Sunday, December 01, 2013

سفرنامه




به یقین میدانم که دل تمامی کسانی که شر و ورهای مرا دوست دارند
به شدت برای نوشته هایم تنگ شده بود
و به یقین میدانم که سیاهان زشت بد طینت از نبودنم خوشحالی کرده و
هی مرا وودو میکردند که بمیرم و دیگر باز نگردم و مزاحمشان نشوم


حتما عین فضول های بیخودی منتظرید بدانید کجا رفتم مگه نه ؟

رفتم ایتالیا و اسپانیا و امان از سرما و پالتو و باقی گند و کثافات تف تف
تف

در رم بودم و شب اخراج برلوسکونی عده ای به نفع او تظاهرات میکردند
و همه لفتی های مادر فاکر سرخ شال گردن قرمز هم در هیجان بودند
که او برود
و خودشان که استالینی هستند بمانند !!! عین همه مستراح های دو گانه
گهو کراسی یا شاشو کراسی بیلدربرگ
و در کافه ای با یک استالینی پیر و پاتال بحث و جدال کردم و عصبانی
که شدم بلند شدم بس که شراب خورده بودم عین کشتی بی لنگر
کج و معج میشدم
در حالی که بلند بلند میگفتم ویوا برلسکونی کافه
را ترک مستانه کردم و چند فحشی هم بفهمی نفهمی خوردم

در پالرمو وسط روز در خیابانی میرفتم که ناگهان صدای کلفت زنی را که
با بلندگو سخنانی جدی به ایتالیائی میگفت شنیدم و توجهم که جلب
شد ناگهان صدای جیغ جیغ جیغوی عده ای زن به دنبال بلندگو پاسخ
داد و عده ای را دیدم که در حالی که یک ماشین پلیس جلو میرفت و
عده ای پلیس جلوی صف بودند با پلاکاردهای فمینبستی و شالگردن های
سرخ بر علیه خشونت بر علیه زنان عرعرعرعرعرعرعرهای سرخ استالینی
میکردند
بنابراین ایستادم و گفتم باید بشمارمشان تا وضع این فمینست های
سرخ داس و چکشی را در ایتالیا تخمین چشمی بزنم
به جان شریف شخص خودم دویست تا زن بودند که تمامی راه جتی یک
دختر بچه به آنان نپیوسته بود والسلام
کیف ضد استالینی کردم و گفتم یام یام یامی وضع این جنده های
احزاب برادر انگاری خراب است
دیگه از همان ادا و اصول ها که جلوی پارلمان با یک شاخه گل ایستادند
و توریست ها از آنان عکس گرفتند و مرا یاد جنبش سبز و اکبر کیری
گنجی و قوقوش و سبزها و نماز ملا کدیور افکندند عقم گرفت به سرعت
خود را به کافه ای رسانیده و گیلاسی شراب عالی سفارش دادم تا
دوباره کج و معج شوم

و اما فقط برای فضولی یک روز به تونس رفتم وای وای وای از فقر و بدبختی
و گدائی و کثافت و خاک و خل و شلختگی و راحتتان کنم (( ایسلام )) در
ازای هر ده نفر زن محجبه یکی دو نفر دختر بی روسری می دیدی
تمامی شهر زباله دانی بود و روی تمامی ماشین ها انگاری عمدا گل مالیده
باشند
در خیابان مشغول سیگار کشیدن بودم و این کمل جکی های مسلمان چنان
با خشم به من نگاه میکردند که یاد ملایان می افتادم
همه چیز تونس فلاکت بود
با تاسف کامل سریعا برای کمی خوش گذرانی
به بارسلونا و مایورکا رفتم و از هر دو لذت بردم و شراب خوردم و غذا
خوردم در سرمای سوزناک ییاده روی کردم

در ایتالیا هم عده ای از دوستان قدیم کپکی
را دیدم و کمی مسخره شان کردم و به همه شاشیدم و ادب را
رعایت ابدا نکردم نمیدونم چرا


ولی از همه چیز برای من مهم تر و خوشحال کننده تر این بود که در
فرودگاه رم و باقی جاها ابدا و اساسا زن حجابی اسلامی ندیدم با
حیرت دنبال مسلمان میگشتم زیرا آخرین سفرم هفت هشت سال
قبل هر کجا نگاه میکردم
این کثافتان بربر با عده ای کودک با دکوراسیون بربران خود نمائی
میکردند
ولی این باز شاید توانستم دو زن با خجاب اسلامی را زیارت کنم با
خودم گفتم انگاری مسلمانان تخم هایشان را جفت کرده اند

نظر شماها چیست پس کجا رفتند این حق مسلمانی زنان دراکولائی
پشگل المخینی و دختر خاله های حق مسلمی ایشک ترک خر اردوغان
ایسلام ای تعی دالی ؟

امیدوارم فضولی فضولان را پاسخ داده باشم متین و با ادب باشید
عین شاه بی خودی عربستان .......................نانا زولا

No comments: