گزارش
چه بگویم که میشل سکینه شاشو و پاشو را برداشته و برای
خواستگاری از هری نوه لات و چاقوکش و اس اسی و
فاشیست ملکه در جاکوزی گه نشسته به لندن رفت تف تف
تف
عرضم به خدمت خوانندگان محترم که همان گونه که همگی
اطلاع دارید باراک حسین اوباما باس بوی کنیايی دیوید
نفت خوار لوسیفر پیس اف شت .....قرار بوده
برای همیشه شاه امریکا شود و میشل سکینه را هم ملکه کند
و شاشو و پاشو را هم پرنسس
ولی خوب نشد گندش در آمد و از چپ و راست مشت های
قوی به دهانش خورد که خفه بشین سر جای نوکریت ات
خوب او از رو که نرفت شروع به داد و بیداد که اگر من شاه
نشدم حداقل باید دخترانم پرنسس شوند هیچ راهی ندارد
ورنه میروم همه اسرار سازمان سیا و هوملند و ان اس ای و
اف بی آی و اداره مالیات و اداره گمرگ و وزارت خارجه
و هر نهادی هست به مردم نشان میدهم
دیوید هم کمی با برژینسکی و کسینجر مشاوره کرد و اخ
تف ها و اندماغ های یکدیگر را قاطی کردند بس که
کله هایشان را نزدیک هم برده بودند تا مبادا ان اس
گوش کند !!!! و به ملکه انگلیس
تلفن کردند و او پاسخ تلفن شان
را داد و ماجرا را به او گفتند
ملکه کمی فکر کرد و گفت صد سال سیاه که من برای نوه ام
که از هم اکنون مشغول بستن بازوبند سواستیکا است یک دختر
سیاه مردنی بگیرم مگر عقل سلطنتی ام کم شده است
ولی خوب وقتی دیوید راجع به طلا و از دست دادن مال و منال
گفت ملکه کمی فکر کرد و گفت به جهنم بفرستشان بیایند
خواستگاری هری
نفت خوار گفت بابا هری باید بیاید خواستگاری ولی ملکه عصبانی
شد و گفت چون عروس سیاه پوست است او باید از هری خواستگاری
کند و یک بیلیون دلار هم به حساب هری در بانک خودم بریزد
تف تف تف از این شهوت پول پرستی این لکاته بی شرف حرامزاده
بعله میشل سکینه هم دخترانش را تر و تمیز و خوشگل و
موشگل کرد و خودش را هم عین عروس شاه عثمانی کرد
و به لندن برای خواستگاری رفت
و به لیموزین سلطنتی گفت یک راست به کاخ هری برود
رابطه بر قرار کرده
بود شب قبل با هری همه کار کرده بودند از الکل و مخدر و
خون خورده بودند و تا لنگ ظهر خواب بودند که زنگ درب
را زدند و وا وی لا که فرست لیدی و دو دخترانش پشت درب
بودند
لیدی گاگا دستهایش را بهم زد و گفت چه خوب من با میشل
و شاشو و پاشو دوست هستم چرا به داخل دعوتشان نمیکنی
هری هم فوری لباس پوشید و درب را باز کرد و میشل قصد
خود را از آمدن برایش شرح داد
و خوب هری کمی فکر کرد و قدم زد و کله اش را خارانید
و بالاخره گفت خاله میشل میدانی که من مونوگام نیستم و
باید با چندیدن زن و بچه و حتی سگ و گربه دسته
جمعی جماع سلطنتی کنم پس من به درد دختران تو نمیخورم
که میشل داد و بیداد که بابا ما همه هم اهل این کارها که
میگوئی هستیم چه اشکالی دارد میخواهی همین الان همه
با هم یک اورجی کنیم جای باراک هم خالی
و او وی لا وا وی لا از فرست لیدی و لیدی گاگا و هری
که مانند گرگها ی هار زوزه میکشیدند و شاشو و پاشوی
بدبخت هم از ترس بهم چسبیده بودندو جیغ های هیستریک
می زدند ولی اما خوب ترسشان کم کم ریخت و وارد بازی
شدند

فردای آن شب میشل شاشو و پاشو را به لیدی گاگا و هری
سپرد و به دیدن فلوت زن ملکه رفت و به او هم این ازدواج
سلطنتی را خبر داد و هرسه با هم شادی کردند و به ملت
خر و الاغ انگلیس دست تکان دادند

و ساعتی بعد میشل به دیدن دختران مسلمان رفت و به آنان گفت
که شما دختران باید همگی سخت کوش باشید و فمنیست هم باشید
و نگذارید که مردان حق شما را از شما بگیرند
و باید تلاش کنید که در جوامع اسلامی خود عین دختربزرگ من
یک پرنسس رویالتی شوید
جهان متعلق به ما و شماست و زنده باد فمنیزم مسلمانی
و دختران لچکی هی جیغ های تین ایجری کشیدند که به به به به
میشل اومد ما را به حق و حقوق مان رسانید
گزارشگر شما نانا زولا


No comments:
Post a Comment