
من دیدم !
• فاطمه کروبی: من و خانوادهام امنیت نداریم
خانم کروبی دوستی زیبا رو داشتم که شبی با شوهرش
و دوست زیباروی دیگر خودش از یک میهمانی یکی دوسال
بعد از انقلاب
در بزرگ راه شاهنشاهی تهران یک ماشین از همین
پاسداران شما آنان را متوقف کرده و دو زن زیبا رو را با خود
به ون خود میبرند و به شوهر فرمان میدهند با ماشین خود
به کمیته بیاید
در ون دو پاسدار از چهار پاسدار با دو زن زیبا روی الگانت خوش بوی
مانند یک تکیه ماه شهروند در صندلی های عقب نشسته و هریک
با وسط لنگ این دو خانم تا کمیته بازی کرده و در گوش هر دو زمزمه
کرده بودند که اگر نفس بکشید شوهر را کشته و خودشان را هم
به زندان خواهند افکند
در کمیته هم به دلیل این عیش کامل اسلامی شوهر را مبالغ هنگفتی
جریمه کرده بوده اند که چرا از دهان این سه بوی مشروب میامده است
من آن روز سی سال قبل این سخنان شخص شما را در جام جادوگری
خودم دیدم
دیدم که روزی میرسد که خانم دکتر دختر پاسدار خود را هم تجاوز و
به دار مکافات در همان کمیته ها می آویزند و بعد از پدر جریمه این
عیش اسلامی را هم میگیرند
من همان روز دیدم که شوهر شما که مانند سوسکی ملا برای اجندای
خمینی شیاد و کرملین این ور و اون ور میره و عبایش را باد میدهد
روزی خواهد رسید که نه تنها گردنش در خطر بریدن است بلکه انگشت
در کون شما حاجیه خانم خیلی مومن چادر مشگی عفونی اسلامی
هم خواهند کرد
خدایتان را صد هزار مرتبه شکر که از زبان متعفن اسلامی همواره
دروغگوی خودتان با گوش خودم شنیدم
و اکنون سر راحت به بالین میگذارم تف تف تف به روی تمامی شما که
دست در دست هم نهادید برای نابودی ایران و ایرانی ..............نانا زولا
No comments:
Post a Comment