هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند
وانکه این کار ندانست در انکار بماند
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند
صوفیان واستدند از گرو می همه رخت
دلق ما بود که در خانه خمار بماند
محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد
قصه ماست که در هر سر بازار بماند
جز دل من کزازل تا به ابد عاشق رفت
جاودان کس نشنیدم که درین کار بماند
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
داشتم دلقی و صد عیب مرا می پوشاند
خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند
بتماشاگه زلقش دل حافظ روزی
شد که باز آید و جاوید گرفتار بماند
حافظ

No comments:
Post a Comment