همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم
کبوتر همچو من دیدی که من در جستن بازم
دهان مگشای بی هنگام و می ترس از زبان من
زبانت گر بود زرین درکش که من گازم
بدنبل دنبه میگوید که مرا نیشست در باطن
ترا بشکافم ای دنبل گر از آغاز بنوازم
دهان مگشای این ساعت ازیرا دنبل خامی
چو وقت آید شوی پخته بکار تو بپردازم
مولانا
No comments:
Post a Comment