داستان یک عشق
بروید کنار ...بروید کنار بیخودی های خس و خاشاکی
که باید ( دی پاپول ) شوید
زیرا مخبث هستید و بیخودی کره زمین را شلوغ کرده اید
که باید ( دی پاپول ) شوید
زیرا مخبث هستید و بیخودی کره زمین را شلوغ کرده اید
برایتان گزارشی از مراسم ازدواج رسمی جواد کوتوله
و مونیکا زشته تهیه کرده ام که با عکس همراه است
پس متین و موقر باشید ورپریده ها
هنگامی که عروس و داماد وارد شدند
همه لمپن های چاقوکش ملاو نظامی سوت های
بلبلی کشیدند
زیرا مونیکا را عین نه نه شمسی های خودشان
کرده بودند
و عروس و داماد به شیوه اسلامی تقریبا با یک متر
فاصله با هم راه میرفتند و کوتوله هم مرتبا خوشحالی
میکرد و می خندید
چه کوتوله جلفی مرده شورت ببرند
هنگامی که توانستند فاصله را کم کنند و
فقط نیم متر با هم فاصله اسلامی داشته باشند
مونیکا با قیافه ای غمگین رو به جواد کرد
و گفت
توکجا بودی نمیدانی دلم چه قدر برایت تنگ
شده بود فکر کردم صیغه را فسخ کرده ای
و مرا فراموش کرده ای
فقط نیم متر با هم فاصله اسلامی داشته باشند
مونیکا با قیافه ای غمگین رو به جواد کرد
و گفت
توکجا بودی نمیدانی دلم چه قدر برایت تنگ
شده بود فکر کردم صیغه را فسخ کرده ای
و مرا فراموش کرده ای
جواد گفت
خودت را کنترل کن مونی جون من هفت هشت تا
زن و تعداد بسیاری فرزند دارم تازه خیر سرم
شخص مهمی هم در این نظام هستم
نمیتوانم هی به بهانه مذاکره بیایم خارج و ترا فاک
کنم و برگردم
بالاخره امروز از زن ها و فرزندان اجازه گرفتم
که ترا رسما عقد کنم تا نگران نباشی کمی تحمل
داشته باش
میدانم سخت عاشق و دیوانه من شده ای ولی زن باید
خود را کنترل کند و این همه ضعف عشقی- جنسی نداشته
نباشد
خودت را کنترل کن مونی جون من هفت هشت تا
زن و تعداد بسیاری فرزند دارم تازه خیر سرم
شخص مهمی هم در این نظام هستم
نمیتوانم هی به بهانه مذاکره بیایم خارج و ترا فاک
کنم و برگردم
بالاخره امروز از زن ها و فرزندان اجازه گرفتم
که ترا رسما عقد کنم تا نگران نباشی کمی تحمل
داشته باش
میدانم سخت عاشق و دیوانه من شده ای ولی زن باید
خود را کنترل کند و این همه ضعف عشقی- جنسی نداشته
نباشد
مونیکا گفت - پس نمیشود همین اکنون به
اطاق خواب برویم
جواد گفت لا الله علی الاه بابا خیر سرمان
مشغول عروسی کردن هستیم صبر کن
و وای که در باقی مراسم مونیکا هی
چشمهایش را عین چشم مائو تسه تونگ
یک خطی میکرد یعنی خوابم گرفته چرا
نرویم بخوابیم
اطاق خواب برویم
جواد گفت لا الله علی الاه بابا خیر سرمان
مشغول عروسی کردن هستیم صبر کن
و وای که در باقی مراسم مونیکا هی
چشمهایش را عین چشم مائو تسه تونگ
یک خطی میکرد یعنی خوابم گرفته چرا
نرویم بخوابیم
بالاخره جواد کوتوله سر و ته مراسم را
بهم دوخت
و گفت به دلیل خواب آلودگی مونی جان
گود نایت
بهم دوخت
و گفت به دلیل خواب آلودگی مونی جان
گود نایت
من نمیدانم آن شب به این دو چه گذشت
ولی میدانم که فردا که جواد کوتوله داشت
مونی را به فرودگاه میبرد بد جوری هر دو
خوشحال بودند
باید به شب قبل ربط داشته میبوده بوده است
ولی میدانم که فردا که جواد کوتوله داشت
مونی را به فرودگاه میبرد بد جوری هر دو
خوشحال بودند
باید به شب قبل ربط داشته میبوده بوده است
هنگامی که خبرنگاران از مونیکا پرسیدند
چه خبر بوده است
گفت من وجواد تا صبح با هم مذاکره بر سر هسته
میکردیم
چه خبر بوده است
گفت من وجواد تا صبح با هم مذاکره بر سر هسته
میکردیم
پدر سگ دروغ میگفت مشغول کارهای دیگری بود
گزارش گر شما
نانا زولا




No comments:
Post a Comment