به عشاق گمنام مردم ایران
می بــده ای ساقی آخر زمان / ای ربوده عقل های مردمان
خاکیان زین باده بر گردون زدند / ای می تـــو نردبان آسمان
بشکن از باده در زندان غم / وارهان جان را ز زنــــــدان غمان
تن بسان ریسمان بگذاخته / جان معلق می زند بر ریسمان
ترک ساقی گشت در ده کس نماند / گرگ ماند و گوسفند و ترکمان
چــون رسید اینجا گمانم مست شد / دل گرفته خوش بغلهای گمان
مولانا
No comments:
Post a Comment