Wednesday, February 18, 2009





اسد میمون !!!!



با درود بر تمامی هموطنانم


میان ما وبلاگ نویسان یک توده ای عقب مانده ذهنی فسیل است
به نام اسد که وبلاگ پرده را گاهی گداری مینویسد

من از نخستین روزهای بین شما با این تفاله رجاله درگیری سر آزادی
بیان بی قید و شرط داشتم و خودش با دهان متعفن سرخ خود گفت
که ما کمونیست ها به آزادی بیان بی قید و شرط اعتقادی نداریم !!!!!

این پیس اف شت استالینیست مادرجنده کتاب مدرنتیه عبدی کلانتری
را خوانده و به قول خودش شاخ در آورده !!!!! و فوری سر لگن رفته
و مشتی گهات توده ای خورده است که بر من میدانید چیست مگه نه ؟





عبدی کلانتری، شرق ستیزی جایگزین غرب ستیزی؟

کتاب جدید عبدی کلانتری را نگاه می‌کردم. دروغ چرا، تا کنون چیزی از ایشان نخوانده بودم. نویسندگانی هستند که آدم اسمشان را مرتب گوشه و کنار می‌شنود، و چه بسا دوستان هم وقت و بی‌وقت اشارات مخصوصی به آن‌ها می‌کنند و خلاصه ته دلت می‌دانی طرف خیلی متفکر و نظریه‌پرداز و مدرن است و ... به این ترتیب چندین سال با فلان نویسنده‌ دورادور احساس رفاقت و فامیلی می‌کنی، بدون این که بدانی حرفش چیست و چه می‌نویسد.
خواندن کتاب عبدی کلانتری اما فقط درک عدم رفاقت نبود، بیشتر حکم سطل آب یخی بود توی این چله زمستون!





چه خوب به سراپایت آب یخ ریخت ها ها ها ها ها

منم داره میرم شاش یخ بریزم !





عبدی کلانتری از مدرنییته و تجددگرایی طوری صحبت می‌کند، انگار تنقیه (اماله) است و باید به باسن جهان شرق فرو کرد تا مدرنش کرد. انتقادات کلانتری تصویر پدر تنقیه به دست را تداعی می‌کند که به ملامت فرزندش نشسته‌است، چرا که دررفته و نگذاشته مدرنیته را بهش تزریق کنند. درکی که نوشدن را به عنوان پروسه‌ پیچیده و خودجوش اجتماعی می‌بیند با چنین تجویزی (و تزریقی) همخوانی ندارد!



تو گه خوردی کی میگه تزریقی نمیشه ؟ اونم گه میخوره

دو شاه ایران مدرنیزم را تزریق کردند نظام کثیف جانیان اسلامی حتی با
کشتن نمیتواند این مدرنیزم تزریقی را از مردم شهروند بگیرد پریود

مگه نه جاکش قرمساق ؟

پس دیدی میشه خوب هم میشه به شرطی که به جای رهبر شاه سابق
یا پدرش نشسته بودند خر فهمت کردم ؟







جالب این جا است که مخالفان غرب ستیزی در توجیه طرف‌های دیگر ماجرا همیشه تئوری‌هایی دست‌و دل‌بازانه‌ای دم دست دارند، اما چشمشان را بر دلایل "مشخص" غرب ستیزی در یک جامعه "مشخص" می‌بندند و در این جور مواقع به کلی‌گویی‌‌ درمی‌غلتند. آن‌ها اغلب حاضر نیستند به طور مشخص و جزئی وارد این مقوله شوند و آن را در بستر تاریخی خود گذاشته و مثلا پروسه تاریخی غرب‌ستیزی در ایران را بررسی کنند. بررسی‌ آنها از تمایل اراده گرایانه‌ برای از بین بردن این پدیده فرهنگی سرچشمه می‌گیرد.







گه نخور گه نخور گه نخور مادرجنده .........در جامعه مشخص ایران غرب ستیزی
از سیاست های کثیف اتحاد جماهیر گهی شوروی همسایه شمالی ما بوده
که در تمامی تاریخ سوسیالیزم گهی شوروی چشمان این کمونیست های سرخ
به دنبال تسلط بر ایران بوده است و از روز تولد دکتر ارانی در ایران بین توده ای ها
و مسلمانان فناتیک همواره اتحادی بر علیه شاه ایران و امریکا و مدرنیزمش
بوده است

ولی مردم شهروند ایران عاشق تمامی پدیده های غرب بالاخص امریکا بودند

اپوزیسیون شاه به غیر از چپ ها .......هرکی بود و هست مساله ای با غرب
و تمدن و مدرنیزمش نداشته است والسلام

ابدا عجیب نیست که خط فکری جلال آل الاغ و نورالدین کیانوری به امریکا و غرب
که برسد کاملا بر هم منطبق میشود یا دکتر ابله شریعتی با احسان گهی طبری


در ایران زمان شاه توده های عظیم مردم طبقه متوسط کارمند ایرانی ابدا
از امریکا بدشان نمیامد خیلی هم آنرا دوست داشتند

چپ ها و توده ای ها و مائوئیست ها و مسلمانان از امریکا بدشان میامد
و متنفر بودند هنوز هم هستند ها ها ها ها ها







آیا لازم است این جا برای آقای کلانتری از کودتاها و سرکوب‌ها و دخالت‌های نظامی و غیرنظامی بگوییم؟ از دلیل جایگزین کردن سرلشگر زاهدی به جای مصدق نوگرا توسط غرب بگوییم؟ از کی تا به حال پدیده "استعمار" برای نویسنده به افسانه‌ی گذشتگان تبدیل شده‌است؟



از کی تا حالا ؟

من بهت میگم - از وقتی که ما مردم مدرن ایران معنی استثمار را که شماها
میگفتید با چشم خود دیدیم

دیدیم که امریکا برایمان تلفن های هفت رقمی آورد و سیستم را نوی نو کرد

شوروی به ما هی اسلحه داد تا به حمس بدهیم و هی برایمان نیروگاه
ماهیگیری ساخت و ما را استثمار کرد

خوشبختان چیزهائی که از مخلوط توده ای و ملا دیدیم برایمان کافی بود که
مفاهیم را از سر به کون دیگر نگاه نکنیم و سرش را از کونش در آورده و
خوب و با دقت به معانی نگاه کنیم تا درکش کنیم خر فهمت کردم ؟


اگه نشدی برو تحقیق کن این وزیر سر جالیزی دفاع رفته روسیه چی
معامله کنه ؟

وقتی که مردم ایران چهارده میلیون نفر زیر خط فقرند !








چرا، به چه دلیل و با توجه به چه شواهدی کلانتری عامل استعمار را (و ستیز استعمار با روند نوگرایی در این جوامع را) از معادلات خود حذف کرده‌است؟
انتقاد او به نیروهای سیاسی چپ این است که چرا بین لیبرال‌های غرب گرا و مذهبی‌های ضد غرب، آنها نیروهای مذهبی‌ را به عنوان متحد انتخاب کردند و فراموش می‌کند مهمترین متحد اسلام‌گرایان در تمامی سال‌ها همین لیبرال‌های وطنی بودند و هنوز هستند! و این‌ها (دکتر یزدی؟) عامل اصلی به قدرت رسیدن اسلام گرایان بودند و اصولا غرب را به پذیرش حکومت اسلامی ترغیب کردند! از این گذشته، آیا کلانتری اصلا نمونه مشخصی از نیروهای سیاسی لیبرال‌ و آزادی‌خواه که در این گونه کشورها به قدرت رسیده باشد سراغ دارد؟ آلنده چه طور است؟





چرائی را که گفتم برات زیرا عبدی چون کور نیست درک کرد که بابا استعمار
و استثمار و امپریالیزم و ترم های این گونه از نظر توده ای ها و ملاها و باقی
مردم معانی دو گانه ای دارد !!!!

خر فهم شدی ؟


ولی اما از دکتر یزدی گفته ای او را ول کن به خودت بچسب مردم ایران همواره
از حزب توده متنفر بوده اند منظورم مردم طبقه متوسط ایران است که شاه را
دوست داشتند

این نفرت و ترس به نظر من کاملا غریزی و درست بوده است
زیرا در عمل شماها نیمی از قدرت
را همراه با موتلفه چی ها در دست داشته اید
شماها نشان دادید که کمونیزم توده ای و اسلام موتلفه ای یعنی چی
شماها چشم باقی مردم خواب رفته را هم باز کردید

من تصور نمیکنم یک لیبرال واقعی هرگز کمکی به رژیم جانیان اسلامی کرده
باشد پریود

زیرا سرکوب لیبرال های واقعی از همان قبل از انقلاب در ایران شروع شد








اگر فرار به تقسیم بندی باشد، من فکر می‌کنم تقسیم بندی شمال و جنوب واقعیت فقر و چپاول در جهان را بهتر توصیف می‌کند تا تقسیم بندی شرق و غرب که هر چند نگاهش به فرهنگ است ولی به ورطه فرهنگ‌ستیزی می‌افتد. عبدی کلانتری اما حتی پدیده (یا مقوله) اجتماعی غرب ستیزی را به طور جدی و عمیق و از جنبه‌های گوناگون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی (و حتی تاریخی و جغرافیایی) آن بررسی نمی‌کند، بلکه خیلی مختصر و در چند جمله (و به طور مکرر) آن را تبلور برگشت به عقب می‌نامد و یک راه بیشتر برای مقابله با آن نمی‌شناسد: سرکوب! گویا فرقی هم برایش نمی‌کند که این تفکر در چنین جوامعی تقریبا همیشه اکثریت شهروندان را (و یا لااقل توده‌های میلیونی را) شامل می شود و این سرکوب در عمل (لاجرم) به سرکوب عظیم و وحشیانه جامعه منجر خواهد ‌شد. راه دور نرویم، نمونه آن را در حکومت آریامهری و ساواکش دیدیم!





خفه خون بگیر مادرجنده دیوس ......تو گه خوردی که حکومت آریامهر و ساواکش
را سرکوبگر نامیدی
آریامهر مردی ایران دوست بود و هرگز تا کسی به او سو قصدی نکرد کاری
با کارش نداشت

شما بیشرف های توده ای از او متنفر بودید زیرا با رابطه اش با امریکا جلوی
رسیدن شوروی به آبهای گرم را گرفته بود


شما همگی دروغگویان روسی کامراد بودید همه تان را میشناسم و پرونده
کثافت کاری تک تکتان را میدانم


سی سال تمام است امثال تو میگویند که این مسلمانان خیلی زیاد
هستند نمیشود سرکوبشان کرد

کی میخواد سرکوبشان کند ؟

بروند سر جاهای خود کسی کاری با آنان ندارد
مقاومت کنند همگی کشته میشوند و کشته شدن سرکوب نیست

ما مردم واقعی اسیر ایران میخواهیم شهرهایمان را پاک کنیم





کلانتری هم جنین می‌گوید باید فرهنگ غرب را جذب کرد (از آن خود کرد) تا بتوان از آن درگذشت و فراتر رفت. اما مگر پروسه‌های فرهنگی واقعا این طور خطی و تک بعدی هستند و به این آسانی می‌توان برایشان نسخه پیچید؟ این چه درکی از فرهنگ است که مثلا نمی‌فهمد راه معمول برای "از آن خود کردن" یک فرهنگ به چالش گرفتن آن است و در این مسیر است که فرهنگ به طور واقعی جذب می شود و نه با تقلید میمون وار از جلوه‌های فرهنگی! و مسئله دیگر این است که برای "از آن خود کردن" باید معتقد به حفظ این "خود" بود، والا این گزاره اصلا از بیخ‌و‌بن بی‌معنی می شود که؟!



باز میگم تو گه خوردی

فرهنگ را میشود تزریق کرد مثل شاه و پذیرفت مثل اکثریت مردم شهروند
ایران

حالا هی تو بالانس عین میمون بزن که بگی ما شرقی هستیم و اسلام
و روسیه برامون خوبه و امریکا و غرب برامون بده !!!!!!!!! فرقی نمیکنه

تمامی زنان و مردان قرتی قرشمال امروز ایران همان تزریقی ها هستند
که به آن هدیه نیکوی شاه سابق ایران نور به قبرش ببارد چسبیده اند !

و کثافت تو و حزب الهی ها را نگرفته اند ها ها ها ها ها








اتفاقا شاید بد نباشد که خود کلانتری کمی غرب‌گراتر از اینی که هست باشد و از با فرهنگ ترین تمدن غربی یاد بگیرد و ببیند به طور مثال پیشروترین نیروهای اجتماعی در فرانسه چطور برای حفظ فرهنگ بومی خودی با فرهنگ مصرفی/آمریکایی به ستیز می‌نشینند.




فوبیای ترا به امریکانا هیچ چیز بهتر از این چند خط ٬ نمیتوانست نشان
دهد

برای تو چون فرانسه با فرهنگ (( امریکائی )) مبارزه میکرده خوش آیند بوده
حالا گیرم این گروه مثلنی عرب های مسلمان پاریس باشند فرقی برات
نمیکنه

از لانگ از ...... لنگ امپریالیزم امریکا بیاد وسط !!!!!!!!!!!!!






این چند کلام ِ عجولانه بیشتر عکس‌العمل ناشی از تاثیرات سطل آب یخ بود، بعد از خواندن کامل کتاب بیشتر و دقیق‌تر خواهم نوشت.



من که میگم با این سطل شاش یخ زحمت بیخودی دیگه نکش .......نانا زولا

No comments: