چه گذشت ؟
بچه های فضول ذلیل شده من که شما باشید و همگی
خس و خاشاک و سبد زباله گویا هستید
خود را آماده کنید تا ماجرای خیانت آخرین لحظه ویلیام
بار به خودمان را برایتان بگویم
این ویلیام بار هنگامی که بیست سالش بود و در مدرسه
قوانین قضای حاجت امریکا مشغول تحصیل و اگر بر
سرش اره ای نهاده از وسط دو نیمه اش کنید هر نیمه
میشود وزن آن زمان مردک پوفیوز پر خور
روزی که همه از مدرسه رفته بودند او هم رفت در توالت
مردانه شاش کند که چشمتان روز بد نبیند و
گوشتان صدای بد نشنود صدای گریه های بلند
بلند و جیغ های گوش خراش از یکی از کابین ها
شنید
با صدای کلفت گفت
کیست مگر نمیدانی این توالت مردانه است جیغ هایت
زنانه است چرا
که درب یک کابین باز شد و ننسی پلوسی در حالی
که با یک دستمال توالت ابتدا شاش هایش و بعد
اشک هایش را پاک میکرد خارج شد و سرش را روی
شانه لاغر ویلیام بار نهاد
و گفت مدتهاست عاشق جان اف ک هستم ولی امروز
دست رد به سینه ام زد و گفت نه به شخص دیگری
حواله ات میدهم
که خوب چیشمان کور شده قلمبه ویلیام بار کمی برق
پراند و در حال این که مثلنی او را نوازش میکند
یواش یواش او را داخل همان کابین شاشی گریه ای
برد و خودتان دیگر میدانید چه شد
آن زمان هر روز به طویله ای رفته کمی پشگل بو کرده
و لذت برده و کمی هم سکس کرده من نمیدانم لذت برده اند
یا نه به من چه مربوط که بدانم مرده شور هر دو نفرشان
را ببرند
بعله میگفتم دو سه ماهی با هم به طویله میرفتند تا یک روز
که ننسی به ویلی تلفن کرد و گفت خیلی متاسفم یک مرد
ثروتمند میخواهد با من ازدواج کند و باید رابطه با تو را
قطع کنم
ویلی کمی فکر کرد و گفت راست میگوید من که ثروتمند
نیستم وگفت باشه
با توجه به سن ننسی دو شاش قرنی گذشت و
این دو هم را ندیدند و اگر جائي شبیه عکس
بالا بهم رسیدند تظاهر کردند که یکدیگر را
نمیشناسند
تا بالاخره همین اواخر ننسی به ویلی تلفن کرد
وگفت ترا به بوی شاش های توالت و پشگل های
طویله و جوراب های بد بو بیا و به من کمکی
کن
که ویلی فوری گفت هرچه باشد
و با هم نقشه کشیدند که اگر چیزی به نفع ترامپ
باشد او بگوید نادرست است
ولی هرچه بایدن بگوید او بگوید درست میگوید
من که فکر میکنم عین این گی ها که از کلوزت خارج
شدند
بالاخره مجبورشان کنیم از کلوزت های خود خارج و اقرار
کنند که به ما خیانت کرده اند
نانا زولا
No comments:
Post a Comment