Saturday, July 18, 2020

برای ثبت در تاریخ

Cops and protesters clash on Brooklyn Bridge leaving police with ...



Occupy Wall Street: A bloody man - The Washington Post


It's like driving a car at night. You never see further than your headlights, but you can make the whole trip that way.

یکی از نویسندگان عالی امریکائی به نام دکتروف که دوازده کتاب نوشته
است معروف ترین کتابش رگتایم نام دارد
در  رگتایم که به دوران رقص های رگی در نیویورک و باقی امریکا
میباشد
هنوز مردم امریکا وارد مسخره بازی ای به نام ( ری سیزم ) نشده
بودند و جای پلیس های نژاد پرست را ( مامورین آتش نشانی ) که
لفتی ها آنان را فاشیست مینامیدند تازه گرفته بودند

هنوز به پلیس ها خوک نمیگفتند و هنوز به سیاهان نیگرو نمی گفتند

داستان آزار یک مرد سیاه پوست با ماشینی زیبا است که 
گیر آتش نشان های ری سیست حسود می افتد و باقی را
بروید بخوانید 

صحبت من با سیاهان و پلیسان امریکا این است که به مرور
به جای از بین رفتن این دو گانگی و نفرت چرا بین شما دو
گروه اجتماعی نزدیکی و دوستی حاصل نشد 
اگر تلفنی زنگ بزند و شخصی به اداره پلیس بگوید که کسانی
برای کشتن من در خانه ام هستند 
مگر افسر مربوطه از آنان می پرسد که شما سیاهید و یا سفید ?
قرار نیست بپرسد اگر رابطه هم میهنی بین مردم جامعه بر قرار
باشد 
مثلا در نظر بگیرید و به این سيوال من پاسخ دهید 
این نفرت و ری سیزم تعمدا ایجاد شده زیرا بلاخره 
روزی سیاهان خواهند پرسید 

چرا ما همان شکل بدبخت و در فقر و فلاکت مانده ایم 
علتش خودمان نیستیم زیرا مدرسه و دانشگاه و جهان 
سیاست حتی رسیده ایم ولی چیزی جلوی ما را میگیرید
که همچنان سرشار از خشمم و نفرت باقی بمانیم و با
کشته شدن هر نفر بر این خشم و نفرت اضافه میشود
من معتقدم که از روزی که لفتی ها خود را روی نیروی
سیاهان در امریکا افکندند 
ری سیزم هم هی زیاد و زیادتر شد و به جای جلو رفتن
در جاده محو کردن این عمل هی شدید تر  و شدیدتر شد 
خوب هنگامی که یک گروه بزرگ اجتماعی را خوک بنامی
آنان هم تا فرصتی یافتند به شما نشان میدهند که خوک یعنی
چه 
من شنیده بودم که در امریکا چوانان و دانشجویان پلیس ها
را خوک مینامند و با خودم میگفتم حتما پلیس ها با مردم
بد رفتاری میکنند 
تا روزی که شخصی در امریکا به من تلفن کردو گفت از
اداره پلیس زنگ میزند واحتیاج به کمک مالی برای خودشان
دارد 
و با کمی سخن گفتن با او دستگیرم شد که او در ماه دو هزار
و پانصد  دلار فقط حقوق میگیرد و بخشی از خرج اداره
 پلیس را با گداٌی از مردم میگیرد 
از آن روز نگاهم به خوک ها عوض شد و حتی وقتی به 
خود من بد کردند عکس العملی نشان ندادم 
همان گونه که دیگر هرگز به هیچ وجه خود را وارد دعوای
پلیسان امریکا و سیاهان نمیکنم 
و میدانم که اگر تحریکشان نکنید بسیار هم انسان های نرم 
و مهربانی با هم هستند 

کسانی مانند لوئیس فراخوان به قیمت مرگ سیاهان هموطن ما
اجندای کثیف جنگ طلبانه پراز نفرت خود را پخش میکنند
و کسانی مانند جورج سوروس زندگی آنان را با پول های
باور نکردنی میخرند 

خوب چرا باید سیاهان زجر کشیده و پلیسانی که هرباز از خانه
خارچ میشوند امید بازگشت ندارند فدای حقه بازی هاو شارلاتانیزم
فراخوان و سوروس و باقی شوند 
نه عاقلانه نیست گول خوردن 
باید برادری و دوستی را جایگزین این ری سیزم ساختگی
مصنوعی نهاد 
و به هر دو گروه گفت که اشکال ما یکدیگر نیستیم 
اشکال ما جورج سوروس و انتیفا و زندگی سیاه مهم
است و چرت و پرت های غیر واقعی هستند که باید
همه
 را به مستراح ریخت و هرکه با شما سخن از دیگری
زد فوری گفت خفه شو ایناف ایز ایناف 

مادر هر دو گروه شما 
نانا زولا 

No comments: