طول زمان آلفرود نوه متمول ٬ با یک زن ایمانسیپه زیبا ( دومینیک ساندا )
ازدواج میکند
در حالی که اولموی فقیر با یک معلم سوسیالیست جوان که مدرسه ای
برای فرزندان کشاورزان را اداه میکند ازدواج میکند

زندگی این دو زوج و آتیلا و زنش که دختر عموی آلفردو بوده کل بخش دوم
را در بر میگیرد




آلفردو شخصیتی ضعیف دارد که در عمل با آتیلای فاشیست همکاری
میکند
دوستی با اولمو سبب جلوگیری از افتادن آلفردو به آغوش فاشیزم
نمیشود
آنان در نهایت شروع به ترور و کشتن کشاورزان میکنند

برتولوچی پوسیدگی روابط فئودالی بخصوص با سفرهای پر خرجی
که
آلفرود و زن زیبایش که فرت و فرت کوکائین میکشیده و به کار عکس
برداری لخت از پسران کشاورز میپرداخته و عمدتا در جنوب فرانسه
مشغول عیاشی بوده است را به خوبی نشان میدهد

به هنگامی که ایتالیا در سال ۱۹۴۵ آزاد میشود برتولوچی به خوبی
میداند که - پادرون - نمرده بلکه اینک به شکل - رئیس - ظاهر خواهد
شد

شاید زیباترین صحنه فیلم هزار و نهصد صحنه جشن سالانه کشاورزان
است

که درست روبروی وحشی گری آتیلا ....در تجاوز به پسر بچه ای و
سپس کشتنش با همدستی زنش رجینا ........قرار دارد


سپس تر فاشیست ها مدرسه زن اولمو را آتش میزنند و چهار کودک
در آتش میسوزند

و آتیلا در برابر همه گربه ای را به ضرب کله اش منفجر میکند و به همه
میگوید :

- کمونیست ها با احساس مردم بازی میکنند درست مانند این بچه گربه
لعنتی !


اکت دوم فیلم کاملا به دست و پنجه نرم کردن کشاورزان با ملاک بزرگ
می گذرد
برتولوچی هرگز به این ساده لوحی نبود که تصور کند این جنگ طبقاتی
روزی پایان خواهد گرفت ولی به شدت وعمیقا باور داشت که در این جنگ
کارگران به پیروزی خواهند رسید .

دیدگاه های برتولوچی برای تصویر خانواده برلینگری فئودال مورد حمله
منقدان قرار گفت آنان گفتند که برتولوچی درست برابر با سمپاتی خود
برای کشاورزان به ارباب بزرگ فئودال هم سمپاتی نشان داده است



برتولوچی ترقی ایتالیا را به شکل ترنی نشان میدهد که در ۱۹۰۸ هنگامی
که آلفردو و اولمو کوچک بوده اند برای نشان دادن شجاعت خود بین ریل ها
می خوابیدند تا قطار از رویشان بگذرد
در پایان فیلم که سال ۱۹۷۵ است و هر دو پیر مردی بیش نیستند
ابتدا با هم زد و خورد کرده و از سرازیری روی ریل ها می افتند و این بار
آلفردو به جای بین ریل ها روی ریل ها دراز میکشد و مرگ سمبولیک
فئودالیزم را نشان میدهد و بدینسان پادرون به دست خود پادرون از بین
میرود


اگر چه برتولچی در این فیلم با علاقمندی ایده انقلاب را مطرح می کند
ولی جهان بینی او در این فیلم توسط هیاتی از تهیه کنندگان هالیوود
که در بین آنان چند نفر مارکسیست هم بوده است دیکته شده است
و با شهامت میتوان گفت که فیلم هزار و نهصد فیلم صادقی نیست .

و با همه سمپاتی برتولوچی به ارزش های مارکسیستی هزار و نهصد
حاوی پرسپکتیوی فرویدی میباشد و در آن برتولوچی اعتقاد خود را
به این نظریه که ( گناهان پدر یقه فرزند را میگیرد ) وفادار مانده .......نانا زولا











No comments: