
Prisoner's Dilemma
در سال ۱۹۵۰ دو نفر به نام های میریل فلدو و ملوین درشر
تحقیقاتی روی یک نظریه مبنی برا این سئوال که :
چرا انسان ها با علم به این همکاری با هم به سود هر دویشان
میباشد از همکاری سر باز میزنند ؟
آنان این نظریه را دیلیمای زندانیان نام نهادند
نظریه میگوید که دو مظنون دستگیر میشود پلیس مدارک کافی برای
محکومیت ندارد بنابراین آن دو را جدا کرده و هر دو را جداگانه با یک
پیشنهاد مشابه ملاقات میکند
اگر یکی حاضر به دادن شهادت بر علیه دیگری باشد و دیگری سکوت
کند و با اولی همکاری خائن آزاد شده و سکوت کنند و همکاری کننده
به ده سال زندان محکوم خواهد شد
اگر هر دو ساکت باشند هر دو فقط به شش ماه زندان محکوم میشوند
با کم کردن جرم به درجه جنحه
اگر هر دو یکدیگر را فدای خود کردند هر دو پنج سال به زندان میروند
هر زندانی باید بین اغفال دیگری یا سکوت یکی را انتخاب کند
و به هر دو اطمینان داده میشود که دیگری تا پایان تحقیقات از خیانت
دیگری خبر دار نخواهد شد
این زندانیان چگونه عمل میکنند ؟
اگر فرض کنیم که هریک به کم کردن زندان خود فکر کند این مساله
برای آنان معادل صفر = سود دارد
ولی متاسفانه در عمل همه زندانیان با انتخاب منافع خود بر دیگری
درست به ضرر خود و دیگری کار کرده اند
و این تئوری نیز مانند بسیاری دیگر از همین رده نشان میدهد که تنها
فکر زندانی حداکثر نفع برای خود بدون هیچ توجهی به نفع نفر دیگر
بوده است
و این - انتخاب منطقی ذهنی معمول - !!!!!!!!! باعث شده که دو نفری
که میتوانستند هر دو برنده باشند
هر دو بازنده شوند حتی زمانی که آگاهی این را داشتند که نفعشان هردو
در کجاست ؟
این نظریه با محیط های بیرون از زندان هم کاملا همخوانی دارد
بارها دو فرد با علم به این که همکاری با هم به سود هر دو است
آنرا کاری پر خرج - سخت - و غیر عملی میدانند ................... نانا زولا
No comments:
Post a Comment