در میان انبوه مهاجران بعد از جنگ جهانی دوم که
با کشتی ها به نیویورک آمدند
بسیاری از سران و افسران مخفی گشتاپوو اس اس
بودند که با لباس های پاره پوره و دو سه کیسه
بزرگ سیب زمینی به امریکا آمده بودند و برای
خود نقشه هائی داشتند که مردمی که تصور میکردند
نازیزم و فاشیسم شکست خورده است مطلقا خبری
از آن نداشتند
یک نازی شکنجه گر آلمانی بود به اسم ویلهم فون
باخ زاکر برگ
او همان کسی بود که با لباس های پاره و کیسه های
سیب زمینی وارد امریکا شد
و هنگامی که مامور مربوطه کیسه ها را باز کرد
در یکی تمامی انگشترهای یهودیانی که در هالوکاست
کشته بودند بود و در دیگری شمعدان های نه دانه که
از طلا یا نقره بود
مامور نگاهی کرد و گفت آیا تو یهودی هستی
او گفت آری من یهودی هستم
مامور گفت این یادگارهای گران قیمت را برای
چه آورده ای
ویلی فون باخ زاکر برگ در پاسخ گفت برای پس
دادن به کسان مقتولان هالوکاست
( بیشرف دروغ میگفت )
فکرش را از این همه وقاحت بکنید
و از من نپرسید که چرا این بچه روانی این همه
پر رو و وقیح است
سابقه ژنتیکی و منطقه ای دارد پدر سگ انترکیب
خلاصه که این نازیست هوی دیوتی توانست با فروش
جواهرات و شمعدان های یهودیان ثروت زیادی به
جیب ریخته
و چون آن زمان باید اقتصاد راه می افتاد با خاندان
زشت بد بوی کمونیست راکفلر دزد و فاسد و نازیست
دیگر یعنی جورج گهی سوروس روی هم ریخته و
نقشه خیلی خیلی خیلی ثروتمند شدن را کشیدند
هنگامی که او مانند خری اسهالی سقط شد این
زاکرمادر فاکر برگ شروع به لگد زدن به
آنان کرد و راکفلر چون حوصله نداشت و پیر شده
بود گفت این بچه بوگندو را تحویل چین دهید
مشاورانش گفتند چه شکلی
راکفلر کمی اندماغش را گرفت و گفت
یک زن چینی با تنکه قرمز سکسی به سراغش
بفرستید که روی تنکه قرمزش داس و چکش و
عکس مائو را نقاشی کرده است
فوری عاشقش شده و کار تمام است
تف تف تف براین آبسشن راکر مادرفاکر برگ با
رنگ سرخ و تنکه داس و چکشی
تمامی مشگلات بر گردن ماموری است که وقتی کیسه های
سیب زمینی را مملو از انگشتر دید که بعضی انگشترها
انگشتی هم بهشان وصل بود باید می فهمید که کاسه ای زیر
نیم کاسه است و فاشیست ها و نازی ها را راه نمیداد
نانا زولا

No comments:
Post a Comment