Sunday, March 01, 2020

برای ثبت در تاریخ
 
 
جیلو پونته کورو یکی از بهترین کارگردان های
متفکر ایتالیائی در قرن گذشته بود که بیش از
چهار فیلم نساخته و هریک بهتر از دیگری
ابتدا فیلم نبرد الجزایر را ساخت که راجع به
کلونی فرانسه یعنی الجزایر بود
سپس فیلم کاپو را ساخت که راجع به یهودیان
ارودگاه های مرگ نازی ها که با نازی ها همکاری
میکردند
بود
سپس فیلم کی مادا ( برن ) را ساخت که راجع به
کلونی کی مادا بود

 
فیلم نبرد الجزایر که به شیوه دکومانتری
ساخته بود راجع به هسته های میلیشیای مسلح
در کازبا بود که شروع به بمب گذاری در کافه
فرانسوی ها و کشتن افراد مهم فرانسوی کردند
و یک افسر فرانسوی کلونیالیست برای رسیدگی
به وضع به کازبا اعزام شد
او شروع به خشونت کرد و به خانه عرب های کازبا
ریخت و هرکه را خواست گرفت و به شکنجه گاه برد
تا رهبران این جنبش را پیدا کند
و کل کشور در خشونت و مرگ و آتش فرو رفت
 
در این فیلم پونته کورو به نکته ای می پردازد
که مهم است و آن دایره وار بود خشونت و وحشی گری
است و عمل و عکس العمل بودن این مساله

امروز یک مصاحبه دیدم با خانم کتی هاپکینز
راجع به وضع سپیدان کشور افریقای جنوبی
که عمدتا کشاورزان فقیر هستند و اکنون مورد
حمله سیاهان  میباشند
 او یک فیلم دکومانتری ساخته به نام
کیلینگ فیلدز که اوضاع کنونی افریقای جنوبی
را به ما نشان میدهد
 مصاحبه جالبی
است که در آن مساله ( آزادی بیان ) هم مطرح
میشود و کانال
اسکای نیوز استرالیا این
مصاحبه را ترتیب داده است
 
نانا زولا

1 comment:

Anonymous said...

یک)
حرفهای مارلون براندو در مورد جیلو که به خصوص به همکاری آنها در کیمادا برمیگردد خواندنی و ماندنی است.مارلون کیمادا را بهترین فیلمی که بازی کرده است میداند.(حداقل یکبار چنین گفته است)

دو)
سفیدان آفریقای جنوبی جنایت کردند و مطبوعات غرب آنها را نمود. سیاهان طبقه حاکم آفریقای جنوبی حتی بیشتر جنایت کردند و مطبوعات غرب خفقان گرفت. همچنین است داستان رودزیا.چرا؟به همان دلیل که برابر نقض حقوق بشر توسط محمد رضا پهلوی شدیدا موضع گرفتند اما زیر خمینی خوابیدند.طولانی میشود باشد برای بعد.

سه)
اصلا باورم نشد هنوز هستی،زنده ای و مینویسی.خانمی که روزی گفته بودی شبیه ماریا اشنایدر هستی.در سالهای آغازین قرن با وبلاگت شناختمت.چند چیز باعث شد 14 سال ولت کنم.یکی حجم فحش هایت در حالیکه نویسنده بدی نیستی.دو آنجا که تعریف کردی روزی ماشین مدل بالایی دستت بود و به خاطر کینه ات از ثروتمندان بد برخورد میکردی.حجم کینه ات خیلی زننده بود.آری ثروتمندان بی همه چیز فراوانند اما آن رفتار هم دیگر خیلی غریب بود. دیگر طرفداریت از همشهریت.ایستادنش مقابل خمینی نامش را جاوید میکند اما این حرف که حکومت را به او و دولت سایه اش تحویل دهید و ندید گرفتن اشتباهات بزرگش و حرفهای خرافه نشانش جدا سنگین و تلخ بود. و من خودم نه ثروتمندم نه خیلی مودبم نه دشمنی خاصی با آن همشهری شما دارم! بگذریم هیچکدام دیگر مهم نیست.بگذریم.
میدانی چی مهم است؟
حتما برخی نوشته های تو،جایی در وجودم را تکان داده بود که پس از 14 سال گشتم و دوباره پیدایت کردم.امیدوارم به پاس این جشن زیبا، بپذیری کمتر فحش بدهی و عمیق تر بنویسی تا خواننده ات بمانم.قلمت مانا.